پاتوق جوانان تخریب میشود؟

پلمب تعدادی از کافههای خیابان شیخ سنایی، بازگشایی تدریجی آنها، جمعآوری میز و صندلیهای بیرونی و اکنون تخریب بخشی از پیادهرو و باغچههای مقابل این کافهها، زنجیرهای از اتفاقات را رقم زده که واکنشهای گستردهای در میان شهروندان و کسبه این محدوده و بسیاری از مردم تهران به دنبال داشته است. فارغ از اینکه هر یک از این اقدامات با چه هدف یا مستند قانونی انجام شده، کنار هم قرار گرفتن آنها این شائبه را مطرح میکند که چنین رفتارهای اجرایی تا چه حد با سیاستهای کلان کشور در شرایط حساس امروز همخوانی دارد؟
این مدل رفتارها حتی اگر با اهداف اجرایی یا انتظامی انجام شده باشد، میتواند در افکار عمومی به احساس نارضایتی، سوءبرداشت و افزایش تنش اجتماعی منجر شود. مگر نه اینکه سیاست رسمی ایران بهخصوص در شرایط بحرانهای خارجی و جنگی بر وفاق، حفظ وحدت، همدلی و تقویت سرمایه اجتماعی استوار است، پس انتظار میرود تصمیمهای اجرایی نیز در همین مسیر حرکت کند. اقداماتی چون تخریب پیادهرو و فضای بیرون کافههای سنایی نمیتواند دستاوردی برای ایجاد وحدت، آرامش اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی داشته باشد.
برعکس بهای این رفتارها افزایش دلخوری و فاصله گرفتن مردم از نهادهای مسئول است. بارها گفته شده که کشور برای عبور از مشکلات اقتصادی، فشارهای خارجی و چالشهای داخلی، کاملا به اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نیاز دارد. تخریب فضای مقابل کافههای سنایی دقیقا چه مسئلهای را حل میکند؟ آیا به آرامش جامعه خسته و عصبانی کمک میکند؟
مسلما هیچ کمکی که نمیکند، حتی باعث افزایش حساسیتها و سوءبرداشتها میشود. کسانی که خیابانهای ایرانشهر و سنایی را میشناسند، میدانند این خیابانها در سالهای اخیر به یکی از معدود فضاهای شهری تهران تبدیل شده که جوانان، خانوادهها و شهروندان میتوانستند ساعاتی خوش را در این خیابان تجربه کنند و زمانی را به گفتوگو، دیدار دوستان یا صرفا قدم زدن بگذرانند. در شهری مانند تهران که فضاهای عمومی با چنین کارکرد اجتماعی بسیار محدود هستند، خیابانهای سنایی و ایرانشهر به فضایی تبدیل شدهاند که شهروندان میتوانند بخشی از روزمرگیهایشان را در آنجا بگذرانند. کارکردهای این خیابان اصلا و ابدا سیاسی نبود.
اما ناگهان میبینیم این فضا به چشم دیگری دیده میشود که منجر به اقدامات اخیر شده است. هنوز بهطور رسمی اعلام نشده که هدف از این تخریبها و ایجاد محدویتها چه بوده است. اما قصد و نیت هرچه باشد، برداشت عمومی نیز از این رفتار اجرایی بسیار اهمیت دارد. چون در افکار عمومی بهعنوان ادامه زنجیرهای از محدودیتها تفسیر میشود. درنتیجه پیامدهای سیاسی آن با هدف اولیه تصمیمگیران یکسان نخواهد بود. حتی آثار اجتماعی و سیاسی منفی هم برجای میگذارد.
وفاق ملی یک شیوه حکمرانی است. حکمرانی مبتنی بر وفاق و حفظ وحدت ملی، تلاش میکند اصطکاکهای غیرضروری میان مردم و نهادهای عمومی را کاهش دهد. بسیاری از اختلافهایی که الان در جامعه شاهدش هستیم به هیچ عنوان سر مسائل بزرگ و مهم سیاسی نیست. این مسئله ناشی از انباشت تصمیمهای کوچک روزمره است که شاید هر کدام به تنهایی کماهمیت بهنظر برسند اما در کنار هم بر ذهنیت جامعه اثر منفی میگذارند.
تخریب فضای مقابل کافههای خیابان سنایی نیز از همین جنس است. چرا یک نهاد خدماتی که مأموریتش خدمترسانی به شهروندان است، باید با اقداماتی زمینه شکلگیری برداشتهای سیاسی و تفسیرهای منفی را فراهم کند که حتی میتواند به افزایش فاصله میان جامعه و نهادهای عمومی بینجامد. اگر قرار باشد مسئولان درباره تخریب فضای اطراف کافههای خیابان سنایی توضیح دهند، چه استدلالی میتوانند ارائه کنند که افکار عمومی را قانع کند؟
از اینکه کدام نهاد مسئول این تخریب بوده یا چه دستگاهی دستور اجرای آن را صادر کرده، فعلاً میگذریم. حتی این بحث را هم کنار میگذاریم که این اقدام با هماهنگی مراجع قضایی انجام شده یا خیر. مسئله مهمتر این است که چرا هنگام اتخاذ چنین تصمیمی، پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن مورد توجه قرار نگرفته است. نهادی که این اقدام پرهزینه را انجام داده، به بخشی از سرمایه اجتماعی کشور که مهمترین پشتوانه ثبات و انسجام سیاسی بهشمار میرود، آسیب وارد کرده است. بهویژه که این کار بدون اطلاعرسانی شفاف درباره چرایی و اهداف آن و در فضایی آکنده از ابهام انجام شد.
باید از تصمیمگیران و مجریان این اقدام سوال کنیم که در سیاستگذاری عمومی چه جایگاهی برای نیازهای نسل جوان در نظر گرفتهاند؟ بخش بزرگی از جمعیت کشور را جوانانی تشکیل میدهند که به فضاهایی برای تعامل اجتماعی، گفتوگو و حضور در شهر نیاز دارند. چنین نیازهایی به هیچ عنوان قابل انکار نیست. حالا که سیاست تخریب در دستور کار قرار گرفته با اصل مسئله چه میکنند؟ واقعیت این است که با تخریب پیادهرو یا حذف فضاهای عمومی، نیاز جوانان به تعامل اجتماعی از میان نمیرود. مدیریت شهری باید بپذیرد که اداره فضاهای عمومی، یک مسئله اجتماعی است و باید بر پایه شناخت نیازهای واقعی شهروندان انجام شود. تغییر کالبد شهر هیچ مسئلهای را حل نمیکند و صدالبته که منجر به افزایش رضایت عمومی نیز نمیشود.
خیابان سنایی میتواند به نمادی از نحوه مواجهه با فضاهای عمومی تبدیل شود. این پرونده فرصتی است تا درباره نسبت میان مدیریت شهری، سرمایه اجتماعی و سیاست وفاق گفتوگو شود. اگر هدف، کاهش تنش و افزایش همبستگی است، هر اقدام اجرایی نیز باید در همین چارچوب ارزیابی شود. چون سیاست وفاق و حفظ وحدت ملی در تصمیمهای کوچک و روزمرهای سنجیده میشود که شهروندان هر روز در خیابان، پارک، پیادهرو و دیگر فضاهای عمومی با آنها مواجه هستند.
یعنی از همین خیابانهای سنایی و ایرانشهر که مردم در آن زندگی میکنند، قدم میزنند و این حس را دارند که معابر عمومی شهر در واقع خانه مشترکشان است. سیاست تخریب معابر عمومی که محل حضور جوانان است بر کیفیت رابطه میان مردم و حاکمیت بر جای میگذارند و به سرمایه اجتماعی آسیب میزند. بنابر این دوباره تاکید کنیم، این کاری که در خیابان سنایی انجام شد قطعا بر کیفیت رابطه میان جامعه و نهادهای عمومی نیز اثر منفی خواهد گذاشت.
