جنگ خونین گلادیاتورهای مدرن ؛ مسابقات مبارزه در قفس ایران

رضا نیکنام: در یکی از شبهای تابستانی، در حومه جنوب غربی تهران حاشیه ملارد، درون یک سوله تو در تو، جمعیتی از ثروتمندان گرد هم آمدهاند. نور کم است، اما هیجان در فضا موج میزند. در وسط سوله، قفس آهنی هشتضلعی قرار دارد و درون آن، دو مرد ورزیده با چشمانی مملو از خشم، آماده نبردی جانانه شدهاند. نبردی که هر لحظه آن آدرنالین حاضران را تا سقف بالا می برد. مبارزه ای که در طول آن یک لحظه هم صدا و فریاد حاضران قطع نمی شود. مشت و لگد است که وحشیانه بر سرو صورت طرفین وارد می شود. چند دقیقه بعد یکی روی زمین افتاده، دندهاش شکسته، اما هنوز تسلیم نشده است. این صحنهای از یک فیلم هالیوودی نیست، بلکه بخشی از قصه ای است که از دل واقعیت مسابقات «زیرزمینی» MMA در ایران شکل گرفته است؛ خشونتی که به سرگرمی پر هیجان و میدان نبرد گلادیاتورهای مدرن با گردش مالی میلیاردی تبدیل شده است.
«رحم نکن، فقط بکش». این شعاری است که در گوش بسیاری از جوانان جویای نام و نان زمزمه میشود. جایی که نه خبری از داور قانونی است، نه بیمهنامهای، و نه تضمینی برای بازگشت سالم و حتی زنده ماندن!. قفسی از جنس آهن سرد و پولهای داغ؛ جایی که آدرنالین با خون عجین میشود و رویای یکشبه پولدار شدن، با یک ضربه فنی به کابوس بدل می شود. در سکوت شبهای پایتخت و در دل باغها و سوله های خلوت حاشیه شهرها، بساطی از خون و قمار پهن میشود. بساطی که هر شب قربانی تازهای میطلبد. مثل پسر ۱۹سالهای که در باشگاه زیرزمینی بوکس به قتل میرسد، جوانی که با خونریزی مغزی راهی بیمارستان میشود و پولهایی که روی جان انسانها شرطبندی میشوند. حقایقی که فیلمها و سریالهای ایرانی مثل «یاغی» فقط گوشه هایی از این واقعیت تلخ را به تصویر کشیدهاند. اما پشت پرده این مبارزه خونین، چه رازهایی نهفته است که یک ضربه مشت میتواند سرنوشتی به ارزش چند میلیارد تومان را رقم بزند؟
قفس در سایه؛ از ویلاهای ملارد تا سالنهای مخفی
مسابقات زیرزمینی MMA یا «مبارزه در قفس»، سالهاست در ایران به صورت غیرقانونی برگزار میشود. پدیده ای که زمانی واژهای ناشناخته برای مردم و جوانان بود، امروزه به پدیدهای فراگیر در نقاط مختلف، بهویژه در حاشیههای شهرهای بزرگ تبدیل شده است. ملارد، اسفندآباد، اسلامشهر، شهریار، ورامین، دماوند و … تنها نام چند نقطهای است که به عنوان میزبان این مسابقات مرگبار شناسایی شدهاند. ویلای شخصی ناگهان به صحنه نبرد تبدیل میشود؛ باغی خلوت به محلی برای گردهمایی گردانندگان و تماشاگران ثروتمندی بدل می شود تا روی یکی از مبارزان قفس شرط بندی های نومی کنند و در عین حال از نزدیک نظارهگر درهمکوبیده شدن استخوانها باشند. نور کم، موسیقی تند، جمعیتی از مردان خوشپوش که هر ضربه را چون معاملهای میلیاردی میسنجند. این دیگر ورزش نیست؛ نمایشی خونین برای سرگرمی قماربازان.
یوسف بهتری، سرپرست انجمن هنرهای رزمی ترکیبی ایران، اعلام میکند که برگزاری این مسابقات «زیرزمینی»، یکی از مهمترین چالشهای پیش روی این رشته است. این مسابقات که اغلب در زیرزمینها و سالنهای سرپوشیده با فضای امنیتی خاص برگزار میشوند، به دلیل ماهیت غیرقانونیشان در پنهانترین فضاها شکل میگیرند.
قیمت بلیت در ایران؛ از ۳۰ میلیون تا ۱۰۰ میلیون تومان
در ایران بلیتهای این مسابقات با قیمت هایی عجیب و البته باورنکردنی مختلف به فروش میرسد. جایگاههای نزدیک به قفس که با خون آغشته میشود، گاهی از سقف ۳۰ میلیون تومان قیمتگذاری میشود و در موارد خاص، بلیتهای VIP به بیش از ۱۰۰ میلیون تومان هم میرسد. در خارج از کشور، برای نمونه در مبارزه امیر علیاکبری -مبارز مشهور ایرانی – در مسکو، تماشاگران مبالغی بین ۶۰۰ تا ۲۸۰۰۰ دلار پرداخت کردهاند. مبالغی که باعث می شود تا گردانندگان اصلی از بلیتها و شرطبندیهای کلان، گردش مالی سالانهای بالغ بر میلیاردها دلار به جیب بزنند.
از ممنوعیت تا مجوز مشروط
رشته MMA در ایران روند پر فراز و نشیبی را طی کرده است. در مرداد ۱۳۹۶، وزارت ورزش هرگونه فعالیت در رشته MMA را ممنوع اعلام کرد. تا اینکه در فروردین ۱۴۰۰، مجوز فعالیت انجمن هنرهای رزمی ترکیبی صادر شد؛ اما با این شرط کلیدی که مسابقات رسمی هرگز در قفس برگزار نشده و صرفاً در رینگ بوکس انجام شود. در جمله ای کوتاه آنچه در ایران به عنوان MMA قانونی شناخته میشود، نسخهای ملایمشده و فاقد حس خشن جهانی است. نخستین دوره مسابقات رسمی در مجموعه شیرودی تهران با حضور ۴۲ ورزشکار در رینگ بوکس برگزار شد. اینجا خط تمایز مشخص است؛ رسمی در رینگ و زیر نظر فدراسیون، و زیرزمینی در قفسهای خونین در پناه تاریکی شب.
جوایزی از ۵۰۰ میلیون تا ۵ میلیارد تومان
شاکله اصلی این مبارزه، پول است. پول کلانی که یک شبه سرنوشت خانوادهای را می تواند زیر و رو کند. بررسی های خبرنگار «هفت صبح» نشان می دهد که در ایران جایزه یک مبارزه سطح پایه از ۵۰۰ میلیون تومان شروع میشود و برای مبارزات اصلی به ارقام میلیاردی میرسد. گردش مالی سالانه آنها نیز به گفته منابع میدانی، به صدها میلیارد تومان میرسد. اما این ارقام فقط مختص مسابقات ایران نیست. در لیگهای حرفهای جهانی، میانگین درآمد یک مبارز MMA در سال ۲۰۱۸ حدود ۶۸ هزار و ۵۰۰ دلار و میانگین درآمد مبارزان UFC برابر با ۱۳۸ هزار و ۲۵۰ دلار بوده است. این رقم با حضور افرادی مانند کانور مکگریگور- از مشهورترین مبارزان داخل قفس- به صدها میلیون دلار میرسد. اما در بازار سیاه ایران، مبارزان با مبالغ پایینتر وسوسه میشوند.
گرسنگی نام یا نان؟
اما چه چیزی جوانان را به سمت قفسی میکشاند که ممکن است حتی مرگ یا نقص عضو را برای آنها رقم بزند؟ پاسخ را باید در لایههای عمیقتر جامعه جست و جو کرد. مهمترین انگیزه، کسب پول سریع و هنگفت یکشبه است. برای جوانان بیکار در حاشیه شهرها که آینده روشنی پیش روی خود نمیبینند، دیدن پولهای تلنبار شده روی میز، وسوسهای غیرقابل انکار است. انگیزه دیگر، تشنگی نام و شهرت است؛ رویای تبدیل شدن به «امیر علیاکبری» ها، اما راه رسمی بسته یا بسیار دشوار است. حتی علیاکبری هم در این زمینه گفته است؛ «مسابقات زیرزمینی باعث سوءاستفاده از برخی جوانان شده است.» هیجان و آدرنالین نیز عاملی مهم است؛ فضای پنهانی و خطرناک، جذابیتی ویژه دارد و حس ممنوعیت، آدرنالین را دوچندان میکند.
شرطبندی روی جان انسانها
همانطور که گفته شد ماهیت اصلی مسابقات زیرزمینی، شرطبندی روی برد مبارزان است. مبارزاتی خطرناک و البته غیرقانونی که پلیس بارها هشدار داده با برگزار کننده های آنها به شدت برخورد می کند. از سویی آمار دستگیریها در سالهای اخیر نشان دهنده ابعاد گسترده این شبکهها است. در نیمه نخست ۱۴۰۴ در ملارد و اسلامشهر، ۱۶ نفر بازداشت شدند که ۴ نفر عاملان اصلی شرطبندی بودند و محل برگزاری پلمب شد. در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز در دماوند، ۱۰ نفر بازداشت و شبکه شرطبندی مبارزات خشن زیرزمینی منهدم شد. در خرداد همان سال در ملارد، سرشبکه یکی از باندهای شرطبندی اینگونه مبارزه ها بازداشت شد. سیستم شرطبندی پیچیده و سازمانیافته است؛ برای شرکت در شرطبندی یا مبارزه، باید یک معرف و ضامن معتبر داشته باشید. گردانندگان اصلی معمولاً افراد سابقهداری هستند که پولهای کلان را جابهجا میکنند.
از خونریزی مغزی تا نقص عضو
تلخترین بخش مبارزات قفس زیر زمینی، نبود هیچ قانون و مقرراتی است. نبود داور حرفهای و رسمی فدراسیون، پزشک، بیمه و حمایت قانونی، چهار ضلع مرگبار این قفس را تشکیل میدهند. ضربات مرگبار با تکنیکهای کشنده مانند «ضربات ساق»، «ضربات زانو» و «قفل مفصلی» عواقب جبرانناپذیری دارند: مرگ بر اثر خونریزی مغزی، نقص عضو دائمی، شکستگیهای جبرانناپذیر، آسیبهای نخاعی و فلج. در سطح جهانی نیز نرخ مرگ و میر در برخی سطوح بالا، ارقام هولناکی را رقم می زند.
روایت هایی واقعی از ۳ مبارز بازمانده
امیر، ۲۴ ساله، اهل حاشیه تهران سالهاست که پدرش را از دست داده، مادرش بیمار است و دو خواهر دارد که باید خرج آنها را بدهد. امیر درگفت و گو با «هفت صبح» از شغلش که کار در یک کارگاه نجاری است می گوید حقوقی که فقط ماهی ۱۸ میلیون تومان حقوق است. فشار سنگینی که در نهایت درهای مسابقات «قفس» را به رویش باز کرد: «شبی دوستم گفت مسابقهای با جایزه ۵۰۰ میلیونی هست. وسوسه شدم و رفتم، اما شکست خوردم و دست چپم آسیب جدی دید. حالا با دستی ناقص با نصف حقوق کار میکنم.»
اما سوران، ۲۲ ساله، ورزشکار سابق تکواندو که اتفاقا مقام کشوری هم دارد انگیزه اش برای ورود به این دنیای سیاه فقط مادی نبوده است بلکه شهوت قدرت وی را به این وادی کشانده است: «با وجود تمام مقام هایی که داشتم کسی مرا نمیشناخت. ویدیویی از مسابقات زیرزمینی دیدم که باعث شده بود اسم چند جوان سر زبانها بیافتاد. محل مسابقه را در باغ ویلایی در شهریار پیدا کردم. قرار بود تمرینی باشد اما یک مسابقه تمامعیار شد. حریفم چنان زد که چند روز بیمارستان بستری شدم. میخواستم دیده شوم، اما نزدیک بود نابود شوم.»
سامی، ۲۷ ساله، مبارز سابق این مسابقات نیز در تعریف آنچه در این شبکه مخوف و ترسناک می گذرد می گوید: «مسابقات قفس مافیای بزرگی است. من را برای باختن در مبارزهای ۴۰۰ میلیون تومان خریدند. پول را گرفتم و رفتم تا بازنده شوم، اما نمیدانستم آنها روی باختم یک میلیارد شرط بستهاند. حریفم جدی گرفت و آنقدر زد که فکم شکست و همه پول را خرج درمان کردم.» این روایتها تصویری از نسلی است که در بنبست اقتصادی گرفتار شده و به دنبال راهی برای فرار میگردند، راهی که اغلب به قفس مرگ میکشاند.
MMA در جهان؛ کجا ممنوع و کجا آزاد؟
شاید بد نباشد که بدانیدMMA در آمریکا، روسیه، برزیل، انگلستان، کانادا، چین، ژاپن، استرالیا، بحرین و سنگاپور به صورت حرفهای و قانونی برگزار میشود و صنعتی میلیاردی است. مبارزانی مثل مکگریگور صدها میلیون دلار درآمد دارند. اما در برخی کشورها این مبارزات ممنوع است. نروژ به دلیل «قانون ناکاوت» مسابقات حرفهای را کاملاً ممنوع کرده است. افغانستان در ۲۰۲۴ توسط طالبان این رشته را «بیش از حد خشونتآمیز» و «مغایر با اصول اسلامی» اعلام کرد. کوبا، کره شمالی، ایسلند و هند هنوز آن را به رسمیت نشناختهاند. ایران در میانه این دو طیف قرار دارد؛ هم مجوز رسمی دارد (با ممنوعیت قفس) و هم شاهد گسترش نسخه غیرقانونی و زیرزمینی است. این دوگانگی، بزرگترین چالش پیش روی جامعه ورزشی است.
