رفتن به محتوای اصلی
جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

تله پیچیدگی در صنعت نفت ایران؛ از میادین ثروتمند تا پالایشگاه‌های کم‌بازده

۱۴۰۵-۰۵-۱۵ ۲۱:۳۸ modir 0
اشتراک‌گذاری:
ایران با دارا بودن سومین ذخایر اثبات‌شده نفت خام جهان، بیش از ۲ میلیون بشکه در روز ظرفیت پالایشی دارد، اما این صنعت در یک چالش اساسی گرفتار است؛ شکاف عمیق میان «شاخص پیچیدگی نلسون» این کشور با میانگین جهانی و وابستگی به صادرات خام، نشان‌دهنده تحولی است که باید در زنجیره ارزش صنعت نفت ایران رخ دهد. در این گزارش تحلیلی، به واکاوی وضعیت فعلی، جایگاه جهانی و مسیرهای پیش روی صنعت پالایش ایران پرداخته می‌شود.

به گزارش سرمایه فردا، صنعت نفت ایران در بخش «بالادستی» از جایگاه بسیار قدرتمندی برخوردار است؛ به‌طوری که بر اساس آمارهای ارائه‌شده، این کشور با در اختیار داشتن ۱۵۸ میلیارد بشکه ذخایر نفتی، رتبه سوم جهان را به خود اختصاص داده است. با این حال، کیفیت نفت تولیدی و نوع پالایش آن، موضوعی جدی و تأثیرگذار بر اقتصاد کشور است. ایران تولیدکننده نفت‌های متنوعی از سبک تا سنگین است، و شاخص API به‌عنوان معیاری برای سنجش سنگینی یا سبکی نفت، تعیین‌کننده قیمت نهایی نفت خام در بازارهای جهانی است. به عبارت ساده‌تر، نفت‌های سبک و شیرین که به راحتی به محصولات پالایشی باارزش تبدیل می‌شوند، در مقایسه با نفت‌های سنگین قیمت بالاتری دارند و ایران برای بهره‌برداری کامل از این ظرفیت، نیازمند تطابق فرآیند پالایش با ویژگی‌های خام تولیدی خود است.

اما بخش چالش‌برانگیز ماجرا به صنعت «پایین‌دستی» و وضعیت پالایشگاه‌های کشور بازمی‌گردد. یکی از معیارهای کلیدی برای سنجش کارایی و پیشرفتگی پالایشگاه‌ها، «شاخص پیچیدگی نلسون» (NCI) است؛ شاخصی که نشان می‌دهد یک پالایشگاه تا چه اندازه قادر به تولید محصولات باارزش افزوده بالا (مانند بنزین، پلی‌پروپیلن و حلال‌ها) در مقابل تولید محصولات ساده‌تر (مانند نفت‌کوره و قیر) است. در حالی که میانگین جهانی این شاخص حدود ۱۰ است، پالایشگاه‌های ایران به‌طور متوسط نمره تنها ۵.۴ را کسب می‌کنند. این شکاف چشمگیر، نشان‌دهنده آن است که بخش عظیمی از پالایشگاه‌های ایران با فناوری‌های ساده و قدیمی کار می‌کنند و استحصال ارزش افزوده از نفت خام در پایین‌ترین سطح ممکن قرار دارد.

در این میان، پالایشگاه امام خمینی (شازند) به‌عنوان یک استثنا با شاخص NCI معادل ۱۰، در سطح پالایشگاه‌های مدرن جهانی عمل می‌کند و می‌تواند طیف گسترده‌ای از فرآورده‌های استراتژیک را تولید کند. اما پالایشگاه‌های بزرگ دیگر از جمله آبادان، بندرعباس، اصفهان و تهران، در بازه عددی ۳.۳ تا ۶.۲ قرار دارند که حاکی از پیکربندی ساده‌تر و ظرفیت ناچیز در فرآیندهای تبدیلی پیچیده است. با توجه به اینکه ظرفیت پالایش نفت خام ایران در حال حاضر بیش از ۲ میلیون بشکه در روز است، ضعف در این شاخص به معنای هدررفت فرصت‌های عظیم اقتصادی در حوزه صادرات محصولات پالایشی است.

نگاهی به رقبای منطقه‌ای و جهانی نیز تصویر روشنی از فاصله ایران با غول‌های صنعت پالایش ارائه می‌دهد. آمریکا با ظرفیت پالایش ۱۸.۴ میلیون بشکه در روز و نرخ بهره‌برداری ۹۰ درصد، چین با ظرفیت ۱۸ میلیون بشکه در روز و نرخ بهره‌برداری ۸۵ درصد، و کشورهایی مانند کره‌جنوبی و هند با نرخ‌های بهره‌برداری بالاتر از ۸۵ درصد، به‌عنوان بازیگران اصلی این بازار در صدر جدول هستند. در مقابل، ایران با ظرفیت ۲.۴ میلیون بشکه در روز، از نرخ بهره‌برداری ۷۰ درصدی برخوردار است که نشان می‌دهد نه تنها ظرفیت پالایشی کشور با استانداردهای جهانی فاصله دارد، بلکه از حداکثر توان موجود خود نیز به‌طور کامل بهره‌برداری نمی‌شود، امری که می‌تواند ناشی از تحریم‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری یا عدم تطابق ساختار پالایش با نیاز بازار باشد.

در خاتمه، مسیرهای صادرات نفت ایران از طریق جزیره خارک، سیراف و همچنین خطوط لوله ترانزیتی به سمت عراق و ترکیه، نشان‌دهنده تمرکز فعلی کشور بر صادرات خام است؛ در حالی که نقشه راه صنعت نفت کشور باید به‌سمت پالایشگاه‌سازی مدرن، ارتقای شاخص پیچیدگی نلسون و کاهش وابستگی به صادرات نفت خام تغییر یابد. بازتعریف ساختار پالایشگاهی ایران نه تنها می‌تواند به افزایش درآمدهای ارزی از محل صادرات بنزین و محصولات باکیفیت منجر شود، بلکه اقتصاد کشور را در برابر نوسانات بازار نفت خام مقاوم‌تر خواهد ساخت.

در ادامه گزارش تحلیلی پیشین، بخش دوم این بررسی بر اساس تصاویر جدید، به معماری عملیاتی، جریان خوراک، زنجیره ارزش فروش و جایگاه ایران در بازارهای جهانی نفت می‌پردازد.

نگاهی به ظرفیت اسمی و معماری خوراک پالایشگاه‌ها

آمارهای رسمی نشان می‌دهد که ایران به طور میانگین روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از میادین خود استخراج می‌کند. از این حجم عظیم، حدود ۳.۳ میلیون بشکه در چرخه پالایش کشور قرار می‌گیرد. اما ظرفیت اسمی پالایشگاه‌ها از ناهمگونی قابل‌توجهی برخوردار است؛ در حالی که مجموعه پالایشگاه‌های آبادان، ستاره خلیج‌فارس، اصفهان و بندرعباس هر کدام به‌طور جداگانه ظرفیت پالایشی بالای ۳۵۰ هزار بشکه در روز را در اختیار دارند، پالایشگاه‌های شیراز، لوان و کرمانشاه با ظرفیت‌های بین ۵۰ تا ۶۰ هزار بشکه در روز، سهم کوچک‌تری از این ظرفیت اسمی را به خود اختصاص داده‌اند. این تنوع در مقیاس، به‌خودی‌خود چالش‌هایی را در زمینه مدیریت یکپارچه و پشتیبانی لجستیکی ایجاد می‌کند.

کیفیت خوراک، گلوگاه پنهان صنعت پالایش

فراتر از ظرفیت اسمی، «نوع خوراک» ورودی به این پالایشگاه‌ها، مسیر تولید فرآورده‌های نهایی را کاملاً تعیین می‌کند. بررسی ترکیب خوراک پالایشگاه‌ها حاکی از آن است که اکثر قریب به اتفاق این واحدها، از جمله پالایشگاه‌های تهران، تبریز، شیراز و بندرعباس، وابستگی کامل به «نفت خام سنگین» دارند؛ در حالی که پالایشگاه اصفهان به‌عنوان یکی از معدود واحدهای مصرف‌کننده نفت خام سبک (با سهم ۹۵ درصدی) شناخته می‌شود. پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس نیز به‌دلیل ماهیت طراحی خود، به طور کامل وابسته به میعانات گازی است. این وابستگی به نفت سنگین در کنار ضعف شاخص پیچیدگی نلسون که در بخش اول گزارش به آن اشاره شد، موجب می‌شود این پالایشگاه‌ها نتوانند بازدهی بالایی در تولید محصولات باارزش‌افزوده داشته باشند.

معمای بهره‌وری و زنجیره ارزش فروش

نمودارهای ترکیب فروش، یک واقعیت تلخ و قابل تأمل را به تصویر می‌کشند. به جز پالایشگاه مدرن ستاره خلیج‌فارس که ۵۵ درصد از تولید خود را به بنزین اختصاص داده و مابقی را نفت گاز تولید می‌کند، سایر پالایشگاه‌های بزرگ کشور بخش قابل‌توجهی از محصولات خود را به نفت کوره (نفت سیاه) و نفت گاز تبدیل می‌کنند. برای نمونه، پالایشگاه اصفهان تمرکز بالایی بر تولید نفت سفید دارد و پالایشگاه شیراز، بیش از ۶۰ درصد از فروش خود را به نفت کوره اختصاص داده است. تولید بالای نفت کوره در شرایطی که این فرآورده در مقایسه با بنزین و گازوئیل از ارزش اقتصادی بسیار پایین‌تری برخوردار است، نشان‌دهنده یک خلا ساختاری در زنجیره ارزش صنعت نفت ایران است. همچنین، بررسی تولید گاز در این پالایشگاه‌ها نشان می‌دهد که برخی از واحدها مانند پالایشگاه شیراز، تهران و تبریز، حجم بالایی از گازهای با گوگرد بالا (۵۰۰۰ پی‌پی‌ام) تولید می‌کنند که نه تنها از منظر زیست‌محیطی چالش‌آفرین است، بلکه نشان‌دهنده عدم وجود واحدهای مدرن تصفیه گاز در این پالایشگاه‌ها می‌باشد.

بازارهای نفت؛ روندهای قیمتی و جایگاه ایران در قیاس جهانی

در مقیاس بین‌المللی، صنعت نفت ایران با رقابت سنگینی مواجه است. بر اساس داده‌های منتشرشده، ایالات متحده آمریکا با ظرفیت پالایش ۱۸.۴ میلیون بشکه در روز در صدر جدول بزرگ‌ترین پالایشگران جهان قرار دارد و چین با ۱۸ میلیون بشکه در رتبه دوم است. در مقابل، ایران با ظرفیت اسمی ۲.۴ میلیون بشکه در روز، در رتبه‌ای پایین‌تر از کشورهایی مانند هند (۵.۳ میلیون بشکه) و کره‌جنوبی (۳.۴ میلیون بشکه) قرار می‌گیرد. اما نکته نگران‌کننده‌تر، «نرخ بهره‌برداری» است. در حالی که آمریکا و چین با نرخ بهره‌برداری بالای ۸۵ تا ۹۰ درصد از حداکثر ظرفیت خود استفاده می‌کنند، نرخ بهره‌برداری ایران تنها ۷۰ درصد برآورد شده است. این شکاف عمیق، به معنای آن است که بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در این حوزه، به‌دلیل چالش‌های تحریم، کمبود قطعات، نبود تکنولوژی به‌روز و همچنین عدم تطابق بازار، عملاً بلوکه شده است. در نهایت، با توجه به نوسانات قیمتی نفت خام سنگین ایران (در محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار در سال ۱۴۰۳) و نیاز مبرم کشور به خروج از خام‌فروشی، مسیر صادرات نفت از جزایر خارک و سیراف به‌سمت بازارهای شرق آسیا و ترکیه، صرفاً یک راهکار کوتاه‌مدت است؛ آنچه ایران را در عرصه جهانی به یک بازیگر قدرتمند و تاثیرگذار تبدیل می‌کند، جهش در «کیفیت پالایش» و تکیه بر زنجیره ارزش داخلی با تکمیل پروژه‌های بهبود کیفیت فرآورده‌ها خواهد بود.

اقتصاد پالایش در ترازو؛ از شکاف ارزش تا سناریوهای سخت ۱۴۰۵

بررسی وضعیت صنعت پالایش ایران بدون توجه به شاخص کلیدی «کرک اسپرد» (حاشیه سود پالایش) ناقص خواهد بود. این شاخص که نشان‌دهنده اختلاف میان قیمت نفت خام ورودی و ارزش محصولات پالایشی تولیدشده است، در واقع حلقه مفقوده تحلیل سودآوری این صنعت محسوب می‌شود. به بیان ساده‌تر، یک پالایشگاه با خرید نفت خام گران‌قیمت، باید محصولات متنوعی (بنزین، گازوئیل، نفت سفید) را با ارزشی بالاتر تولید کند تا فرآیند پالایش برایش توجیه اقتصادی داشته باشد؛ در غیر این صورت، صنعت پالایش به جای کارخانه تولید ثروت، به ماشینی برای هدررفت سرمایه تبدیل می‌شود.

آمارهای اخیر از کرک اسپرد پالایشگاه‌های مختلف کشور، وضعیت هشداردهنده‌ای را به تصویر می‌کشد. پالایشگاه‌های شیراز، تبریز و شازند در دو سال اخیر، به‌طور متوسط حاشیه سودی در محدوده ۹.۱ تا ۹.۲ دلار را تجربه کرده‌اند. اما نکته تلخ‌تر، شکاف عمیق میان نفت خام مصرفی و عایدی آن‌هاست. برای مثال، متوسط کرک اسپرد پالایشگاه شیراز در برخی مقاطع زمانی به حدود ۳۷ دلار رسیده، در حالی که قیمت نفت خام مصرفی این پالایشگاه حدود ۳۹.۵ دلار بوده است؛ به این معنا که این پالایشگاه عملاً به قیمت تمام‌شده، ارزشی کمتر از نفت خام خود را به بازار عرضه کرده و در آستانه زیان‌دهی مطلق حرکت می‌کند.

در این میان، پالایشگاه شازند با شاخص پیچیدگی نلسون ۱۰ (که پیش‌تر به آن اشاره شد)، همچنان به‌عنوان تنها استثنای درخشان صنعت پالایش خودنمایی می‌کند. این پالایشگاه با متوسط کرک اسپرد ۱۰.۲ دلار، در بازه زمانی مشابه اختلاف سودآوری ۱.۲ تا ۳.۹ دلاری نسبت به نفت خام خود ثبت کرده است. عملکرد این واحد، بار دیگر این واقعیت غیرقابل انکار را اثبات می‌کند که ارتقای «شاخص پیچیدگی نلسون» نه‌تنها یک الزام فنی، بلکه یک ضرورت اقتصادی صریح برای بقای صنعت پالایش ایران است.

با این حال، چشم‌انداز صنعت پالایش در سال ۱۴۰۵ با چالش‌های جدیدی همراه خواهد بود. بر اساس گزارش‌های تحلیلی، چهار سناریوی محتمل پیش روی شرکت‌های پالایشی کشور قرار گرفته است: سناریوی «سکون و ثبات» برای شرایط عادی، سناریوی «فرمول جنگ» در صورت بروز بحران‌های منطقه‌ای، سناریوی «حذف تخفیفات ۳ و ۶ درصدی» و در نهایت، سناریوی «حذف کلیه تخفیفات» که خط قرمز این صنعت محسوب می‌شود. اگر سناریوی چهارم در بودجه ۱۴۰۵ اعمال شود، یارانه‌های پنهان در نرخ خوراک به‌طور کامل حذف خواهد شد. در چنین شرایطی، انبوهی از پالایشگاه‌های با تکنولوژی ساده و کم‌بازده، عملاً با زیان انباشته روبه‌رو شده و ادامه حیات اقتصادی آن‌ها در پرده‌ای از ابهام فرو خواهد رفت.

در نهایت، تحلیل جامع از این داده‌های مالی، یک واقعیت تلخ اما صریح را بازگو می‌کند: «مشکل اصلی صنعت نفت ایران، کمبود نفت نیست، بلکه غفلت از زنجیره ارزش است.» تکیه بر صادرات نفت خام و پالایشگاه‌های ساده، هر روز بیش از پیش شکنندگی اقتصاد کشور را نمایان می‌سازد. تنها راه عبور از این «ترازنامه سرخ»، تسریع در فرآیند مدرن‌سازی پالایشگاه‌ها، افزایش شاخص پیچیدگی نلسون و رهایی از چرخه باطل تولید فرآورده‌های کم‌ارزشی چون نفت کوره است.

دیدگاه خود را بنویسید