نقش کروز در ورشکستگی سایپا کجاست؟

حسین مقیسه: گزارش اخیر یکی از رسانههای اصولگرا درباره نقش کروز در بحران تحویل خودروهای سایپا را با دقت خواندم. به اعتقاد من، این گزارش بیش از آنکه تحلیلی از ریشههای بحران باشد، تلاش کرده است همه مشکلات را به عملکرد یک قطعهساز تقلیل دهد؛ در حالی که واقعیت صنعت خودرو بسیار پیچیدهتر از این روایت سادهشده است.
اگر قرار باشد درباره بحران امروز سایپا منصفانه قضاوت کنیم، باید ابتدا به این سؤال پاسخ دهیم که آیا واقعاً همه مشکلات از رفتار یک تأمینکننده ناشی شده است یا اینکه با یک بحران ساختاری و انباشته روبهرو هستیم؟
اظهارات رسمی مدیرعامل سایپا نشان میدهد بخش مهمی از بحران، حاصل فروشهای فراتر از ظرفیت تولید در سالهای گذشته، ایجاد تعهدات سنگین، ناترازی مالی، مصرف منابع پیشفروشها و کاهش توان پرداخت به زنجیره تأمین است. رئیس انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعهسازان نیز بارها تأکید کرده که صنعت قطعهسازی کشور بازاری رقابتی است و مشکل اصلی امروز، کمبود نقدینگی و جهش هزینههای تولید است، نه انحصار یک شرکت.
خودروساز و مطالبات زنجیره تأمین
واقعیت این است که تقریباً همه قطعهسازان طی دو سال گذشته با افزایش شدید قیمت مواد اولیه، نرخ ارز، هزینه حملونقل، بیمه و انرژی روبهرو بودهاند. در چنین شرایطی، اگر خودروساز نتواند مطالبات زنجیره تأمین را به موقع پرداخت کند، اختلال در تولید دور از انتظار نیست.
نکته مهمتر آن است که همین شرایط بر ایرانخودرو نیز حاکم بوده، اما نتایج عملکرد دو شرکت یکسان نبوده است. بنابراین، ریشه بحران را باید در کیفیت حکمرانی، مدیریت و وضعیت مالی شرکتها جستوجو کرد، نه صرفاً در عملکرد یک تأمینکننده.
بدون تردید اگر هر قطعهسازی به تعهدات خود عمل نکند، باید پاسخگو باشد و هیچ شرکتی نباید مصون از نقد باشد. اما عدالت رسانهای نیز اقتضا میکند که همه واقعیتها دیده شود. نمیتوان دهها عامل مدیریتی، مالی و سیاستی را نادیده گرفت و همه بار یک بحران چندساله را بر دوش یک شرکت گذاشت.
نکتهای که بیش از همه جای تأمل دارد، جایگاه رسانهای است که چنین روایتی را منتشر کرده است. تسنیم یک رسانه حاکمیتی است و به همین دلیل انتظار میرود بیش از هر رسانه دیگری، در تحلیل مسائل راهبردی تولید، نهایت دقت، بیطرفی و مسئولیتپذیری را رعایت کند.
امروز صنعت خودرو، زنجیره قطعهسازی و تولید کشور زیر فشار همزمان تحریم، کمبود نقدینگی، ناترازی انرژی، محدودیتهای ارزی و مشکلات تأمین مواد اولیه قرار دارد. در چنین شرایطی، انتشار گزارشهایی که بدون بررسی همه ابعاد مسئله، یک بنگاه تولیدی را به عنوان مقصر اصلی معرفی میکند، نه تنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه میتواند تصمیمگیری نهادهای نظارتی را نیز از مسیر صحیح منحرف کند و ناخواسته به تضعیف اعتماد در زنجیره تولید بینجامد.
کروز نیز مانند هر بنگاه اقتصادی دیگری باید پاسخگوی عملکرد خود باشد، اما نباید این واقعیت نادیده گرفته شود که این شرکت، با وجود مطالبات انباشته بسیار سنگین که بنا بر برخی گزارشها به بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان رسیده و چندین برابر مطالبات بسیاری از قطعهسازان بزرگ دیگر است، همچنان بخش مهمی از تولید خود را حفظ کرده است. این واقعیت نیز بخشی از تصویر صنعت است و حذف آن، تحلیل را ناقص میکند.
به همین دلیل، به نظر میرسد نهادهای نظارتی، علاوه بر بررسی عملکرد خودروسازان و قطعهسازان، باید این پرسش را نیز مطرح کنند که چرا در بخشی از فضای رسانهای، روایتهایی شکل میگیرد که عوامل ساختاری بحران را به حاشیه میبرد و افکار عمومی را متوجه تنها یک بازیگر میکند. پاسخ به این پرسش، برای سلامت فضای رسانهای و تصمیمگیری اقتصادی، کمتر از بررسی عملکرد بنگاهها اهمیت ندارد.
رسانه زمانی به منافع ملی خدمت میکند که همه ابعاد یک مسئله را ببیند. در شرایط حساس امروز، هر گزارشی که به جای روشن کردن ریشههای بحران، صرفاً به دنبال یافتن یک مقصر باشد، بیش از آنکه به حل مسئله کمک کند، صورت مسئله را تغییر میدهد؛ و این، نه به نفع صنعت خودرو است، نه به نفع تولید ملی و نه
به نفع مردم.
