چهارم شهریورسال ۱۴۰۳، گزارش مرگ مشکوک مرد جوانی به نام محمدرضا روی تخت یکی از بیمارستانهای تهران، پروندهای را مقابل بازپرس کشیک قتل پایتخت و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داد.محمدرضا تنها چند ساعت قبل از مرگ، با پای خودش وارد بیمارستان شده بود. او از ضعف شدید، تهوع و سوزشی عجیب در ناحیه کمر شکایت داشت.
در نخستین بررسیها، پرستاران از او درباره علت بدحالیاش سوال کردند. محمدرضا گفت حادثه خاصی برایش رخ نداده است. تنها اتفاقی که به یاد داشت، برخورد مختصر یک موتورسیکلت با او مقابل یک پیتزافروشی در مسیر رفتن به خانه دوستش بود. باوجود تلاش پزشکان، وضعیت جسمانی این مرد جوان لحظهبهلحظه وخیمتر شد و تنها چهار ساعت بعد جانش را از دست داد.
یک سرنخ
با دستور مقام قضایی، جسد برای انجام آزمایشهای تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شد. نتیجه آزمایشهای سمشناسی، پرونده را وارد مرحله تازهای کرد. متخصصان اعلام کردند مرگ محمدرضا بر اثر تزریق سم مار افعی پلنگی رخداده و آثار تزریق در ناحیه کمر او قابل مشاهده است. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی بلافاصله مسیر تردد مقتول را از لحظه خروج از محل کار تا زمان انتقال به بیمارستان بازسازی کردند. تصاویر دوربینهای مداربسته خیابانها یکی پس از دیگری بررسی شد. در یکی از تصاویر موتورسیکلتی با دو سرنشین به محمدرضا نزدیک شد. ترکنشین موتور در لحظه عبور، جسمی شبیه سرنگ را به کمر او نزدیک کرد و تنها در چند ثانیه، هر دو نفر از محل دور شدند.
همان شیوه قتل
درحالیکه تحقیقات برای شناسایی دو موتورسوار ادامه داشت، اتفاقی در شیراز مسیر پرونده را تغییر داد. پلیس این شهر مردی را که با رفتارهای مشکوک در یکی از خیابانها پرسه میزد، بازداشت کرد. بررسی تلفن همراه او نشان داد پیامهایی درباره قتل فردی دیگر و استفاده از سم مار برای اجرای نقشه وجود دارد.
همین موضوع باعث شد اطلاعات این پرونده با پرونده قتل محمدرضا تطبیق داده شود. نتیجه بررسیها نشان داد مرد بازداشتشده همان ترکنشین موتورسیکلتی است که در تصاویر دوربینهای مداربسته تهران دیده میشد.او که سابقه فعالیت در آتشنشانی داشت و با شیوه زندهگیری مارها آشنا بود، پس از انتقال به پلیس آگاهی لب به اعتراف گشود.
متهم گفت پیشنهاد استفاده از سم مار را خودش مطرح کرده بود، زیرا تصور میکرد چنین روشی حساسیت کمتری ایجاد میکند و علت واقعی مرگ هرگز کشف نخواهد شد.به گفته این متهم، اجرای نقشه با سفارش فردی به نام چنگیز انجام شده بود. چنگیز از دوستان نزدیک عموی محمدرضا بود.
او در بازجوییها مدعی شد چنگیز گفته است عموی مقتول به دلیل اختلاف مالی بر سر ملکی باارزش بالا، از محمدرضا کینه به دلگرفته و تصمیم گرفته او را گوشمالی بدهد.هرچند عموی محمدرضا پس از بازداشت، این ادعاها را رد کرد، اما اعترافات متهم باعث شد دامنه تحقیقات گستردهتر شود. در ادامه مشخص شد چنگیز پس از وقوع جنایت از کشور خارج شده و به ترکیه گریخته است.
تحقیقات همچنین نشان داد افرادی که در اجرای این نقشه نقش داشتند، از مدتها قبل رفتوآمدهای محمدرضا را زیر نظر گرفته بودند.
مقدمات اجرای نقشه
پس از شناسایی راکب موتورسیکلت و بازداشت او، جزئیات بیشتری از نحوه اجرای نقشه فاش شد. او در بازجوییها گفت چنگیز وعده داده بود در صورت همکاری، برایش در محل کار خود شغل مناسبی فراهم میکند. به همین دلیل پیشنهاد را پذیرفته و همراه همدستش وارد ماجرا شده است. متهم مدعی شد تصور میکرد هدف تنها ترساندن یا تنبیه محمدرضاست و از کشنده بودن اقدام انجامشده اطلاعی نداشته است. او همچنین گفت همدستش پس از تهیه سم مار افعی، آن را با آب مقطر رقیق و داخل سرنگ انسولین نگهداری کرده بود تا هنگام اجرای نقشه استفاده شود.
در ادامه مشخص شد برای اطلاع از زمان خروج محمدرضا از محل کار نیز برنامهریزی دقیقی انجام شده بود. طبق اظهارات متهم، یک نوازنده خیابانی مأمور شده بود مقابل پاساژ محل کار مقتول حضور داشته باشد و در حال سنتورزنی باشد تا بهمحض خروج او، زمان حرکتش را اطلاع دهد. با دریافت این پیام، دو موتورسوار حرکت کردند و در نخستین فرصت، هنگام عبور محمدرضا از یکی از خیابانهای مرکزی تهران، عملیات خود را اجرا کردند؛ عملیاتی که تنها چند ثانیه طول کشید؛ اما ساعاتی بعد به مرگ مرد جوان انجامید.
تکمیل تحقیقات
در جریان بازجوییها، یکی از متهمان که پیشتر به تزریق سم اعتراف کرده بود، بار دیگر مدعی شد تصور نمیکرد این اقدام به مرگ محمدرضا منجر شود. او گفت پیشنهاد استفاده از سم مار را به دلیل آشناییاش با مارگیری مطرح کرده و گمان میکرد این روش تنها موجب ضعف جسمانی مقتول خواهد شد.
در سوی دیگر، راکب موتورسیکلت نیز جزئیات بیشتری از نحوه اجرای نقشه را بیان کرد. او گفت از طریق چنگیز با این ماجرا آشنا شده و وعده استخدام در مغازه عموی محمدرضا، انگیزه پذیرش این پیشنهاد بوده است. به گفته او، روز اجرای نقشه، از صبح در محل کار عموی مقتول حضور داشتند و پس از دریافت خبر خروج محمدرضا از محل کارش، سوار بر موتورسیکلت شدند و او را تعقیب کردند. دقایقی بعد، در فرصت مناسبی به او نزدیک شدند و ترکنشین موتورسیکلت، سرنگ حاوی سم را به کمر محمدرضا تزریق کرد. پس از آن نیز هر دو نفر بدون جلبتوجه از محل دور شدند.
متهم همچنین در اظهاراتش عنوان کرد که برای زیر نظر گرفتن رفتوآمدهای محمدرضا نیز از فرد دیگری کمک گرفته بودند. به گفته او، این فرد در ازای دریافت یک دستگاه تلفن همراه، مقابل محل کار مقتول حضور پیدا میکرد و زمان خروج او را به اعضای گروه اطلاع میداد تا اجرای نقشه با کمترین خطا انجام شود.
در ادامه رسیدگی، عموی محمدرضا نیز تحت بازجویی قرار گرفت؛ اما هرگونه نقش داشتن در طراحی یا سفارش قتل را رد کرد. او همچنین ادعاهای مطرحشده از سوی متهمان درباره اختلاف مالی و دخالتش در این پرونده را نپذیرفت. همزمان با ادامه تحقیقات، تلاش برای دستگیری چنگیز که پس از وقوع جنایت از کشور خارج شده بود، در دستور کار قرار گرفت. بررسیها نشان میداد او پس از ترک ایران به ترکیه رفته و در زمان تکمیل تحقیقات همچنان خارج از کشور به سر میبرد.
پس از جمعبندی نتایج تحقیقات، برای پنج متهم این پرونده کیفرخواست صادر شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.در جلسه محاکمه، نماینده دادستان با تشریح روند تحقیقات، کیفرخواست را قرائت کرد و اولیای دم نیز با حضور در دادگاه، برای عامل اصلی جنایت درخواست قصاص و برای سایر متهمان اشد مجازات را خواستار شدند.
در جریان دفاعیات، متهم ردیف اول بار دیگر مسئولیت تزریق سم را پذیرفت؛ اما تاکید کرد قصد کشتن محمدرضا را نداشته و تصور میکرد این اقدام مرگبار نخواهد بود. دیگر متهمان نیز هر کدام درباره نقش خود در این پرونده توضیحاتی ارائه کردند و بخشی از اظهارات مطرحشده در مرحله تحقیقات مقدماتی را تکرار کردند.
پس از پایان رسیدگی، قضات برای بررسی دقیقتر پرونده وارد شور شدند. در نهایت باتوجهبه محتویات پرونده، گزارشهای کارشناسی پزشکی قانونی، اعترافات متهمان، مستندات فنی و سایر ادله موجود، متهم ردیف اول به اتهام مباشرت در قتل عمد به قصاص نفس محکوم شد. همچنین برای سایر متهمان نیز باتوجهبه نقش و میزان مشارکتشان در این پرونده، احکام حبس صادر شد. عموی مقتول به 10 سال حبس محکوم شد.
پس از صدور رأی، پرونده با اعتراض محکومان برای رسیدگی فرجامی به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان پس از بررسی اوراق پرونده، دفاعیات متهمان، مستندات موجود و رأی دادگاه کیفری، احکام صادره را منطبق با محتویات پرونده تشخیص دادند و آن را تایید کردند.
با تایید رأی در دیوان عالی کشور، حکم قصاص متهم ردیف اول و مجازات حبس سایر محکومان این پرونده قطعیت یافت.
