بررسی حمله زمینی آمریکا به ایران/ راه آینده از جنگ میگذرد

میثم قهوهچیان: بیش از ۱۵ روز است که آتشبس شکسته و جنگ دوباره شعله کشیده است. آمریکا بارها جنوب ایران هرمزگان، بوشهر، خوزستان، را هدف قرار داده و ایران هم با موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکایی در بحرین و کویت پاسخ داده است. سنتکام مدعی است در واکنش به حملات ایران علیه کشتیرانی در تنگه هرمز، بیش از هشتاد هدف نظامی در جنوب کشور را زده است.
اما پرسش اصلی این است: هدف نهایی این دور از حملات چیست؟
به نظر میرسد راهبرد آمریکا در این مرحله، فرسودهکردن توان موشکی، پهپادی و پدافندی ایران در امتداد سواحل جنوبی است؛ نه لزوماً برای تصرف زمین، بلکه برای واداشتن تهران به پذیرش ضمانتهای امنیتی جهت بازگشایی کامل و پایدار تنگه هرمز. گزارشهایی هم منتشر شده — از جمله نقلقولی از والاستریتژورنال — که ترامپ جلسهای دربارهٔ احتمال کنترل جزیرهٔ خارگ برگزار کرده است. اگر چنین گمانهای واقعیت داشته باشد، طبیعتاً جزایری مانند خارگ یا تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی، بهعنوان برگ برنده در مذاکرات آینده، وسوسهانگیزتر از باقی نقاط خواهند بود.
با اینهمه، این سناریو بیشتر در حد بحث و گمانهزنی داخلی در واشنگتن مطرح شده، نه طرحی تثبیتشده و دلیلش هم روشن است: تصرف بخشی از خاک ایران نهتنها به بازگشایی هرمز کمکی نمیکند، بلکه به احتمال زیاد به تعطیلی کامل آن میانجامد. چنین اقدامی، جنگی محدود و مبتنی بر امتیازگیری را به جنگی سراسری و میهنی بدل میکند، جنگی که مردم ایران در آن نه از سر تکلیف که از سر بقا وارد میشوند. از سوی دیگر، چنین تحولی میتواند پایانههای نفتی همسایگان را هم درگیر کند و شوکی اقتصادی در سطح جهانی رقم بزند، بهایی که آمریکا هم باید آن را بسنجد.
فعلاً از مذاکره خبری نیست. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، صراحتاً گفته برنامهای برای بازگشت به میز گفتوگو در دست نیست. تجربهٔ آتشبس پیشین هم نشان داد که حتی وقتی طرفین به توافقی میرسند، آن توافق شکننده و کوتاهعمر است.
آینده، همچنان پشت شعلههای گستردهای از آتش قرار دارد؛ نه در میز مذاکره.
