اقتصاد در کما؛ روایت یک سقوط ساختاری از بازار سرمایه تا سیاستگذاری کلان
در شرایطی که بازار سرمایه با ارزندگی نسبی سهام مواجه بود، مجموعهای از ریسکهای سیستماتیک، ناترازیهای زیرساختی و سیاستهای انقباضی، اقتصاد کشور را به ورطه رکود تورمی کشاندهاند. این گزارش، تحلیلی است بر دلایل اصلی سقوط بازار سهام و ناکارآمدی سیاستگذاران در مواجهه با بحرانهای اقتصادی پس از جنگ.
تزریق پول و حمایت حقوقی بی اثر بود؟
سردترین تابستانهای بازار سرمایه، با تزریق پول و حمایت حقوقی نتوانستهاند مسیر رکود را تغییر دهند. بارقههای امید نه از جنس نقدینگی، بلکه از جنس اصلاحات اقتصادی و سیاسی میخواهد.
چرا سازمانهای ایرانی در مسیر شکست قدم میزنند؟
نبود تفکیک میان مالکیت و مدیریت، و بیتعهدی سهامداران به الزامات سرمایهگذاری، از مهمترین دلایل فروپاشی ساختاری در بسیاری از سازمانهای ایرانی است. این بحران نهتنها بهرهوری را کاهش داده، بلکه مدیران حرفهای را از میدان خارج کرده و شرکتهای بزرگ را به سمت زیاندهی پایدار سوق داده است.
بازگشت رونق به بورس با اتمام چرخههای نزولی
بازار سرمایه ایران پس از پنج سال رکود ممتد، اکنون در نقطهای ایستاده که بسیاری از تحلیلگران آن را پایان چرخه نزولی میدانند و برخی معتقدند پایان دوره رکود، محرک رشد می شود.
تبعات سیاستهای پولی بانک مرکزی
به گزارش سرمایه فردا، بعد از جنگ دوازده روزه این تصور نزد بسیاری وجود داشت که روند تضعیف ریال شدت می گیرد و سقف های قیمت دلار در بالاتر از صد هزار تومان شکسته خواهد شد. این اتفاق نه تنها نیفتاد بلکه نوعی رخوت و رکود در مبادلات ارزی حاکم است. شروین شهریاری در یادداشتی […]
بازار یورس بر لبه تیغ
در روزی که اعداد تاریخ انگار خبر از نحسی میدادند، بازار سرمایه بار دیگر زمینگیر شد؛ نه از نبود معاملهگر، نه از ضعف بنیادی، بلکه از زخمی که بیاعتمادی و بیتدبیری بر جان آن نشاند. در این روایت، نه فقط دادهها بلکه دردها تحلیل میشوند؛ از نبود حمایت تا بازگشت فضای یأس و تنهاییِ سرمایهگذار.
روایت روزهایی بی بهانه عامل سقوط بورس شد
بازار سرمایه دیگر نه بهانهای برای ریزش کم دارد، نه امیدی برای صعود پررنگ. در فضایی آکنده از ترس، تناقض و وعدههای بیسرانجام، شاخصها شاید رنگ نریزند، اما دل سهامداران هر روز بیشتر تهی میشود. در این گزارش، از رهاشدگی نمادها و خالی شدن خشاب صندوقها گرفته تا راهحلِ موقتِ تعطیلی، روایتی ارائه میشود از بازاری که نه با منطق اقتصاد، بلکه با بیخبری سیاستورزان در سراشیبی فرو میلغزد.
بورس در مه بیاعتمادی؛ هدف سرمایهگذاران چه بازاری است؟
در روزهایی که اقتصاد ایران با امواجی از تورم، بیثباتی و کاهش اعتماد عمومی دستوپنجه نرم میکند، بازار سرمایه گرفتار رکودی فرسایشی شده است. مهاجرت سرمایهها به بازارهای موازی مانند طلا، ارز و سپردههای بانکی، نشان از بحران ساختاری در اعتماد به بازار سهام دارد. در این فضای مهآلود، تنها با اصلاح سیاستها و بازسازی شفافیت میتوان روزنهای برای بازگشت رونق یافت.
تحلیل بازار از نگاه سرمایهگذاران
در اولین روز مرداد ۱۴۰۴، شاخص کل بورس با افت ملایمی مواجه شد، اما نوسانات روز، نکات مهمی درباره رفتار حقوقیها، ارزندگی سهمهای پالایشی و پتانسیل رشد طلا در بازار جهانی آشکار کرد. بابک تربان، تحلیلگر بنیادی، با مرور گزارشهای ضعیف نظیر بوعلی و فرصتهای پیشروی سهمهایی چون شبننا، فزر و فسوج، تصویری دقیق از مسیر پیشروی سرمایهگذاران ترسیم میکند—مسیرهایی که با نگاه بلندمدت و صبوری، میتوانند به بازدهیهای چشمگیر منتهی شوند.























