#داغ های خبری
دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵

تغییر سیاست اجتماعی ایران کلید خورد

تغییر سیاست اجتماعی ایران کلید خورد

فضای اجتماعی کشور به‌سمت پذیرش تفاوت‌ها و کاهش تنش‌های فرهنگی حرکت کرده است که بخشی از این مسأله ناشی از وجود تنش‌های خارجی است.

مهرشاد ایمانی: جنگ به‌طور موقت پایان یافته و خبرهای امیدبخشی از روند مذاکرات به گوش می‌رسد و این به موازات به وجود آمدن فضایی نسبتا با ثبات در داخل است. هنوز گرانی‌ها بر مردم فشار می‌آورد و تورم حتی بیش از دوران پیش از جنگ مردم را با مشکلات عدیده روبه‌رو کرده است. اما آنچه به عنوان ثبات در این روزهای کشور در عرصه داخلی می‌توان مشاهده کرد، همسویی مجموعه نهادهای رسمی با مردم است.

نقدها به نسبت شنیده می‌شود، تقابل با مردم دیده نمی‌شود و در مجموع سعی بر آن است که از یک سو هیچ تنش و تشنج اجتماعی به وجود نیاید و از سوی دیگر تا جایی که ممکن است و قابلیت عملی دارد، مطالبات مردم پیگیری شود یا دست‌ِ‌کم در برابر خواسته‌های مردم ایستادگی نشود و حتی اگر برخی نیروهای سوپرانقلابی در ایام اخیر سعی کردند فضا را ملتهب کنند، کسی اعتنایی به سخنان آنها نکرد؛ برخلاف گذشته که اتفاقا رادیکال‌ها از چنان قدرتی برخوردار بودند که می‌توانستند در تصمیم‌سازی‌ها نقش‌آفرین باشند.

اجماع نظام در موضوع حجاب

مشخصا در موضوع حجاب فضای اجتماعی به سمتی رفته است که تقابلی میان مردم و حاکمیت وجود ندارد و به نوعی تصمیم‌سازی فرهنگی-اجتماعی به خود جامعه واگذار شده است و برخلاف سال‌های 1401 و 1402 که اوج تنش در موضوع حجاب را شاهد بودیم، بعد از دوران جنگ به نظر می‌رسد نهادهای رسمی سعی در به رسمیت شناختن شکل تازه جامعه دارد. دولت مسعود پزشکیان نیز در این مسیر بی‌تأثیر نبوده است و پزشکیان به محض ورودش در دولت از ابلاغ قانون حجاب و عفاف امتناع کرد و صراحتا گفت که چنین قانونی قابلیت اجرا ندارد و تنش‌ها را بیشتر می‌کند. پر واضح است که تصمیم‌گیری کلان در چنین حوزه‌ای صرفا محصول اراده شخص پزشکیان و حتی دولت نیست و متوقف شدن آن قانونِ مصوب مجلس نیز در شورای عالی امنیت ملی رخ داد.

محمدرضا باهنر هم در دو مقطع اسفند 1403 و مهر 1404 در گفت‌وگوهایی اعلام کرد که این قانون از دید کلان نظام به طور کلی کنار گذاشته شده است و دیگر کسی در حوزه حجاب برخوردی با مردم نمی‌کند که البته در آن مقطع دلواپسان هجمه‌های گسترده‌ای به باهنر کردند اما نتیجه همان شد که باهنر اعلام کرده بود. این فضا بعد از ایام جنگ بیش از یک گذشته عینی و ملموس شد و حالا می‌بینیم که در تجمعات شبانه در محکومیت حملات تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل هم باحجاب‌ها و هم بی‌حجاب‌ها در کنار یکدیگر از ایران دفاع می‌کنند.

انتقاد برخی اصولگرایان از سخنان تفرقه افکن

ماه گذشته که رسول فلاحتی، امام جمعه رشت، در سخنانی از تریبون نماز جمعه زنان بی‌حجاب را هم‌سان نتانیاهو دانست و همسران آنها را بی‌غیرت خواند و تهدیدشان کرد که «دمار از روزگارشان در می‌آورند، چنان که حتی نتوانند به خیابان بروند» انتظار می‌رفت نیروهای میانه‌رو، دولتی‌ها یا اصلاح‌طلبان نسبت به چنین مواضعی واکنش منفی نشان دهند اما بسیار مهم بود که برخلاف انتظار علیرضا پناهیان علیه این سخنان موضع گرفت و با بیان خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب درباره نوع رفتار با زنان بی‌حجاب، این رفتار تند و دشمن خدا خواندن بی‌حجاب‌ها را رد کرد. پناهیان با اشاره به اینکه حضرت علی(ع) می‌گوید من 32 مسئله غلط از جمله غلط خواندن نماز را درست نکردم، چون اگر تغییر می‌دادم لشکریانم از دورم پراکنده می‌شدند، به شرایط جنگی اشاره کرد و گفت که اگر الاهم فالاهم نکنیم، عاقل نیستیم.

حسین طاهری، مداح هم در میدان انقلاب گفت که تفکیک بی‌حجاب و باحجاب، حرف مفت و کار دشمن است و بیزاریم از هر که بخواهد تفرقه بیندازد. میثم مطیعی، یک مداح دیگر هم سخنانی مشابه را مطرح کرد و به نقل از رهبر پیشین انقلاب سخنانی را مطرح کرد مبنی بر اینکه همه این زنان با ظاهرهای متفاوت فرزندان این انقلاب‌اند یا محمود کریمی، از دیگر مداحان، در سخنانی مطرح کرد که باید بگوییم بی‌حجاب و باحجاب‌اند و باید این موضوع را بپذیریم.

کاظم انبارلویی از اصولگرایانی که پیش از این با میانه‌روی چندان سر سازگاری نداشت هم در واکنش به دوقطبی‌سازی‌ها در حوزه حجاب گفته است: «یکپارچگی مردم در خیابان‌ها حفظ شده است و این اظهارات دوقطبی‌ساز، محلی برای بروز و ظهور در تجمعات مردمی ندارد.» این سخنان از آن جهت اهمیت دارد که بدنه اصولگرایی و حتی کسانی که تا پیش از این از ضرورت حفظ همه‌جانبه حجاب دفاع می‌کردند، اکنون از آزادی‌های اجتماعی سخن می‌گویند و در حال حاضر شاهد یک جبهه واحد در حوزه اجتماعی هستیم، جبهه‌ای متشکل از سیاسیون، شخصیت‌ها و گروه‌هایی که برای انسجام اجتماعی قائل به باز کردن فضای اجتماعی هستند.

نقش دولت میانه‌رو در باز شدن فضای اجتماعی

در این مسیر دولت مسعود پزشکیان تعیین‌کننده نهایی نبوده است؛ چه آنکه همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، از نظر قدرت سیاسی و البته قانونی با وجود نهاد شورای عالی امنیت ملی نمی‌تواند چنین نقشی را ایفا کند.نقش دولت پزشکیان از این جهت اهمیت دارد که دستکم در بسیاری از حوزه‌های اجتماعی، رویکردی نزدیک‌تر به مطالبات بخشی از افکار عمومی از خود نشان داده و تلاش کرده است از افزایش تنش‌های موجود جلوگیری کند.

به‌خصوص که  دولت در مواردی کوشیده است به جای افزودن بر مسائل و چالش‌های اجتماعی در جهت مدیریت یا کاهش آنها حرکت کند. این در حالی است که برخی ناظران سیاسی بر این باورند که در صورت پیروزی برخی نامزدهای دارای رویکردهای سختگیرانه‌تر در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳، ممکن بود سیاست‌گذاری در برخی حوزه‌های سیاسی و اجتماعی مسیر متفاوتی را تجربه کند. در این صورت احتمال افزایش محدودیت‌ها یا تشدید برخی رویکردهای کنترلی وجود داشت؛ هرچند درباره چنین فرضیه‌هایی نمی‌توان با قطعیت سخن گفت و آنها در حد تحلیل‌های سیاسی باقی می‌مانند.

