بورس ایران به دلایل بنیادی (ارزندگی تاریخی، تورم، افزایش نرخ ارز، و سودآوری شرکتها) مسیر صعودی خود را ادامه خواهد داد. اهداف ۵ میلیون و سپس ۵.۵ تا ۶ میلیون واحد برای شاخص کل، محتمل و قابل دسترس هستند.
![]()
به گزارش سرمایه فردا، اواسط سال قبل، وقتی بسیاری از تحلیلگران از ریسکهای سیاسی و ادامه رکود میگفتند، یک صدا متفاوت در میان آنها شنیده میشد. صدایی که تأکید میکرد بورس «به قیمت ضایعات» رسیده و ورود به رونق، بدون توجه به فعل و انفعالات سیاسی، اجتنابناپذیر است. حالا، ماهها بعد، شاخص کل از آن سطح فاصله گرفته و همچنان مسیر صعودی خود را ادامه میدهد. منطق پشت این رشد چیست؟ چرا بورس با همان مکانیسمی رشد میکند که یک آپارتمان در شهری که هیچ توجیهی برای رشد مسکن ندارد؟ در این گزارش، نگاهی میاندازیم به ارزش ذاتی بورس، هدفگذاری شاخص، و تأثیر مخرب دامنه نوسان محدود بر بازدهی بازار.
در اواسط سال گذشته، تحلیلگری نوشت: «بورس به قیمت ضایعاتی است، بدیهی است ریالی رشد کند، هر چند هیچ بازدهی دلاری نداشته است تا امروز.» این جمله، خلاصهای از یک واقعیت انکارناپذیر بود. نسبت قیمت به سود (P/E) بازار در آن مقطع به سطوحی رسیده بود که در تاریخ بورس ایران بیسابقه بود. خیلی از شرکتهای بزرگ با P/E زیر ۳ و حتی زیر ۲ واحد معامله میشدند.
یعنی اگر شما صاحب یک کارخانه بودید که سالانه ۱۰۰ میلیارد تومان سود خالص میساخت، بازار ارزش آن را فقط ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان برآورد میکرد. این یعنی بازگشت سرمایه کمتر از ۳ سال. در هیچ جای دنیا، چنین ارزندگیای برای بنگاههای تولیدی وجود ندارد. بورس ایران واقعاً به «قیمت ضایعات» رسیده بود. منطق میگفت دیر یا زود، این فاصله باید پر شود. چه جنگ باشد، چه صلح، چه تحریم باشد، چه نباشد. چون ارزش ذاتی شرکتها، بسیار بالاتر از قیمتهای تابلو بود.
نکته جالب توجه، شباهت رشد بورس با رشد مسکن در برخی شهرهاست. گاهی در یک شهر، هیچ توجیه اقتصادی برای رشد قیمت ملک وجود ندارد. نه پروژه عمرانی جدیدی راه افتاده، نه مهاجرتی رخ داده، نه درآمد مردم افزایش یافته. اما قیمت مسکن همچنان بالا میرود. چرا؟ چون «تورم» و «انتظارات تورمی» قیمتها را جلو میبرد.
بورس هم دقیقاً با همین منطق رشد میکند. با این تفاوت بزرگ که شرکتهای تولیدی لیست شده در بورس، «به شکل ذاتی بسیار با ارزشتر از یک آپارتمان» هستند. یک آپارتمان فقط یک سقف و چهار دیوار است که ارزش آن عمدتاً به موقعیت مکانی وابسته است. اما یک شرکت تولیدی، ماشینآلات، نیروی انسانی، دانش فنی، برند، و سودآوری دارد. این داراییها در تورم، ارزش خود را حفظ میکنند و حتی افزایش میدهند. بنابراین رشد بورس، نه فقط منطقی، که «اجتنابناپذیر» بوده است.
تحلیلگران هدفگذاری مشخصی برای شاخص کل دارند. اولین هدف، شاخص ۵ میلیون واحد است. در حال حاضر، شاخص کل به این عدد نزدیک شده و احتمال عبور از آن در روزهای آینده وجود دارد. بعد از رسیدن به ۵ میلیون واحد، بازار احتمالاً یک استراحت کوتاه مدت (اصلاح یا تثبیت) را تجربه خواهد کرد. اما این پایان کار نیست.
هدف دوم، تا پایان سال جاری، محدوده ۵.۵ تا ۶ میلیون واحد است. این اعداد نه جدید هستند و نه خوشبینانه. همین اعداد یک سال پیش هم در برخی تحلیلها اشاره شده بودند. یعنی رشد کنونی بازار نه یک «سورپرایز»، که تحقق یک پیشبینی قدیمی است. عواملی که یک سال پیش باعث ارزندگی بورس شدند، هنوز هم پابرجا هستند. تورم همچنان بالاست، نرخ ارز همچنان صعودی است، و شرکتها سودآوری مناسبی دارند. بنابراین ادامه رشد، محتملترین سناریو است.
اما یک مانع بزرگ بر سر راه این رشد وجود دارد: «دامنه نوسان محدود». همانطور که بارها گفته شده، دامنه نوسان محدود (۳ درصد فعلی) در دورههای آرامش سیاسی، فرصت رشد بازار را از بین میبرد و بازدهی را محدود میکند.
وقتی بازار صعودی است، تقاضا بسیار بیشتر از عرضه است. در چنین شرایطی، اگر دامنه نوسان باز بود، قیمت سهمها میتوانست در یک روز ۱۰، ۱۵، یا حتی ۲۰ درصد رشد کند و ظرف چند روز به قیمت تعادلی خود برسد. اما با دامنه ۳ درصدی، این فرآیند به هفتهها و ماهها طول میکشد. نتیجه: بازدهی سرمایهگذاران محدود میشود و فرصتهای سودآوری از دست میرود.
علاوه بر این، دامنه نوسان محدود باعث میشود صفهای خرید سنگین تشکیل شود و نقدشوندگی بازار به شدت کاهش یابد. خریدارانی که هفتههاست در صف خرید ایستادهاند، هنوز موفق به خرید نشدهاند. این وضعیت، بازار را از حالت «کارا» خارج میکند و شبیه یک قرعهکشی میکند. سهامداران محتاج هستند که ناظر بازار (سازمان بورس) هر چه سریعتر نسبت به بازگشت دامنه نوسان به حالت قبل از جنگ (مثلاً ۵ یا ۱۰ درصد) اقدام کند. در غیر این صورت، بخش بزرگی از پتانسیل رشد بازار هدر خواهد رفت.
بورس ایران به دلایل بنیادی (ارزندگی تاریخی، تورم، افزایش نرخ ارز، و سودآوری شرکتها) مسیر صعودی خود را ادامه خواهد داد. اهداف ۵ میلیون و سپس ۵.۵ تا ۶ میلیون واحد برای شاخص کل، محتمل و قابل دسترس هستند. با این حال، دامنه نوسان محدود (۳ درصد) یک مانع جدی بر سر راه این رشد است و باعث میشود بازدهی بازار در کوتاهمدت محدود شود و فرصتهای سودآوری از دست برود.
سرمایهگذاران باید صبور باشند و انتظار نداشته باشند که بازار ظرف چند هفته به اهداف خود برسد. روند صعودی فعلی، یک «ماراتن» است، نه یک «دوی سرعت». تا زمانی که دامنه نوسان باز نشود، سرعت رشد بازار پایین خواهد بود. اما جهت حرکت، همچنان رو به بالا است. سهامدارانی که سهمهای بنیادی و با نقدشوندگی مناسب را در سبد خود دارند، در بلندمدت بازدهی مناسبی کسب خواهند کرد. اما کسانی که به دنبال سود سریع هستند، ممکن است از این روند ناامید شوند. بازار سرمایه، جای «صبر» است، نه «عجله».
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا