صنعت سفر و گردشگری که حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهد، کاملاً به سوخت وابسته است. ۶۰ درصد گردشگران جهانی با هواپیما سفر میکنند و حدود یکسوم تجارت جهانی (از نظر ارزش، معادل ۸ تریلیون دلار) از طریق حملونقل هوایی انجام میشود. کمبود واقعی سوخت جت، میتواند پیامدهای گسترده و عمیقی را به دنبال داشته باشد. گزارشی از بحران سوخت جت و تأثیر آن بر سفر، تجارت و اقتصاد جهانی.
به گزارش سرمایه فردا، صادرات سوخت جت از طریق مسیرهای دریایی به شدت در حال سقوط است. این کاهش، فقط به معنای گران شدن بلیت هواپیما یا تعطیلی چند مسیر پروازی نیست.
تصور کنید یک سوم تجارت جهانی (که تقریباً ۸ تریلیون دلار ارزش دارد) ناگهان متوقف شود. این همان چیزی است که در صورت کمبود واقعی سوخت جت رخ خواهد داد. سوخت جت، نه فقط برای سفرهای تفریحی و تعطیلات (که شاید لوکس به نظر برسد)، بلکه برای حمل کالاهای فاسدشدنی (محصولات کشاورزی، دارو، گل و گیاه)، قطعات یدکی صنعتی، و تجهیزات پزشکی حیاتی است. صنعت سفر و گردشگری نیز حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهد. اگر این صنعت فلج شود، میلیونها شغل (به طور مستقیم و غیرمستقیم) از بین میرود و اقتصاد جهانی وارد یک رکود بیسابقه میشود. در این گزارش، نگاهی میاندازیم به ابعاد این بحران و عواقب آن برای مردم و کسبوکارها.
صنعت سفر و گردشگری، یکی از بزرگترین کارفرمایان جهان است. بر اساس آمار شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC)، این صنعت به طور مستقیم و غیرمستقیم بیش از ۳۰۰ میلیون نفر را مشغول به کار کرده است. از هتلداران و رستورانداران گرفته تا راهنمایان تور و فروشندگان صنایع دستی، همه به «جابجایی مسافران» وابسته هستند. اگر به دلیل کمبود سوخت جت، پروازها کاهش یابد یا قیمت بلیت به سطحی برسد که برای عموم غیرقابل تحمل شود، تقاضا برای سفر هوایی کاهش مییابد. نتیجه، تعطیلی هتلها، رستورانها و مراکز تفریحی، و بیکاری میلیونها نفر.
مثال عینی: در تابستان ۲۰۲۶، پیشبینی میشد که اروپا شاهد رکورد تعداد گردشگران باشد. اما با افزایش ۸۰ درصدی قیمت سوخت جت، بسیاری از خانوادههای آمریکایی و آسیایی، برنامه سفر خود را کنسل کردهاند. هتلهای پاریس، رم و بارسلونا، با نرخ اشغال ۳۰ درصدی (در مقابل ۸۰ درصد در سال قبل) مواجه شدهاند. رستورانهای لوکس، فروش خود را تا ۵۰ درصد کاهش دادهاند. این یک فاجعه اقتصادی برای صنعت گردشگری اروپا است. و این، فقط گوشه کوچکی از بحران است. کشورهای حوزه کارائیب که ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلیشان به گردشگری وابسته است، وضعیت بدتری دارند. هتلهای باهاما و جمهوری دومینیکن، بسته شدهاند و هزاران کارگر بیکار شدهاند. اینها نشانههای اولیه یک سونامی اقتصادی هستند که در حال نزدیک شدن است.
مشکل اینجاست که بسیاری از سیاستگذاران، صنعت گردشگری را «لوکس» میدانند و آن را اولویت پایینتری نسبت به سایر بخشها تلقی میکنند. اما واقعیت این است که این صنعت، بخش قابل توجهی از اشتغال و درآمد کشورهای در حال توسعه (و حتی توسعه یافته) را تأمین میکند. نادیده گرفتن آن، به معنی نادیده گرفتن نان میلیونها انسان است. دولتها باید هر چه سریعتر به فکر راهکارهای جایگزین (مثل سوختهای زیستی، قطارهای سریعالسیر، و تشویق سفرهای زمینی) باشند. در غیر این صورت، تابستان ۲۰۲۶ به عنوان «تابستان سقوط گردشگری» در تاریخ ثبت خواهد شد. و این، فقط شروع است. پاییز و زمستان، سختتر هم خواهد شد.
حملونقل هوایی کالا (Air Cargo) ستون فقرات تجارت جهانی است. حدود یکسوم از ارزش کل تجارت جهان (۸ تریلیون دلار در سال) از طریق هواپیما جابهجا میشود. کالاهایی مثل محصولات الکترونیکی (آیفون، لپتاپ)، دارو (انسولین، واکسن)، گل و گیاه، و قطعات یدکی صنعتی (که نیاز به تحویل فوری دارند)، همگی به حمل هوایی وابسته هستند. اگر به دلیل کمبود سوخت جت، پروازهای باری کاهش یابد، زنجیره تأمین جهانی مختل میشود. کارخانههای خودروسازی در آلمان و ژاپن قطعات یدکی دریافت نمیکنند. بیمارستانها در آفریقا داروهای نجاتبخش را از دست میدهند. فروشگاههای اپل، آیفون جدید را دیرتر به دست مشتریان میرسانند.
مثال عینی: در آوریل ۲۰۲۶، یک شرکت هواپیمایی باری بزرگ (Federal Express) اعلام کرد که به دلیل کمبود سوخت جت، مجبور است ۵ درصد از پروازهای خود را لغو کند. این یعنی روزانه هزاران بسته (شامل دارو و قطعات یدکی) دیرتر به مقصد میرسند. برخی تحلیلگران پیشبینی میکنند که اگر این بحران ادامه یابد، نرخ حمل هوایی تا ۵۰ درصد افزایش مییابد و این افزایش هزینه، به قیمت نهایی کالاهای مصرفی اضافه میشود. تورم که از قبل هم بالا بود، بدتر هم میشود. این یک چرخه معیوب است. کمبود سوخت جت، تجارت جهانی را مختل میکند و مختل شدن تجارت جهانی، کمبود کالا و تورم را به همراه دارد. و تورم، زندگی مردم را غیرقابل تحمل میکند. چرخهای که شکستنش سخت، و ادامهاش کشنده است.
در دنیای مدرن، «زمان» یک کالای ارزشمند است. حمل هوایی کالا، یعنی کاهش زمان تحویل از چند هفته (با کشتی) به چند روز (با هواپیما). این مزیت، برای کالاهای حساس به زمان (دارو، قطعات یدکی، محصولات تازه) حیاتی است. اگر این مزیت از بین برود، کسبوکارها مجبور میشوند یا هزینه بیشتری بپردازند (که به قیمت نهایی اضافه میشود) یا سطح خدمات خود را کاهش دهند. در هر دو صورت، مصرفکننده نهایی ضرر میکند. دولتها و شرکتهای هواپیمایی باید برای مقابله با این بحران، به فکر «ذخیره استراتژیک سوخت جت» باشند. درست مثل ذخیره استراتژیک نفت که کشورها دارند. اگر دولتها چند ماه زودتر به فکر بودند، الان با این بحران مواجه نمیشدند. اما نشد. حالا باید سریعاً جبران کنند. دیر، اما دیر بهتر از هرگز است. امیدواریم که اقدام کنند. پیش از آنکه خیلی دیر شود.
کمبود سوخت جت، دیگر یک «شایعه» یا «سناریوی بدبینانه» نیست. این یک واقعیت در حال وقوع است. صادرات سوخت جت از طریق مسیرهای دریایی به شدت سقوط کرده و قیمت آن ۸۰ درصد افزایش یافته است. صنعت سفر و گردشگری (۱۰ درصد اقتصاد جهان) و تجارت جهانی (یک سوم از نظر ارزش، معادل ۸ تریلیون دلار) در معرض خطر جدی قرار دارند. اگر راهحلی فوری اندیشیده نشود، در ماههای آینده شاهد کاهش پروازها، افزایش قیمت بلیت، تعطیلی هتلها و رستورانها، بیکاری میلیونها نفر، و اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی (از دارو تا قطعات یدکی) خواهیم بود. دولتها و شرکتهای هواپیمایی باید هر چه سریعتر با افزایش ذخایر استراتژیک سوخت جت، تشویق استفاده از سوختهای زیستی، و بهینهسازی مسیرهای پروازی، از وقوع یک فاجعه اقتصادی جلوگیری کنند. مردم عادی نیز باید خود را برای یک «تابستان بدون سفر هوایی» آماده کنند. شاید مجبور شوند تعطیلات خود را در مقاصد نزدیک (سفرهای زمینی) بگذرانند یا اصلاً سفر نروند. این واقعیت جدید است. باید با آن کنار آمد. دنیا در حال تغییر است. شاید این تغییر، نشانهای از پایان عصر «سفرهای هوایی ارزان» باشد. عصر جدید، عصر صرفهجویی و سفرهای محدود است. چه بخواهیم، چه نخواهیم.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا