ایران از نظر نظامی ضربه خورده، اما بازدارندگی خود را بازسازی کرده و همچنان مقاوم ایستاده است. در این گزارش، نگاهی میاندازیم به تحلیل فارین افرز از معادله پیچیده کنونی و این که چرا دونالد ترامپ هنوز عزم تهران را دست کم میگیرد.
به گزارش سرمایه فردا، متناقض جنگ؛ ایران ضربه خورد اما بازدارندگی را بازسازی کرد.فارین افرز در تحلیل خود مینویسد: «میراث متناقض این جنگ آن است که ایران از نظر نظامی ضربه خورد، اما در عین حال توانست بازدارندگی خود را دوباره برقرار کند و مقاوم بماند.» این جمله شاید خلاصهترین و در عین حال عمیقترین توصیف از وضعیت کنونی باشد. ایران پایگاهها و تأسیسات نظامی و صنعتی خود را از دست داده، ناوگان هواییاش آسیب دیده، و زیرساختهای کلیدیاش بمباران شده است. اما آنچه واشنگتن پیشبینی نمیکرد، این بود که تهران نه تنها تسلیم نمیشود، بلکه ابزارهای جدیدی برای اعمال فشار پیدا میکند. بستن تنگه هرمز، حملات تلافیجویانه به اهداف آمریکایی در منطقه، و حفظ انسجام داخلی در برابر پنج دهه فشار اقتصادی، همه نشانههای همان «بازدارندگی بازسازیشده» هستند.
فارین افرز به یک نکته کلیدی اشاره میکند که اغلب در تحلیلهای نظامی نادیده گرفته میشود: موقعیت جغرافیایی ایران. نویسنده مینویسد: «موقعیت جغرافیایی ایران، در کنار فناوریهای نسبتاً ارزان، بستن تنگه هرمز را به شکلی مرگبار مؤثر ساخته است.» ایران برای مختل کردن تردد در این آبراه حیاتی، نیازی به ناوهای جنگی گرانقیمت و زیردریاییهای پیشرفته ندارد. مینهای هوشمند، موشکهای ضدکشتی و پهپادهای انتحاری، سلاحهایی هستند که هم ارزانند و هم به سختی میتوان آنها را خنثی کرد. همین ترکیب «جغرافیای استراتژیک به علاوه فناوری ارزان» است که تنگه هرمز را به یک تله مرگبار برای اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
یکی از جالبترین بخشهای تحلیل فارین افرز، جایی است که میگوید: «ترامپ تلاش میکند تا با ایجاد محاصره اختصاصی خود در این تنگه، از موفقیت ایران تقلید کند؛ اما زمان به نفع ایران است.» ترامپ تصور میکند با محاصره دریایی بنادر ایران، میتواند همان فشاری را بر تهران وارد کند که ایران بر اقتصاد جهانی وارد میکند. اما تفاوت اساسی اینجاست: ایران سالهاست در شرایط محاصره زندگی میکند و اقتصادش را با فرض قطع بودن مسیرهای تجاری طراحی کرده است. آمریکا اما هرگز چنین تجربهای نداشته و زیرساختهایش برای شوکهای قیمتی نفت و اختلال در زنجیره تأمین آماده نیست. به عبارت دیگر، ایران در این بازی «تابآوری در برابر شوک» سالها جلوتر است.
فارین افرز به یکی از عمیقترین تفاوتهای ایران و آمریکا در این رویارویی اشاره میکند: «ایران، انگیزه بیشتری برای تحمل طولانیتر فشارها دارد. پیش از این هم نزدیک به پنج دهه فشار و اجبار اقتصادی را تحمل کرده است؛ این کشور، فداتر از آنچه بسیاری انتظار داشتند، انسجام خود را حفظ کرده است.» این جمله کلید فهم معمای ایران است. نسلی که با جنگ و تحریم و کمبود بزرگ شده، دیگر از فشارهای اقتصادی هراس ندارد. هزینههای زندگی بالا رفته، سفرهها کوچکتر شده، اما نظام اجتماعی فرو نپاشیده است. آمریکا اما جامعهای دارد که به رفاه و ثبات عادت کرده و هر جهش قیمتی میتواند به شورش و بحران سیاسی منجر شود. در این نبرد فرسایشی، این برابری طاقت نیست که تعیینکننده است، بلکه نابرابری آسیبپذیری است.
نویسنده فارین افرز با صراحت میگوید: «ترامپ قادر نخواهد بود زمانبندی خود را به ایران دیکته کند.» یعنی اگر ترامپ تصور میکند با چند هفته محاصره یا چند ماه فشار، میتواند ایران را به زانو درآورد، سخت در اشتباه است. ایران هم در جنگ تحمیلی هشت ساله نشان داد که میتواند بدون هیچ دستاورد نظامی مشخص، صرفاً با «نه گفتن» و «ماندن» در برابر یک ائتلاف جهانی بایستد. واشنگتن اما برخلاف تهران، با یک تقویم انتخاباتی و بودجهای مواجه است. هر ماه ادامه این بحران، برای بایدن یا ترامپ (بسته به اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد) هزینه سیاسی دارد. در حالی که برای تهران، «ادامه وضع موجود» خودش یک پیروزی است.
فارین افرز در پایان تحلیل خود، یک توصیه صریح و بیپرده به کاخ سفید میکند: «بهترین گزینه برای او این است که هماکنون از این جنگ خارج شود؛ آمریکا با دستاوردی ناچیز، خسارت سنگینی به اقتصاد جهانی وارد کرد.» این جمله از زبان یک نشریه معتبر آمریکایی، معادل اعتراف به شکست در یک جنگ نیابتی است. آمریکا وارد درگیری شد تا بازدارندگی ایران را بشکند و برجام جدیدی را تحمیل کند. اما بعد از ماهها جنگ، تنها دستاوردش «تضعیف موقت برخی زیرساختهای ایران» است؛ دستاوردی که در مقابل خسارتهای سنگین به اقتصاد جهانی و متحدان منطقهایاش، ناچیز به نظر میرسد.
تحلیل فارین افرز تصویری روشن از وضعیت کنونی ارائه میدهد: این جنگ دیگر فقط درباره موشک و بمب نیست، درباره اراده، زمان و تابآوری است. ایران با وجود ضربات نظامی، بازدارندگی خود را بازسازی کرده و با تکیه بر جغرافیا و فناوریهای ارزان، توانسته اقتصاد جهانی را در گروگان بگیرد. پنج دهه تحریم، جامعه ایران را به یکی از مقاومترین جوامع در برابر فشارهای خارجی تبدیل کرده است. در مقابل، آمریکا در مسابقهای شرکت کرده که زمان در آن به نفع حریف است. ترامپ اگر هوشمند باشد، همین حالا باید از این جنگ خارج شود، پیش از آن که هزینههای ادامه آن از هر دستاورد احتمالی بیشتر شود. و این شاید مهمترین پیامی باشد که فارین افرز به کاخ سفید میفرستد: در نبرد ارادهها، کسی برنده میشود که زودتر از حریف بفهمد چه زمانی باید ایستاد و چه زمانی باید عقب نشست.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا