رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵

معاملات ارزهای دیجیتال در ایران محبوب شد

۱۴۰۵-۰۵-۰۶ ۱۴:۱۱ modir 0
اشتراک‌گذاری:
تورم سنگین و کاهش ارزش پول، جوانان را به سمت بازارهای دیجیتال و سرمایه‌گذاری‌های پرریسک سوق داده است

رضا نیکنام| روزگاری پس‌انداز در بانک، خرید طلا و دلار، امن‌ترین راه حفظ ارزش پول برای خانواده‌های ایرانی بود. اما امروز، در میانه جنگی تمام‌عیار میان ایران و آمریکا که تورم را به مرز ۶۲درصد رسانده و اینترنت را به یکی از کندترین شرایط تاریخی خود تبدیل کرده، نسل جدید از مسیرهای امن گذشته و به دنیای پرنوسان رمزارزها، بورس و کسب‌وکارهای دیجیتال پناه برده است. باید پرسید چرا اغلب جوانان ایرانی، آرامش پس‌انداز را با هیجان سرمایه‌گذاری‌های پرریسک عوض کرده‌اند؟

مرداد ماه ۱۴۰۵ است. آسمان ایران  همچنان گرد و غبار جنگ را بر تن دارد، سفره‌ها هر روز کوچک‌تر می‌شود و اینترنت ایران، این پنجره رو به جهان، با سرعت پایین پیش می‌رود و هر آن احتمال محدودیت و قطع شدن آن وجود دارد. با این حال، در کافه‌های تهران و خوابگاه‌های دانشگاهی، دفاتر کار اشتراکی، جوانان از موضوعی مشترک حرف می‌زنند؛ یعنی سرمایه‌گذاری، اما نه از نوع قدیمی‌اش. کمتر جوان امروزی از سود بانکی یا خرید سکه می‌گوید؛ بحث از بیت‌کوین، اتریوم، تحلیل تکنیکال بورس و راه‌اندازی استارتاپ در فضای مجازی داغ است.

این تغییر نگرش، یک پدیده ساده و گذرا نیست. پشت آن، داستانی از ناامیدی از سیستم بانکی کشور، فشار طاقت‌فرسای تورم به مردم، بیکاری گسترده، جنگ و جذابیت دنیای دیجیتال و تغییر تفکر نسل جوان نهفته است. نسلی که با اینترنت بزرگ شده، حالا در شرایط جنگی به دنبال راه‌هایی برای نجات سرمایه خود از چنگال تورم و ساختن آینده‌ای متفاوت و روشن است.


آخرین آمارها نشان می‌دهد که حدود ۱۳.۵ درصد از مردم ایران در ارزهای دیجیتال سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این یعنی بیش از ۱۲ میلیون ایرانی در دنیای رمزارزها فعال هستند و طبق آن ایران در جایگاه چهارم جهان از نظر درصد جمعیت فعال در این حوزه قرار گرفته است. اعدادی که روایتی تازه از نگرش مالی نسلی هستند که در میانه آتش بس و جنگ، دیگر به مسیرهای سنتی اعتماد ندارند. رضا، ۲۹ ساله، فعال بازار رمزارزها از تهران به «هفت صبح» می‌گوید:«سه سال پیش با پنجاه میلیون تومان وارد بازار شدم.

راستش اولش خیلی استرس داشتم، اما وقتی دیدم پولی که در بانک گذاشته بودم در یک سال چیزی کمتر از بیست درصد سود داده در حالی که تورم نزدیک شصت درصد شده، فهمیدم راه غلطی می‌روم. حالا بخش زیادی از سرمایه‌ام در رمز ارزهاست و بخش کمی هم در صندوق‌های بورسی. این کار ریسک زیادی دارد، اما ریسک نکردن در این شرایط، خودش بزرگترین ریسک است.» اما سارا، ۳۴ ساله، کارآفرین حوزه دیجیتال و فارغ‌التحصیل مهندسی کامپیوتر وقتی وارد این بازار شد که بعد از دو سال بیکاری و با شروع جنگ، تازه متوجه شد که هیچ شغل ثابتی وجود ندارد که امنیت داشته باشد. وی در مورد آن روزها می‌گوید:

« تصمیم گرفتم کسب‌وکار خودم را در فضای دیجیتال راه‌اندازی کنم. البته اینترنت خیلی کند شده و گاهی قطع می‌شود، اما چاره‌ای نیست. الان فروشگاه اینترنتی دارم و از طریق شبکه‌های اجتماعی کار می‌کنم. درآمد ماهیانه‌ام چند برابر حقوقی است که اگر استخدام می‌شدم می‌گرفتم. چرا باید دنبال شغل سنتی می‌گشتم یا مثلا طلا و نقره می‌خریدم تا شاید روزی بالا برود؟!وقتی خودم می‌توانم برای خودم کار ایجاد کنم؟»


روایت محمد، ۴۵ ساله، کارمند بانک ولی بیشتر روایتی است از فرزندش‌. وی که پسری ۲۲ ساله دارد تعریف می کند؛« پولی که برایش پس‌انداز کرده بودم را به زور برداشت و در کسب و کار آنلاین سرمایه‌گذاری کرد. من خیلی نگران بودم، خصوصا با این وضعیت جنگ. می‌گوید بابا پس‌انداز بانکی فایده ندارد، پول آب می‌شود. راستش حرفش را می‌فهمم. نسل ما به بانک خیلی اعتماد داشت، اما نسل امروز، در این شرایط جنگی دیگر این اعتماد را ندارد. شاید حق هم دارند.»

  تورم جنگی؛ دشمن شماره یک پس‌انداز سنتی


گرچه گزارش پیش‌رو تلاش کرده تا عمدتا به ابعاد اجتماعی این تغییر نگرش نسلی در مورد سرمایه‌گذاری بپردازد، اما برای درک عمیق‌تر و ریشه‌یابی این پدیده، چاره‌ای جز کندوکاوی هر چند کوتاه و گذرا در لایه‌های پنهان اقتصاد کلان نیست. داستان مهاجرت سرمایه‌های جوان از بانک به رمزارزها، در بستری از اعداد و ارقام شکل گرفته که به روشنی ترسیم‌کننده‌ ناامیدی یک نسل از سیستم سنتی است. بیایید برای لحظاتی از روایت‌های عاطفی فاصله بگیریم و با نگاهی آماری به سراغ موتور محرک این تحول بزرگ برویم.


جنگ کنونی میان ایران و آمریکا، تورمی را که پیش از این نیز افسارگسیخته بود، به سطحی بی‌سابقه رسانده است. بر اساس تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران در خردادماه ۱۴۰۵، نرخ تورم سالانه کشور به ۶۲درصد رسیده است. بانک مرکزی نیز نرخ تورم دوازده‌ماه منتهی به خرداد را ۵۷.۷ درصد اعلام کرده است. اما طبق همین آمار، تورم نقطه‌به‌نقطه – یعنی افزایش قیمت‌ها نسبت به خرداد سال گذشته، به عدد حیرت‌آور ۸۸.۶ درصد رسیده است.

به بیان ساده‌تر، خانواده‌ها برای خرید یک سبد یکسان از کالاها و خدمات، نزدیک به دو برابر خرداد سال قبل هزینه می‌کنند. در مقابل این تورم جنگی، نرخ سود سپرده یک‌ساله بانکی همچنان در محدوده ۲۰.۵ درصد باقی مانده است. این یعنی سپرده‌گذار بانکی در پایان سال نه تنها سودی نکرده، بلکه قدرت خرید پول خود را به شدت از دست داده است. اقتصاددانان به این وضعیت «نرخ واقعی بهره منفی» می‌گویند؛ وضعیتی که در آن هر ریالی که در بانک می‌ماند، روزبه‌روز آب می‌شود. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری‌های جدید برای ایرانیان و به‌خصوص نسل جوان دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای بقاست.

بیکاری در سایه جنگ؛ موتور محرک کارآفرینی دیجیتال


به عقیده کامران باقری، کارشناس مسائل اقتصادی، مسئله بیکاری جوانان، دومین عامل مهم در این تغییر رویه است. طبق آمار موجود جمعیت جوانان ۱۵ تا ۳۴ سال کشور در سال ۱۴۰۵ به حدود ۲۴ میلیون نفر رسیده است. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله با وجود کاهش اندک به ۲۰.۳ درصد رسیده است، اما نرخ بیکاری افراد ۱۸ تا ۳۵ سال به ۱۵‌درصد افزایش یافته است.

اما این ارقام در شرایط جنگی، معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کنند؛ امنیت شغلی به شدت کاهش یافته و از سوی دیگر بسیاری از کسب‌وکارهای سنتی تعطیل شده‌اند. در چنین شرایطی، بسیاری از جوانان چاره‌ای جز خلق فرصت‌های شغلی جدید برای خود نمی‌بینند. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که درصد بالایی از جوانان کشور به جای کارهای ثابت و سنتی، به دنبال مشاغل پروژه‌ای،آنلاین، دورکاری و کارآفرینی دیجیتال هستند. اما این مسیر در شرایط جنگ و با اینترنت کند و قطع‌های مکرر، به مراتب دشوارتر از قبل شده است.

 اینترنت جنگی؛ بزرگترین مانع در مسیر دیجیتال


شاید متناقض‌ترین بخش این داستان، رشد کسب‌وکارهای دیجیتال در شرایطی باشد که اینترنت ایران به بدترین وضعیت تاریخ خود رسیده است. حملات سایبری و محدودیت‌های ناشی از جنگ، اینترنت کشور را در مقاطعی به سطح دسترسی حدود ۴‌درصد از حالت عادی کاهش داده است. بر اساس گزارش «شاخص جهانی اسپیدتست» در ژوئن ۲۰۲۶، سرعت دانلود اینترنت ثابت ایران تنها ۲۴.۹۰ مگابیت بر ثانیه است که حدود ۲۰ درصد میانه جهانی یعنی ۱۲۵.۵۹ مگابیت بر ثانیه است.


وضعیت اینترنت همراه حتی بدتر است؛ ایران در تازه‌ترین گزارش اسپیدتست، به طور کامل از جدول رتبه‌بندی جهانی اینترنت همراه حذف شده! و هیچ آماری از عملکرد شبکه موبایل کشور منتشر نشده است. با این حال، جوانان ایرانی راه خود را پیدا کرده‌اند. استفاده از فیلترشکن‌ها، شبکه‌های خصوصی مجازی و ابزارهای جایگزین، به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی دیجیتال آنها تبدیل شده است. این نشان می‌دهد که حتی در سخت‌ترین شرایط، اراده نسل جوان کشور  برای بقا در فضای دیجیتال شکست‌ناپذیر است.

تورم، مانع ورود – رمزارز، پل ورود


در اقتصادی که تورم، قیمت دارایی‌های ثابتی همچون مسکن و خودرو را به آسمان کشیده، سرمایه‌گذاری سنتی برای یک جوان جویای کار یا حقوق‌بگیر، عملا غیرممکن شده است. آپارتمان‌ها به رویای دست‌نیافتنی تبدیل شده‌اند و سکه طلا نیز با هر نوسان، از دسترس دورتر می‌شود چالش‌هایی که باعث می‌شود تا جوانان و نسل‌های z و آلفا، پس از ناامید شدن از سرمایه‌گذاری در بازارهای سنتی به سمت بازارهای نوین خیز بردارند.

کیوان نقره‌کار کارشناس فضای مجازی در این باره به «هفت صبح» می‌گوید:«خرید بخش‌های اعشاری رمزارزها، به نسل جدید اجازه می‌دهد با مبالغ بسیار اندک – حتی معادل چند دلار – وارد چرخه سرمایه‌گذاری شود؛ امکانی که در بازار طلا یا املاک با این سطح از گشایش وجود ندارد، اگرچه تا حدی در اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌های طلا شاهد آن هستیم.»

 درآمد دلاری؛ پناهگاهی در برابر ریال لرزان


در حقیقت بیکاری گسترده و حقوق‌های ریالی که هرگز با سرعت تورم هماهنگ نمی‌شوند، انگیزه اصلی برای ورود به بازارهای جهانی همچون فارکس و رمزارزهاست. این کارشناس فضای مجازی تاکید می‌کند:« نسل جدید به دنبال درآمد دلاری است تا تراز مالی خود را با هزینه‌های دلاری زندگی – از تجهیزات الکترونیک تا خدمات دیجیتال – هماهنگ کند. این بازارها برای جوانی که راهی به بازارهای کار بین‌المللی ندارد، نقش یک دفتر کار مجازی را ایفا می‌کنند.» 


