آذربایجان قطب گاز اروپا می‌شود؟

آذربایجان قطب گاز اروپا می‌شود؟

آغاز تولید گاز از میدان ACG، یک برد-برد-برد است. آذربایجان منابع درآمدی خود را متنوع‌تر می‌کند و به یک صادرکننده مهم گاز در منطقه تبدیل می‌شود. اروپا یک منبع مطمئن و نزدیک گاز غیرروسی پیدا می‌کند که به زیرساخت جدیدی نیاز ندارد.

به گزارش سرمایه فردا، شرکت نفتی بریتیش پترولیوم (BP) که سال‌ها به عنوان یک غول نفتی در دریای خزر شناخته می‌شد، حالا دارد روایت تازه‌ای را رقم می‌زند. آغاز تولید تجاری گاز از میدان مشهور ACG در آذربایجان، این میدان نفتی سه‌دهه‌ای را به یک سکوی یکپارچه نفت و گاز تبدیل کرده است. برآورد اولیه از ذخایر گازی قابل استحصال این میدان حدود ۴ تریلیون فوت مکعب است که احتمالاً تا ۶ تریلیون فوت مکعب نیز افزایش خواهد یافت. این خبر، برای اروپایی که تشنه گاز غیرروسی است، یک بمب مثبت محسوب می‌شود. اما فراتر از آن، نشانه‌ای از یک تغییر راهبردی بزرگ در سیاست‌های انرژی جهانی است: امنیت تأمین گاز، دوباره اولویت شده است.

از نفت سیاه تا گاز آبی؛ تولد دوباره یک میدان کهنه

میدان ACG (آذری-چراغ-گونشلی) برای نزدیک به سه دهه، قلب تپنده صنعت نفت آذربایجان بود. این میدان که توسط BP اداره می‌شود، ده‌ها میلیارد بشکه نفت خام از بستر دریای خزر خارج کرده و نقشی محوری در رشد اقتصادی باکو ایفا کرده است. اما اکنون، این میدان نفتی وارد فاز تازه‌ای از عمر خود شده است: تولید تجاری گاز.

شرکت BP به تازگی اعلام کرده که استخراج گاز از این میدان را به صورت تجاری آغاز کرده است. این به معنای نصب تجهیزات جدید، حفاری چاه‌های مخصوص گاز، و تغییر کاربری بخشی از زیرساخت‌های موجود از نفت به گاز است. نتیجه نهایی، یک «سکوی یکپارچه نفت و گاز» خواهد بود که همزمان دو حامل انرژی استراتژیک را تولید می‌کند. این تصمیم، یک تغییر تکنولوژیک ساده نیست؛ یک تغییر استراتژیک در نگاه BP به آینده انرژی است.

۴ تریلیون فوت مکعب؛ عددی که اروپا منتظرش بود

اهمیت این رویداد، قبل از هر چیز به حجم عظیم ذخایر گاز این میدان برمی‌گردد. برآورد فعلی BP نشان می‌دهد که میدان ACG حدود ۴ تریلیون فوت مکعب (Tcf) گاز قابل استحصال «غیرهمراه» دارد. «غیرهمراه» به این معناست که این گاز مستقل از نفت است و برای استخراج آن، نیازی به تولید نفت نیست. برخی تحلیلگران حتی پیش‌بینی می‌کنند که این رقم با اکتشافات بیشتر، تا ۶ تریلیون فوت مکعب نیز افزایش یابد.

برای مقایسه، مصرف سالانه گاز طبیعی کشور آلمان حدود ۳ تریلیون فوت مکعب است. یعنی به تنهایی ذخیره گاز میدان ACG می‌تواند نیاز یک کشور بزرگ صنعتی اروپایی را برای بیش از یک سال تأمین کند. در شرایطی که اروپا با بحران انرژی دست و پنجه نرم می‌کند و تلاش می‌کند وابستگی خود به گاز روسیه را به صفر برساند، این حجم از گاز تازه، یک منبع حیاتی محسوب می‌شود.

چرا اروپا به گاز خزر نیاز دارد؟

جنگ اوکراین، نقشه انرژی اروپا را برای همیشه تغییر داد. خط لوله نورد استریم که گاز روسیه را مستقیماً به آلمان می‌رساند، منفجر شد. سایر مسیرهای ترانزیت از طریق اوکراین نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارند. اروپا به سرعت به دنبال منابع جایگزین گاز است: از قطر، از آمریکا (از طریق ال‌ان‌جی)، و از آفریقا. اما هر کدام از این منابع، مشکلات خاص خود را دارند: ال‌ان‌جی گران است و به ترمینال‌های گران‌قیمت نیاز دارد، آفریقا ناامن است، و قطر نیز بخش بزرگی از تولید خود را به قراردادهای بلندمدت با آسیا اختصاص داده است.

