موانع رشد صنعت برق ؛ انرژی تجدیدپذیر ناترازی را رفع نمیکند

علیرضا غفوریفرد، عضو انجمن مهندسین برق ایران، با اشاره به شروع مشکلات صنعت برق از سالهای ۱۳۸۰ به بعد، تصریح کرد: متأسفانه مشکلات ناترازی ابتدا بهصورت پنهان و خاموش در سال ۱۳۸۰ آغاز شد. همین واژه ناترازی که بعداً رواج پیدا کرد و بسیاری از افراد ناگهان کارشناس ناترازی شدند، و بعد هم واژه قشنگتری برای آن ساختند به نام «مدیریت مصرف». حالا با افتخار میگویند ۱۵ هزار مگاوات مدیریت مصرف داریم؛ در حالی که زمانی ۱۰۰۰ مگاوات اعمال محدودیت، تن و بدن همه وزارت نیرو را به لرزه میانداخت. اما متأسفانه نگاههای غلطی حاکم شد و مشکلاتی پیش آمد که اگر بهموقع به آن ۱۰۰۰ مگاوات رسیدگی میکردیم، امروز با این غول ۲۰ هزار مگاواتی مواجه نبودیم.
وی با انتقاد از نگاه محدود سیاستگذاری انرژی در کشور، تصریح کرد: متأسفانه نگاه سیاستگذاری انرژی ما محدود به تأمین داخل بوده و رقابت نادرستی بین وزارت نفت و نیرو وجود داشته است. گفته میشد ۶۰ درصد گاز صادراتی ما در کشورهای دیگر به برق تبدیل میشود و اگر ما برق صادر کنیم، دیگر خریدار گاز ما نخواهند بود. در جلسات به نمایندگان وزارت نفت و نیرو میگفتم شما همدیگر را محدود میکنید؛ یکی میگوید برق صادر نکن که صادرات گازم خدشهدار نشود و آن یکی میگوید گاز بده تا برق صادر کنم. در نهایت، ما صادرات قابلتوجهی در حوزه انرژی نداریم.
آیا نیروگاه برق هستهای می لرزد؟
عضو انجمن مهندسین برق ایران، در پاسخ به سوالی درباره نقش انرژی هستهای در تولید برق کشور، گفت: انرژی هستهای یکی از بهترین روشهای تأمین پایدار برق است. کشورهای پیشرفته و اروپایی بخش قابلتوجهی از بار پایه خود را از نیروگاههای هستهای تأمین میکنند، زیرا این نیروگاهها تولید پایداری دارند و از نظر آلودگی هوا نیز شرایط بسیار خوبی دارند. البته بحث اخلاقی دربارهٔ زبالههای هستهای وجود دارد که پسماند آنها تا هزاران سال در طبیعت باقی میماند و برخی کارشناسان محیطزیست، تولید برق هستهای را غیراخلاقی میدانند، اما در مقایسه با نیروگاههای زغالسوز یا حرارتی، از جهت آلایندگی هوا قطعاً شرایط بهتری دارد.
وی با اشاره به اظهارات دکتر صالحی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی، گفت: ایشان نوشته بودند که این برق برای ما گران است و صرفه تولید ندارد و دولت باید اجازه دهد این برق صادر شود. من هم همان موقع گفتم که خوب است بالاخره بخشی از دولت متوجه مشکلات بخش خصوصی در تولید برق و هزینه تمامشده شده است. الان چند سالی است که بر اساس قوانین موجود، برق نیروگاه هستهای را با قیمت تمامشده خریداری میکنند که حدود ۷ تا ۸ هزار تومان برای کشور محاسبه میشود.
غفوریفرد با بیان اینکه نگاه به نیروگاههای هستهای باید از چند زاویه باشد، افزود: کشورهایی مثل فرانسه و روسیه که فناوری هستهای دارند، دسترسی فناورانه راحتتری دارند و تولید برایشان بهصرفهتر است. اما کشورهایی مثل ما که این فناوری را ندارند و سوخت وارداتی است، با نوسانات قیمت ارز، قیمت سوخت افزایش مییابد و الزاماً متناسب با وضعیت اقتصادی ما نیست. از جهت تنوع سبد تولید انرژی، حتماً خوب است که بخشی از نیروگاههای ما هستهای باشند، اما مسائل اقتصادی را نیز باید در نظر گرفت. در حال حاضر ظرفیت قابلتوجهی از نیروگاههای ما هستهای نیست و از نظر رقابت قیمتی، قیمت تمامشده برق هستهای برای ما از سایر نیروگاهها بسیار بالاتر است.
کدام کشورها از انرژی هستهای استفاده میکنند
وی در پاسخ به این سوال که کدام کشورها از انرژی هستهای استفاده میکنند، تصریح کرد: در اروپا فرانسه، روسیه و اخیراً فناوری هستهای تجاریتر شده و کشورهایی مثل امارات متحده عربی نیز شروع به احداث نیروگاه هستهای کردهاند. موضوع نیروگاه، بحث سبد متنوع انرژی است و نمیتوان کشور را به یک نوع انرژی وابسته کرد. باید نگاه ترکیبی به منابع مختلف داشته باشیم؛ از برقآبی، تجدیدپذیر، بادی، خورشیدی، ترمال، هستهای، زغالسوز و حرارتی. اما توأمان باید نگاه اقتصاد انرژی را نیز داشته باشیم. امنیت، اقتصاد و صرفهجویی، سه مؤلفهای هستند که سبد انرژی ما را شکل میدهند.
غفوریفرد با اشاره به همکاری ایران و روسیه در حوزه نیروگاه هستهای، افزود: شاید شرایط همکاری سیاسی و اقتصادی با روسیه خوب بوده و یکی از روشهای تبادل بین دو کشور، همکاری در حوزه نیروگاه هستهای بوده است. اما اینکه چقدر در این زمینه موفق بودیم، چقدر زمان برده و چگونه میتوانست بهتر انجام شود، خودش موضوعی بسیار تخصصی و همچنین سیاسی است که مسائل مختلفی را در پیش داشته و در ادامه نیز با آن مواجه خواهیم شد.
وی با بیان اینکه در کشور ما بحث نیروگاه هستهای دوگانه است، افزود: یک بحث، خود نیروگاه هستهای بوشهر است و بحث دیگر، زنجیره تأمین سوخت آن. آنچه تا امروز مسئلهآفرین بوده، عمدتاً بحث زنجیره سوخت بوده است. خود نیروگاه بوشهر با ظرفیت ۱۰۲۰ مگاوات، مشکلی نداشته و تولید پایدار و خوبی دارد، اما سهم آن تنها ۱.۱ درصد از ظرفیت نیروگاههای کشور است.
غفوریفرد با تاکید بر اینکه هزینه سرمایهگذاری و قیمت تمامشده برق هستهای در ایران اطلاعات شفافی ندارد، اظهار کرد: احداث این نیروگاه حدود ۴۰ تا ۵۰ سال طول کشیده و الان حدود هفت، هشت سالی است که به بهرهبرداری رسیده است. در حالی که کشورهایی مثل امارات با رویکردی متفاوت و با پیمانکاران کرهای، سه نیروگاه را در مدت زمان کوتاهتری احداث و به شبکه متصل کردند. سوخت نیروگاه بوشهر نیز از روسیه تأمین میشود و ما توانایی تأمین زنجیره سوخت آن را نداریم
آیا برق تجدیدپذیر ناترازی را رفع میکند؟
وی با اشاره به ریشهیابی علت تبلیغات گسترده درباره تجدیدپذیرها، تصریح کرد: در دو دوره اخیر وزارت نیرو، به دلیل اینکه نمیتوانستند مشکل نیروگاههای حرارتی را حل کنند، تصمیم گرفتند بار این صنعت را روی دوش صنایع بگذارند. موضوع برق صنایع با طرح ۱۱ هزار مگاوات شروع شد و به ۱۹ هزار مگاوات رسید، اما اگر بررسی کنید، از این ۱۹ هزار مگاوات، مقدار بسیار ناچیزی وارد شبکه شده و بیشتر پروژههایی که اجرا شده، قبلاً در جریان بوده و فقط نامشان تغییر کرده است.
غفوریفرد با انتقاد از شعارزدگی در حوزه تجدیدپذیر، افزود: در دولت شهید رئیسی، ۱۱ هزار مگاوات تجدیدپذیر مطرح شد و در دولت فعلی اعداد مختلفی از ۱۰ تا ۶۰ هزار مگاوات شنیده میشود. من با قاطعیت میگویم هیچ مطالعهٔ دقیق فنی پشت این اعداد نیست. این اعداد بیشتر جنبه شعار دارند. من در یک برنامهٔ تلویزیونی گفتم این اعداد قطعاً محقق نمیشود، یکی از معاونین ساتبا گفت باید یک عدد بزرگی بگوییم تا یکششم آن محقق شود. این کار باعث میشود مردم نسبت به این اعداد بیتفاوت شوند و بگویند این اعداد الکی است. ما در یک دوره کوتاه مسئولیت، میخواهیم مشکلات ۳۰، ۴۰ ساله را حل کنیم و دنبال دستاوردسازی هستیم. در حالی که با این حجم تحریم و مشکلات اقتصادی، نمیتوان در سه، چهار سال این مسئله را حل کرد. اگر هدفگذاری دقیق و برنامهریزی بلندمدت داشته باشیم، ظرف یک دهه آینده امکان حل آن وجود دارد.
وی با تاکید بر اینکه ناترازی برق در دو سال آینده حل نمیشود، اظهار کرد: هر جا این گزاره مطرح میشود، باید با آن مقابله کرد. وعده بیخود ندهیم و دلخوشی بیاساس ایجاد نکنیم. این حرفها باعث میشود صنعتگران و سرمایهگذاران بر اساس وعدههای غیرواقعی تصمیمگیری کنند و بعد دچار ضرر شوند.
غفوریفرد با پیشبینی قطعی برق در تابستان پیشرو، گفت: همچنان همان آهنگ گذشته را داریم و قطعی خواهیم داشت. اگر احساس کردیم که قطعی خانگی کم است، باید نگران باشیم، چون احتمالاً محدودیت ناجوانمردانهای به بخش صنعتی تحمیل شده است. من راهکار را توزیع عادلان خاموشی و گفتوگوی شفاف با مردم میدانم؛ برنامهای روشن و مشخص برای ۱۰ سال آینده که کمترین آسیب را به بخشهای صنعتی، خانگی و درمانی وارد کند و در عین حال زمینه توسعه صنعت برق را فراهم آورد.
سازمان بهینهسازی مصرف انرژی کارآمد است؟
غفوریفرد با اشاره به تاریخچه این نقشه، تصریح کرد: طرح توسعه ۱۰ هزار مگاواتی نیروگاه هستهای که رژیم گذشته میخواست منعقد کند، بر محوریت همین نقشه بود. متأسفانه کوتهبینیهایی در سیاستگذاری وجود داشت. من در جلساتی در یکی از دستگاههای مهم کشور گفتم عراق بهزودی برق ما را با کشورهای دیگر مانند اردن و عربستان جایگزین خواهد کرد. مدیران وقت قاطعانه گفتند عراق در کوتاهمدت و بلندمدت هیچ رقیبی برای برق ایران ندارد. من گفتم الان ۳۰۰۰ مگاوات خط با اردن احداث میشود و هزار مگاوات آن تا سه ماه دیگر افتتاح میشود. در پایان آن جلسات، همان هزار مگاوات به عراق متصل شد و الان دارد تبادل میکند. اما آن مدیر همچنان میگفت رقیبی نداریم چون ما ارزانتر میفروشیم. این تفکرات کوتاهبینانه باعث شد ظرفیتهای همکاری را از دست بدهیم. حتی صنایع مانند فولاد خوزستان حاضر بودند نیروگاه خود را توسعه دهند به شرطی که نصف ظرفیت اضافهشده را به عراق صادر کنند، اما همهٔ این فرصتها را از دست دادیم و کشورهای همسایه شبکههای خود را جایگزین کردند و توسعه دادند.
وی در پاسخ به سوالی درباره معاونت جدید انرژی و نقش آن، افزود: بهتازگی اساسنامه این سازمان تصویب شده است. اگر نظر شخصی من را بخواهید، من مخالف ایجاد سازمانهای جدید هستم. ما وزارت نفت و وزارت نیرو را داریم که کارکردهای تخصصی خود را بهخوبی انجام دادهاند و گستردهترین شبکه توزیع برق، گاز و آب را در کشور داریم. مشکل ناترازی به خاطر سیاستهای محدودکنندهای بوده که اعمال شده، نه به خاطر نبود یک سازمان جدید. ما شورای عالی انرژی را هم داشتیم که میشد با تقویت آن همگرایی ایجاد کرد، اما حتی جلسات شورای عالی انرژی هم منظم برگزار نمیشد و انگار تفکری حاکم بود که چتر واحد تصمیمگیری فراهم نشود.
غفوریفرد با انتقاد از بروکراسی پیچیده این سازمان جدید، اظهار کرد: خود وزارت نفت و نیرو بروکراسی بسیار پیچیدهای دارند و یک سازمان جدید نمیتواند بر این بروکراسی حاکم شود. از سوی دیگر، نگاه تخصصی در انتصاب مسئول این سازمان حاکم نبوده و متأسفانه فردی با مدرک لیسانس روانشناسی برای مدیریت این سازمان انتخاب شده است. این خودش جای تأمل دارد که حکمرانی انرژی کشور با چنین تخصصی چگونه ممکن است؟ من نسبت به این سازمان ابهام جدی دارم. راحتتر میشد همگرایی بین نهادها را فراهم کرد، اما ما مثل همیشه سختترین روشها را انتخاب میکنیم. الان نیروگاههای تجدیدپذیر بخشی از مطالبات خود را نمیتوانند بگیرند و معطل تصویب اساسنامه این سازمان هستند.
وی با اشاره به اختلافات بین وزارت نیرو و این سازمان جدید، تصریح کرد: ابتدا گفته شد ساتبا با این معاونت جدید ادغام میشود، بعد وزارت نیرو اعلام کرد بخش تولید برق نمیرود و ساتبا با سازمان بهینهسازی ادغام شده است. حالا میگویند تولید انرژی تجدیدپذیر بماند برای وزارت نیرو و بهینهسازی برود سمت دیگر. سازمان بهینهسازی مصرف سوخت هم زیرمجموعهٔ وزارت نفت است. به نظر من، به جای اینکه در سالهای آینده از این سازمان عملکردی ببینیم، بیشتر درگیر بروکراسی و کشمکشهای اداری خواهیم بود.
