موسیقی خیابانی در ایران

برخی نوازندگان معتقدند نگاه بخشی از جامعه هنوز موسیقی خیابانی را با تکدی‌گری و فعالیت غیرحرفه‌ای اشتباه می‌گیرد.

فاطمه برزویی: موسیقی خیابانی، تجسم عریان زیست شهری است؛ نغمه‌ای که نه از دیوارهای بسته سالن‌های کنسرت، که از دل شلوغی‌ها و میان آدم‌های خیابان برمی‌خیزد تا گاه از هویت بگوید و گاه فریاد اعتراض باشد. با این حال در ایران، این موسیقی میان دو جهان سیر می‌کند؛ یکی جهان خلاقیت و کشف و دیگری جهان محدودیت و برخورد‌های سلیقه‌ای. از آواهای سنتی و پاپ تا رپ و راک، طیف وسیعی از صداها در خیابان جاری است که جامعه را با واکنش‌هایی میان تحسین و بیگانگی مواجه می‌کند. این گزارش با روایت تجربیات زیسته‌ سه موزیسین خیابانی و واکاوی لایه‌های حقوقی این پدیده، داستان کسانی را روایت می‌کند که از دار دنیا، تنها موسیقی را دارند و خیابان را.

داستان یک اجرای جنجالی

«امیرکیان»، درامر خیابانی و از فعالان موسیقی خیابانی در ایران است. او را بیشتر با نام «درامر اخراجی» می‌شناسند. این لقب پاییز ۱۴۰۴ و پس از اجرای پرحاشیه او و گروهش در خیابان ایرانشهر بر سر زبان‌ها افتاد. ویدیوی آن اجرا که به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های داخلی و خارجی بازتاب یافت، نام «امیرکیان» را برای همیشه با آن اتفاق گره زد.

او که مدرک کارشناسی هوافضا را در جیب دارد، حالا تمام زندگی خود را وقف موسیقی خیابانی کرده است: «خانواده‌ام ابتدا مخالف این کار بودند، اما حالا پذیرفته‌اند که یک موزیسینِ شاد ولی کم‌درآمد، بسیار بهتر از یک دانشگاهی پولدار اما ناامید است.» او درباره نگاه جامعه به موسیقی خیابانی می‌گوید: «بسیاری تصور می‌کنند کسی که در خیابان می‌نوازد، فقیر یا گداست؛ در حالی که موسیقی خیابانی، تکدی‌گری نیست. البته شاید گوش‌ها تا حدی آماده‌تر شده باشند و نسل قدیم هم ارتباط بیشتری با این سبک موسیقی برقرار کرده باشد، اما مواجهه با موسیقی اعتراضی و راک همچنان پرتنش است.»

این درامر به اجرای جنجالی ایرانشهر اشاره می‌کند: «در خیابان ایرانشهر اجرایی داشتیم که خیلی وایرال شد. بدون اجازه ما، رسانه‌های مختلف خارجی و داخلی ویدیوی اجرا را منتشر کردند و همین اجرای راک، برای ما دردسرساز شد؛ تا جایی که حتی کافه‌ای که مقابلش اجرا کرده بودیم، پلمب شد. به ما گفتند شما شیطان‌پرستید، در حالی که اصلاً این‌طور نیست. شیطان‌پرستی ربطی به پوشش، پیرسینگ یا گوش ‌دادن به موسیقی راک ندارد.» او ادامه می‌دهد: «اجرای ما بین‌المللی شد، حتی شبکه‌های خارجی اجرای‌مان را منتشر کردند، اما دردسرهایمان هم بیشتر شد. برای همان اجرا، به ما برچسب‌های امنیتی زدند. من هم فقط به‌خاطر ساز زدن، شش ماه از کار تعلیق شدم. حتی برای اینکه ثابت کنیم آدم‌های بدی نیستیم، همراه اعضای گروه «رندوم» در خانه سالمندان و خیریه اجرا کردیم تا هم بخشیده شویم و هم نشان دهیم کارمان صرفاً موسیقی است.»

موسیقی خیابانی دیگر «تفریح» نیست

با وجود این فشارها، «امیرکیان» موسیقی خیابانی را یک «شغل» می‌بیند، نه یک تفریح ساده: «اگر روزی دو نوبت اجرا کنی، می‌توانی از این راه زندگی متوسطی داشته باشی و درآمدت حتی از یک کارمند عادی هم بیشتر باشد. با تجربه، یاد می‌گیری کدام روز و کدام لوکیشن بازده مالی بهتری دارد. بنابراین، موسیقی خیابانی را می‌توان یک شغل جدی دانست.» او در ادامه می‌افزاید: «در تهرانِ امروز، یافتن شغل پایدار، جز در حوزه‌هایی چون دلالی یا طلافروشی، کار ساده‌ای نیست. به‌طور کلی، زندگی با موسیقی خیابانی، هم مبارزه‌ای عاشقانه است و هم راهی برای کسب درآمد. همچنین، در مقایسه با دیگر کشورها، وضعیت موسیقی مستقل و زیرزمینی ایران بد نیست. باور دارم که نسل جوان می‌تواند موسیقی ایرانی را با تلفیق شرقی-غربی به سطحی جهانی برساند.»

این موزیسین خیابانی می‌گوید: «برای یک درامر خیابانی، مسئله اول حمل‌ونقل ساز و رفت‌وآمد است. مسئله دوم هم انتخاب محل اجرا و مهم‌تر از همه، هماهنگ‌کردن اجرا با حال‌وهوای همان فضا. بالاشهر و پایین‌شهر فرقی ندارد. گاهی اجرای ما در مرکز شهر، واکنش خیلی بهتری از مخاطبان می‌گیرد؛ چراکه مخاطبانِ بالاشهر فکر می‌کنند آمده‌اند دیسکو!» به‌باور «امیرکیان»، نگاه‌ها به موسیقی خیابانی نسبت به گذشته تغییر کرده است: «قدیم برخوردها بدتر بود، اما حالا بهتر شده؛ مگر اینکه اتفاقی مثل اجرای راک ایرانشهر بیفتد و ماجرا حساس شود. البته حساس شدن یک اجرا همیشه به حکومت مربوط نیست؛ گاهی خود مخاطب است که امنیت تو را بر هم می‌زند.»

با تمام این‌ها، او همچنان به آینده امیدوار است: «دوست دارم تا ۱۰ سال آینده، موسیقی خیابانی در ایران به جایی برسد که هیچ‌کس به‌سادگی از کنار آن عبور نکند؛ حتی برای چند دقیقه بایستد و گوش دهد. دوست دارم ایران در موسیقی خیابانی حرفی برای گفتن داشته باشد؛ مثل باغ فردوس که زمانی یکی از محل‌های موسیقی خیابانی بود و مهم‌تر از همه، دوست دارم مردم و حتی خوانندگانِ استیج، اجرای خیابانی را کاری سخیف ندانند.»

برای زنان نوازنده، ترس همیشه وجود دارد 

«رهان» (نام مستعار) زنی ۲۷ ساله است؛ خواننده و نوازنده‌ای که تا همین اواخر، موسیقی خیابانی بخشی از زندگی روزمره‌اش بود. بیشتر در زما‌ن‌هایی که سفر می‌رفت، سازش را برمی‌داشت و راهی خیابان می‌شد؛ از باغ فردوس و هرمز گرفته تا رشت. برای او، خیابان فقط محل عبور و مرور نبود؛ صحنه‌ای بود برای اجرا، تجربه و کشف دوباره‌ خودش. او در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» از این دوران می‌گوید: «خیابان برای من صحنه اجرا بود؛ تازه توانایی خوانندگی‌ام را کشف کرده بودم، یعنی فهمیده بودم که می‌توانم بخوانم و دوستانم هم تشویقم کردند.

برای همین به مدت دو سال درگیر موسیقی خیابانی شدم؛ تقریباً تا همین اواخر.» او این کشف را مدیون بازخوردهای مردم می‌داند: «واکنش‌های مثبت مردم بود که به من فهماند می‌توانم بخوانم و بنوازم.» اجرای خیابانی، در نگاه «رهان»، مثل یک کنسرت کوچک بود؛ کنسرتی که نیازی نبود برایش بلیتی بخرید. او با یادآوری آن روزها می‌گوید: «این جالب بود که مردم از اجراهایم فیلم می‌گرفتند؛ این موضوع، امید به تحقق آرزویم یعنی اجرای کنسرت‌های حرفه‌ای را در من زنده می‌کرد.» لبخند می‌زند و اضافه می‌کند: «شنیدن اینکه با اجراهایم چقدر حال آدم‌ها را خوب کرده‌ام، ارزشمندترین پاداشی بود که می‌گرفتم.»

اما این مسیر با تمام شیرینی‌اش، بی‌دردسر نبود: «یک بار به‌خاطر اجرای خیابانی‌ که در رشت داشتم، مشکلاتی برای من به وجود آمد. البته الان آن موضوع کامل حل شده است.» اما همین یک‌ بار، کافی بود تا سایه‌ ترس بر سازش سنگینی کند و او از فضای خیابان فاصله بگیرد: «دلیل اینکه دیگر موسیقی خیابانی کار نمی‌کنم این است که همان یک بار که به مشکل خوردم، خاطره‌ عجیبی را از سر گذراندم. آهنگ عجیبی هم نمی‌خواندم. من کلاً آهنگ‌های فارسی نمی‌خوانم؛ آهنگ خارجی می‌خوانم ولی خب آن اتفاق افتاد و اجرای من متوقف شد.» او در ادامه بیان می‌کند: «برای زنان نوازنده، ترس همیشه وجود دارد. آدم مدام دلهره دارد که کسی نیاید و گیر بدهد یا اینکه اتفاق بدی نیفتد. البته در مراکز تفریحی، فضا کمی امن‌تر است اما باز هم آن دغدغه‌ همیشگی وجود دارد.»

«رهان» گریزی هم به آسیب‌شناسی موسیقی خیابانی می‌زند و معتقد است که تکرار و فقدان خلاقیت، فضای خیابان را بی‌روح کرده است: «متأسفانه در خیابان، اکثر اجراها شبیه هم است. موزیسین‌ها برای فرار از دردسر و رعایت چارچوب‌ها، مدام همان قطعات محبوب تکراری را بازخوانی می‌کنند. کمتر کسی سراغ تولید اثر اورجینال می‌رود و این یعنی خیابان، از خلاقیت خالی شده است.»

ما در خیابان گدایی نمی‌کنیم!

در سوی دیگر این روایت، «بابک»، گیتاریست ۳۵ ساله‌ مشهدی، قرار دارد. این گیتاریست خیابانی می‌گوید: «خیلی‌ها فکر می‌کنند ما در خیابان جمع شده‌ایم تا از سرِ ناچاری گدایی کنیم. به‌نظرم سخت‌ترین بخش کار ما، نه حمل گیتار در برف و باران و ترس از ماموران که جنگیدن با کسانی است که هنر خیابانی را کاری سطح پایین و غیرحرفه‌ای می‌بینند.» او معتقد است برخوردهایی که گاهی ممکن است در خیابان پیش بیاید، تنها نیمی از ماجراست، نیمه‌ سخت‌تر، قضاوت‌های روزمره‌ مردم است؛ قضاوت‌هایی که هنر خیابانی را با تکدی‌گری یکی می‌گیرد و شأن اجرا را پایین می‌آورد. «بابک» در ادامه تأکید می‌کند: «مسئولان و مردم باید بدانند که ما نه مجرمیم، نه گدا؛ فقط موزیسین‌ایم و تنها زبان‌مان موسیقی است. دنبال کار سیاسی هم نیستیم، تنها خواسته‌مان شنیده‌شدن صدای خیابان است.»

قانونی که موسیقی خیابانی را نمی‌شناسد

روایت موزیسین‌های خیابانی، تصویری چندلایه از تقابل هنر و قانون در ایران پیش می‌کشد؛ تقابلی که برای فهم آن باید به سراغ مباحث حقوقی رفت. در همین راستا، زهرا سلطانی‌نژاد، پژوهشگر حوزه حقوقِ موسیقی، در گفت‌وگو با «هفت‌صبح» شرح می‌دهد که در نظام حقوقی ایران، موسیقی خیابانی تعریف مشخص و مستقلی ندارد؛ خلأیی که حتی در سند ملی موسیقی نیز دیده می‌شود: «با این حال، می‌توان از دل قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی، آزادی موسیقی را استنباط کرد.

 

اصول ۲۴ و ۲۵ قانون اساسی به آزادی بیان و منع سانسور اشاره دارند و در مواد ۲۵ تا ۲۹ منشور حقوق شهروندی نیز بر آزادی بیان تأکید شده که آزادی هنری را هم در بر می‌گیرد.» به‌گفته او، آیین‌نامه نظارت بر انتشار و اجرای آثار موسیقایی (مصوب ۱۴۰۰) نیز اساساً ناظر بر اجراهای صحنه‌ای و کنسرت است، نه موسیقی خیابانی؛ بنابراین، از نظر حقوقی، برای این نوع اجرا تعریف مشخصی پیش‌بینی نشده.

موسیقی خیابانی، نیازی به مجوز ندارد

سلطانی‌نژاد در ادامه می‌افزاید: «نظم و آرامش عمومی مفهومی ثابت و از پیش‌تعریف‌شده نیست، بلکه برآیند قوانین و عرف‌های هر جامعه است. ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی، هیاهو و جنجال یا حرکات غیرمتعارف را در صورتی که موجب برهم‌زدن نظم شود، قابل مجازات می‌داند؛ اما پرسش اصلی این است که آیا موسیقی خیابانی را می‌توان ذیل همین عنوان قرار داد یا خیر.»

او اشاره می‌کند: «در عمل، یک‌سری محدودیت‌های عرفی و ضروری بر موسیقی خیابانی تحمیل می‌شود؛ مثلاً نوازنده یا خواننده نباید در نیمه‌شب، زمانی که مردم در حال استراحت‌اند، مزاحمت ایجاد کند. یا در مکان‌های حساس و شلوغی که موجب اختلال در عبور و مرور یا آسایش عمومی می‌شود، اجرا نداشته باشد.» این کارشناس ارشد حقوق ارتباطات که پایان‌نامه‌اش را به «محدودیت‌های اجرای موسیقی خیابانی در حقوق ایران» اختصاص داده، تأکید می‌کند: «مرز میان اجرای هنری و اخلال در نظم عمومی، خطی ثابت نیست؛ این مرز با توجه به زمان، مکان، نوع اجرا و واکنش عرف جامعه شکل می‌گیرد.»

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو، نقش شهرداری و نهادهای انتظامی را از منظر حقوقی تفکیک می‌کند. به‌گفته سلطانی‌نژاد، مطابق آیین‌نامه مالی شهرداری‌ها مصوب ۱۳۴۶، خیابان‌ و معابر عمومی جزو اموال عمومی شهرداری‌اند که بایستی در راستای احقاق حقوق شهروندان از آنها استفاده شود. بنابراین، «اگر اجرای موسیقی خیابانی به‌گونه‌ای باشد که مطابق ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی، مصداق سد معبر تلقی شود و موجب تضییع حقوق دیگران شود، شهرداری فقط می‌تواند برای رفع مانع وارد عمل شود، نه برای برخورد با خودِ محتوای هنری.»

او خاطرنشان می‌کند: «اجرای موسیقی خیابانی اصولاً نیازی به مجوز ندارد و اصل بر آزادی آن است. تا زمانی که جرم مشهودی رخ نداده یا سد معبری ایجاد نشده باشد، ضابط قضایی حق ورود ندارد. بنابراین، در مواردی که نه جرمی رخ داده و نه مانعی در معبر ایجاد شده، برخورد با هنرمندان خیابانی بیش از آنکه مستند به قانون باشد، به تفسیرهای سلیقه‌ای و شخصی نزدیک می‌شود.»

نوازندگی آزاد، آواز ممنوع!

سلطانی‌نژاد سپس به یکی از بحث‌برانگیزترین مسائل می‌رسد: ممنوعیت نانوشته اما اعمال‌شده آواز زنان در فضای عمومی. او تصریح می‌کند: «از نظر حقوق موضوعه ایران، هیچ مبنایی برای ممنوعیت آواز زنان در فضای عمومی وجود ندارد، مگر آنکه مصداق رفتارهای مغایر با هنجارهای قانونی شناخته شود. محدودیت‌های موجود، بیشتر از دل ملاحظات شرعی و فقهی برآمده‌اند؛ ملاحظاتی که خود نیز در طول زمان دستخوش تغییر و تعدیل شده‌اند.»

او همچنین یادآور می‌شود که در ماده ۴ آیین‌نامه نظارت بر انتشار و اجرای آثار موسیقایی، برای آواز زنان در شرایطی خاصی مانند برگزاری کنسرت بانوان برای بانوان، امکان قانونی پیش‌بینی شده است. او از همین‌جا به تضاد فضای رسمی کنسرت و خیابان می‌رسد: «خیابان اما مخاطبش را بر اساس جنسیت تفکیک نمی‌کند.» با این حال، در مورد نوازندگی زنان، مسئله متفاوت است: «بند ۶ همین آیین‌نامه، نوازندگان را به رعایت موازین شرعی و قانونی در اجرای زنده ملزم کرده، اما هیچ محدودیتی بر اساس جنسیت قائل نشده.»

زهرا سلطانی‌نژاد در پایان، هشدار می‌دهد: «موسیقی خیابانی، به‌ دلیل ماهیت غیرانتفاعی و سیال خود، اصولاً در چارچوب آیین‌نامه‌های موجود نمی‌گنجد و حفظ وضعیت موجود، با تأکید بر آزادی‌های مشروط و رعایت حدود عرفی و قانونی عام، منطقی‌تر از تدوین مقررات جدیدی است که ممکن است محدودکننده‌تر باشند.»

دیدگاهتان را بنویسید