دفتر احمدینژاد همه ادعاهای مطرحشده را تکذیب کرده و آنها را بخشی از جنگ روانی توصیف میکند با این حال رسانههای خارجی همچنان به احمدینژاد به عنوان مورد مشکوک میپردازند.
در ماههای اخیر گزارشهای نیویورکتایمز توجه رسانهها و محافل سیاسی را به محمود احمدینژاد جلب کرد؛ گزارشهایی که نه به تایید شخص احمدینژاد و دفتر او رسیده است، نه مورد تایید مقامات ایرانی است و نه آنکه نزدیکان احمدینژاد صحت آن را تایید میکنند.
ادعاهای نیویورک تایمز
به گزارش سرمایه فردا، اواخر اردیبهشت سال جاری بود که این رسانه آمریکایی مدعی شد پس از آغاز حملات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران برنامهای برای تغییر رهبری در ایران و به قدرت رساندن محمود احمدینژاد تدوین شده بود. به نوشته این روزنامه ترامپ، در روزهای ابتدایی جنگ معتقد بود بهتر است فردی از داخل ایران قدرت را در دست بگیرد و در همین چارچوب، محمود احمدینژاد بهعنوان گزینه مورد نظر مطرح شد. نیویورک تایمز مدعی شد که مقامهای آمریکایی گفتهاند احمدینژاد درباره طرح تغییر حکومت مورد مشورت قرار گرفته است. این روزنامه مطرح کرد حمله اسرائیل به خانه احمدینژاد نه برای کشتن او بلکه برای «آزاد کردن او از حصر» انجام شده بود تا زمینه فرار او فراهم شود.
نیویورک تایمز به تازگی یک گزارش دیگر نیز منتشر کرد و به نقل از مقامات آمریکایی و ایرانی بدون نام بردن از آنها مدعی شد که موساد از سال ۲۰۲۴ روند برقراری ارتباط محرمانه با محمود احمدینژاد را آغاز کرده و این ارتباط را در چارچوب برنامهای برای تغییر نظام در ایران دنبال کرده است. نخستین تماسهای این پروژه در جریان سفر احمدینژاد به بوداپست و حضور او در یک نشست دانشگاهی برقرار شد؛ سفری که به ادعای این گزارش، پوششی برای دیدارهای محرمانه با مقامهای اطلاعاتی اسرائیل بوده است. بر اساس این گزارش ادعایی، موساد پس از آغاز این ارتباط، چندین دیدار دیگر نیز با احمدینژاد در خارج از ایران برگزار کرد و او را یکی از گزینههای احتمالی برای ایفای نقش در صورت تغییر ساختار قدرت در ایران در نظر گرفته بود.
نیویورکتایمز همچنین مدعی شد این طرح تنها به ارتباط با احمدینژاد محدود نبوده و آموزش و تجهیز برخی گروههای مسلح کرد مستقر در شمال عراق نیز بخشی از سناریوی مورد نظر اسرائیل برای ایجاد تغییرات در ایران بوده است؛ هرچند به نوشته این روزنامه، این بخش از طرح هرگز وارد مرحله اجرا نشد. این روزنامه در ادامه مینویسد که همزمان با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پس از حملهای که محل اقامت احمدینژاد را هدف قرار داد، تلاشهایی برای انتقال وی به یک خانه امن انجام شد، اما این روند به نتیجه نرسید و طرح موساد شکست خورد.
علاوه بر این دو گزارش تامیر هیمن، رئیس سابق دستگاه اطلاعات داخلی اسرائیل در مصاحبه با شبکه پیبیاس آمریکا مدعی شد: «یک زنجیرهای امنیتی برای ایران از سوی اسرائیل طراحی شده بوده که با کردها شروع میشده و پروژه احمدی نژاد یکی از حلقههای این زنجیره بوده است. این مقام اطلاعاتی رژیم اسرائیل علت عدم اجرای این پروژه را توقف در حلقه اول یعنی کردها با فشار رجب طیب اردوغان به ترامپ عنوان کرد».
واکنش دفتر احمدینژاد
دفتر محمود احمدینژاد پس از انتشار گزارش دوم نیویورک تایمز در بیانیهای آن را به کلی تکذیب کرد و گزارشهای این روزنامه را ادعاهایی «هالیوودی» توصیف کرد. در این بیانیه آمده است: «روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ اردیبهشت ماه گذشته با انتشار خبری کاملا کذب علیه آقای دکتر احمدی نژاد، کوشید تا با سوءاستفاده از حساسیتهای سیاسی ناشی از تهدیدات نظامی، افکار عمومی را مشوش کند و با توجه به محبوبیت مردمی گسترده ایشان، به جنگ روانی علیه قاطبه ملت شریف ایران بپردازد. بیاعتبار بودن روزنامه مذکور و مضحک بودن سناریوی مطرح شده، مانع از این بود که به آن اعتنا شود.
این روزنامه که به انتشار اخبار فیک و دروغ پردازی مشهور است، برای جبران ناکامی خود، اکنون و پس از ۵۵ روز مجددا ضمن طرح همان سناریوی مفتضح، کوشیده است با دادن شاخ و برگ به شجره خبیثه دروغ، فتنه انگیزی نماید. این روزنامه که در قبال دریافت وجه، حاضر به انتشار مقالات و اخبار جعلی از عناصر بدنام و معلومالحال است، برای جا انداختن ادعای سخیف خود، مدعی شده است که آقای احمدینژاد در حصر خانگی قرار دارد.
ما اگرچه همچنان بر این باور هستیم که ادعاهای هالیوودی روزنامه نیویورک تایمز نیازی به تکذیب ندارد، اما بنا به ملاحظات سیاسی و شرایط حساس کشور و برای دفع فتنه دشمنان، ضمن تکذیب قاطع همه ادعاهای سراسر دروغ جریده بیآبروی نیویورک تایمز و عوامل پلید و پلشت دستاندرکار فتنه مذکور، به مردم عزیز و شریف ایران بزرگ و سربلند اعلام میکنیم که فرزند محبوب و خدومشان سرافراز و استوار، چونان همیشه مشغول امور جاری و در خدمت یکایک آن بزرگواران است».
ادعای حیدر مصلحی و مهدی طائب
ادعاهای نیویورکتایمز اما با واکنشهای زیادی در داخل ایران مواجه شد. بسیاری آن را گزارشی غرضورزانه دانستند و مطرح کردند که چنین گزارشهایی برای ایجاد شکاف و اختلاف میان نیروهای سیاسی داخلی است و برخی نیز ادعاهای این روزنامه آمریکایی را نه تایید و تکذیب کردند. در این بین سخنان حیدر مصلحی که پنج سال پیش یعنی در سال 1400 مطرح کرده بود بار دیگر بازنشر شد و توجهها را به خود جلب کرد.
او میگفت اسفندیار رحیممشایی، از نزدیکترین افراد به احمدینژاد جاسوس انگلیس است. مصلحی با طرح این ادعا میگفت: «دستگاههای اطلاعاتی امآی6 انگلیس، سیآیای آمریکا و موساد در عین حال که محوریت صهیونیستی دارند اما هر کدام یک کاری میکنند؛ سیآیای آمریکا پیچیدگی ندارد و روحیه بزنبهادری دارد اما امآی6 انگلیس پیچیدگی دارد، خیلی پیچیدگی قابل توجه دارد و به این راحتی قابل کشف نیست. تمام کشورهای دنیا را زیر و رو و مکاتب را بررسی کرده است. امآی6 بر مذهب شیعه سنگین کار کرده است».
او همچنین مطرح میکرد که: «ایشان [احمدینژاد] توقع و انتظارشان این بود که برخی اطلاعاتی که به دستگاه اجرایی و رئیسجمهور مربوط نبود را در اختیار داشته باشد. ما هم میدیدیم که این شدنی نیست چون برخی اطلاعات در شأن رهبری بود و فقط ایشان باید در جریان قرار میگرفت اما احمدینژاد در این موارد با بنده جروبحث زیادی داشت. ضمن اینکه ایشان در انتخاب افراد در بدنه وزارت نیز تاملاتی داشت».
مهدی طائب هم تیرماه سال 97 در پاسخ به این پرسش که آیا رئیس دفتر احمدینژاد جاسوسانه عمل میکرده، گفت: بله، آقای مشایی نیروی بسیار پیچیدهای است و اینکه جاسوس است یا نه، خودش باید بگوید. مشایی توانست آقای احمدی نژاد را که در ریل نظام جلو میرفت از ریل خارج کند و تبدیل به یک نیروی ضد نظام کند، این نشان میدهد در این زمینه آدم موفقی است». او در پاسخ به اینکه آیا شما اسنادی دارید که ایشان جاسوس دشمن بوده است، گفت: «آقای مشایی به دلیل حرفهای بودن اسناد و مدارکی از اقداماتش برجای نگذاشته است».
ماجرای دیدار با همسر حسین فاطمی
پیش از اینها نیز ماجرای دیدار پریوش سطوت، همسر حسین فاطمی (وزیر خارجه دولت محمد مصدق) با محمود احمدینژاد زمینهساز بحثهای متعددی در زمینه احتمال نفوذ دستگاههای جاسوسی انگلیس شد. فروردین سال 87 بود که سطوت با احمدینژاد دیدار کرد و در آن دیدار دفترچه خاطرات همسرش را که مربوط به روزهای زندان بود، به احمدینژاد هدیه داد؛ دفترچهای که قرار بود به عنوان سند تاریخی در اختیار مورخان قرار بگیرد، اما تاکنون منتشر نشده است.
حتی خود سطوت سالها بعد از سرنوشت این دفترچه ابراز بیاطلاعی کرد. چند سال بعد عکسهایی از دیدارهای مشایی و سطوت منتشر شد و بعدتر سطوت به اتهام جاسوسی برای انگلیس دستگیر شد اما گویا در روزهایی که با قید وثیقه از زندان بیرون آمده بود به انگلیس فرار کرد. در سال 97 نیز هنگام برگزاری دادگاه مشایی بارها نام سطوت در پروندهاش برده شد.
غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی، نماینده وقت مجلس، هم در سال 96 درباره همین مسئله گفته بود: «من فکر میکنم حاکمیت در برخورد با آقای احمدینژاد خیلی تعلل کرد و سرویسهای جاسوسی مخصوصا انگلیس حتی در خانه احمدینژاد نفوذ کردهاند. اسناد، قرائن و شواهدش هم یکی یکی دارد بیرون میآید؛ مثل همسر دکتر فاطمی که در خانه اینها لانه کرده و اعتراف به جاسوسی داشته است».
تعدد ادعاها و نبود اسناد یقینآور
به هر حال در همه این سالها ادعاهایی درباره سوار شدن سرویسهای جاسوسی بر اطرافیان احمدینژاد مطرح بوده و حالا نیز با ادعاهای نیویورک تایمز این مسئله درباره خود احمدینژاد طرح شده است. البته برخی ادعاها از جمله اینکه محل استقرار او مشخص نیست در روزهای اخیر نادرستیاش مشخص شد زیرا احمدینژاد در ایام اخیر یک بار به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته و در جلسه مجمع حاضر شده است و یک بار هم در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب دیده شده است.
گفتنی است ادعاهایی از جنس اینکه برخی مسئولان سابق نقش جاسوسی ایفا میکنند، همواره از سوی رسانههای خارجی یا حتی برخی چهرههای سیاسی داخلی مطرح شده و اکنون نیز مطرح میشود اما در اغلب موارد صحت این ادعاها ثابت نشده است؛ کمااینکه ادعاهای اخیر درباره احمدینژاد تا اینجای کار در حد ادعا باقی مانده و هیچ فرد یا نهادی صحت آن را تایید نکرده و البته هیچ سند متقنی هم بر اثبات آن ادعاها دیده نشده است.






