از سویی زنجیره پی‌درپی اخبار مربوط به هک شدن زیرساخت‌های بانکی و نشت اطلاعات در ایران، اعتماد نسل دیجیتال به امنیت نهادهای مالی متمرکز را به شدت خدشه‌دار کرده است. نقره‌کار معتقد است:«در مقابل، تکنولوژی بلاکچین و مفهوم غیرمتمرکز بودن، برای این نسل معنای امنیت واقعی را تداعی می‌کند. آنها ترجیح می‌دهند کلید خصوصی دارایی‌شان در اختیار خودشان باشد تا اینکه آن را به سیستم‌های بانکی آسیب‌پذیر بسپارند.»

از حفظ ارزش تا خلق ارزش


طلا و ارز، دارایی‌های تدافعی و صرفا حفظ‌کننده ارزش هستند؛ اما روحیه جستجوگر نسل جوان، به دنبال دارایی‌های تهاجمی و مولد است. راه‌اندازی استارتاپ و کسب‌وکارهای اینترنتی، برخلاف مغازه‌داری سنتی، محدود به جغرافیای خاصی نیست. نقره کار با تایید این روحیه در بین جوانان معتقد است که جوان ایرانی با درک قدرت مقیاس‌پذیری، سرمایه محدود خود را صرف توسعه مهارت‌های دیجیتال و بیزینس‌های آنلاین می‌کند تا پتانسیل رشد صدبرابری را تجربه کند، هرچند که بسیاری از استارتاپ‌ها نه فقط در ایران که در دنیا نیز به سرانجام نمی‌رسند.

در این میان تجربه تلخ ریزش بورس در سال‌های گذشته، درس بزرگی برای نسل جدید بود. بازارهای تحت کنترل و رانت‌زده، غیرقابل‌پیش‌بینی و ناعادلانه تلقی می‌شوند. موضوعی که نقره‌کار در مورد آن اینگونه اظهار نظر می کند؛ «برعکس، شفافیت نمودارها در فارکس و رمزارزها، جایی که دستکاری دولت‌ها در آن حداقلی است، جذابیتی دوچندان پیدا کرده است. جوانان ترجیح می‌دهند با نوسانات وحشیانه بازار بجنگند تا اینکه درگیر پازل‌های ساختاری اقتصاد داخلی شوند.»

هیجان جهانی، هم‌ساختار با نسل زد


در بررسی این پدیده قطعا نمی‌توان از فاکتور‌های روانشناسی نسل زد به سادگی عبور کرد. نسلی که با گیمینگ و شبکه‌های اجتماعی خو گرفته، تشنه سرعت، هیجان و نتایج ملموس است. محیط‌های گرافیکی پلتفرم‌های معاملاتی و پویایی لحظه‌ای قیمت‌ها، با ساختار ذهنی این نسل همخوانی کامل دارد. به گفته نقره‌کار، «تحلیل تکنیکال برای آنها نه فقط یک ابزار مالی، بلکه یک مهارت مدرن و مایه تفاوت در گروه‌های اجتماعی‌شان محسوب می‌شود.»

چه بخواهیم و چه نخواهیم حکایت تغییر نگرش مالی جوانان ایرانی، داستان یک نسل کامل است؛ نسلی که در دوران رکود اقتصادی، تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و جنگی تمام‌عیار بزرگ شده و حالا چاره‌ای جز تغییر قواعد بازی ندارد. از پس‌انداز در بانک تا سرمایه‌گذاری در رمزارزها، از شغل دولتی تا کارآفرینی دیجیتال در شرایطی که اینترنت به کندی تاریخ خود رسیده، این نسل دارد مسیرهای تازه‌ای را می‌آزماید.

شاید روزی، وقتی جنگ تمام شود و تورم کنترل گردد، بخشی از این جوانان به پس‌انداز سنتی بازگردند. اما آنچه امروز در تابستان ۱۴۰۵ می‌بینیم، تغییرعمیق در نگرش این نسل به پول و آینده است. نسلی که با تکیه بر دانش دیجیتال و جسارت خود، مسیرهای تازه‌ای برای بقا و پیشرفت می‌سازد؛ نسلی که دیگر منتظر نمی‌ماند.

دیدگاه خود را بنویسید