دست به نقدترین اتفاق موجود باز شدن اینترنت در کشور است. مسلم است که دسترسی آزاد به اطلاعات حق مسلم مردم است و باز شدن اینترنت در کشور شاید می‌توانست زودتر از اینها رخ دهد اما اگر دولت در اختیار برخی افراد تندرو قرار داشت، همین حالا هم این امر محقق نمی‌شد؛ کمااینکه بعد از اتصال اینترنت بین‌المللی سوپرانقلابی‌ها به دولت تاختند و می‌تازند که دولت در این زمینه نباید ورود می‌کرد. آنها حتی مسئله را پیش از این از طریق دیوان عدالت اداری پیگیری کرده بودند تا قدرت نسبی دولت و شخص رئیس‌جمهور در زمینه تصمیم‌سازی در ارتباط با اینترنت را از بین ببرند اما پزشکیان در حوزه اتصال اینترنت ایستاد؛ همان‌طور که در ارتباط با ابلاغ نکردن قانون حجاب و عفاف هم ایستادگی کرد.

رویکرد رهبری درباره آینده اجتماعی ایران

هماهنگی دولت و تمام ارکان حاکمیتی در حوزه‌های مرتبط با مردم وضعیتی را ایجاد کرده است که اکنون شاهد ثبات نسبی در کشور هستیم و اگر همین منوال در ادامه نیز پیش گرفته شود، می‌توان امیدوار بود که دیگر تنش‌ها و ناآرامی‌های اجتماعی به وجود نیاید. این شرایط خواسته رهبر انقلاب نیز هست؛ کما اینکه ایشان در واپسین پیام خود به مسئله جامعه پرداختند و موضع خود را درباره وضعیت اجتماعی و راهبرد آینده نظام در قبال جامعه روشن و تبیین کردند.

ایشان در این پیام از ضرورت پرهیز از هر نوع اختلاف پوچ سیاسی و پرهیز از برجسته‌کردن تفاوت‌های اجتماعی سخن گفتند و مطرح کردند: «طرح و نقشه کور دشمن – پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصره‌ تبلیغاتی و سیاسی – ایجاد تفرقه و تجزیه‌ اجتماعی برای جبران شکست‌های میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است و لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً، مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند».

این سخنان رهبری نقشه راه آینده را نیز مشخص می‌کند؛ اینکه باید در عرصه اجتماعی تفاوت نظرها را به رسمیت شناخت و هیچ موضوعی زمینه انشقاق را ایجاد نکرد. چنین راهبردی از یک سو باعث جلوگیری از هر نوع تنش اجتماعی می‌شود و از سوی دیگر در بلندمدت می‌تواند باعث احیای سرمایه اجتماعی نظام شود؛ موضوعی که در سال‌های اخیر دچار اختلال‌هایی شده بود. نخستین نمود رواداری اجتماعی نیز به رسمیت‌‌شناختن شرایطی تازه در حوزه حجاب و سبک زندگی است.

انزوای رادیکال‌ها و تقویت اعتدال سیاسی-اجتماعی

از سوی دیگر می‌توان انتظار داشت همین رویکرد در حوزه سیاست داخلی یعنی آزادی‌های سیاسی نیز مشاهده شود؛ مشخصا در انتخابات تا گروه‌های مختلف سیاسی بتوانند بیش از گذشته در عرصه سیاسی حضور موثر داشته باشند و مردم مطالبات خود را در تصمیم‌گیری‌های مسئولان مشاهده کنند. از سوی دیگر در حوزه سیاست خارجی نیز کشور را از هر نوع تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی دور کرد تا زمینه شکوفایی اقتصادی نیز فراهم شود به نظر می‌رسد در شرایط کنونی مجموعه نظام به سمت اعتدال حرکت می‌کند و رادیکالیسم سیاسی-اجتماعی به انزوای کامل رانده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید