شوک به بازار LNG ماهها و شاید سالها طول میکشد تا به یک تعادل جدید برسد و در این مسیر، قطر بازنده بزرگ است، آمریکا برنده بزرگ، و کشورهای فقیر ورشکسته، قربانی.
به گزارش سرمایه فردا، بیست و هشتم فوریه ۲۰۲۶، روزی که تنگه هرمز پس از حملات به ایران به روی کشتیها بسته شد، نقطه عطفی در تاریخ انرژی جهان رقم خورد. قطر، غول گازی خلیج فارس، ناگهان خود را در حبس یافت. نفتکشهای حامل گاز طبیعی مایعشده (LNG) دیگر نمیتوانستند از شاهراه آبی خارج شوند و تولید در یک ماه با سقوطی دوسومه و ۱۰.۴ میلیارد مترمکعبی مواجه شد. دنیا در مبدأ، حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی LNG را از دست داد. جهش قیمت در آسیا به ۲۵ دلار، شکار محمولهها از آنگولا و نیجریه، و سرازیر شدن گاز آمریکا به بازارهای شرق، بازی پیچیدهای را آغاز کرده که پیامدهای آن هنوز در قیمتها هضم نشده است.
قطر در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰.۹ میلیون تن LNG صادر کرد و پس از آمریکا و استرالیا، سومین صادرکننده بزرگ جهان بود. اما این حجم عظیم، اکنون در بند تنگه هرمز افتاده است. پس از حملات ۲۸ فوریه و بسته شدن تنگه به روی تردد دریایی، قطر دیگر نمیتواند محمولههای خود را خارج کند. کشتیهای حامل گاز، یا در بنادر بارگیری شده و معطل مجوز عبورند، یا اساساً به دلیل نبود تقاضای مؤثر، بارگیری نمیشوند.
نتیجه، یک فاجعه است. تولید LNG قطر در یک ماه، ۱۰.۴ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا میکند. یعنی یک سقوط دوسومه و ناگهانی. دلیلش ساده است: بر خلاف نفت خام که میتوان آن را در تانکرهای شناور یا مخازن زمینی برای هفتهها و ماهها ذخیره کرد، LNG چنین امکانی ندارد. ذخیرهسازی LNG نیازمند مخازن فوقعایق، فشار منفی ۱۶۰ درجه و هزینههای گزاف است. به همین دلیل، تولیدکنندهای مثل قطر، وقتی مطمئن شود صادرات برای هفتهها یا ماهها ممکن نیست، چارهای جز کاهش یا توقف تولید ندارد.
اهمیت این رویداد را باید در مقیاس جهانی سنجید. قطر حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی LNG را تأمین میکند. با توقف صادرات این کشور، یک پنجم از گازی که کشتیها به چهار گوشه جهان میبردند، یک شبه ناپدید شد. بقیه تولیدکنندگان (آمریکا، استرالیا، روسیه، آفریقا) هرچقدر هم تلاش کنند، نمیتوانند به سرعت این خلأ را پر کنند. افزایش صادرات LNG آمریکا به آسیا چند ماه زمان میبرد (نیاز به تمدید قراردادها، تغییر مسیر کشتیها، و گاهی اوقات تطبیق مشخصات فنی با ترمینالهای مقصد).
بازار LNG ذاتاً انعطافپذیر نیست. معاملات آن عمدتاً مبتنی بر قراردادهای بلندمدت (۲۰-۲۵ ساله) است و بازار نقدی (Spot Market) سهم کوچکی دارد. اما وقتی عرضه از مبدأ بزرگای مثل قطر قطع میشود، مشتریانی که گازشان را از دست دادهاند، به هر قیمتی به دنبال محمولههای جایگزین در بازار نقدی میگردند. همین تقاضای desperate است که قیمتها را به آسمان میفرستد.
قیمت نقدی LNG در آسیا (که به عنوان شاخص JKM شناخته میشود) قبل از بسته شدن تنگه هرمز، حدود ۱۰ تا ۱۲ دلار در هر میلیون واحد حرارتی بریتانیایی (MMBtu) بود. پس از شوک قطع صادرات قطر، این قیمت به ۲۵ دلار جهش کرد و سپس در محدوده ۱۸ دلار تثبیت شد. این فاصله نجومی با قیمت گاز در آمریکا (حدود ۳ دلار) را نشان میدهد. تفاوت ۱۵ دلاری یعنی آسیا حاضر است سه برابر قیمت آمریکا بپردازد تا گاز مورد نیاز خود را تأمین کند، چون سوخت جایگزین (نفت کوره، زغال سنگ) یا گرانترند یا آلایندگی بالاتری دارند.
در اروپا نیز قیمت گاز (شاخص TTF) به بالای ۲۰ دلار در MMBtu رسید. اما اروپا برخلاف آسیا، ذخایر گاز زیرزمینی گستردهای دارد و میتواند چند ماهی را تحمل کند. همچنین، خطوط لوله از نروژ، آذربایجان، و شمال آفریقا هنوز باز هستند. بنابراین فشار قیمتی بر اروپا کمی کمتر از آسیاست.
بازنده بزرگ این سناریو، پاکستان است. این کشور که به شدت به LNG قطر وابسته است و توان پرداخت قیمتهای ۱۸ دلاری را ندارد، واردات خود را به حدود یکسوم سطح عادی کاهش داده است. کارخانهها تعطیل میشوند و نیروگاهها به نفت کوره گرانقیمت و آلاینده روی میآورند.
هند اما انعطاف بیشتری نشان داده است. دهلی نو به سرعت به دنبال محمولههایی از آنگولا، نیجریه و آمریکا رفته است. اگرچه قیمت بالاست، اما صنعت پتروشیمی و فولاد هند میتواند تا چند ماهی این قیمتها را تحمل کند، پیش از آن که تقاضا را کاهش دهد.
برنده بزرگ، آمریکا است. LNG آمریکا که قبلاً مقصد اصلیاش اروپا بود، حالا به سمت آسیا سرازیر میشود. صادرکنندگان آمریکایی قراردادهای نقدی (Spot) خود را با پرمیوم (حق بیمه) بالایی میفروشند. اما یک چرخش جالب هم در این میان وجود دارد: وقتی LNG آمریکا به سمت آسیا میرود، خلأیی در اروپا ایجاد میکند. سپس اروپا مجبور میشود به سراغ سایر تأمینکنندگان (مانند نیجریه یا الجزایر) برود. نتیجه، یک بازتوزیع کامل جریان تجارت LNG در جهان است.
پیشبینی اینکه قیمت LNG تا شش ماه دیگر کجا خواهد بود، بسیار دشوار است. بستگی به دو متغیر کلیدی دارد: اول، مدت زمان بسته ماندن تنگه هرمز؛ دوم، سرعت جایگزینی LNG قطر توسط سایر تولیدکنندگان. اگر تنگه هرمز برای ماههای بیشتری بسته بماند، قیمت گاز نقدی در آسیا میتواند بالای ۲۰ دلار باقی بماند.
نکته مهم این است که قیمت نقدی فقط یک «نشانه» از عمق بحران است. آثار واقعی این شوک (تعطیلی صنایع، کاهش تولید برق، و افت رشد اقتصادی در کشورهای واردکننده) معمولاً در عرض یک هفته در قیمتها هضم نمیشوند. شوک به بازار LNG ماهها و شاید سالها طول میکشد تا به یک تعادل جدید برسد و در این مسیر، قطر بازنده بزرگ است، آمریکا برنده بزرگ، و کشورهای فقیر ورشکسته، قربانی.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا