جنگ ۱۲ روزه و پایان اعتبار «نه غزه، نه لبنان»؛ افکار عمومی به واقعگرایی رسیدند
تحولات جنگ ۱۲ روزه نهتنها ماهیت دشمنی غرب با ایران را آشکار کرد، بلکه نقش حیاتی جبهه مقاومت در تقویت توان بازدارندگی کشور را برای افکار عمومی روشن ساخت. برخلاف ادعاهای حسن روحانی و جریان اصلاحطلب، این سیاستهای منطقهای و حضور ایران در محور مقاومت بود که مانع حمله نظامی شد؛ نه مذاکره با غرب. اکنون بسیاری از مردم و حتی منتقدان سابق، به درستی راهبردهای جمهوری اسلامی اذعان کردهاند و خواستار بازنگری جریانهای غربگرا در مواضع گذشتهشان هستند.
جنگ هویتی اسرائیل علیه ایران
جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، تنها یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه بخشی از یک راهبرد عمیق و چندلایه برای تضعیف موجودیت ایران بهعنوان یک کشور یکپارچه بود. رسانههای غربی و عبری از برنامه اسرائیل برای فعالسازی گروههای تجزیهطلب و منافقین پرده برداشتهاند؛ راهبردی که ریشه در دکترین «اتحادهای پیرامونی» دارد و هدف نهایی آن، ایجاد شکافهای قومی و مذهبی و سوق دادن ایران به سمت جنگ داخلی و فروپاشی ملی است. این گزارش، ابعاد پنهان این دکترین و نقش گروههای نیابتی در اجرای آن را بررسی میکند.
همبستگی ملی در بزنگاه بحران؛ نقد باجخواهی سیاسی در سایه جنگ تحمیلی
در شرایط حساس پس از جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، حفظ انسجام ملی بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت راهبردی بدل شده است. با این حال، برخی جریانهای سیاسی و چهرههای اصلاحطلب، بهجای تقویت وحدت، تلاش کردهاند مطالبات جناحی خود را به نام ملت مطرح کنند. این گزارش، با واکاوی مواضع حسن روحانی و بیانیههای اخیر اصلاحطلبان، نشان میدهد چگونه برخی اظهارات و پیشنهادات، نه در راستای همبستگی ملی بلکه در جهت انشقاق و تحمیل پروژههای سیاسی خاص ارزیابی میشود. در این میان، تجربه جنگ اخیر، اعتبار دیدگاههای مبتنی بر قدرت درونزا و دیپلماسی متوازن را اثبات کرده و ضرورت بازنگری در سیاستهای گذشته را دوچندان ساخته است.
صهیونیسم و طراحی گفتمان آینده از دل طوفانالاقصی
در حالیکه تصاویر جنایات رژیم صهیونیستی در غزه افکار عمومی جهان را بهتزده کرده، صهیونیستها مسیر دیگری را برای تأثیرگذاری انتخاب کردهاند؛ نه با فیلم و سریال، بلکه با کتاب. آنان با عبور از تبلیغات هیجانی، به دنبال ساختن گفتمانی بلندمدت هستند که حتی در صورت سقوط اسرائیل، بقای صهیونیسم را تضمین کند. از تشبیه طوفانالاقصی به ۱۱ سپتامبر گرفته تا تئوریزهکردن توحش، کتابهای تازهمنتشرشده نشان میدهند که جنگ واقعی، جنگ روایتهاست؛ روایتی که قرار است در آینده، وجدان جهانی را به نفع جنایتکاران بازنویسی کند.
پایان جنگ با موشکهای ایرانی؛ آغاز بازسازی دفاعی با شریک شرقی
حملات موشکی ایران به سرزمینهای اشغالی در جریان جنگ ۱۲ روزه، نهتنها زیرساختهای حیاتی اسرائیل را فلج کرد، بلکه ذخایر پدافندی آمریکا و اسرائیل را به نقطه بحرانی رساند؛ عاملی که به توقف جنگ منجر شد. در پی این تحول، ایران بلافاصله بازسازی توان دفاعی خود را آغاز کرد و رسانههای غربی از همکاری فزاینده تهران با چین در حوزه پدافند هوایی خبر دادند. این همکاری، که هنوز از سوی پکن تأیید رسمی نشده، نگرانی شدید رژیم صهیونیستی را برانگیخته و میتواند موازنه قدرت منطقهای را به نفع ایران تغییر دهد.
جنگ سایبری ایران و اسرائیل؛ نبردی بیصدا در امتداد موشکها
در جریان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، نبردی دیگر در سکوت و در سایه موشکها جریان داشت: جنگ سایبری. گزارشهای معتبر از رسانههای عبری و اندیشکدههای غربی نشان میدهند که ایران با اجرای کارزارهای منسجم دیجیتال، از نفوذ به تلفن همراه وزیر سابق اسرائیل تا اخلال در زیرساختهای حیاتی، توانست ضربات اطلاعاتی و روانی مؤثری وارد کند. افزایش ۷۰۰ درصدی حملات سایبری و هدفگیری دقیق صنایع و مقامات اسرائیلی، نشاندهنده بلوغ دکترین سایبری ایران و آغاز فصلی تازه در رقابت راهبردی دو قدرت منطقهای در فضای دیجیتال است.
اسرائیل استعمارگر با نقاب تورات
اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو درباره حمایت از پروژه توسعهطلبانه «اسرائیل بزرگ»، نهتنها بازتابی از تفکر افراطی صهیونیستی است، بلکه زنگ خطری برای تمام کشورهای عربی و اسلامی محسوب میشود. این طرح که ریشه در تفاسیر توراتی دارد، با هدف تسلط بر بخشهای وسیعی از خاورمیانه، اکنون بهطور رسمی از سوی نخستوزیر اسرائیل تأیید شده و با موجی از محکومیتهای منطقهای و واکنشهای تند گروههای مقاومت مواجه شده است. این یادداشت، ابعاد سیاسی، دینی و امنیتی این پروژه را بررسی کرده و پیامدهای آن برای نظم منطقهای را تحلیل میکند.
تغییر راهبرد اسرائیل برای فروپاشی ایران از درون
شکست عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در خردادماه، نهتنها ناکامی در تحقق اهداف نظامی بود، بلکه نشان داد انسجام ملی ایران، مهمترین سد در برابر تهدیدات خارجی است. حالا تلآویو، با تغییر راهبرد، بهجای حمله مستقیم، بر شکستن وحدت داخلی ایران تمرکز کرده است؛ از تحریک شکافهای اجتماعی تا جنگ روانی در فضای مجازی. این یادداشت، با بررسی ابعاد این راهبرد جدید، هشدار میدهد که هر حرکت ناخواسته در مسیر تضعیف همبستگی ملی، میتواند بهعنوان سربازی نادان در خدمت دشمن عمل کند.
تحریف سخنان رهبری در سایه جنگ
در پی حمله نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، برخی جریانهای مغرض با انتشار ناقص سخنان رهبر انقلاب، تلاش کردند پیشبینی ایشان درباره عدم وقوع جنگ را زیر سؤال ببرند. این تحریف، با هدف تضعیف جایگاه رهبری و القای خطای راهبردی صورت گرفت؛ در حالی که سخنان ایشان مربوط به سال ۱۳۹۷ و در واکنش به تهدیدات دولت ترامپ بود. بررسی مواضع اخیر رهبر انقلاب نشان میدهد که ایشان نهتنها نسبت به احتمال حمله نظامی آگاه بودند، بلکه بارها درباره پاسخ قاطع ایران هشدار دادهاند. ادعای محسن هاشمی درباره غافلگیری رهبری، یا از بیاطلاعی ناشی میشود یا از شیطنت سیاسی؛ در هر دو حالت، فاقد اعتبار و دقت لازم است.


























