#داغ های خبری
دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵

بازگشت دلار و سکه به کف قبلی / بورس جدای می‌شود ؟

بازگشت دلار و سکه به کف قبلی / بورس جدای می‌شود ؟

انس طلا در محدوده ۴۵۰۰ دلار تثبیت شده و چندان تکان نمی‌خورد. از سوی دیگر، داده‌های اقتصادی آمریکا تصویر متناقضی ارائه می‌دهند: داده‌های تورم جذاب نبودند

به گزارش سرمایه فردا، دهم خرداد ۱۴۰۴، بازارهای ارزی ایران همچنان روند نزولی را تجربه می‌کنند. سکه بهار آزادی به محدوده ۱۷۹ میلیون تومان وارد شده و همچنان با حباب منفی معامله می‌شود. طلا نیز زیر ۱۸ میلیون تومان، در حوالی ۱۷ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خرید و فروش می‌شود و باز هم حباب منفی دارد.

دلار و تتر نیز هر دو در محدوده ۱۷۰ هزار تومان معامله می‌شوند. نکته مهم اینجاست که این ارزها عملاً به سقف قیمتی خود در دوران پیش از جنگ بازگشته‌اند، اما این بار این سطح، نه به عنوان سقف، بلکه به عنوان کف عمل می‌کند.

کفی که ممکن است شکسته شود

این کف، کف بعد از اخبار مذاکرات است. اگر مذاکرات جدی‌تر شود و اخبار بهتر از این هم برسد، ممکن است این کف پایین‌تر بیاید و نرخ‌ها باز هم کاهش یابند. اما نکته قابل تأمل اینکه قیمت فعلی طلا و سکه بسیار پایین‌تر از دوران پیش از جنگ است. صندوق‌های طلا نیز همین سرنوشت را داشته‌اند و افت قابل توجهی را تجربه کرده‌اند.

انس جهانی؛ بی‌تحرک در ۴۵۰۰ دلار

بخشی از این افت به انس جهانی طلا برمی‌گردد. انس طلا در محدوده ۴۵۰۰ دلار تثبیت شده و چندان تکان نمی‌خورد. از سوی دیگر، داده‌های اقتصادی آمریکا تصویر متناقضی ارائه می‌دهند: داده‌های تورم جذاب نبودند، اما داده‌های بازار کار نشان‌دهنده وضعیت مناسب اشتغال هستند. برآورد تحلیلگران این است که احتمال کاهش نرخ بهره در ادامه کمتر شده است. همین موضوع روی طلا و نقره نیز تأثیر منفی گذاشته است.

نبرد پایان سال؛ دلار یا طلا؟ قصه دو بازار در یک دارایی

اگر هنوز طلا را «یک دارایی» می‌بینید، لطفاً برگردید و دوباره فکر کنید

خیلی‌ها عادت دارند طلا را یک دارایی ساده و یکدست فرض کنند. غافل از اینکه این تصور ساده، دارد هزینه‌های سنگینی برایشان رقم می‌زند. واقعیت این است که ما در ایران با دو نوع طلا سروکار داریم که شباهت اسمی آنها، هیچ ربطی به رفتار یکسانشان در بازار ندارد: یکی اونس جهانی و دیگری طلای داخلی. و نکته مهم اینکه این دو، هرگز و همیشه همجهت حرکت نمی‌کنند.

اونس جهانی؛ نه در موضع جهش، نه در نقطه عطف

اگر نگاهی به وضعیت فعلی اونس جهانی بیندازیم، تصویر چندان هیجان‌انگیزی به نظر نمی‌رسد. اونس نه در موقعیت «ساختن روند» صعودی است و نه شتاب خاصی برای جهش دارد. بیشتر به نظر می‌رسد در فاز استراحت و اصلاح به سر می‌برد. از نظر تحلیل تکنیکال، هیچ نشانه قاطعی از آمادگی برای جهش دیده نمی‌شود. از نظر بنیادی هم محرک قدرتمندی پشت قیمت‌ها نیست. اگر بخواهیم صریح بگوییم: موتور جهانی طلا فعلاً در دور تند کار نمی‌کند.

اما طلای داخلی؛ داستانی کاملاً متفاوت

در سوی دیگر میدان، طلای داخلی قرار دارد. اینجا خبر از یک روایت کاملاً متفاوت است. فرمول این بازار ساده و شفاف است: اونس جهانی ضربدر نرخ دلار، بعلاوه هیجان. و هیجان یعنی همه آن چیزهایی که در بازار ایران همیشه حضور پررنگی دارند؛ حباب، ترس از فردا، انتظارات تورمی و التهاب نقدینگی. این فرمول ساده به ما می‌گوید حتی اگر اونس جهانی آرام و بی‌تحرک باشد، همچنان دلار می‌تواند بازار طلا را از جای خود تکان بدهد.

دلار؛ بازیگردان اصلی نیمه دوم سال

و اینجا می‌رسیم به دلار. همان متغیری که تا امروز مهار و کنترل شده است. اما باید یک حقیقت تلخ را پذیرفت: کنترل در بازار ارز همیشه به معنای ثبات نیست. گاهی کنترل فقط یعنی به تعویق انداختن یک حرکت بزرگ. با نگاهی به سرعت رشد نقدینگی و فشار تورمی مزمن اقتصاد ایران، سناریوی تثبیت بلندمدت نرخ دلار بیشتر شبیه یک روایت خوش‌بینانه به نظر می‌رسد تا یک واقعیت محتمل. تثبیت وقتی معنا دارد که پایه‌های پولی هم ثابت باشند.

حتی آزادسازی منابع بلوکه‌شده هم معجزه نمی‌کند

بدبین‌ترین حالت را هم در نظر بگیرید: حتی اگر منابع بلوکه‌شده ارزی آزاد شود، اگر اثر این منابع قبلاً در رشد نقدینگی جذب و خنثی شده باشد، تنها کاری که می‌تواند بکند، خرید زمان است، نه تغییر مسیر. نفس‌گیری موقتی، متوقف‌کننده روند بلندمدت نیست. این نکته‌ای است که خیلی از تحلیلگران دیر به آن پی می‌برند.

نکته کلیدی که دیر متوجه می‌شوید

اینجا مهمترین نکته ماجرا را لطفاً چند بار بخوانید: ممکن است اونس جهانی درگیر اصلاح و استراحت باشد، اما طلای داخلی با قدرت به رشد خود ادامه دهد. چرا؟ چون در بازار ایران، جهت‌دهنده اصلی «دلار» است، نه «اونس». این اشتباه محاسباتی، خیلی‌ها را در گذشته گران تمام شده است. آنها فکر کردند چون اونس ریزش کرده، پس طلای داخلی هم باید ریزش کند. غافل از اینکه معادله اینجا غیرمستقیم و پیچیده‌تر از آن حرف‌هاست.

انتهای داستان؛ دو سناریو پیش رو

خلاصه ماجرا از این قرار است: اونس جهانی در فاز استراحت و بدون شتاب. طلای داخلی اما کاملاً وابسته به دو متغیر است: نرخ دلار و میزان هیجان حاکم بر بازار. دلار هم اگر تا امروز کنترل شده، این کنترل در بهترین حالت فقط زمان‌خریده و نمی‌تواند تا ابد دوام بیاورد. نقطه تحرک ارزی، هر لحظه ممکن است فعال شود.

اگر دلار حرکت کند، طلا تحلیل نمی‌رود؛ طلا بزرگ‌نمایی می‌شود. یعنی هر درصد رشد دلار، چند برابر خود را در قیمت طلا نشان می‌دهد. و این یعنی کسانی که امروز منتظرند ببینند دلار کجا می‌رود، شاید دیر به جمع خریداران بپیوندند. بازی پایان سال، احتمالاً بازی دلار است، با نقش‌آفرینی طلا در قامت بزرگنمایی‌کننده آن.

هشدار؛ آیا طلا در بحران پیش‌رو به تله نقدینگی تبدیل می‌شود؟

بازارهای مالی همیشه یک راز تلخ را از چشم‌های کنجکاو پنهان می‌کنند: دارایی‌هایی که لقب «امن» گرفته‌اند، در لحظه واقعی بحران، هرگز آنطور که باید رفتار نمی‌کنند. درک نکردن این قاعده ساده، دقیقاً همان نقطه‌ای است که سرمایه‌گذاران درست در لحظه‌ای که بیشترین اطمینان را دارند، ضربه سختی می‌خورند. حالا پرسش این است: آیا ما در آستانه تکرار همان الگوی همیشگی هستیم؟

نشانه‌هایی که پیش از هر ریزشی خودنمایی می‌کنند

اگر بی‌تعارف به واقعیت‌های بازار امروز نگاه کنیم، نشانه‌های آشکاری خودنمایی می‌کنند. بازارها بسیار سریع‌تر از رشد واقعی اقتصاد پیش رفته‌اند. ارزش‌گذاری‌ها از سودآوری واقعی شرکتها سبقت گرفته‌اند. بدهی جهانی در سقف‌های تاریخی خود قرار دارد و رکوردها را یکی پس از دیگری جا می‌گذارد. در عین حال، پول همچنان با اشتیاق وارد دارایی‌های پرریسک می‌شود و مهم‌تر از همه، حس جمعی این است که اوضاع کاملاً تحت کنترل است. آیا این ترکیب آشنا، ما را به روزهای قبل از بحران‌های بزرگ نمی‌برد؟

وقتی دیگر کسی اسم حباب را بر زبان نمی‌آورد

تاریخ بارها و بارها یک حقیقت تلخ را تکرار کرده است: حباب‌ها دقیقاً زمانی به خطرناک‌ترین نقطه خود می‌رسند که دیگر هیچکس نام «حباب» را بر آنها نمی‌گذارد. در آن لحظه، همه چیز عادی و منطقی به نظر می‌رسد و کسی هشدار جدی نمی‌دهد. این حجم از اطمینان جمعی، معمولاً پیش از یک اتفاق بزرگ دیده می‌شود، نه پس از آن.

سناریویی که کمتر کسی دوست دارد بشنود

اگر این ساختار شکننده فعلی ترک بردارد، ریزش فقط محدود به بازار سهام نخواهد ماند. در شوک اول، سهام سقوط می‌کند، مس به دلیل رکود اقتصادی ریزش می‌کند و حتی طلا نیز تحت فشار فروش قرار می‌گیرد. بله، درست خواندید؛ همان طلایی که همه آن را پناهگاه امن می‌دانند. چرا؟ چون در بحبوحه بحران، سرمایه‌گذاران به دنبال نقدینگی می‌دوند، نه امنیت. آنها هر چیزی را که قابل فروش باشد، می‌فروشند تا جایی برای نفس کشیدن داشته باشند.

مرحله خطرناک‌تر؛ مارجین کال‌ها فعال می‌شوند

در مرحله بعدی، ماشین وحشتناک مارجین کال‌ها به کار می‌افتد. صندوق‌های سرمایه‌گذاری مجبور به فروش اجباری می‌شوند و دلار به طرز وحشتناکی قوی می‌شود. در آن شرایط، همه چیز فروخته می‌شود؛ حتی چیزهایی که فکر می‌کردید هرگز نباید فروخته شوند. بازار به مکانی تبدیل می‌شود که هیچ کس خریدار نیست و همه فقط می‌خواهند از شر هر چیزی که دارند خلاص شوند.

سناریوی ۲۰۰۰ دلاری برای طلا

و دقیقاً در همین نقطه است که سناریوی جدی شکل می‌گیرد: اصلاح قیمت طلا تا محدوده ۲۰۰۰ دلار. این کاهش قیمت به خاطر ضعف ذاتی طلا نخواهد بود، بلکه به خاطر قدرت ویرانگر بحران رقم می‌خورد. در آن لحظه، طلا تبدیل به یک قربانی دیگر از قربانیان بحران می‌شود، نه یک پناهگاه امن.

بازارهای مالی همیشه یک فاز دیگر هم دارند. وقتی ترس به اوج خود می‌رسد، سیاست‌گذاران وارد میدان می‌شوند و پول چاپ می‌شود. در آن نقطه، طلا به چیزی تبدیل می‌شود که همه از ابتدا فکر می‌کردند هست: یک ذخیره ارزش واقعی. تفاوت سرمایه‌گذاران حرفه‌ای با بقیه دقیقاً در همین لحظات خود را نشان می‌دهد؛ حرفه‌ای‌ها در فاز فروش به دنبال بقا هستند و در فاز ترس، به دنبال فرصت.

قانونی که در کتاب‌های درسی نیست

در بازارهای مالی، همیشه اول ضرر اتفاق می‌افتد، بعد دلیل آن کشف می‌شود. این جمله تلخ را بهتر است همین حالا در ذهن حک کنید. و حتی ساده‌تر از آن: در بحران، نقد بودن مهم‌تر از درست بودن تحلیل است. می‌توانید بهترین تحلیل جهان را داشته باشید، اما اگر نقدینگی نداشته باشید که از فرصت استفاده کنید، هیچ فرقی با کسی که تحلیلی ندارد، نخواهید داشت.

انتخاب شخصی؛ جایی نایستادن که همه ایستاده‌اند

در چنین فضایی، کار درست نه پیش‌بینی کردن است و نه انکار کردن. فقط یک قاعده ساده وجود دارد: جایی نایستادن که همه با اطمینان کامل ایستاده‌اند. اگر با این تحلیل مخالف هستید، احتمالاً دقیقاً در همان سمتی ایستاده‌اید که بازار دوست دارد شما باشید. و این دقیقاً همان نقطه خطرناک است.

سوال نهایی؛ آماده‌اید؟

اگر این فقط یک نوسان گذرا نباشد، بلکه شروع یک ریزش جدی و چندساله باشد، شما آماده‌اید؟ یا قرار است باز هم در اوج اعتماد و اطمینان، غافلگیر شوید؟ شاید وقت آن رسیده که پیش از آنکه بازار پاسخ را بدهد، خودتان سوال درست را بپرسید.

 معمای همیشگی بازارهایی که اکثریت در آنها اشتباه می‌کنند

۹۰ درصد آدم‌ها در بازار اشتباه می‌کنند؛ بدون اینکه بفهمند. بازارهای مالی یک حقیقت آزاردهنده دارند: ۹۰ درصد شرکت‌کنندگان در آنها اشتباه می‌کنند، اما در لحظه اشتباه، با تمام وجود احساس می‌کنند در حال درست فکر کردن هستند. این توهم جمعی، خطرناک‌ترین لحظه هر بازاری است. شاید بهترین گواه این ادعا، ماجرای نه‌چندان دور بازار مسکن باشد.

روایت یک جنگ ۱۲ روزه و یک بازار ترسیده

پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، بازار مسکن در شوکی عمیق فرو رفت. قیمت‌ها سقوط کرد، معاملات قفل شد، رونق به رکود تبدیل گشت و اکثریت قریب‌به‌اتفاق کارشناسان و فعالان با قاطعیت اعلام کردند: «دیگر تمام شد، این بازار نفس آخرش را می‌کشد». در همان روزها، تحلیل‌هایی که خلاف این جریان غالب فکر می‌کردند، با سیل مخالفت‌ها و دیسلایک‌ها روبرو می‌شد. همه چنان مطمئن بودند که انگار حقیقت مطلق را در دست دارند.

عادت عجیب بازار؛ شکستن اطمینان جمعی

اما بازارها عادت عجیبی دارند. درست در همان نقطه‌ای که اکثریت به اوج اطمینان می‌رسند و هیچ شکی در تصمیم خود ندارند، مسیر را برعکس طی می‌کنند. این بار هم بازار مسکن همان بازی همیشگی را تکرار کرد. در حالی که همه مطمئن بودند روند نزولی ادامه‌دار است، قیمت‌ها در بعضی از شهرها بیش از ۲۰۰ درصد جهش کردند و در تهران نیز رشد بین ۷۰ تا ۸۰ درصدی رقم خورد.

مشکل از بازار نبود؛ مشکل از مدل فکری بود

حالا بیایید صادقانه قضاوت کنیم. اگر در آن روزهای پر ترس، مخالف خرید بودید، یا نخریدید، یا از ترس عقب نشستید، مشکل از بازار نبود. مشکل جای دیگری بود؛ در «مدل فکری» که بر اساس آن تصمیم می‌گرفتید. مدلی که شما را به جای حرکت بر خلاف جریان، در میان جمعیت مطمئن نگه داشت.

معمای همیشگی؛ این بار چه می‌کنید؟

سوال اصلی همچنان به قوت خود باقی است. فکر می‌کنید این بار می‌توانید درست تصمیم بگیرید؟ یا باز هم قرار است صبر کنید تا همه مطمئن شوند، اخبار مثبت پخش شود، تحلیل‌های خوش‌بینانه به وفور منتشر گردد و آنگاه با تأخیر وارد بازار شوید؟ تاریخ نشان داده که این نقطه، دقیقاً همان جایی است که موج تازه‌ای تازه شروع شده و دیر رسیده‌اید.

امنیت ذهنی؛ بزرگترین هزینه پنهان

واقعیت تلخ اما قابل درک این است که بیشتر آدم‌ها به یک بازار خاص می‌چسبند، نه به خاطر بازدهی بالا، بلکه چون حس امنیت ذهنی به آنها می‌دهد. همین احساس خوب اما فریبنده، بزرگترین هزینه پنهان هر سرمایه‌گذاری است. هزینه‌ای که در صورت‌های مالی دیده نمی‌شود، اما از جیب سرمایه‌گذار حذف می‌شود.

بازی واقعی؛ پول بین بازارها جابجا می‌شود، نه داخل یک بازار

بازی واقعی در دنیای سرمایه‌گذاری، وفاداری به یک دارایی خاص نیست. پول هوشمند مدام بین بازارهای مختلف در حرکت است. برنده واقعی کسی است که زودتر از دیگران تغییر جهت را تشخیص دهد و مهمتر از آن، به موقع سوئیچ کند. نه کسی که فقط صبر می‌کند و امیدوار است روزی بازار به دادش برسد.

استراتژی من؛ نه وفادار به طلا، نه متعصب به بورس، نه وابسته به مسکن

استراتژی روشن و بی‌پرده من این است: نه وفاداری تعصب‌آمیز به طلا، نه جانبداری کورکورانه از بورس و نه وابستگی عاطفی به مسکن. تنها یک چیز در این دنیا ارزش تعقیب دارد: جریان پول. فهمیدن اینکه لحظه به لحظه، سرمایه‌های بزرگ به کدام سمت حرکت می‌کنند.

نصف بازی را بلدید؛ نصف دیگر را نه

اما این فقط نصف ماجراست. نصفی که اکثر شما بلدید و انجام می‌دهید. نصفی که ندارید، دقیقاً همان چیزی است که برنده‌ها را از بازنده‌ها جدا می‌کند: «خروج به موقع» و «ورود به موقع». در همین دو نقطه است که یا ساخته می‌شوید یا برای همیشه حذف می‌شوید. هیچکس در لحظه ورود و خروج اشتباه، متوجه اشتباه خود نیست. بعداً که دیر می‌شود، تازه می‌فهمد.

حالا صادقانه جواب بدهید

بدون تعارف و خودسانسوری، راستش را بگویید: شما جزو کدام گروه هستید؟ کسی که هنوز به یک بازار خاص چسبیده و برای توجیه این چسبیدن، اسمش را گذاشته «استراتژی بلندمدت»؟ یا کسی که حاضر است باورهایش را عوض کند، از قالب‌های ذهنی قدیمی خارج شود و بین بازارها حرکت کند؟ جواب شما، تعیین‌کننده ثروت آینده‌تان است. بازارها بارها نشان داده‌اند که به احساسات وفادار نمی‌مانند؛ آنها فقط به جریان پول گوش می‌دهند.

اسرائیل همچنان بازیگر ناشناس

در جبهه اخبار سیاسی، چند رویداد مهم رخ داده است. وزیر خزانه‌داری آمریکا تعدادی تحریم جدید اعمال کرده است. از سوی دیگر، برخی منابع از توافق خوب با ایران خبر داده بودند، اما محسن رضایی در توییتی هشدار داد که برای سومین بار ممکن است رئیس‌جمهور آمریکا به دیپلماسی خیانت کند. وزیر جنگ آمریکا نیز تأکید کرد محاصره دریایی ایران ادامه دارد. در مقابل، قرارگاه خاتم‌الانبیا اعلام کرد مدیریت تنگه هرمز همچنان با اقتدار در دست نیروهای مسلح ایران است.

این ابهامات، فضای ذهنی فعالان اقتصادی را کمی پیچیده کرده است. اما به نظر می‌رسد فعالان اقتصادی داخلی به این نتیجه رسیده‌اند که قابل اتکاترین موضع، همان موضع جی‌دی ونس است: مقایسه با چند هفته پیش نشان می‌دهد که ما واقعاً در آتش‌بس هستیم.

تحلیل جریان اخبار نشان می‌دهد جریان نزدیک به نتانیاهو در کاخ سفید دست پایین‌تری دارد نسبت به جریان‌های دیگر (مانند جریان تاکر کارلسون). به نظر می‌رسد دست بالاتر را افرادی مثل ونس دارند و حرفشان بیشتر مورد اقبال است. اما همچنان یک بازیگر ناشناس به نام «اسرائیل» وجود دارد که ممکن است هر اتفاقی را رقم بزند.

بازار سرمایه؛ ۵ همت ورود پول، اما هشدار خرید سهم نامناسب

روز گذشته، ارزش معاملات سهام و حق تقدم به ۹.۶ همت رسید و ورود پول حقیقی نیز ۵ همت بود. در مقابل، صندوق‌های طلا ۹۰۰ میلیارد تومان خروج پول داشتند و صندوق‌های نقره با ۲۸۲ میلیارد تومان ورود پول مواجه شدند. نکته جالب اینکه نقره به عنوان یک دارایی ارزی با اهرم بالاتر (لوریج بیشتر) محسوب می‌شود؛ ریزشش بیشتر از طلاست و طبیعی است که فعالان اقتصادی پرریسک‌پذیر، نقره را به طلا ترجیح دهند.

اما مهم‌ترین هشدار روز: تقریباً هیچ سهم منفی در بازار نبود، اما این به معنای سلامت بازار نیست. تحلیلگران هشدار می‌دهند: «هر سهمی نخرید.»

چرا خرید سهم نامناسب در این بازار خطرناک است؟

تصور کنید سهم A (مناسب) و سهم B (نامناسب) را داریم. سهم A ۱۰ درصد رشد می‌کند، سهم B هم ۱۰ درصد رشد می‌کند. شما سهم B را می‌خرید. بعد از مدتی، سهم A ۳۰ درصد رشد می‌کند، سهم B ۱۰ درصد اصلاح می‌کند. در آن نقطه، سهم A همچنان قابل فروش است، اما سهم B قفل صف فروش می‌شود و شما نمی‌توانید از آن خارج شوید.

نتیجه: شما مجبورید سهم نامناسب را ۱۰ درصد پایین‌تر بفروشید و سهم مناسب را ۲۰ درصد بالاتر بخرید. این یعنی ۳۰ درصد ضرر فرصت. در حالی که اگر اول صندوق می‌خریدید، بعداً می‌توانستید به راحتی به سهم مناسب سوئیچ کنید.

معیار سهم بد؛ P/E بالای ۶ و آسیب‌پذیری در جنگ

سهم‌های بد چه ویژگی‌هایی دارند؟ نسبت P/E بالای ۶، بودن در زنجیره‌های آسیب‌دیده از جنگ، و پروژه‌محور بودن (مخصوصاً سهم‌های کوچکی که در سه سال اخیر ۳۰۰ درصد رشد کرده‌اند و بازیگرانشان منتظر فرصت برای فروش هستند). از خرید این سهم‌ها جداً پرهیز کنید.

توصیه اصلی؛ فعلاً صندوق بخرید

توصیه اصلی تحلیلگر این است: به جای خرید مستقیم سهم، سراغ صندوق‌های سهامی بروید. صندوق‌هایی مثل «اطلس»، «ابتکار» یا صندوق‌های هم‌وزن. بعداً که بازار فرصت داد، می‌توانید صندوق را بفروشید و سهم مناسب بخرید.

اگر ناگزیر به خرید سهم هستید، این گزینه‌ها را بررسی کنید

اگر اصرار به خرید مستقیم سهم دارید، این گزینه‌ها «بد نیستند» (نه لزوماً خوب، اما بد هم نیستند):

گروه بانکی: بانک ملت (ارزش معاملات ۴۳۰ میلیارد تومان – هنوز می‌رسد)، مس (ملی مس)

گروه سیمانی: سه روز سارون، سه فارس، سه باقر، سه صوفی (حقوقی‌ها شروع به دادن کرده‌اند)

گروه دارویی: تیپیکو (گزینه بسیار خوب)، دپارس، دزا، شیفت

تاصیکو (با وجود ابهامات زیرمجموعه‌ها، صندوق را به گزینه بدی تبدیل نمی‌کند)

در یک بازار سعودی و در حال رشد، اگر سهم بد بخرید، ضررتان بسیار سنگین خواهد بود. نه از جهت عددی، بلکه از جهت فرصت‌هایی که از دست می‌دهید. شاید بهترین استراتژی، صبوری و خرید صندوق‌های سهامی باشد و بعداً که روند بازار تثبیت شد، به سمت سهم‌های مناسب حرکت کنید. بازار برای حرفه‌ای‌هاست؛ در آن هیجانی تصمیم نگیرید.

رکوردشکنی شرکت‌های بورسی در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵؛ جهش فروش در سایه نرخ ارز ۱۴۷۳ تومانی

دلار حواله ۱۴۷۳ تومانی؛ موتور محرک رشد درآمدها

در روزهای ابتدایی خردادماه ۱۴۰۵، نرخ دلار حواله در سامانه نیما به رقم ۱,۴۷۳,۰۰۵ ریال رسید. این نرخ که مبناي تسویه بسیاری از معاملات صادراتی شرکت‌هاست، نقش مهمی در رشد قابل توجه درآمدهای شرکتها ایفا کرده است. گزارش‌های عملکرد ماهانه شرکت‌های بورسی که این روزها منتشر می‌شود، حکایت از جهش‌های چندصددرصدی فروش در بسیاری از صنایع دارد. در ادامه مروری داریم بر مهمترین گزارش‌های منتشر شده.

صنعت فولاد؛ رکوردهای پیاپی با تکیه بر صادرات

فولای که در ماه‌های قبل با عقب‌ماندگی فروش مواجه بود، در اردیبهشت‌ماه توانست ۲,۴۰۷ میلیارد ریال فروش ثبت کند. با احتساب فروش فروردین، مجموع دو ماهه شرکت به ۲,۶۳۲ میلیارد ریال رسیده که نسبت به مدت مشابه قبل ۳۰ درصد رشد نشان می‌دهد.

فملی اما رکورد خاصی را به جا گذاشت. این شرکت در اردیبهشت‌ماه فروش حیرت‌انگیز ۶۲۳,۶۶۴ میلیارد ریالی ثبت کرد. نرخ صادراتی محصولات ۱۷,۸۴۹ میلیون ریال و نرخ داخلی ۱۹,۱۶۱ میلیون ریال بوده است. مجموع فروش دو ماهه شرکت به ۸۷۸,۱۴۲ میلیارد ریال رسیده که نزدیک به سه برابر مدت مشابه قبل است.

فخاس نیز عملکرد خوبی داشت. در فروردین عمدتاً شمش فروخت و میلگردها را با نرخ ۴۷۹,۶۰۳ میلیون ریال به فروش رساند و حدود ۲.۹ همت فروش داشت. اردیبهشت اما بهتر شد و ۴۹,۱۱۳ میلیارد ریال فروش زد. نرخ صادرات به ۶۰۳,۴۸۹ میلیون ریال و نرخ داخلی به ۵۴۱,۶۸۶ میلیون ریال رسید. مجموع فروش دو ماهه ۷۸,۷۸۰ میلیارد ریال و دو برابر مدت مشابه قبل است.

کچاد سال مالی خود را تغییر داده و دی‌ماه اولین ماه سال مالی این شرکت محسوب می‌شود. فروش دی ۸۵,۲۲۳ میلیارد ریال، بهمن ۸۳,۷۶۲ میلیارد ریال و اسفند ۸۱,۵۴۱ میلیارد ریال بوده است. نرخ کنسانتره دی ۶۳,۳۳۳ میلیون ریال به بهمن ۷۳,۲۳۲ میلیون ریال و اسفند ۶۹,۱۴۷ میلیون ریال رسیده است.

پتروشیمی‌ها؛ رشد خیره‌کننده با افزایش نرخ‌ها

شاراک که در اسفند ماه زیر سایه جنگ و موشک با فروش ۵۰,۶۳۰ میلیارد ریالی مواجه بود، در فروردین با افت نسبی به ۳۲,۰۷۴ میلیارد ریال رسید اما اردیبهشت ماه جبران مطلق بود. این شرکت با رشد نرخ‌ها موفق شد فروش ۹۳,۹۰۰ میلیارد ریالی ثبت کند. مجموع فروش دو ماهه به ۱۲۵,۹۷۴ میلیارد ریال رسید در حالی که مدت مشابه قبل ۷۵,۹۰۵ میلیارد ریال بود.