در این میان، منطقه دریای خزر (آذربایجان، ترکمنستان، قزاقستان) یک جایگزین طبیعی و جغرافیایی نزدیک برای اروپاست. خط لوله «گذرگاه جنوبی» (Southern Gas Corridor) که از آذربایجان از طریق ترکیه به اروپا می‌رسد، از قبل وجود دارد و ظرفیت آن قابل افزایش است. هر مترمکعب گاز جدیدی که از ACG استخراج شود، می‌تواند مستقیماً از طریق این مسیر به بازارهای ایتالیا، یونان، بلغارستان و سایر کشورهای جنوب و شرق اروپا برود. به عبارت دیگر، گاز آذربایجان نه نیاز به کشتی ال‌ان‌جی دارد، نه به خط لوله جدید. فقط نیاز به سرمایه‌گذاری و اراده سیاسی دارد.

BP و بازگشت به ریشه‌های هیدروکربنی

نکته سوم و شاید جذاب‌ترین بخش این داستان، خود BP است. این شرکت بریتانیایی در سال‌های اخیر تحت فشار فعالان محیط زیست و دولت‌های اروپایی، استراتژی «Net Zero» (انتشار خالص صفر کربن) را اتخاذ کرده بود. برنامه‌های بلندپروازانه برای سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر (باد، خورشید، هیدروژن سبز) و کاهش تدریجی تولید نفت و گاز اعلام کرده بود. اما به نظر می‌رسد که BP این روزها دارد محاسبات خود را مرور می‌کند.

آغاز تولید گاز از یک میدان نفتی قدیمی در آذربایجان، نشانه‌ای از «بازگشت به هیدروکربن‌ها» است. حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، نفت و گاز همچنان منبع اصلی درآمد BP هستند و امنیت انرژی اروپا (که از سال ۲۰۲۲ به یک مسئله حیاتی تبدیل شده) یک فرصت طلایی برای فروش گاز با قیمت‌های مناسب است. BP به این نتیجه رسیده که برای تأمین مالی انتقال انرژی سبز در آینده، به سودهای فعلی نفت و گاز نیاز دارد. و میدان ACG، یکی از ابزارهای این سودآوری است.

پیام بزرگتر: امنیت تأمین، دوباره اولویت شد

در نهایت، راه‌اندازی تولید گاز در میدان نفتی ACG یک پیام جهانی دارد: اولویت‌های انرژی جهان دوباره تغییر کرده است. برای نزدیک به یک دهه، بحث اصلی «کاهش کربن»، «انرژی سبز» و «خروج از سوخت‌های فسیلی» بود. اما جنگ اوکراین و بحران انرژی پس از آن، نشان داد که «امنیت تأمین» و «اطمینان از دسترسی به انرژی» حداقل به همان اندازه مهم هستند. یک کشور اروپایی ممکن است آرزوی رسیدن به کربن صفر را داشته باشد، اما اگر در زمستان خانه‌اش گرم نباشد یا کارخانه‌هایش برق نداشته باشند، آن آرزو به حاشیه می‌رود.

به همین دلیل، پروژه‌هایی مانند ACG در آذربایجان، یا توسعه میادین گازی در شرق مدیترانه، یا افزایش تولید ال‌ان‌جی در آمریکا و قطر، دوباره در صدر اولویت‌های سرمایه‌گذاری قرار گرفته‌اند. سرمایه‌گذاران و شرکت‌های بزرگ انرژی، حالا مطمئن شده‌اند که تقاضا برای گاز طبیعی، حداقل برای دو تا سه دهه آینده، نه تنها کاهش نمی‌یابد که ممکن است افزایش هم پیدا کند. و هر شرکتی که زودتر این را بفهمد و زیرساخت‌های خود را بچیند، برنده بازی خواهد بود.

جمع‌بندی؛ آذربایجان برنده، اروپا نفس‌راحت، روسیه بازنده

آغاز تولید گاز از میدان ACG، یک برد-برد-برد است. آذربایجان منابع درآمدی خود را متنوع‌تر می‌کند و به یک صادرکننده مهم گاز در منطقه تبدیل می‌شود. اروپا یک منبع مطمئن و نزدیک گاز غیرروسی پیدا می‌کند که به زیرساخت جدیدی نیاز ندارد. و BP نیز سودآوری خود را تضمین می‌کند تا بتواند با خیال راحت‌تری به سمت انرژی‌های سبز حرکت کند. تنها بازنده این معادله، روسیه است که سهم خود از بازار گاز اروپا را روزبه‌روز کوچک‌تر می‌بیند. شاید این، همان «داستان بزرگ‌تر در حوزه گاز» باشد که BP از آن سخن می‌گوید؛ داستانی که در آن، امنیت و اطمینان، دوباره حرف اول را می‌زنند.

دیدگاهتان را بنویسید