بازار امروز ایران محل تقابل دو دسته سرمایهگذار است. دسته اول، خریدارانی هستند که ارزندگی بنیادی بازار را بهانه کردهاند و با پذیرش ریسک ژئوپلیتیک، به دنبال کسب بازدهی سریع هستند. دسته دوم، سرمایهگذاران محتاطی هستند که فعلاً نقد نشستهاند و منتظر ریزشهای ناشی از اخبار منفی یا شفاف شدن مسیر مذاکرات هستند.
شهیر محمدنیا: روز سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵، بازار سرمایه ایران یکی از عجیبترین روزهای خود را پشت سر گذاشت. از یک سو، رکوردهای تازه در حجم و ارزش معاملات ثبت شد و اقبال گسترده فعالان حقیقی، گویای اعتماد به ارزندگی بازار بود. از سوی دیگر، تنها ساعاتی پس از بسته شدن بازار، خبر سرنگونی هلیکوپتر آمریکایی توسط ایران در خلیج فارس منتشر شد و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پاسخ نظامی قریبالوقوع را تأیید کرد. این تناقض عجیب – رونق معاملات در سایه بالاترین سطح ریسک ژئوپلیتیکی سالهای اخیر – تصویری دقیق از معمای پیش روی سرمایهگذاران ایرانی ترسیم میکند: آیا این شجاعت است یا طمع؟ آیا وقت خرید است یا فرار؟
بازار سهام تهران روز سهشنبه نمایشی خیرهکننده از قدرت خریداران را به نمایش گذاشت. پس از فروکش کردن نسبی درگیریهای روز گذشته و ایجاد آرامشی شکننده در منطقه، تقاضای بالا بار دیگر به تالار شیشهای بازگشت. فعالان بازار، صفهای خرید سنگینی را در نمادهای شاخص ساز شکل دادند و ارزش معاملات خرد به سطوحی رسید که یادآور روزهای اوج بازار در ماههای قبل بود.
تحلیلگران فنی، این اقبال را مدیون دو عامل میدانند: اول، «عقبافتادگی تورمی» بازار نسبت به نرخ تورم ۸۳.۹ درصدی اردیبهشتماه؛ دوم، ارزندگی ذاتی بسیاری از نمادها با نسبت قیمت به سود (P/E) پایین و رشد سودآوری قابل قبول. فراتر از بحث تورم، مولفههای بنیادی متعددی – از جمله افزایش نرخ ارز نیما، رشد نرخ فروش شرکتهای پتروشیمی و فلزی، و جهش قیمتهای جهانی کامودیتیها – گزاره ارزندگی را تأیید میکنند. به عبارت سادهتر، از نظر عددی، بسیاری از سهمها «ارزان» به نظر میرسند.
با این حال، شهیر محدثنیا، تحلیلگر بازار سرمایه، در یادداشتی تأکید میکند که مشکل امروز بازار، نبود جذابیت یا ارزندگی نیست. مشکل اصلی، شکنندگی شرایط و سایه سنگین ریسک ژئوپلیتیک است. همان دقایقی که معاملهگران در حال ثبت سفارشهای خرید بودند، در خلیج فارس رویدادی رقم خورد که میتوانست جهت بازار را برای هفتهها تغییر دهد.
ترامپ ساعاتی پس از پایان معاملات، خبر سرنگونی هلیکوپتر آمریکایی توسط ایران را تأیید کرد و اعلام نمود که در پاسخ به این تقابل، حتماً حمله نظامی به ایران خواهد داشت. اگرچه بسیاری از تحلیلگران سیاسی احتمال یک پاسخ شدید و خارج از کنترل را – آن هم در آستانه شروع بزرگترین رویداد ورزشی جهان – کم میدانند، اما نکته مهم این است که همین خبر، سطح ریسک را به طور قابل توجهی بالا برده است. تجربه نشان داده که جنگها، برخلاف پیشبینی سیاستمداران، همیشه مطابق انتظار پیش نمیروند.
نکته جالب توجه، رفتار خود فعالان بازار است. تجربه چند هفته گذشته و به ویژه معاملات امروز نشان میدهد که در پروفایل ریسک بدنه فعالان خرد، پذیرش ریسک بالا وجود دارد. قیاس ریسک و بازده نمادهای مختلف و انتظارات فعالان حاکی از آن است که بازده مورد انتظار به قدری جذاب است که سهامداران خرد حاضرند برای آن پرمیوم (حق ریسک) بپردازند.
تحلیل محدثنیا از این رفتار این است که فعالان فعلی بازار پیش خود این گمانه را دارند که فعلاً شرایط آرام است و میتوان با رصد اخبار و تحولات، واکنش سریع نشان داد و در صورت وقوع مهلکه از آن فرار کرد. استراتژی «خرید حالا، فروش در اولین نشانه بحران» یا همان «خرید در سکوت، فروش در هیاهو». طبیعتاً کسی که این ریسک را میپذیرد، اگر بازار صعودی بماند، لایق پاداش آن هم خواهد بود.
اما محدثنیا که به عنوان مدیر سرمایهگذاری نیز فعالیت میکند، اذعان دارد که شخصاً هم برای سبدهای تحت مدیریت و هم برای سرمایه شخصی، در مقطع فعلی حاضر به پذیرش این سطح ریسک نیست. او ترجیح میدهد تأمل بیشتری برای ورود داشته باشد و فعلاً نقدی بماند.
اما محدثنیا قاطعانه میگوید که تصمیم به خروج دائمی از بازار ندارد. به گفته او، هر زمان تصمیم به ورود مجدد بگیرد، حتماً اطلاعرسانی خواهد کرد و بعید نیست در روزها یا شاید هفتههای آینده این ورود انجام شود. چرا؟ چون هم از نظر تجربی و هم تحلیلی معتقد است که بازارها همیشه فرصتها و زمانهای ورود مناسب را ایجاد میکنند.
او تجربه سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ را به یاد میآورد؛ دورهای که مذاکرات برجام جریان داشت و بازار سهام نوسانات شدیدی را تجربه کرد. محدثنیا میگوید اگر تفاهم اولیهای شکل بگیرد، تازه شروع داستان مذاکرات خواهد بود و تجربه آن سالها به او آموخته که مذاکرات یعنی نوسانات بازار و فرصتهای ورود و خروج متعدد.
او اذعان دارد که جنس مذاکرات احتمالی پیش رو و زمانبندی آن، قطعاً بشدت متفاوت با برجام خواهد بود. اما تقریباً مطمئن است که حتی اگر مذاکرات سه ماه هم طول بکشد، حداقل چند نوسان معنیدار در بازار ایجاد خواهد شد. همین نوسانات، برای یک سرمایهگذار نقد که صبورانه منتظر میماند، میتواند بهترین فرصتهای ورود را خلق کند.
به عبارت دیگر، بازار امروز ایران محل تقابل دو دسته سرمایهگذار است. دسته اول، خریدارانی هستند که ارزندگی بنیادی بازار را بهانه کردهاند و با پذیرش ریسک ژئوپلیتیک، به دنبال کسب بازدهی سریع هستند. دسته دوم، سرمایهگذاران محتاطی هستند که فعلاً نقد نشستهاند و منتظر ریزشهای ناشی از اخبار منفی یا شفاف شدن مسیر مذاکرات هستند.
کدام دسته برنده خواهند بود؟ پاسخ را فقط آینده میداند. اما یک چیز قطعی است: بازار بورس تهران دیگر جایی برای سرمایهگذاران کمتحمل و ریسکگریز نیست. آرامش و سود پایدار، حداقل در افق کوتاهمدت، لوکسگرایی است که شاید کسی نتواند از عهده آن برآید. این روزها، بورس جای شجاعان (یا شاید ماجراجویان) است. و همانطور که محدثنیا میگوید: «طبیعتاً کسی که پذیرش این ریسک را دارد، بدون شک لایق پاداش آن هم خواهد بود.» اما اگر بحران عملی شود، آن پاداش میتواند به سرعت تبدیل به یک سقوط آزاد شود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا