سؤال: پس میتوان گفت دغدغه اصلی شما در «دو روز دیرتر» پرداختن به ریشههای اجتماعی این انتخابها بوده است؟
پاسخ: دقیقاً همینطور است. من همیشه اعتقاد دارم سینما باید فراتر از روایت یک قصه ساده عمل کند و به لایههای پنهان زندگی اجتماعی سرک بکشد. در این فیلم، تلاش کردم نشان دهم که تصمیمهای شخصی مثل فرزندآوری یا مهاجرت، در واقع بازتابی از شرایط بزرگتر جامعهاند. وقتی جوانان احساس میکنند آیندهای روشن پیش رویشان نیست، طبیعی است که به جای تشکیل خانواده یا آوردن فرزند، به فکر مهاجرت یا حتی پرهیز از ازدواج بیفتند. این انتخابها محصول یک فضای اجتماعی و اقتصادیاند، نه صرفاً تصمیمهای فردی.
سؤال: چرا برای بیان این دغدغهها ژانر کمدی رمانتیک را انتخاب کردید؟
پاسخ: چون معتقدم کمدی رمانتیک بهترین بستر برای طرح مسائل جدی بدون شعارزدگی است. مخاطب در این ژانر با شخصیتها همراه میشود، میخندد، عاشقانهها را دنبال میکند و در عین حال با مسائل واقعی جامعه روبهرو میشود. اگر همین موضوعات را در قالب یک درام سنگین مطرح میکردیم، شاید مخاطب خسته میشد یا فاصله میگرفت. اما وقتی در دل یک داستان شیرین و پرنشاط مطرح شوند، تأثیرگذاریشان بیشتر خواهد بود.
سؤال: فکر میکنید مخاطب امروز چطور با این نگاه ارتباط برقرار میکند؟
پاسخ: تجربه اکران نشان داده که مخاطب دقیقاً همین لایهها را درک میکند. خیلیها بعد از دیدن فیلم به من گفتند که قصه سهیل و مریم شبیه زندگی خودشان یا دوستانشان است. این یعنی فیلم توانسته با واقعیتهای روز جامعه پیوند برقرار کند. برای من مهمترین دستاورد همین است؛ اینکه مخاطب احساس کند فیلم نه یک داستان دور از ذهن، بلکه بازتابی از زندگی واقعی اوست.
سؤال: به نظر میرسد ترکیب بازیگران فیلم علاوه بر جذابیت، نوعی همنشینی نسلها را هم به نمایش گذاشته است. آیا این رویکرد آگاهانه بود؟
پاسخ: بله، کاملاً. من همیشه معتقد بودهام که سینما زمانی زندهتر میشود که نسلهای مختلف در کنار هم قرار بگیرند. در «دو روز دیرتر» این اتفاق افتاد؛ بازیگران جوانی مثل سینا مهراد و پردیس احمدیه انرژی و طراوت نسل امروز را به فیلم آوردند، در حالی که حضور چهرههای باتجربهای چون فرهاد آئیش، گوهر خیراندیش و سیاوش چراغیپور عمق و اعتبار بیشتری به اثر بخشید. این ترکیب برای من بسیار ارزشمند بود، چون مخاطب در یک قاب هم شور جوانی را میبیند و هم تجربه و پختگی نسلهای پیشین را لمس میکند.
سؤال: همکاری با این گروه متنوع چه تجربهای برای شما داشت؟
پاسخ: تجربهای بسیار شیرین بود. هر کدام از بازیگران با نگاه و سبک کاری خاص خودشان وارد پروژه شدند و همین باعث شد فضای کار پر از یادگیری و تبادل تجربه باشد. مثلاً انرژی و انعطافپذیری بازیگران جوان، در کنار دقت و ظرافت بازیگران باتجربه، ترکیبی ایجاد کرد که به نظرم در خروجی فیلم کاملاً مشهود است. برای من بهعنوان کارگردان، این همکاری فرصتی بود تا هم از تجربه بزرگان بهره ببرم و هم با نگاه تازه نسل جدید همراه شوم.
سؤال: فکر میکنید این ترکیب بازیگران چه تأثیری بر مخاطب گذاشته است؟
پاسخ: بازخوردهایی که تا امروز گرفتهایم نشان میدهد مخاطب دقیقاً همین همنشینی نسلها را دوست داشته است. خیلیها گفتهاند که فیلم برایشان هم نوستالژی داشته و هم تازگی. این یعنی توانستهایم پلی میان گذشته و حال بزنیم؛ پلی که هم خاطرهها را زنده میکند و هم دغدغههای امروز را بازتاب میدهد. به نظرم این یکی از نقاط قوت «دو روز دیرتر» است و امیدوارم در پروژههای آینده هم بتوانم چنین ترکیبهایی را تجربه کنم.
سؤال: فکر میکنید «دو روز دیرتر» توانسته سهمی در احیای این ژانر در ایران داشته باشد؟
پاسخ: امیدوارم همینطور باشد. من همیشه باور داشتهام که اگر یک فیلم کمدی رمانتیک درست ساخته شود، میتواند مخاطب را به سینما برگرداند و تجربهای متفاوت برای او رقم بزند. در «دو روز دیرتر» تلاش کردیم هم قصهای شیرین و عاشقانه داشته باشیم و هم دغدغههای واقعی نسل جوان را مطرح کنیم. این ترکیب به نظرم همان چیزی است که میتواند ژانر را دوباره زنده کند. اگر مخاطب احساس کند فیلمی هم سرگرمکننده است و هم حرفی از زندگی خودش میزند، آن وقت این گونه میتواند جایگاهش را در سینمای ایران پیدا کند.
سؤال: به نظر شما چه چیزی بیش از همه باعث میشود کمدی رمانتیک در ایران سختتر ساخته شود؟
پاسخ: مهمترین مسئله ظرافت است. در کمدی رمانتیک همه چیز باید دقیق و حسابشده باشد؛ از طراحی موقعیتهای طنز گرفته تا لحظات عاشقانه و انتخاب بازیگر. کوچکترین بیدقتی میتواند فیلم را از مسیر اصلی خارج کند. در کمدی صرف، شما میتوانید با شوخیهای ساده و موقعیتهای اغراقشده مخاطب را بخندانید، اما در کمدی رمانتیک باید تعادل برقرار کنید؛ هم خنده و هم عشق باید طبیعی و باورپذیر باشند. این کار نیازمند دقتی مینیاتوری است و همین باعث میشود بسیاری از تهیهکنندگان ترجیح دهند سراغ گونههای سادهتر بروند.
سؤال: آینده این ژانر را در سینمای ایران چگونه میبینید؟
پاسخ: من خوشبین هستم. فکر میکنم اگر فیلمسازان جوان به این ژانر توجه کنند و با نگاه تازه وارد آن شوند، میتواند یکی از جریانهای اصلی سینمای ایران شود. مخاطب جوان امروز به دنبال فیلمی است که هم او را سرگرم کند و هم دغدغههایش را بازتاب دهد. کمدی رمانتیک دقیقاً همین ظرفیت را دارد. اگر سرمایهگذاران و تهیهکنندگان هم جسارت بیشتری به خرج دهند، میتوانیم شاهد موج تازهای از فیلمهای این گونه باشیم.
سؤال: این عاشقانه اجتماعی که اشاره کردید، چه تفاوتی با آثار قبلی شما دارد؟
پاسخ: تفاوت اصلی در لحن و فضای روایت است. در «دو روز دیرتر» ما با یک کمدی رمانتیک سر و کار داشتیم که موقعیتهای طنز و شیرینیهای زندگی در دل مشکلات اجتماعی روایت میشد. اما در پروژه جدید، تمرکز بیشتر بر جنبههای دراماتیک و احساسی است. قصهای است که به روابط انسانی و دغدغههای جوانان در بستر اجتماعی امروز میپردازد، اما با لحنی جدیتر و عاشقانهتر. برای من مهم بود که این بار از زاویهای متفاوت به همان دغدغهها نگاه کنم؛ دغدغههایی مثل بیثباتی اقتصادی، فشارهای اجتماعی و انتخابهای شخصی که مسیر زندگی جوانان را شکل میدهد.
سؤال: آیا قصد دارید این پروژه را هم در قالب سینما بسازید یا احتمال دارد به سریال تبدیل شود؟
پاسخ: فعلاً نگاه من کاملاً سینمایی است. فیلمنامه برای پرده بزرگ نوشته شده و ساختار آن هم به گونهای طراحی شده که در قالب فیلم بلند بهترین نتیجه را بدهد. البته اگر شرایط تولید تغییر کند و پیشنهاد جدی برای ساخت سریال مطرح شود، میتوان دربارهاش فکر کرد، اما در حال حاضر تمرکز من روی ساخت یک فیلم سینمایی است.
سؤال: با توجه به شرایط اقتصادی و وضعیت تولید در سینمای ایران، فکر میکنید امکان ساخت این پروژه بهزودی فراهم شود؟
پاسخ: این همان چالش همیشگی است. بسیاری از فیلمسازان ایدههای خوبی دارند، اما مسیر تولید همیشه پر از موانع مالی و اجرایی است. امیدوارم با حمایت تهیهکننده و سرمایهگذار بتوانیم این پروژه را به مرحله تولید برسانیم. برای من مهمترین مسئله این است که فیلم ساخته شود و مخاطب آن را ببیند؛ چون معتقدم این قصه میتواند با نسل جوان ارتباط عمیقی برقرار کند.