شبهرن در فروردین فروش ۱۹,۸۱۲ میلیارد ریالی ثبت کرد و اردیبهشت با رشد خوب به ۶۶,۶۷۷ میلیارد ریال رسید. مجموع دو ماهه ۸۶,۵۱۳ میلیارد ریال و ۶۰ درصد بهتر از مدت مشابه قبل است.

شسپا دلار را ۱۴۰ تومان فروخته و کمی از تولید را موجودی کرده است. فروش فروردین ۳۱,۵۸۳ میلیارد ریال و اردیبهشت ۶۷,۳۵۹ میلیارد ریال بوده. مجموع دو ماهه به ۹۸,۹۴۲ میلیارد ریال رسیده که سه برابر مدت مشابه قبل است. نرخ صادرات ۱,۰۶۸,۹۵۲ میلیون ریال ثبت شده است.

سپید نیز خوب عمل کرد. فروردین ۳۹,۱۳۷ میلیارد ریال فروش داشت و اردیبهشت با رشد به ۵۰,۱۶۰ میلیارد ریال رسید. مجموع دو ماهه ۸۹,۲۹۸ میلیارد ریال و سه برابر مدت مشابه قبل است.

فلزات اساسی؛ آلومینا و فسازان در صدر

آلومینا در فروردین فروش ۷,۶۲۲ میلیارد ریالی با نرخ ۵۱۲,۹۱۷ میلیون ریال ثبت کرد. اردیبهشت خاصی را پشت سر گذاشت و با فروش ۳۵,۷۶۲ میلیارد ریال، نرخ را به ۵۶۲,۵۳۱ میلیون ریال رساند. فروش شمش نیز داشته است. مجموع دو ماهه ۴۳,۳۸۵ میلیارد ریال و ۵۰ درصد بهتر از مدت مشابه قبل است.

فسازان بازهم خوب عمل کرد. اردیبهشت ۱۳,۳۶۸ میلیارد ریال فروش با نرخ صادرات ۶۲۳,۵۳۶ میلیون ریال ثبت کرد. فروردین نیز با صادرات نزدیک به ۲۰ هزار تن و نرخ ۵۵۵,۸۹۳ میلیون ریال، فروش ۱۳,۱۵۷ میلیارد ریالی داشت. مجموع دو ماهه ۲۶,۵۲۶ میلیارد ریال و دو برابر مدت مشابه قبل است.

محصولات شیمیایی و دارویی؛ دارو سه برابر شد

دارو فروش خود را دقیقاً دو برابر کرده است. میانگین قبلی حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان بود اما در اردیبهشت به ۲۰۰۰ میلیارد تومان رسیده و عدد ۳ همت (۳۰۰۰ میلیارد تومان) را ثبت کرده که سه برابر قبل است.

کیمیاتک در فروردین با فروش ۵,۹۳۰ میلیارد ریالی آغاز کرد و اردیبهشت با افزایش نرخ‌ها به ۱۱,۷۳۵ میلیارد ریال رسید. مجموع دو ماهه ۱۷,۶۶۶ میلیارد ریال و بیش از دو برابر مدت مشابه قبل است.

غچین در ۱۰ ماهه قبل فروش ۱۹,۳۸۶ میلیارد ریالی داشت. در اردیبهشت این رقم ۳,۱۶۹ میلیارد ریال بود و ۹ ماهه به ۱۴,۰۴۴ میلیارد ریال رسیده است. مجموع ۱۱ ماهه ۲۲,۵۵۶ میلیارد ریال بوده و پیشرفت خوبی در دو ماهه اخیر داشته است. فروش این شرکت دو برابر مدت مشابه قبل است.

خودرو و قطعه‌سازی؛ تایرا و بهمن موتور در صدر

تایرا فروردین را بد آغاز نکرد و ۱۴,۷۴۸ میلیارد ریال فروش داشت. اردیبهشت با رشد خوب به ۳۹,۶۳۲ میلیارد ریال رسید. مجموع دو ماهه ۵۴,۳۸۱ میلیارد ریال و بیش از دو برابر مدت مشابه قبل است.

خبهمن (بهمن موتور) در فروردین با فروش ۲۶,۳۱۸ میلیارد ریالی مواجه بود. اردیبهشت این رقم به ۸۲,۲۶۷ میلیارد ریال رسید. مجموع دو ماهه ۱۰۸,۵۹۶ میلیارد ریال و ۲۰ درصد بهتر از مدت مشابه قبل است.

خاور در فروردین فروش ۱۴,۷۹۸ میلیارد ریالی داشت. اردیبهشت یک فروش خاص و بهتر را تجربه کرد و ۴۸,۷۹۶ میلیارد ریال فروش زد. مجموع دو ماهه ۶۳,۵۹۴ میلیارد ریال و نزدیک به دو برابر مدت مشابه قبل است.

قند و شکر؛ رشد پایدار

دعبید در دی ۱۶,۴۵۰ میلیارد ریال، بهمن ۱۹,۶۳۵ میلیارد ریال و اسفند ۱۷,۲۷۹ میلیارد ریال فروش داشت. فروردین نیز همین حوالی بود و ۱۷,۱۸۱ میلیارد ریال فروش ثبت کرد. اردیبهشت با رشد به ۳۰,۰۶۸ میلیارد ریال رسید. مجموع پنج ماهه به ۱۰۰,۶۱۶ میلیارد ریال و دو برابر مدت مشابه قبل است.

غبشهر یک فروش خاص در اردیبهشت داشت و ۱۱۱,۶۳۹ میلیارد ریال فروش زد. فروردین ۴۹,۳۶۰ میلیارد ریال فروش داشت. اسفند ۶۱,۰۴۵ میلیارد ریال و بهمن ۶۹,۷۲۷ میلیارد ریال فروش ثبت کرده بود. مجموع پنج ماهه به ۳۲۶,۸۵۳ میلیارد ریال و حدود سه برابر مدت مشابه قبل رسیده است.

صنعت سیمان؛ بهبود نسبی

سصفها در فروردین فروش ۱,۴۸۳ میلیارد ریالی داشت و اردیبهشت به ۲,۵۱۵ میلیارد ریال رسید. مجموع دو ماهه به ۳,۹۹۸ میلیارد ریال رسیده در حالی که مدت مشابه قبل ۲,۸۴۶ میلیارد ریال بوده است.

ساروج فروش خوبی در اسفند و فروردین داشت. اردیبهشت با فروش ۲,۹۰۰ میلیارد ریال جبران کرد. فروردین ۶۰۶ و اسفند ۷۹۲ میلیارد ریال فروخت. مجموع پنج ماهه به ۱۴,۱۶۶ میلیارد ریال رسیده است.

صورت‌های مالی و مجامع

ساروم در گزارش ۱۲ ماهه حسابرسی شده به سود ۲۹,۵۹۴ ریالی به ازای هر سهم رسیده است.

غصینو از زیرمجموعه‌های خود یعنی کشت و صنعت ماریان خبر داد که در ۱۲ ماهه به سود ۶۵۵ میلیارد ریالی دست یافته است.

ودنا از زیرمجموعه‌های همراه اول، مشابه سال قبل عمل کرد و سود خالص مجمع ۱۹,۵۶۴,۹۸۵ میلیون ریال را محقق کرد.

افزایش سرمایه‌ها و حق تقدم‌ها

وسپه برای افزایش سرمایه از ۳۰,۴۰۰ میلیارد ریال به ۵۱,۷۰۰ میلیارد ریال، تعداد ۶۶۳,۴۸۲,۵۳۸ سهم باقیمانده را برای پذیره‌نویسی عمومی عرضه می‌کند. مهلت پذیره‌نویسی از ۵ تا ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ است. این حق تقدم‌ها بدون محدودیت نوسان قیمت معامله می‌شوند اما قابلیت معامله مجدد را ندارند.

ولنوین مهلت استفاده از حق تقدم را از ۹ خرداد تا ۷ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد تا سرمایه خود را از ۷,۰۰۰ میلیارد ریال به ۱۲,۰۰۰ میلیارد ریال برساند.

اعتلا نیز مهلت استفاده از حق تقدم را از ۹ خرداد تا ۷ تیر اعلام کرده تا سرمایه را از ۵,۸۰۰ میلیارد ریال به ۷,۶۰۰ میلیارد ریال افزایش دهد.

حشکوه برای افزایش سرمایه از ۲,۰۰۰ میلیارد ریال به ۱۱,۰۱۰ میلیارد ریال، تعداد ۷,۲۶۰,۲۷۳,۹۷۳ سهم به بهای هر سهم ۱,۲۴۱ ریال برای پذیره‌نویسی عمومی عرضه می‌کند. مهلت پذیره‌نویسی از ۱۰ تا ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ است.

قچار مجوز افزایش سرمایه ۳۵ درصدی از محل سود انباشته دریافت کرد. نخریس نیز مجوز افزایش سرمایه ۶۹ درصدی از محل سود انباشته صادر شده است.

بررسی عملکرد شرکت‌ها در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که میانگین رشد فروش در بسیاری از صنایع بیش از ۱۰۰ درصد بوده و برخی شرکتها حتی به رشد ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصدی نیز دست یافته‌اند. نرخ دلار حواله ۱,۴۷۳ تومانی و افزایش نرخ‌های فروش داخلی و صادراتی، موتور محرک اصلی این جهش‌ها بوده است. با این حال، برخی شرکتها مانند خکمک و کربن و شپدیس همچنان با کاهش تولید و فروش مواجه هستند و باید دید در ماه‌های آینده می‌توانند به شرایط پایدار بازگردند. مجامع شرکت‌ها و افزایش سرمایه‌ها نیز از رویدادهای مهم پیش‌روی بازار سرمایه در روزهای آتی است

دیدگاهتان را بنویسید