قفس قانونی یا بساط زیرزمینی؟
«متاسفانه معرفی بد و ناهنجار توسط افراد سودجو، چهره این رشته ورزشی را خشن نشان داده است.» این جمله آغازین گفت وگوی یوسف بهتری، رئیس انجمن هنرهای رزمی ترکیبی ایران، با «هفت صبح» است. مردی که امروز سکاندار رشته تازه قانونی شده MMA است و از تلاش برای تغییر نگاه خانوادهها به این ورزش میگوید.
بهتری با اشاره به آغاز رسمی این رشته از سال هزار و چهارصد، توضیح میدهد: «شاید خیلی ها هنوز اطلاع نداشته باشند که MMA با مجوز وزیر ورزش و جوانان شروع به کار کرد و اولین دوره مسابقات قهرمانی کشور در سالن شهید افراسیابی برگزار شد.» او تاکید دارد که این مجوز بدون هیچ پیش شرط و انقباض آیین نامهای صادر شده است.
اما آنچه بهتری را ناراحت میکند، تصویر مخدوشی است که از این رشته در رسانهها و سریالها و فضای مجازی ارائه میشود: « MMA ورزش بسیار ایمنی است و در تقسیمبندی فدراسیون پزشکی ورزشی جزو رشتههای کمآسیب محسوب میشود. حتی ما در چند دوره مسابقات رسمی اخیرمان، هیچ مصدومیتی نداشتیم.» او از خانوادهها میخواهد با خیال راحت فرزندانشان را از سنین نوجوانی به این ورزش بسپارند، چرا که حضور این رشته در بازیهای آسیایی ناگویا در سال ۲۰۲۶، نشانهای از اعتبار و ایمنی آن است.
در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت مسابقات رسمی این رشته با مسابقات زیرزمینی آن که در آن دو نفر تا حد مرگ برای برد و باخت می جنگند، بهتری مدعی است که قانون همه چیز را مشخص کرده. وزارت ورزش اساسنامه انجمن را تایید کرده و آنها نیز طبق قوانین فدراسیون آسیایی مسابقات رسمی برگزار میکنند. اما در این میان یکسری افراد سودجو از ناآگاهی مردم سوءاستفاده کرده و مبالغ هنگفتی از جوانان میگیرند. او از ادارات کل ورزش در استانها میخواهد بر اماکن نظارت بیشتری داشته باشند و جلوی این مسابقات غیرقانونی را بگیرند.!
همچنین رئیس انجمن هنرهای رزمی ترکیبی ایران در بخشی از گفت وگوی خود با هفت صبح، برای نخستین بار ازبرخی از ابعاد پنهان و ناگفته مسابقات غیرقانونی پرده بر می دارد؛ «متاسفانه افراد سودجویی هستند که با اهداف غیرورزشی، اختلاط دختر و پسرها، اهداف سیاسی و حتی مذهبی وارد این عرصه شده اند و سعی میکنند جوانان را از خانواده و جامعه جدا کنند.» بهتری با اشاره به برگزاری مسابقات مختلط دختر و پسر در این رویدادها، آن را پدیده ای خلاف اخلاق و فرهنگ ایرانی دانسته و تأکید میکند که در هیچ فدراسیون رسمی جهان چنین چیزی پذیرفته نیست. او از خانوادهها خواست با حساسیت بر تمرینات فرزندانشان نظارت کنند و حتما مجوز رسمی انجمن MMA ایران را که بر اساس قوانین فدراسیون آسیایی صادر میشود، بررسی نمایند.
بهتری معتقد است که رسانهها نقشی کلیدی در اصلاح این تصویر دارند: «آنچه در سریالها و خبرها میبینید، یک سویه قضیه است. آن مسابقات زیرزمینی اصلا ورزش نیست؛ بلکه بازی های کثیفی است به اسم MMA.» او امیدوار است با رسمیشدن کامل این رشته و حضور ایران در میادین بینالمللی، پرونده بساطمبارزه های خونین زیرزمینی برای همیشه بسته شود و جوانان مسیر درست را به جای قفسهای مرگبار انتخاب کنند.
دو روی یک سکه و پرسش بیپاسخ
مسابقات زیرزمینی قفس، فقط ماجرای ورزشی نیست. ریشه آن در فقر، نبود مسیرهای رسمی، تشنگی جوانان برای پول و شهرت، و گردش مالی کلان از شرطبندی نهفته است. مبارزانی که پا به این رینگها میگذارند، اغلب از سرناچاری وارد میشوند و شرطبندیهای کلان در پشت صحنه، این رینگهای خونین را پا برجا نگه داشته است.
یاغیشو، رحم نکن، فقط بکش! /چرخش پول در قفس های خونین/ قمار روی خون
هفت صبح – رضا نیکنام: در یکی از شبهای تابستانی، در حومه جنوب غربی تهران حاشیه ملارد، درون یک سوله تو در تو، جمعیتی از ثروتمندان گرد هم آمدهاند. نور کم است، اما هیجان در فضا موج میزند. در وسط سوله، قفس آهنی هشتضلعی قرار دارد و درون آن، دو مرد ورزیده با چشمانی مملو از خشم، آماده نبردی جانانه شدهاند. نبردی که هر لحظه آن آدرنالین حاضران را تا سقف بالا می برد. مبارزه ای که در طول آن یک لحظه هم صدا و فریاد حاضران قطع نمی شود. مشت و لگد است که وحشیانه بر سرو صورت طرفین وارد می شود. چند دقیقه بعد یکی روی زمین افتاده، دندهاش شکسته، اما هنوز تسلیم نشده است. این صحنهای از یک فیلم هالیوودی نیست، بلکه بخشی از قصه ای است که از دل واقعیت مسابقات «زیرزمینی» MMA در ایران شکل گرفته است؛ خشونتی که به سرگرمی پر هیجان و میدان نبرد گلادیاتورهای مدرن با گردش مالی میلیاردی تبدیل شده است.
«رحم نکن، فقط بکش». این شعاری است که در گوش بسیاری از جوانان جویای نام و نان زمزمه میشود. جایی که نه خبری از داور قانونی است، نه بیمهنامهای، و نه تضمینی برای بازگشت سالم و حتی زنده ماندن!. قفسی از جنس آهن سرد و پولهای داغ؛ جایی که آدرنالین با خون عجین میشود و رویای یکشبه پولدار شدن، با یک ضربه فنی به کابوس بدل می شود. در سکوت شبهای پایتخت و در دل باغها و سوله های خلوت حاشیه شهرها، بساطی از خون و قمار پهن میشود. بساطی که هر شب قربانی تازهای میطلبد. مثل پسر ۱۹سالهای که در باشگاه زیرزمینی بوکس به قتل میرسد، جوانی که با خونریزی مغزی راهی بیمارستان میشود و پولهایی که روی جان انسانها شرطبندی میشوند. حقایقی که فیلمها و سریالهای ایرانی مثل «یاغی» فقط گوشه هایی از این واقعیت تلخ را به تصویر کشیدهاند. اما پشت پرده این مبارزه خونین، چه رازهایی نهفته است که یک ضربه مشت میتواند سرنوشتی به ارزش چند میلیارد تومان را رقم بزند؟
قفس در سایه؛ از ویلاهای ملارد تا سالنهای مخفی
مسابقات زیرزمینی MMA یا «مبارزه در قفس»، سالهاست در ایران به صورت غیرقانونی برگزار میشود. پدیده ای که زمانی واژهای ناشناخته برای مردم و جوانان بود، امروزه به پدیدهای فراگیر در نقاط مختلف، بهویژه در حاشیههای شهرهای بزرگ تبدیل شده است. ملارد، اسفندآباد، اسلامشهر، شهریار، ورامین، دماوند و … تنها نام چند نقطهای است که به عنوان میزبان این مسابقات مرگبار شناسایی شدهاند. ویلای شخصی ناگهان به صحنه نبرد تبدیل میشود؛ باغی خلوت به محلی برای گردهمایی گردانندگان و تماشاگران ثروتمندی بدل می شود تا روی یکی از مبارزان قفس شرط بندی های نومی کنند و در عین حال از نزدیک نظارهگر درهمکوبیده شدن استخوانها باشند. نور کم، موسیقی تند، جمعیتی از مردان خوشپوش که هر ضربه را چون معاملهای میلیاردی میسنجند. این دیگر ورزش نیست؛ نمایشی خونین برای سرگرمی قماربازان.
یوسف بهتری، سرپرست انجمن هنرهای رزمی ترکیبی ایران، اعلام میکند که برگزاری این مسابقات «زیرزمینی»، یکی از مهمترین چالشهای پیش روی این رشته است. این مسابقات که اغلب در زیرزمینها و سالنهای سرپوشیده با فضای امنیتی خاص برگزار میشوند، به دلیل ماهیت غیرقانونیشان در پنهانترین فضاها شکل میگیرند.
قیمت بلیت در ایران؛ از ۳۰ میلیون تا ۱۰۰ میلیون تومان
در ایران بلیتهای این مسابقات با قیمت هایی عجیب و البته باورنکردنی مختلف به فروش میرسد. جایگاههای نزدیک به قفس که با خون آغشته میشود، گاهی از سقف ۳۰ میلیون تومان قیمتگذاری میشود و در موارد خاص، بلیتهای VIP به بیش از ۱۰۰ میلیون تومان هم میرسد. در خارج از کشور، برای نمونه در مبارزه امیر علیاکبری -مبارز مشهور ایرانی – در مسکو، تماشاگران مبالغی بین ۶۰۰ تا ۲۸۰۰۰ دلار پرداخت کردهاند. مبالغی که باعث می شود تا گردانندگان اصلی از بلیتها و شرطبندیهای کلان، گردش مالی سالانهای بالغ بر میلیاردها دلار به جیب بزنند.
از ممنوعیت تا مجوز مشروط
رشته MMA در ایران روند پر فراز و نشیبی را طی کرده است. در مرداد ۱۳۹۶، وزارت ورزش هرگونه فعالیت در رشته MMA را ممنوع اعلام کرد. تا اینکه در فروردین ۱۴۰۰، مجوز فعالیت انجمن هنرهای رزمی ترکیبی صادر شد؛ اما با این شرط کلیدی که مسابقات رسمی هرگز در قفس برگزار نشده و صرفاً در رینگ بوکس انجام شود. در جمله ای کوتاه آنچه در ایران به عنوان MMA قانونی شناخته میشود، نسخهای ملایمشده و فاقد حس خشن جهانی است. نخستین دوره مسابقات رسمی در مجموعه شیرودی تهران با حضور ۴۲ ورزشکار در رینگ بوکس برگزار شد. اینجا خط تمایز مشخص است؛ رسمی در رینگ و زیر نظر فدراسیون، و زیرزمینی در قفسهای خونین در پناه تاریکی شب.
جوایزی از ۵۰۰ میلیون تا ۵ میلیارد تومان
شاکله اصلی این مبارزه، پول است. پول کلانی که یک شبه سرنوشت خانوادهای را می تواند زیر و رو کند. بررسی های خبرنگار «هفت صبح» نشان می دهد که در ایران جایزه یک مبارزه سطح پایه از ۵۰۰ میلیون تومان شروع میشود و برای مبارزات اصلی به ارقام میلیاردی میرسد. گردش مالی سالانه آنها نیز به گفته منابع میدانی، به صدها میلیارد تومان میرسد. اما این ارقام فقط مختص مسابقات ایران نیست. در لیگهای حرفهای جهانی، میانگین درآمد یک مبارز MMA در سال ۲۰۱۸ حدود ۶۸ هزار و ۵۰۰ دلار و میانگین درآمد مبارزان UFC برابر با ۱۳۸ هزار و ۲۵۰ دلار بوده است. این رقم با حضور افرادی مانند کانور مکگریگور- از مشهورترین مبارزان داخل قفس- به صدها میلیون دلار میرسد. اما در بازار سیاه ایران، مبارزان با مبالغ پایینتر وسوسه میشوند.
گرسنگی نام یا نان؟
اما چه چیزی جوانان را به سمت قفسی میکشاند که ممکن است حتی مرگ یا نقص عضو را برای آنها رقم بزند؟ پاسخ را باید در لایههای عمیقتر جامعه جست و جو کرد. مهمترین انگیزه، کسب پول سریع و هنگفت یکشبه است. برای جوانان بیکار در حاشیه شهرها که آینده روشنی پیش روی خود نمیبینند، دیدن پولهای تلنبار شده روی میز، وسوسهای غیرقابل انکار است. انگیزه دیگر، تشنگی نام و شهرت است؛ رویای تبدیل شدن به «امیر علیاکبری» ها، اما راه رسمی بسته یا بسیار دشوار است. حتی علیاکبری هم در این زمینه گفته است؛ «مسابقات زیرزمینی باعث سوءاستفاده از برخی جوانان شده است.» هیجان و آدرنالین نیز عاملی مهم است؛ فضای پنهانی و خطرناک، جذابیتی ویژه دارد و حس ممنوعیت، آدرنالین را دوچندان میکند.
شرطبندی روی جان انسانها
همانطور که گفته شد ماهیت اصلی مسابقات زیرزمینی، شرطبندی روی برد مبارزان است. مبارزاتی خطرناک و البته غیرقانونی که پلیس بارها هشدار داده با برگزار کننده های آنها به شدت برخورد می کند. از سویی آمار دستگیریها در سالهای اخیر نشان دهنده ابعاد گسترده این شبکهها است. در نیمه نخست ۱۴۰۴ در ملارد و اسلامشهر، ۱۶ نفر بازداشت شدند که ۴ نفر عاملان اصلی شرطبندی بودند و محل برگزاری پلمب شد. در اردیبهشت ۱۴۰۴ نیز در دماوند، ۱۰ نفر بازداشت و شبکه شرطبندی مبارزات خشن زیرزمینی منهدم شد. در خرداد همان سال در ملارد، سرشبکه یکی از باندهای شرطبندی اینگونه مبارزه ها بازداشت شد. سیستم شرطبندی پیچیده و سازمانیافته است؛ برای شرکت در شرطبندی یا مبارزه، باید یک معرف و ضامن معتبر داشته باشید. گردانندگان اصلی معمولاً افراد سابقهداری هستند که پولهای کلان را جابهجا میکنند.
از خونریزی مغزی تا نقص عضو
تلخترین بخش مبارزات قفس زیر زمینی، نبود هیچ قانون و مقرراتی است. نبود داور حرفهای و رسمی فدراسیون، پزشک، بیمه و حمایت قانونی، چهار ضلع مرگبار این قفس را تشکیل میدهند. ضربات مرگبار با تکنیکهای کشنده مانند «ضربات ساق»، «ضربات زانو» و «قفل مفصلی» عواقب جبرانناپذیری دارند: مرگ بر اثر خونریزی مغزی، نقص عضو دائمی، شکستگیهای جبرانناپذیر، آسیبهای نخاعی و فلج. در سطح جهانی نیز نرخ مرگ و میر در برخی سطوح بالا، ارقام هولناکی را رقم می زند.
روایت هایی واقعی از ۳ مبارز بازمانده
امیر، ۲۴ ساله، اهل حاشیه تهران سالهاست که پدرش را از دست داده، مادرش بیمار است و دو خواهر دارد که باید خرج آنها را بدهد. امیر درگفت و گو با «هفت صبح» از شغلش که کار در یک کارگاه نجاری است می گوید حقوقی که فقط ماهی ۱۸ میلیون تومان حقوق است. فشار سنگینی که در نهایت درهای مسابقات «قفس» را به رویش باز کرد: «شبی دوستم گفت مسابقهای با جایزه ۵۰۰ میلیونی هست. وسوسه شدم و رفتم، اما شکست خوردم و دست چپم آسیب جدی دید. حالا با دستی ناقص با نصف حقوق کار میکنم.»
اما سوران، ۲۲ ساله، ورزشکار سابق تکواندو که اتفاقا مقام کشوری هم دارد انگیزه اش برای ورود به این دنیای سیاه فقط مادی نبوده است بلکه شهوت قدرت وی را به این وادی کشانده است: «با وجود تمام مقام هایی که داشتم کسی مرا نمیشناخت. ویدیویی از مسابقات زیرزمینی دیدم که باعث شده بود اسم چند جوان سر زبانها بیافتاد. محل مسابقه را در باغ ویلایی در شهریار پیدا کردم. قرار بود تمرینی باشد اما یک مسابقه تمامعیار شد. حریفم چنان زد که چند روز بیمارستان بستری شدم. میخواستم دیده شوم، اما نزدیک بود نابود شوم.»
سامی، ۲۷ ساله، مبارز سابق این مسابقات نیز در تعریف آنچه در این شبکه مخوف و ترسناک می گذرد می گوید: «مسابقات قفس مافیای بزرگی است. من را برای باختن در مبارزهای ۴۰۰ میلیون تومان خریدند. پول را گرفتم و رفتم تا بازنده شوم، اما نمیدانستم آنها روی باختم یک میلیارد شرط بستهاند. حریفم جدی گرفت و آنقدر زد که فکم شکست و همه پول را خرج درمان کردم.» این روایتها تصویری از نسلی است که در بنبست اقتصادی گرفتار شده و به دنبال راهی برای فرار میگردند، راهی که اغلب به قفس مرگ میکشاند.
MMA در جهان؛ کجا ممنوع و کجا آزاد؟
شاید بد نباشد که بدانید MMA در آمریکا، روسیه، برزیل، انگلستان، کانادا، چین، ژاپن، استرالیا، بحرین و سنگاپور به صورت حرفهای و قانونی برگزار میشود و صنعتی میلیاردی است. مبارزانی مثل مکگریگور صدها میلیون دلار درآمد دارند. اما در برخی کشورها این مبارزات ممنوع است. نروژ به دلیل «قانون ناکاوت» مسابقات حرفهای را کاملاً ممنوع کرده است. افغانستان در ۲۰۲۴ توسط طالبان این رشته را «بیش از حد خشونتآمیز» و «مغایر با اصول اسلامی» اعلام کرد. کوبا، کره شمالی، ایسلند و هند هنوز آن را به رسمیت نشناختهاند. ایران در میانه این دو طیف قرار دارد؛ هم مجوز رسمی دارد (با ممنوعیت قفس) و هم شاهد گسترش نسخه غیرقانونی و زیرزمینی است. این دوگانگی، بزرگترین چالش پیش روی جامعه ورزشی است.
قفس قانونی یا بساط زیرزمینی؟
«متاسفانه معرفی بد و ناهنجار توسط افراد سودجو، چهره این رشته ورزشی را خشن نشان داده است.» این جمله آغازین گفت وگوی یوسف بهتری، رئیس انجمن هنرهای رزمی ترکیبی ایران، با «هفت صبح» است. مردی که امروز سکاندار رشته تازه قانونی شده MMA است و از تلاش برای تغییر نگاه خانوادهها به این ورزش میگوید.
بهتری با اشاره به آغاز رسمی این رشته از سال هزار و چهارصد، توضیح میدهد: «شاید خیلی ها هنوز اطلاع نداشته باشند که MMA با مجوز وزیر ورزش و جوانان شروع به کار کرد و اولین دوره مسابقات قهرمانی کشور در سالن شهید افراسیابی برگزار شد.» او تاکید دارد که این مجوز بدون هیچ پیش شرط و انقباض آیین نامهای صادر شده است.
اما آنچه بهتری را ناراحت میکند، تصویر مخدوشی است که از این رشته در رسانهها و سریالها و فضای مجازی ارائه میشود: « MMA ورزش بسیار ایمنی است و در تقسیمبندی فدراسیون پزشکی ورزشی جزو رشتههای کمآسیب محسوب میشود. حتی ما در چند دوره مسابقات رسمی اخیرمان، هیچ مصدومیتی نداشتیم.» او از خانوادهها میخواهد با خیال راحت فرزندانشان را از سنین نوجوانی به این ورزش بسپارند، چرا که حضور این رشته در بازیهای آسیایی ناگویا در سال ۲۰۲۶، نشانهای از اعتبار و ایمنی آن است.
تفاوت مسابقات رسمی و زیرزمینی
در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت مسابقات رسمی این رشته با مسابقات زیرزمینی آن که در آن دو نفر تا حد مرگ برای برد و باخت می جنگند، بهتری مدعی است که قانون همه چیز را مشخص کرده. وزارت ورزش اساسنامه انجمن را تایید کرده و آنها نیز طبق قوانین فدراسیون آسیایی مسابقات رسمی برگزار میکنند. اما در این میان یکسری افراد سودجو از ناآگاهی مردم سوءاستفاده کرده و مبالغ هنگفتی از جوانان میگیرند. او از ادارات کل ورزش در استانها میخواهد بر اماکن نظارت بیشتری داشته باشند و جلوی این مسابقات غیرقانونی را بگیرند.!
همچنین رئیس انجمن هنرهای رزمی ترکیبی ایران در بخشی از گفت وگوی خود با هفت صبح، برای نخستین بار ازبرخی از ابعاد پنهان و ناگفته مسابقات غیرقانونی پرده بر می دارد؛ «متاسفانه افراد سودجویی هستند که با اهداف غیرورزشی، اختلاط دختر و پسرها، اهداف سیاسی و حتی مذهبی وارد این عرصه شده اند و سعی میکنند جوانان را از خانواده و جامعه جدا کنند.» بهتری با اشاره به برگزاری مسابقات مختلط دختر و پسر در این رویدادها، آن را پدیده ای خلاف اخلاق و فرهنگ ایرانی دانسته و تأکید میکند که در هیچ فدراسیون رسمی جهان چنین چیزی پذیرفته نیست. او از خانوادهها خواست با حساسیت بر تمرینات فرزندانشان نظارت کنند و حتما مجوز رسمی انجمن MMA ایران را که بر اساس قوانین فدراسیون آسیایی صادر میشود، بررسی نمایند.
بهتری معتقد است که رسانهها نقشی کلیدی در اصلاح این تصویر دارند: «آنچه در سریالها و خبرها میبینید، یک سویه قضیه است. آن مسابقات زیرزمینی اصلا ورزش نیست؛ بلکه بازی های کثیفی است به اسم MMA.» او امیدوار است با رسمیشدن کامل این رشته و حضور ایران در میادین بینالمللی، پرونده بساطمبارزه های خونین زیرزمینی برای همیشه بسته شود و جوانان مسیر درست را به جای قفسهای مرگبار انتخاب کنند.
دو روی یک سکه و پرسش بیپاسخ
مسابقات زیرزمینی قفس، فقط ماجرای ورزشی نیست. ریشه آن در فقر، نبود مسیرهای رسمی، تشنگی جوانان برای پول و شهرت، و گردش مالی کلان از شرطبندی نهفته است. مبارزانی که پا به این رینگها میگذارند، اغلب از سرناچاری وارد میشوند و شرطبندیهای کلان در پشت صحنه، این رینگهای خونین را پا برجا نگه داشته است.
