اهدای خون زنان در جنگ رمضان ۷۵ درصد افزایش یافت و جوانان زیر ۲۵ سال نیز حضوری کمسابقه داشتند.
به گزارش سرمایه فردا، در آستانه روز جهانی اهدای خون، بازخوانی پرونده سازمان انتقال خون در جریان جنگ ۴۰ روزه رمضان، حقایق تکاندهندهای را روشن میکند. دکتر احمد قرهباغیان، مدیرعامل این سازمان، با تکیه بر آمار و ارقامی که هر کدام نشاندهنده یک پیروزی لجستیکی و اجتماعی است، تصویری از وضعیت حیاتی خون در کشور ارائه میدهد. این گزارش، روایتی است از روزهایی که هیچ تخت بیمارستانی و هیچ مجروح جنگی با کمبود خون مواجه نشد؛ آن هم در شرایطی که جادهها و آسمان کشور درگیر سختترین نبردها بود.
در هفته اول جنگ رمضان، بیشترین فشار بر استانهای جنوبی کشور یعنی خوزستان، بوشهر، بندرعباس و سیستانوبلوچستان بود؛ چون این مناطق بیشترین میزان حملات را تجربه کردند و طبیعتاً مصرف خون در آنها به اوج رسید. دکتر قرهباغیان توضیح میدهد که با وجود تعطیلی فرودگاهها و آسیب دیدن جادهها، سازمان انتقال خون با جابهجایی هوشمندانه، نگذاشت حتی یک واحد خون کم بیاید. او به یک نکته راهبردی اشاره میکند: «ارسال خون به جزایر خلیجفارس به حدی بود که اگر ارتباط این جزایر با خاک اصلی قطع میشد، آنها برای مدت طولانی پاسخگوی تمام نیازهای خود بودند.» این مدیریت لجستیک، بدون هیچ سر و صدایی برای استانهای غربی مثل کردستان و کرمانشاه هم انجام شد تا امنیت روانی نظام سلامت حفظ شود.
یکی از بخشهای شگفتانگیز این گزارش، تغییر الگوی اهداکنندگان در ایام بحران است. در شرایط عادی، آمار اهدای خون زنان در ایران زیر ۵ درصد است که رقم پایینی به حساب میآید. اما در جنگ ۴۰ روزه رمضان، اهدای خون زنان ۷۵ درصد افزایش یافت؛ عددی که دکتر قرهباغیان آن را «فوقالعاده» و نشانه کوتاهی در سیاستگذاریهای قبلی برای جذب این ظرفیت اجتماعی میداند. در کنار زنان، جوانان زیر ۲۵ سال هم حماسه آفریدند و حضور آنها در مراکز اهدای خون بیش از ۶۰ درصد رشد کرد. این یعنی در اوج تهدیدها، گروههایی به میدان آمدند که سازمان اکنون آنها را به عنوان «گروه هدف اصلی» برای آینده خود انتخاب کرده است.
آمار مراکز درمانی تهران به خوبی نشان میدهد که چرا پایتخت همیشه در وضعیت حساس قرار دارد. تهران ۱۷۰ مرکز درمانی دارد که روزانه خون دریافت میکنند. اما نکته اصلی اینجاست: ۴۰ تا ۵۰ درصد تختهای بیمارستانی تهران در اشغال بیمارانی است که از سایر استانها برای جراحیهای سنگین مثل قلب باز، پیوند عضو و شیمیدرمانی به تهران آمدهاند. دکتر قرهباغیان میگوید در دوران جنگ رمضان، با وجود اینکه خیلیها تهران را ترک کرده بودند، اما نیاز درمانی این ۱۷۰ مرکز قطع نشد. سازمان با پویشهایی مثل «سفر سرخ» و فعال کردن شبکه ملی خونرسانی، خون را از استانهای معین مثل خراسان، سمنان و زنجان به تهران و مناطق جنگی پمپاژ کرد تا این خلأ پر شود.
اعداد وقتی دردناک میشوند که پای بیماران خاص وسط میآید. در ایران حدود ۲۰ تا ۲۲ هزار بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور زندگی میکنند که حیاتشان به معنای واقعی کلمه در گرو خون است. این بیماران باید هر هفته یا هر دو هفته یک بار، یک تا دو واحد خون دریافت کنند. علاوه بر اینها، هزاران بیمار سرطانی که شیمیدرمانی میشوند به پلاکت و گلبول قرمز نیاز دارند و بیماران دیالیزی هم مصرفکننده همیشگی هستند. قرهباغیان تاکید میکند که پزشکان جراح تا زمانی که از وجود خون کافی در بانک خون بیمارستان مطمئن نشوند، هیچ مریضی را به اتاق عمل نمیبرند؛ این یعنی نبض تمام جراحیهای کشور در دستان اهداکنندگان خون است.
یکی از مهمترین آمارهای افتخارآمیز سازمان این است که از سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵)، ایران به شاخص «اهدای خون ۱۰۰ درصد داوطلبانه» دست یافته است. ما اولین کشور در منطقه مدیترانه شرقی و جزو معدود کشورهای آسیایی هستیم که اهدای خون پولی یا فامیلی (اجباری) را کاملاً حذف کردهایم. در حال حاضر، میزان اهدای خون مستمر در کشور حدود ۶۵ درصد است. این یعنی ۶۵ درصد کسانی که خون میدهند، سالی حداقل دو بار این کار را تکرار میکنند که این موضوع، بالاترین تضمین برای سلامت خون است؛ چون این افراد به صورت خودجوش مراقب سلامت خود هستند.
دکتر قرهباغیان درباره کیفیت خونهای اهدایی آمار دقیقی میدهد. تمام خونها در ایران برای چهار بیماری اصلی یعنی هپاتیت B، هپاتیت C، HIV و سیفلیس غربالگری میشوند. اما سازمان یک گام فراتر رفته و علاوه بر روشهای معمولی (سرولوژی)، از روشهای پیشرفته مولکولی هم استفاده میکند.
میزان ذخایر خونی کشور در حال حاضر در وضعیت مطلوبی قرار دارد. دکتر قرهباغیان عدد مطلوب برای ذخایر خونی را ۷ تا ۸ روز اعلام میکند و میگوید در حال حاضر ذخایر کشور بالاتر از این عدد است. اما این عدد ثابت نیست و بسته به فصل، آلودگی هوا یا تعطیلات تغییر میکند. نکته جالب اینجاست که نیاز استانها یکسان نیست. استانی که جراحی قلب باز یا پیوند عضو بیشتری دارد، نیاز به ذخیره بالاتری دارد. استانهایی مثل خراسانشمالی، جنوبی، رضوی، زنجان، سمنان و لرستان به عنوان «تأمینکننده» عمل میکنند و به استانهای پرمصرفی مثل تهران، سیستانوبلوچستان و خوزستان خون میرسانند.
آمار فعالیت سالانه سازمان خیرهکننده است: دریافت حدود ۲.۵ میلیون واحد خون و تأمین بیش از ۵ میلیون انواع فرآوردههای خونی برای مراکز درمانی. اما قرهباغیان نسبت به یک شکاف بزرگ هشدار میدهد. او میگوید سرعت رشد نظام سلامت با سرعت رشد سازمان انتقال خون هماهنگ نیست. از طرف دیگر، جامعه ایران رو به سالمندی است. با افزایش سن، نیاز به جراحیهای قلب و ارتوپدی و درمانهای سرطان بیشتر میشود که مصرف خون را بالا میبرد. اما در مقابل، بودجه، تجهیزات و امکانات سازمان انتقال خون متناسب با این نیاز رشد نکرده است. همچنین وضعیت معیشتی پرسنل سازمان که درآمد اختصاصی ندارند، در مقایسه با کادر درمان دانشگاههای علومپزشکی بسیار ضعیف است که این موضوع میتواند انگیزه نیروهای متخصص را کاهش دهد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا