درباره یک عکس یادگاری که روابط آمریکا و ایتالیا را متشنج کرد
رامتین لطیفی: بیمبالاتیهای دونالد ترامپ تمامی ندارد و حضور او در یک رویداد بینالمللی باز هم جنجالآفرین شده است. آنچه در ابتدا شاید یک اظهارنظر جنجالی دیگر از سوی دونالد ترامپ به نظر میرسید، در عرض چند ساعت به یک بحران دیپلماتیک تبدیل شد. ترامپ در گفتوگویی تلفنی با شبکه ایتالیایی «لا۷» ادعا کرد که جورجیا ملونی به شدت خواهان عکس گرفتن با او بوده و او تنها «از سر دلسوزی» با این درخواست موافقت کرده است. پاسخ رم اما سریع و بیپرده بود.
جورجیا ملونی با انتشار یک پیام ویدیویی اعلام کرد که سخنان رئیسجمهور آمریکا «کاملا ساختگی» است و افزود از شنیدن این اظهارات «صادقانه شگفتزده» شده است. او تأکید کرد: «نمیدانم چرا رئیسجمهور آمریکا چنین رفتاری با متحدان خود دارد اما یک چیز را باید به خاطر بسپارد؛ ایتالیا و من هرگز التماس نمیکنیم.» شدت واکنشها به اندازهای بود که آنتونیو تایانی، وزیر خارجه ایتالیا، سفر برنامهریزیشده خود به آمریکا را لغو کرد و سخنان ترامپ را «توهین به تمام ملت ایتالیا» خواند.
تا همین چند ماه پیش، جورجیا ملونی یکی از نزدیکترین رهبران اروپایی به ترامپ محسوب میشد. اشتراکات ایدئولوژیک، مواضع محافظهکارانه و نگاه انتقادی هر دو به برخی سیاستهای بروکسل، از ملونی چهرهای ساخته بود که بسیاری او را «پل ارتباطی اروپا و ترامپ» مینامیدند. اما جنگ خاورمیانه، اختلاف نظر درباره نحوه مواجهه با ایران و انتقادهای ترامپ از مواضع ضدجنگ پاپ جدید، شکافهایی جدی در این رابطه ایجاد کرد. اکنون ماجرای «عکس یادگاری» شاید بیش از هر چیز نماد فروپاشی تدریجی روابطی باشد که زمانی گرم و استراتژیک به نظر میرسید.
کارشناسان روابط بینالملل معتقدند ترامپ بارها از روایتهایی استفاده کرده که در آن دیگران مشتاق دیدار، مذاکره یا عکس گرفتن با او نشان داده میشوند. این شیوه، علاوه بر تقویت تصویر شخصی او بهعنوان یک رهبر قدرتمند، حامل پیامی نمادین نیز هست: دیگران به او نیاز دارند، نه برعکس. منتقدان میگویند این الگو ریشه در شخصیت سیاسی ترامپ دارد؛ شخصیتی که بر نمایش قدرت، برتری فردی و برجستهسازی جایگاه خود استوار است و در آن، تحقیر رقبا یا حتی متحدان میتواند به ابزاری برای تثبیت تصویر عمومی او تبدیل شود. برای مثال، میتوان به لحظه ورود او به همین محل جلسه جی۷ رجوع کرد. رؤسای ۶ کشور دیگر دور یک میز مشستهاند و ترامپ ضمن ورود به محل جلسه، مقابل آنها میایستد و با غرور به خودش اشاره میکند و میگوید «رئیس آمد.»
یکی از مهمترین دلایل حساسیت افکار عمومی نسبت به ادعای اخیر ترامپ، سابقه کمنظیر او در بیان ادعاهای نادرست یا گمراهکننده است. پروژه راستیآزمایی روزنامه «واشنگتنپست» در پایان دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ اعلام کرد او در چهار سال حضور در کاخ سفید، ۳۰ هزار و ۵۷۳ ادعای نادرست یا گمراهکننده مطرح کرده است. این رقم به معنای میانگین حدود ۷ هزار و ۶۴۳ ادعای نادرست در هر سال است؛ حدود ۶۳۷ ادعای نادرست در هر ماه؛ حدود ۱۴۷ ادعای نادرست در هر هفته و نزدیک به ۲۱ ادعای نادرست در هر روز است.
به بیان دیگر، در بسیاری از روزهای ریاستجمهوری ترامپ، به طور متوسط هر ساعت بیداری او با یک یا چند ادعای نادرست همراه بوده است. در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ نیز سازمانهای راستیآزمایی همچنان به ثبت و بررسی ادعاهای نادرست او ادامه دادهاند، هرچند هنوز پایگاه واحد و نهایی مشابه آماری که برای دوره نخست وجود داشت، منتشر نشده است. با این حال، گزارشهای اولیه نشان میدهد الگوی بیان ادعاهای بحثبرانگیز و گاه خلاف واقع همچنان ادامه یافته است.
تاریخ آمریکا با دروغها و پنهانکاریهای سیاسی بیگانه نیست. ریچارد نیکسون در جریان رسوایی واترگیت بارها نقش خود در این پرونده را انکار کرد؛ انکارهایی که در نهایت به استعفای او انجامید و اعتماد عمومی به ریاستجمهوری آمریکا را به شدت آسیب زد. لیندون جانسون به دلیل ارائه تصویری خوشبینانه از جنگ ویتنام، با پدیدهای که بعدها «شکاف اعتبار» نام گرفت روبهرو شد؛ وضعیتی که در آن شهروندان دیگر روایت رسمی دولت را باور نمیکردند.
در دوران جورج بوش پسر نیز ادعاهای مربوط به وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق به یکی از جنجالیترین پروندههای سیاسی تاریخ معاصر آمریکا تبدیل شد. هرچند درباره این موضوع همچنان بحثهای سیاسی و تاریخی وجود دارد، اما کشف نشدن آن تسلیحات، اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی و اطلاعاتی آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار داد. با وجود همه این موارد، بسیاری از تاریخنگاران و متخصصان حوزه راستیآزمایی معتقدند آنچه دونالد ترامپ را از روسای جمهور پیشین متمایز میکند، نهتنها وجود موارد نادرست، بلکه حجم، سرعت، تکرار و عادیسازی بیسابقه این رفتار در عرصه عمومی است.
ماجرای «عکس یادگاری» میان ترامپ و ملونی شاید در ظاهر یک اختلاف شخصی یا سوءتفاهم لفظی به نظر برسد؛ اما در واقع موضوعی عمیقتر را نمایان میکند: هنگامی که مسئله حقیقت و اعتماد به موضوعی مناقشهبرانگیز تبدیل شود، حتی یک عکس ساده نیز میتواند به بحرانی دیپلماتیک میان متحدان قدیمی بدل شود. برای بسیاری از ناظران، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا ترامپ دوباره سخنی جنجالی گفته است یا نه؛ بلکه این است که جهان تا چه اندازه میتواند با رئیسجمهوری کنار بیاید که مرز میان واقعیت، اغراق و روایت شخصی در گفتار او همواره محل مناقشه است
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا