حسینی در پایان تأکید کرد: «نهاد ناظر باید اجازه دهد بازار مسیر خود را طی کند. بازگشایی بازار در ۲۹ اردیبهشت بدون دستکاری دامنه نوسان انجام شد و موفق بود. تغییرات مکرر در ساختارها (مانند دامنه نوسان و حجم مبنا) هیجانات بازار را تشدید میکند.
به گزارش سرمایه فردا، بازار سرمایه سهشنبه گذشته یک روز تماماً سبز را تجربه کرد به طوری که ۹۹ تا ۱۰۰ درصد نمادها مثبت بودند و تنها سه نماد در مدار منفی قرار گرفتند. شاخص کل با رشد ۲.۲۵ درصدی، شاخص هموزن با ۲.۵ درصد و ۵۰ شرکت برتر با ۱.۸ درصد رشد به کار خود پایان دادند. ارزش معاملات به دلیل قفل بودن نمادها در صفهای خرید به ۱۱.۵ همت کاهش یافت، اما ورود پول حقیقی ۶.۶ همت ثبت شد. در این گزارش، تحلیل فرهنگ حسینی، کارشناس بازار سرمایه، درباره ارزندگی بازار، چالشهای حجم مبنا در بازار پایه، و لزوم بازنگری در دامنه نوسان را مرور میکنیم.
روز سهشنبه بازار سرمایه شاهد یک روز استثنایی بود. تقریباً ۱۰۰ درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند و تنها سه نماد قرمزپوش بودند. شاخص کل با رشد ۲.۲۵ درصدی، شاخص هموزن با ۲.۵ درصد و ۵۰ شرکت برتر با ۱.۸ درصد رشد به کار خود پایان دادند. ارزش معاملات به دلیل قفل بودن نمادها در صفهای خرید به ۱۱.۵ همت کاهش یافت، اما ورود پول حقیقی به ۶.۶ همت رسید که نسبت به روزهای گذشته (بیش از ۸ همت) کاهش داشته، اما همچنان در مدار مثبت قرار دارد.
نمادهای با بیشترین ورود پول شامل «وبملت»، «خودرو» و «خسارها» بودند که مجموعاً یک و نیم همت ورود پول را به ثبت رساندند. در مقابل، صندوقهای طلا (مانند طلا و کهربا) بیشترین خروج پول (حدود ۵۰۰ میلیارد تومان) را تجربه کردند که نشاندهنده حرکت سرمایه از داراییهای امن به سمت بازار سهام است.
فرهنگ حسینی در پاسخ به سوالی درباره دلیل موج صعودی جدید گفت: «مهمترین دلیل این رشد، ارزندگی بازار است. امروز با وجود رونق، ارزش بازار حدود ۹۰ میلیارد دلار است، در حالی که ما همیشه ۱۰۰ میلیارد دلار را یک کمینه میدانستیم. با توجه به شرکتهای جدیدی که وارد بازار شدهاند، باید ۱۲۰ تا ۱۴۰ میلیارد دلار را به عنوان کمینه جدید در نظر گرفت.»
او افزود: «نسبت P/E بازار در حال حاضر حدود ۷ تا ۸ است که نزدیک به میانگین تاریخی (۵ تا ۱۰) است. اما با تقسیم سود مجامع و گزارشهای سه ماهه، P/E بازار به حدود ۶ کاهش مییابد. بنابراین، بازار همچنان از میانگین تاریخی خود پایینتر است و پتانسیل رشد تا محدوده ۱۰ وجود دارد.»
حسینی همچنین به ورود ۵۰ همت پول حقیقی از ابتدای بازگشایی اشاره کرد و گفت: «این ورود پول به عنوان یک مکانیزم خودتقویتکننده عمل میکند. وقتی ما ۴۰ همت صف خرید و ۶ همت ورود پول حقیقی داریم، نشاندهنده قدرت بازار است. همچنین، خروج پول از صندوقهای درآمد ثابت (۲.۵ همت) و صندوقهای طلا (۱.۵ همت) نشان میدهد که سرمایهها از داراییهای امن به سمت سهام در حال حرکت هستند.»
حسینی در پاسخ به این سوال که آیا رشد بازار ناشی از قیمتگذاری سناریوی توافق است، گفت: «بازگشایی بازار در ۲۹ اردیبهشت بدون سناریوی توافق انجام شد و از همان روز اول، صفهای خرید سنگین (۴۰ همت) شکل گرفت. بنابراین، بازار فعلاً فارغ از نتیجه مذاکرات، بر اساس ارزش ذاتی خود در حال رشد است.»
او افزود: «با این حال، سناریوهای مختلف میتواند مسیر بازار را از یک نقطه به بعد جدا کند. در صورت توافق، انتظار داریم پول به سمت گروههای بانکی، خودرویی و گروههای تورمی داخلی (که وابسته به صادرات نیستند) حرکت کند. در صورت تداوم وضعیت فعلی، دلار رشد خواهد کرد و بازار به سمت گروههای صادراتی متمایل میشود.»
یکی از موضوعات مهم امروز، انتقاد فعالان بازار به اعمال حجم مبنا در نمادهای بازار پایه فرابورس بود. حسینی در این باره گفت: «حجم مبنا در سال ۱۳۸۲ اجرا شد و ۱۵ روز بیشتر دوام نیاورد، اما به دلیل فراموشی مدیران وقت، بیش از ۲۰ سال ادامه یافت تا اینکه آقای سعیدی آن را حذف کرد. این حجم مبنا در نمادهای بازار پایه منوط به گردش معقول معاملات شد تا امکان دستکاری کاهش یابد.»
او افزود: «اما مشکل اینجاست که در نمادهای بازار پایه که صفهای خرید سنگین دارند و اوضاع بنیادی آنها خوب است، حجم مبنا باعث میشود روند رشد قیمت مختل شود. برای مثال، نمادی با چند صد میلیون صف خرید و چند هزار تقاضا، به دلیل حجم مبنا تنها یک دهم درصد رشد میکند. این موضوع هم برای سهامداران جدید که میخواهند وارد شوند و هم برای سهامداران قبلی که انتظار رشد معقول دارند، ناامیدکننده است.»
حسینی پیشنهاد داد: «در نمادهایی که صف خرید سنگین و نقدشوندگی بالا دارند، حجم مبنا باید یک شود تا جذابیت این نمادها از بین نرود. اما برای نمادهای فاقد ارزندگی یا سودآوری، بهتر است حجم مبنا حفظ شود یا حتی به بازار توافقی منتقل شوند. در غیر این صورت، ما با ترمزی دستساز، جذابیت نمادهای ارزنده بازار پایه را از بین میبریم.»
حسینی در پاسخ به سوالی درباره بازگشت اعتماد سهامدارانی که از سال ۱۳۹۹ در بازار متضرر شدهاند، گفت: «در تابستان ۱۳۹۹، دلار حدود ۲۵ هزار تومان بود و امروز دلار ۷ برابر شده (۶۰۰ درصد رشد)، در حالی که شاخص بورس تنها حدود ۳ برابر (۲۰۰ درصد رشد) شده است. بنابراین، نارضایتی سهامداران از آن دوره کاملاً منطقی است.»
او افزود: «با این حال، شرایط امروز با سال ۱۳۹۹ کاملاً متفاوت است. در آن زمان، P/E بازار حدود ۳۵ تا ۳۶ بود (۵ تا ۶ برابر گرانتر از امروز) و ارزش بازار بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار بود، در حالی که امروز ارزش بازار به سختی به ۹۰ میلیارد دلار رسیده است. بنابراین، مقایسه این دو دوره منصفانه نیست.»
حسینی تأکید کرد: «نهاد ناظر باید اجازه دهد بازار مسیر خود را طی کند. بازگشایی بازار در ۲۹ اردیبهشت بدون دستکاری دامنه نوسان انجام شد و موفق بود. تغییرات مکرر در ساختارها (مانند دامنه نوسان و حجم مبنا) هیجانات بازار را تشدید میکند. پیشنهاد من این است که در شرایط فعلی، ساختارها ثابت بمانند و اجازه دهیم بازار به تعادل برسد. افزایش دامنه نوسان زمانی منطقی است که بازار به ثبات رسیده باشد، نه در اوج هیجان.» او همچنین اشاره کرد که برخی نمادهای بازار پایه با P/E حدود ۲، نشاندهنده ارزندگی بالای آنهاست و نباید با محدودیتهای دستساز، این فرصتها را از سرمایهگذاران گرفت.
با این حال، ورود پول حقیقی به بازار تنها ۴۷۶ میلیارد تومان بود که نسبت به روز گذشته (۹ همت) کاهش چشمگیری داشت. این کاهش نشان میدهد که بخشی از پولهای وارد شده در روزهای قبل، امروز خارج شده است. نمادهای با نوسان بالا نیز نشان میدهند که ۳۰۸ نماد از صف خرید به منفی رسیدند، ۱۹۹ نماد از مثبت به صف فروش رفتند، و ۱۵۱ نماد از صف خرید به صف فروش رسیدند.
علیرضا خانممحمدی، کارشناس بازار سرمایه، در پاسخ به سوالی درباره عرضههای امروز گفت: «کلیت این است که بازار ارزنده بود. قبل از جنگ، به خاطر تنشهای سیاسی و نظامی، بسیاری از سرمایهگذاران ریسکگریز از بازار خارج شده بودند یا نظارهگر بودند. اما پس از بازگشایی، گزارشهای مالی خوب شرکتها (به ویژه با حذف ارز ۲۸,۵۰۰ تومانی) نشان داد که سودآوری و فروش شرکتها بسیار جذاب است. این باعث شد بازار با وجود ابهامات جنگ، با تقاضای خوبی مواجه شود.»
او افزود: «امروز عرضهها اتفاق افتاد، اما نه به معنای فرار سرمایهگذاران. حقوقیها باید به سمت افزایش عرضه میرفتند تا دست به دست شدن سهام در بازار اتفاق بیفتد. همچنین، بخشی از فروشها از سر هیجان بود. برخی فکر میکردند با رد شدن شاخص ۵ میلیون واحد، بازار نیاز به تثبیت دارد و شروع به فروختند. اما من اعتقاد دارم بسیاری از فروشها در سهام ارزنده، هیجانی نبود و بخشی از فرآیند طبیعی بازار بود.»
یکی از موضوعات مهم امروز، بازگشایی برخی نمادها با قیمتهای متفاوت بود. خانممحمدی به این موضوع اشاره کرد که «در یک صنعت، سه سهم بازگشایی شدند؛ دو تای آنها مثبت ۴۰ درصد و یکی تایید نشد.» او افزود: «این عدم شفافیت، سوال ایجاد میکند که چرا یک سهم تایید شد و دیگری نشد. اگر سازوکار شفاف نباشد، فعالان بازار دچار تردید میشوند و این میتواند به رفتارهای هیجانی دامن بزند.»
او همچنین به بازگشایی هلدینگ خلیج فارس (فارس) اشاره کرد که پس از افشای اطلاعات مهم درباره واگذاری یکی از شرکتهای زیرمجموعه (پالایش گاز هویزه)، امروز بازگشایی شد و توانست تابلو را تکان دهد.
خانممحمدی با اشاره به اینکه پس از امضای توافق، کار تازه شروع میشود، به چند چالش کلیدی اشاره کرد: «اول، دولت باید تصمیم بگیرد که آیا دوباره به سراغ قیمتگذاری دستوری میرود یا خیر. در دوران جنگ، شرکتها توانستند افزایش نرخ بگیرند و حاشیه سود خود را حفظ کنند. اگر دولت دوباره قیمتها را دستوری کند، تولید با چالش مواجه خواهد شد.»
دومین چالش، «کسری بودجه دولت» است. جنگ هزینههای زیادی به دولت تحمیل کرده است. دولت یا باید از طریق اوراق با نرخهای بالا (حدود ۴۰ درصد) تأمین مالی کند، یا از شرکتها مالیات بیشتری بگیرد، یا به سراغ خلق پول برود. هر سه گزینه میتواند برای بازار سرمایه چالشبرانگیز باشد. سومین چالش، «مدیریت ناترازی انرژی» است. با توجه به کسری گاز و برق در ماههای آینده، دولت باید سازوکار روشنی برای مدیریت قطعیها و فشار بر صنایع داشته باشد.
در مورد کاهش قیمت دلار به کانال ۱۵۰ هزار تومان، خانممحمدی گفت: «این کاهش تا حد زیادی هیجانی است. یک تقاضای سرکوبشده ۱۵ میلیارد دلاری در اقتصاد وجود دارد که به محض توافق، وارد بازار میشود. از سوی دیگر، آزادسازی پولهای بلوکهشده نیز با سازوکار نامشخصی همراه است. بنابراین، نرخ فعلی دلار (۱۵۰ هزار تومان) ممکن است پایدار نباشد و در صورت بازگشت تقاضای واقعی، قیمت دلار دوباره افزایش یابد.»
خانممحمدی در پایان تأکید کرد: «از عزیزانی که بر اساس هیجان خرید و فروش میکنند، خواهش میکنم در صف هر شرکتی نروند. قبل از خرید، از لحاظ بنیادی ارزنده بودن شرکت را بررسی کنند. اگر یک سهم ارزنده باشد، حتی اگر بازار دستبهدست شود، سرمایهگذار دچار ترس نمیشود و میداند که سهام شرکتی را خریده که سودآوری ادامهدار دارد. هر فروش یا خریدی که بر اساس هیجان یا احساس جاماندگی باشد، چیزی جز زیان برای سرمایهگذار نخواهد داشت.» او امیدوار است که سرمایهگذاران از تجربه سال ۱۳۹۹ درس گرفته باشند و دوباره گرفتار خریدهای هیجانی نشوند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا