تمرکز فرصتهای شغلی، آموزشی و درمانی باعث شده تهران همچنان مقصد نخست مهاجرت داخلی باقی بماند و جمعیت آن افزایش یابد.
مریم قاسمی: هر روز، دهها خانواده در گوشهوکنار این سرزمین بار سفر میبندند و راهی مقصدی میشوند که سالهاست نام «تهران» بر تارک آن نقش بسته است. رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران بهتازگی اعلام کرده که ۳۸درصد از کل مهاجرتهای کشور به مقصد استان تهران انجام میشود و مهاجرپذیری به مهمترین چالش پایتخت تبدیل شده است. این رقم، پایتخت را در جایگاهی بیهمتا بهعنوان مهاجرپذیرترین استان کشور مینشاند؛ استانی که با وجود وسعت محدود، براساس اعلام سامانه اطلاعات آماری استان تهران، میزبان حدود ۱۵میلیون نفر است و تراکم جمعیتی آن به حدود یکهزار نفر در هر کیلومتر مربع رسیده است، در حالی که میانگین کشوری تنها ۴۹ نفر است. شهری با چالشهای متعدد مانند آلودگی هوا، ترافیک و بهخصوص گرانی و….اما چرا با وجود تمامی این فشارها و چالشها، هنوز هم تهران مهمترین مقصد مهاجران ایرانی است؟ و چرا امکانات سایر شهرها برای پاسخگویی به نیازهای مردم کافی نیست؟
تهران همه چیز دارد، با وجود غربت، سالهاست در تهران ماندهاند، نه از روی علاقه، بلکه از سر ناچاری. اما به اعتقاد کارشناسان علت اصلی مهاجرت به تهران، برخلاف آنچه در افکار عمومی رایج است، صرفا کمبود امکانات و خدمات در شهرهای کوچک نیست، بلکه کمبود فعالیت اقتصادی در آن مناطق است. به عبارت دیگر، مردم نه برای رفاه بیشتر، که برای کار و نان راهی پایتخت میشوند. جستوجوی کار، پیدا کردن کار بهتر، مهاجرت به اتفاق خانواده و تحصیل، از جمله مهمترین عواملی هستند که سالهاست جمعیت را به سوی تهران روانه کردهاند.
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران نیز با اشاره به این واقعیت تاکید کرده است که بخش قابلتوجهی از خدمات ارائهشده در استان تهران، بهویژه در حوزههای بهداشت و درمان، آموزش و خدمات اداری، به مراجعهکنندگانی از سایر استانهای کشور اختصاص دارد. این یعنی بیمارستانهای تهران، مدارس برتر آن و نهادهای اداری متمرکز در پایتخت، نه فقط پاسخگوی جمعیت حدود ۱۵ میلیونی ساکن، که پذیرای صدها هزار مراجعهکننده که برای انجام کارهای مختلف راهی تهران میشوند نیز هستند.
عاملی که باعث شده تا تهران ۱۲ سال زودتر از برنامه به سقف جمعیتی خود در سال ۱۴۰۴ برسد. این رشد بی رویه در آمار شهرهای قد علم کرده اطراف تهران نیز مشهود است بهطوریکه پیشتر در اطراف تهران ۳۲ شهر وجود داشت. اما هماکنون تعداد شهرهای اطراف تهران در دو استان تهران و البرز به ۵۸ شهر رسیده است. موضوعی که علیرضا زاکانی شهردار تهران اردیبهشت سال گذشته در مورد آن اینگونه اظهارنظر کرده بود: پیشبینی میشود تا پایان سال ۱۴۰۵، جمعیت استان تهران به دلیل رشد ۱۲درصدی در شهرهای اطراف مانند اسلامشهر و رباطکریم، جمعیت پایتخت به مرز انفجار برسد.
لابی شلوغ ساختمانی در خیابان ولیعصر، بوی باقلوا و چای تازه دم شده از یک قهوهخانه قدیمی، صدای بوق ممتد ماشینها در پایین و تصویر دود گرفته برج میلاد از پشت پنجره؛ این قابی است که رضا، مهاجر ۴۲ساله تبریزی، هر روز صبح با آن روبهرو میشود. او ۸ سال پیش برای راهاندازی یک استارتاپ حوزه فناوری اطلاعات به تهران آمد و همچنان با وجود دیدن گرانیهای افسارگسیخته و ترافیکهای فلجکننده، لبخندی بر لب دارد و میگوید:«تبریز قشنگتر و تمیزتر از تهران است، ولی اینجا باتری آدم شارژ میشود. اینجا اگر یک ایده نویی داشته باشی، یک نفر هست که آن را بفهمد. البته در تهران زندگی سخت است. رقابت هم زیاد است اما بهتر از دیگر شهرهاست. در شهر خودم، همه چیز در خواب زمستانی فرو رفته است و کسی اهمیت چندانی به طرحهای نو نمیدهد.»
«مشهد برای زیارت خوب است، اما برای زندگی نه!» این جمله سارا، خبرنگار ۳۵ سالهای است که ۶ سال پیش از مشهد به تهران کوچ کرد. او از هوای آلوده و اجارهبهای سرسامآور ونک میگوید، اما در عین حال چشمانش برق میزند وقتی از تنوع فرهنگی، از برگزاری چندین و چند رویداد تخصصی در یک هفته و از دسترسی به کتابخانههای تخصصی حرف میزند.
اما شاید ملموسترین روایت، متعلق به فرزانه، مادر ۴۰ ساله اهوازی باشد که ۵ سال پیش به همراه همسر و دو فرزندش به تهران پناه آورده است؛ نه برای تفریح، که برای درمان یکی از فرزندانش که نیاز به عملهای جراحی تخصصی داشت. او حالا در یک مغازه کوچک در بازار تهران فروشندگی میکند و با وجود اینکه روزهای سختی را پشت سر گذاشته، میگوید:«میتوانم بگویم تهران مثل یک مادر بداخلاق است؛ داد میزند، هزینه دارد، خستهات میکند، اما وقتی بچهات مریض است، تو را رها نمیکند و بهترین امکانات را برای نجات فرزندت دارد. اینجا بیمارستان فوقتخصصی هست، اینجا معلم خوب برای بچهها هست، اینجا میشود از صفر شروع کرد و به جایی رسید. اهواز خانه قلب من است، اما تهران خانه آینده بچههایم است. برای من زندگی در تهران واقعا سخت است ولی چارهای ندارم. تنها گزینه برای درمان فرزندم در بیمارستانهای این شهر است.»
فضای این روایتها نشان میدهد که مهاجران امروز تهران به خوبی میدانند که مترو شلوغ است، که مسکن کابوس است، گرانی و تورم پایانی ندارد و آلودگی جانآزار است؛ اما در ذهن آنها، تهران هنوز به نوعی نماد مرکزیت و بهشت امکانات است. موضوعی که باعث شده تا ایرانیها در بسیاری از شهرها و روستاها و نقاط کم برخوردار و یا حتی شهرهای بزرگ هر سختی را به جان بخرند تا رکود و بازماندگی از قطار پیشرفت را تجربه نکنند. این نگاهها، اگرچه از منظر توسعه متوازن کشور زنگ خطر بزرگی است، اما از منظر روانشناختی، مهاجرت واقعیتی انکارناپذیر است. تهران، همچنان در ذهن بسیاری، نمادی از پله ترقی محسوب میشود.
جالب آنکه در حالی که هزاران نفر هر سختیای را به جان میخرند تا به تهران برسند، یک اتفاق عجیب در دل پایتخت میافتد: خود تهرانیها هر روز بیشتر از زندگی در این شهر ناراضی میشوند و به مهاجرت فکر میکنند! بر اساس یک نظرسنجی، بیش از ۵۸ درصد از ساکنان تهران قصد مهاجرت از این شهر را دارند. هزینه بالای مسکن، اجاره خانه، گرانی، ترافیک و آلودگی هوا و ناترازی آب و برق، سه مانع اصلی زندگی در پایتخت از زبان خود تهرانیها عنوان شده است.
این پارادوکس، تصویر دقیقی از وضعیت کنونی مهاجرت در ایران به دست میدهد.
اما این مهاجرت پذیری پیامدهای فراوانی را برای پایتخت به همراه داشته است. حسین سپهری، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، صراحتا اعلام کرده که ۳۶ درصد جمعیت استان در مناطق حاشیهنشین و سکونتگاههای غیررسمی ساکن هستند، آماری که بحران مسکن و کمبود برنامهریزی شهری را فریاد میزند.وی نیز معتقد است که همان سه عامل ذکر شده یعنی کمبود منابع آب، ناترازی انرژی، آلودگی هوا و ترافیک سنگین، همگی از جمله پیامدهای مستقیم تراکم بالای جمعیت و نرخ بالای مهاجرپذیری در استان تهران هستند.
سپهری با اشاره به وضعیت زیرساختی استان تهران همچنین تاکید کرده است که بخشی از عقبماندگیهای موجود در حوزه زیرساختها، نتیجه مستقیم تراکم بالای جمعیت است ضمن آنکه به گفته وی کمبود سرانه تختهای بیمارستانی و بسیاری از خدمات عمومی دیگر در استان، تا حد زیادی ناشی از همین حجم بالای مراجعه و فشار جمعیتی است. به عبارت دیگر، تهران علاوه بر ساکنان خود، برای کل کشور خدماترسان است؛ اما این خدماترسانی بیضابطه، خود به عاملی برای تخریب زیرساختهای پایتخت تبدیل شده است.با این حال اینها تنها اظهارنظرها و پژوهشهای انجام شده در مورد مهاجرپذیری تهران نیستند. گزارش جدیدی از مرکز مطالعات شهرداری تهران نیز تایید میکند که تمرکز امکانات و بیتوجهی به مناطق پیرامونی، تهران را به موتور مکش جمعیت و بحران بدل کرده است.
تهران در نگاه بیرونی، شهری است با هزاران جاذبه؛ اما در نگاه درونی، شهری است با هزاران مشکل. اما چرا این دو روایت متضاد، هر دو در کنار هم صادقاند؟ محمد بیگدلی، جامعه شناس و تحلیلگر مسائل شهری، در گفتوگو با «هفت صبح» در پاسخ به این پرسش اساسی که چرا با وجود شلوغی، گرانی، ترافیک و آلودگی هوا، هنوز هم تهران برای بسیاری «مقصد اول» محسوب میشود ریشه این پدیده را در تصویر زیبا و فریبنده اما غیر واقعی میداند که هر کسی را برای زندگی در این ابر شهر وسوسه میکند. وی در این زمینه میگوید:«حقیقتا از نظر بنده، این موضوع به آن پررنگی که در رسانهها مطرح میشود، نیست. مثلا برخی از مشکلات تهران مقطعی است و در کل سال وجود ندارد. به عنوان نمونه آلودگی هوا در فصول سرد سال اوج میگیرد، اما در فصل بهار و اوایل تابستان، نه تنها وضعیت مطلوب است، که چه بسا دربرهههایی آب و هوای تهران برای زیستن و تنفس، بسیار عالی و دلپذیر میشود!»
یکی از جذابترین بخشهای گفتوگو، به موضوع «مهاجرت معکوس» اختصاص دارد؛ پدیدهای که طی آن، بخشی از ساکنان قدیمی تهران، شهر را به مقصد شهرهای دیگر ترک میکنند. بیگدلی این پدیده را با یک ضربالمثل کهن فارسی توضیح میدهد:«در زبان فارسی ضربالمثلی داریم که میگوید؛ شنیدن صدای طبل، از دور خوش است. کسانی که سالها در تهران زندگی کردهاند، حتی اگر مشکلاتی مثل کمآبی، قطعی برق در تابستان و هزاران مسئله دیگر را بهصورت مقطعی تجربه کرده باشند، این مشکلات بهمرور زمان در ذهن آنها بزرگنمایی میشود و به سرشان میزند که به جایی بروند که حتی آن مشکلات مقطعی را هم تجربه نکنند که البته این هم کاملا طبیعی است.»
اما وجه مکمل این ماجرا، درباره افرادی است که از بیرون به تهران مینگرند:«در مقابل، کسانی که بیرون از تهران هستند، تحت تاثیر فضای رسانهای و روایتهای بزرگنمایانه از پیشرفت تهران، فکر میکنند که اوضاع پایتخت کاملا منظم و ایدهآل است؛ در حالی که واقعا اینطور نیست. این دوگانگی ادراکی، یعنی بزرگنمایی مشکلات از درون و بزرگنماییِ مزایا از بیرون که باعث میشود که هم مهاجرت معکوس و هم مهاجرت فشرده به تهران، هر دو بهطور همزمان رخ دهند.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا