کارتخوان جای چانهزنی را گرفت !

محمدرضا خواجه زفره: نان، این سفرهی همیشگی ایرانی، این روزها بیش از هر زمان دیگری بهانهی گفتوگوهای داغ شده است. از نانواییهای شهرهای بزرگ تا تنورهای روستایی، همه از یک چیز میگویند: طرح هوشمندسازی نان یا همان «نانینو» که از سال ۱۴۰۰ با وعدهی شفافیت و صرفهجویی آغاز شد، حالا خود به یکی از بزرگترین چالشهای صنعت نان کشور تبدیل شده است.
اعترافی تلخ در اتاق اصناف
اسفندماه ۱۴۰۳، در اتاق اصناف ایران، یکی از مدیران طرح نانینو، آقای نجمآبادی، حرفی زد که تا مدتها نقل محافل صنفی بود: «ما فرق آرد و گچ را نمیدانستیم و طرح را به نانوا تحمیل کردیم.» این جمله، تلخیصی است از روح حاکم بر این طرح.
محمد جلال، سخنگوی نانینو، در پاسخ به این سوال که چرا وزارت اقتصاد به جای وزارت جهاد کشاورزی و غله کشور وارد حوزه نان شده، گفت: «ما به این نتیجه رسیدهایم که کار هرچه بیربط باشد موفقتر است!» و این، شاید بهترین تعبیر برای توضیح وضعیت امروز نانواییهای ایران باشد.
از فرمان ۹ مادهای تا بیتوجهی به کیفیت
رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۸۸، فرمان ۹ مادهای در حوزه آرد و نان صادر کردند که محورهای آن، از بهبود کیفیت گندم تا افزایش درآمد نانوایان و کاهش ضایعات را شامل میشد. اما نانینو، نه تنها در مسیر این فرمان حرکت نکرد، که در بسیاری از موارد، دقیقاً در جهت مخالف گام برداشت. جایی که رهبری بر «کیفیت» تأکید داشتند، مدیران نانینو به صراحت اعلام کردند: «ما دنبال کمیت هستیم نه کیفیت، چون تیلور گفته هر چیزی که قابل اندازهگیری نباشد، قابل مدیریت نیست!»
نانوایی که هر روز تخلف میکند!
سیستم نانینو برای نانوایان، روزانه تخلف ثبت میکند. تخلفاتی که گاه به اندازهی پختن یک کیسه آرد بیشتر یا کمتر، نان دادن بیش از ۲۵ عدد لواش به یک مشتری، یا حتی مرخصی گرفتن برای فوت یکی از بستگان است. اگر برق نانوایی قطع شود، اگر کارگر غیبت کند، اگر نانوا برای زیارت قبر شهید به بهشتزهرا برود، همه و همه در سیستم نانینو به معنای «تخلف» و «کسر سهمیه» است.
یک نانوا که ماهانه ۳۰۰ کیسه آرد دریافت میکرده، با همین تخلفاتِ ساختگی، سهمیهاش به ۳۰ کیسه در ماه رسیده و از او میخواهند با همین ۳۰ کیسه، سهشیفته کار کند؛ یعنی معجزهای که جز در ذهن طراحان جوان این طرح نمیگنجد.
کیلدهی ۷۰ درصد؛ جنایتی در حق کیفیت نان
یکی از دردناکترین بخشهای این طرح، اصرار بر کیلدهی ۷۰ درصدی خمیر است؛ یعنی هر کیسه آرد ۴۰ کیلویی باید ۷۰ کیلو خمیر بدهد. در حالی که سازمان ملی استاندارد، کیلدهی استاندارد را ۵۰ درصد اعلام کرده است. نکتهی اساسی اینجاست که بیش از ۷۰ درصد گندمهای کشور، کیفیت ضعیف و گلوتن پایینی دارند و با این کیلدهی بالا، چانهها کوچکتر و نانها نامرغوبتر میشوند. اما نانینو این را تخلف قلمداد میکند.
نان گمشده و آرد پیدا نشده
سخنگوی نانینو اعلام کرده که روزانه ۵ هزار تن آرد در کشور گم میشود. اما این محاسبه، نادیدهگیرندهی عوامل طبیعی و اجتنابناپذیر است: ۳ کیلو افت رطوبت هر کیسه (که دولت به کارخانجات اجازه داده آرد را با ۱۴ درصد نم تحویل دهند)، ۲ کیلو پرتِ حین پخت، چانهگیری و تخلیه کیسه. یعنی از هر کیسه ۴۰ کیلویی، حداقل ۵ کیلو به طور طبیعی از چرخه مصرف خارج میشود. اما نانینو این را «گم شدن» مینامد و برای نانوا تخلف ثبت میکند.
وقتی نانینو از افزایش سهمیه سخن میگوید، یعنی ۲ تا ۴ کیسه! اما وقتی پای کسر در میان باشد، ۵۰ تا ۱۰۰ کیسه از سهمیهی ماهانهی نانوا کم میشود. نتیجه، ورشکستگی تدریجی نانواییها، کاهش کیفیت نان، و افزایش ضایعات است.
وزیر اقتصاد؛ مدیر یا متولیِ نابودی؟
وزیر اقتصاد، آقای خاندوزی، در آذر ۱۴۰۲ ادعا کرد که با طرح نانینو، سالانه ۱.۵ میلیون تن آرد صرفهجویی شده است. اما غافل از اینکه این صرفهجویی از کجا آمده: از حذف کامل سهمیهی نانواییهای فانتزی و خشکهپزان، و کسر ماهانهی ۵۰ تا ۲۵۰ کیسه از سهمیهی نانوایان دولتی. صرفهجویی که نه بهینهسازی، که نابودی کسبوکار هزاران نانوا را به همراه داشت.
انحصار سپه و منطقهی بیخط
پافشاری بر استفاده از کارتخوانهای بانک سپه، در حالی که خود این کارتخوانها گاه برای روزها در مناطق مرزی قطع است، مصداق بارز انحصار است؛ چیزی که با قانون اساسی و اصول رقابت آزاد در تضاد است. در مناطقی که یک نانوایی برای چند روستا خدمات میدهد، محدودیت خرید این سیستم، تبدیل به عاملی برای درگیری میان نانوا و مشتری شده و گاه به فاجعهای انسانی انجامیده است.
حذف خلاقیت و نوآوری در قدیمیترین صنعت ایران
صنعت نان، یکی از قدیمیترین و اصیلترین صنایع دستی ایران است. نانوا با دانشی که از پدرانش به ارث برده، بر اساس دمای هوا، نوع گندم و رطوبت محیط، خمیر را تنظیم میکند. اما نانینو، این خلاقیت را به «تخلف» و «انحراف» تعبیر کرده و کار را تا جایی پیش برده که نانوایان دیگر جرأت کوچکترین نوآوری در کار خود ندارند. نتیجه، از بین رفتن انگیزه، فرار جوانان از این شغل و نهایتاً کاهش شدید نیروهای ماهر در این حوزه است.
سخن پایانی
طرح هوشمندسازی نان، به جای اینکه «شفافساز» و «کمککننده» باشد، «اتهامساز» و «بازدارنده» از کار درآمد. برای نانوا، هر روز یک اتهام تازه است و هر ماه، یک سهمیهی کمتر. برای مشتری، سفرهای که روزگاری پربرکت بود، اکنون با نانی خشک، بیکیفیت و بیاعتماد عرضه میشود. و در این میان، سخنگوی نانینو با صراحت میگوید: «اگر ملاکهای کسر سهمیه را به نانوا بگوییم، ما را دور میزند!» این جمله، بیش از هر چیز، نشان از نگاه امنیتی و غیرکارشناسی به یکی از اساسیترین نیازهای جامعه دارد. نانی که با ترس و تهمت پخته شود، هرگز برکت نخواهد داشت.
