در سالهای اخیر، برخی بانکها با تکیه بر روشهای حسابداری مانند تجدید ارزیابی داراییها، سرمایهی خود را افزایش دادهاند، بدون آنکه نقدینگیِ واقعی واردِ بانک شده باشد. این یعنی کمیتِ سرمایه افزایش یافته، اما کیفیتِ آن، همچنان محلِ سؤال است.
به گزارش سرمایه فردا، در دنیای پیچیدهی بانکداری، شاید هیچ مفهومی به اندازهی «سرمایه» برای بقای یک بانک حیاتی نباشد. اما سرمایهی بانک دقیقاً چیست و چرا برخی بانکها تمایلی به افزایش آن ندارند؟ در ششمین قسمت از میز بانک فردای اقتصاد، با حضور محمدصادق عبداللهیپور، کارشناس بانکداری، به این پرسشها پاسخ دادیم. سرمایه، نقش یک سپر یا ضربهگیر را ایفا میکند؛ وقتی تسهیلاتِ پرداختیِ بانک، به هر دلیلی، بازپرداخت نمیشوند، این سرمایه است که باید زیان را جذب کند و از انتقالِ آن به سپردهگذاران جلوگیری نماید. اما در سالهای اخیر، برخی بانکها با تکیه بر روشهای حسابداری مانند تجدید ارزیابی داراییها، سرمایهی خود را افزایش دادهاند، بدون آنکه نقدینگیِ واقعی واردِ بانک شده باشد. این یعنی کمیتِ سرمایه افزایش یافته، اما کیفیتِ آن، همچنان محلِ سؤال است.
برای درکِ مفهومِ سرمایهی بانک، باید نگاهی به ترازنامهی آن بیندازیم. بانکها، از یک سو، سپردههایِ مردم را جذب میکنند (بدهیهای بانک) و از سوی دیگر، این منابع را در قالبِ تسهیلات به متقاضیان اعطا میکنند (داراییهای بانک). حالا اگر بخشی از این تسهیلات، به هر دلیلی، بازپرداخت نشود و نکول کند، بانک با یک زیان مواجه میشود.
در این شرایط، اگر بانک سرمایهای داشته باشد، این زیان ابتدا از محلِ سرمایه جبران میشود و سپردههایِ مردم، در امان میمانند. به عبارتِ دیگر، سرمایه، نقش یک سپر یا ضربهگیر را ایفا میکند؛ تا وقتی که زیان، از میزانِ سرمایه فراتر نرود، سپردهگذاران با خطری مواجه نمیشوند.
عبداللهیپور، این مفهوم را با یک مثالِ ساده توضیح میدهد: فرض کنید بانکی ۱۰۰ واحد سپرده دارد. بر اساسِ مقررات، باید ۱۰ واحد از آن را نزدِ بانک مرکزی نگهداری کند (سپردهی قانونی) و ۹۰ واحدِ باقیمانده را تسهیلات بدهد. اگر ۱۰ واحد از این تسهیلات نکول کند، بانک باید این زیان را شناسایی کند. اگر بانک ۱۰ واحد سرمایه داشته باشد، این زیان، تمامِ سرمایه را میخورد، اما سپردهها دستنخورده باقی میمانند. اما اگر زیان، از ۱۰ واحد فراتر رود، دیگر سرمایهای برای جذبِ زیان باقی نمیماند و زیانِ مازاد، به سپردهگذاران منتقل میشود.
با وجودِ اهمیتِ حیاتیِ سرمایه، بسیاری از بانکها تمایلِ چندانی به افزایشِ آن ندارند. عبداللهیپور، دو دلیلِ اصلی برای این موضوع بیان میکند:
نخست؛ شاخصِ بازدهیِ سرمایه (ROE): بانکها، مانند هر بنگاهِ اقتصادیِ دیگری، به شاخصِ بازدهیِ سرمایه (نسبتِ سود به سرمایه) توجه دارند. هرچه سرمایه بیشتر باشد، نسبتِ سود به سرمایه کاهش مییابد و بانک، از نظرِ سودآوری، ضعیفتر به نظر میرسد. به همین دلیل، سهامداران معمولاً تمایلی به افزایشِ سرمایه ندارند، چون باعث کاهشِ بازدهیِ سرمایهشان میشود.
دوم؛ عدمِ تمایل به ورودِ منابعِ جدید: در برخی موارد، سهامداران تمایلی ندارند منابعِ جدیدی را واردِ بانک کنند، به ویژه اگر نگرانِ بازدهیِ آن یا نحوهی مدیریتِ منابع باشند. به عبارتِ دیگر، ترجیح میدهند بانک با همان سرمایهی محدودِ خود به فعالیتِ خود ادامه دهد، حتی اگر این کار، ریسکِ ورشکستگی را افزایش دهد.
برای اینکه مشخص شود یک بانک، چه میزانِ سرمایه باید داشته باشد تا از ورشکستگی در امان بماند، شاخصی به نام نسبتِ کفایت سرمایه (Capital Adequacy Ratio) تعریف شده است. این نسبت، میزانِ سرمایهی بانک را به داراییهایِ موزونشدهی آن (داراییهایی که بر اساسِ ریسک، وزندهی شدهاند) مقایسه میکند.
بر اساسِ استانداردهایِ کمیتهی بال (Basel)، که مهمترین مرجعِ تدوینِ مقرراتِ بانکی در جهان است:
· سرمایهی لایهی یک (سرمایهی باکیفیت و نقد): باید حداقل ۴.۵ درصد از داراییهایِ موزونشده را پوشش دهد.
· کلِ سرمایه (شاملِ لایههایِ مختلف): باید حداقل ۸ درصد از داراییهایِ موزونشده را پوشش دهد.
عبداللهیپور، با اشاره به اینکه آخرین دستورالعملِ بانک مرکزی ایران، تنها بر رویِ حداقلهایِ ۴.۵ درصد و ۸ درصد تأکید دارد، بیان میکند که متأسفانه، نظامِ بانکیِ ایران، هنوز به طورِ کامل، الزاماتِ تکمیلیِ کمیتهی بال (مانند سپرِ نگهداریِ سرمایه، سپرِ ضدچرخهای و سرمایهی اضافی برایِ بانکهایِ با اهمیتِ سیستمی) را اجرا نمیکند.
اما شاید مهمترین نکتهای که در این گفتوگو مطرح شد، تأکید بر کیفیتِ سرمایه بود. عبداللهیپور، با اشاره به اینکه نسبتِ کفایتِ سرمایهی بسیاری از بانکهایِ ایران، در سالهایِ اخیر، به طورِ مصنوعی افزایش یافته است، میگوید:
«ما در سالهایِ گذشته، شاهدِ افزایشِ سرمایهی برخی بانکها از محلِ تجدید ارزیابیِ داراییها بودیم. یعنی یک عملیاتِ حسابداری، بدونِ اینکه یک ریال پولِ نقد واردِ بانک شود، باعث شده است که سرمایهی بانک افزایش یابد و نسبتِ کفایتِ سرمایه، بالاتر رود. اما سؤال این است که اگر یک بحران پیش بیاید و بانک نیاز به پولِ نقد داشته باشد، آیا این سرمایهی حسابداری، واقعاً میتواند زیان را پوشش دهد؟»
به عبارتِ دیگر، آنچه برایِ سلامتِ یک بانک حیاتی است، نه فقط عددِ سرمایه، که نقدشوندگی و کیفیتِ آن است. سرمایهای که به صورتِ نقد در اختیارِ بانک باشد، در زمانِ بحران، میتواند از آن محافظت کند، اما سرمایهای که صرفاً رویِ کاغذ و از محلِ تجدیدِ ارزیابیِ داراییها ایجاد شده باشد، در عمل، هیچ نقشی در جذبِ زیان و حفظِ سپردهگذاران نخواهد داشت.
سرمایهی بانکها، قلبِ تپندهی سلامتِ نظامِ بانکی است. این سرمایه، نه تنها از سپردهگذاران در برابرِ زیان محافظت میکند، بلکه به بانکها اجازه میدهد تا در شرایطِ بحرانی، به فعالیتِ خود ادامه دهند. با این حال، افزایشِ کمیِ سرمایه، بدونِ توجه به کیفیتِ آن، نمیتواند ضامنِ ثباتِ یک بانک باشد.
نکتهی کلیدی که از این گفتوگو به دست میآید، این است که نهادهایِ ناظر باید بر کیفیتِ سرمایهی بانکها، بیش از کمیتِ آن، نظارت کنند. سرمایهای که از محلِ تجدیدِ ارزیابیِ داراییها و بدونِ ورودِ نقدینگی ایجاد شده باشد، در زمانِ بحران، کاراییِ لازم را نخواهد داشت و بانک را در معرضِ ورشکستگی قرار خواهد داد.
منبع: گفتوگو با محمدصادق عبداللهیپور، کارشناس بانکداری
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا