بهترین دفاع راست فوتبال ایران

من کوچک‌ترین پسر خانواده هستم و برادر کوچک‌تر از خودم ندارم، اما تعجب می‌کنم این شایعات از کجا می‌آید؟!

مهدی یکتا: چند روز پیش میزبان یکی از کم افت و خیز‌ترین بازیکنان سابق تیم ملی کشورمان بودیم. حسین کعبی ساده و بی‌تکلف به دفتر هفت صبح آمد، با همه گرم گرفت و کلی هم شوخی کردیم، گفتیم و خندیدیم که ماحصل آن شد گفت‌و‌گوی زیر منهای لوییز فیگو!‌

 امروز اصلاً نمی‌خواهم درباره لوئیس فیگو با تو صحبت کنم. حسین جان، در این سال‌ها به هر کجا که رفتی، طرح این سؤال پیش و پس از جام جهانی برای من سخت بود؛ زیرا تصور می‌کنم مردم نیز از این سؤالات تکراری خسته شده‌اند. هم خبرنگاران و هم خودت از این موضوع اشباع شده‌اید. درست است؟
مردم برای من بسیار عزیز هستند. اگر حمایت‌های آن‌ها نبود، من هرگز به جایگاه حسین کعبی نمی‌رسیدم. بله، واقعیت این است که تکرار این پرسش مرا بسیار خسته کرده ‌ چون در فوتبال من اتفاقات مثبت فراوان دیگری نیز رخ داده است. ‌از اینکه امروز قصد ندارید به موضوع لوئیس فیگو بپردازید، بسیار سپاسگزارم.

  الان که تب جام‌جهانی داغ شده، خودت خاطره دیگری غیر از لوییز فیگو از جام‌جهانی ۲۰۰۶ آلمان داری که جایی تعریف نکرده باشی؟

شماره کفش من سایز ۳۹ بود! پیدا کردن کفش فوتبال برای بازیکنانی با این سایز پا بسیار دشوار است. در دوران جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان کفش مناسب سایز من به‌سختی یافت می‌شد. در آن زمان من با شرکت نایک قرارداد داشتم، اما نایک کفش فوتبال با سایز ۳۹ تولید نمی‌کرد. من یک سایز خاص تهیه کرده بودم که بسیار بزرگ بود و…

راستی  با یحیی گل‌محمدی آشتی کردید؟

راستش را بخواهید، من همیشه فردی رک و صریح هستم. من با هیچ‌کس مشکلی ندارم. پس از آن جریان هم ایشان برای من قابل احترام و عزیز هستند. من هیچگاه فرد بی‌ادبی نبوده و همواره به بزرگ‌ترها احترام می‌گذارم. آن روز هم که گفتم «مادر نزاییده کسی به من بی‌احترامی کند»، به این دلیل بود که من با کسی خصومت شخصی ندارم، چه در درون زمین و چه در بیرون از آن. اتفاقی که میان من و یحیی رخ داد، گذشت؛ یحیی از بزرگان فوتبال ماست. دلیلی ندارد که من رفتارهای پرخاشگرانه داشته باشم. اکنون اینجا نشسته‌ام و اگر روزی به یحیی بی‌احترامی کرده باشم، روی او را می‌بوسم و عذرخواهی می‌کنم. روزی این شخص کاپیتان من بود. حسین کعبی در دوران جوانی روحیات متفاوتی داشت، اما اکنون سن و سالی از ما گذشته است. کاپیتان یحیی بزرگ‌تر من بود و در جام جهانی بازوبند رهبری تیم را بردست داشت. من جایگاه و احترام این رابطه را کاملاً درک می‌کنم.

درباره سن و سال تو دو روایت مطرح است و دوست دارم صریح پاسخ بدهی؛ اول اینکه می‌گویند متولد ۱۳۵۷ هستی و با شناسنامه برادر کوچک‌تر خودت که متولد ۱۳۶۴ است، بازی می‌کردی! این موضوع را تکذیب می‌کنی یا تأیید؟

من کوچک‌ترین پسر خانواده هستم و برادر کوچک‌تر از خودم ندارم، اما تعجب می‌کنم این شایعات از کجا می‌آید؟!

  روایت دوم این است که با شناسنامه پسرعمویت بازی می‌کردی و در قبال آن، یک دکه در اطراف اهواز برای او خریداری کرده بودی!

این داستان‌ها کاملاً کذب است؛ من حتی برخی از پسرعموهایم را به دلیل تعداد بالای فامیل به‌خوبی نمی‌شناسم! پدر من ۵ برادر دارد و تازه جمعیت خانواده ما نسبت به سایر طوایف کمتر است! یک‌بار هم گفتند من با شناسنامه برادرزاده‌ام بازی کرده‌ام، در حالی که الان سن همگی آن‌ها زیر ۳۰ سال است! من از طرح این سؤالات لذت می‌برم و فرار نمی‌کنم! اگر پسرعمو یا برادری داشتم که چنین ادعایی داشت، می‌توانست با ‌ شما تماس بگیرد. این حرف‌ها شایعه محض است.

جایی شنیدم که گفته بودی الگوی تو مجاهد خذیراوی بوده است با اینکه فاصله سنی زیادی با هم نداشتید!

مجاهد خذیراوی الگوی فوتبالی من است. اگر مجاهد محروم نمی‌شد من شاید یک بازی ملی هم نداشتم.  روزی که من در یک تورنمنت چهارجانبه به تیم ملی دعوت شدم، مجاهد خذیراوی حضور داشت. او بازیکنی فوق‌العاده تکنیکی و بی‌نظیر بود که متأسفانه فیلم‌های زیادی از بازی‌های او باقی نمانده است، اما فوتبال او فوق‌العاده قوی بود. اگر مجاهد در مسیر خود باقی می‌ماند، به دلیل کیفیت بالای او و بازیکنانی نظیر مهدی هاشمی‌نسب، شاید فرصت بازی به من نمی‌رسید. من یک‌بار در قالب تیم فولاد مقابل مجاهد که در استقلال تهران بود بازی کردم. او فوتبالیستی بسیار بامعرفت است و همین‌جا به او سلام می‌گویم. متأسفانه فوتبال ما یک استعداد ناب و تاپ را از دست داد.

در دوران کودکی استقلالی بودی یا پرسپولیسی؟

من در دوران کودکی طرفدار استقلال بودم و خانواده‌ام همگی استقلالی بودند. زمانی که در امارات بازی می‌کردم و آقای محمدحسن انصاری‌فرد آمد و با من برای پیوستن به پرسپولیس قرارداد بست. برادر بزرگم که رابطه بسیار نزدیکی با او داشتم و شبانه‌روز در خانه‌اش بودم، به مدت یک سال با من قهر کرد که چرا به تیم رقیب رفته‌ای!

نخستین دربی تو در فروردین سال ۱۳۸۶ بود که عملکرد بسیار خوبی داشتی. در آن مسابقه علی انصاریان (که خداوند روحش را شاد کند) به استقلال رفته بود و تقابل جالبی داشتید.

خدا علی انصاریان را رحمت کند. در آن بازی علی به من می‌گفت: «حسین، تو را به جان مادرت جایت را عوض کن و مرا رها کن!» او سه یا چهار بار مرا با خطا زد و درنهایت در یک صحنه به دلیل ضربه وحشتناکی که به من زد، برانکارد به زمین آمد. سپس علی آقا منصوریان (که ان‌شاءالله سلامت باشند) آمد و به من تنفس مصنوعی داد چون کاملاً نفسم قطع شده بود. پس از آن با آمبولانس مرا به بیمارستان منتقل کردند و شب همان روز با علی تماس گرفتم. او همواره در کنار رضا صادقی بود. ما با رضا صادقی در یک ساختمان در خیابان ۲۴ متری زندگی می‌کردیم و همسایه بودیم. علی هر زمان به دیدار رضا می‌آمد، ابتدا آیفون مرا می‌زد و شوخی می‌کرد و… روحش شاد، انسان فوق‌العاده‌ای بود.

در پرسپولیس که بودی یک اتفاق جالب رقم زدی. در مسابقه‌ای مقابل تیم سابق خودت (فولاد خوزستان) گل زدی و شادی عجیبی انجام دادی به طوری که میکروفون صداوسیما را با لگد شوت کردی! داستان آن شادی چه بود؟

در آن مقطع جوان و احساساتی بودم و به دلیل گلزنی به تیم سابقم، تحت فشار روانی قرار داشتم. وقتی میکروفون را کنار زمین دیدم، لگدی به آن زدم و شوت کردم که بعد متوجه شدم متعلق به برنامه «نود» و آقای عادل فردوسی‌پور است! عادل آنقدر تماس گرفت که موهایم را سفید کرد و می‌گفت باید خسارت این دستگاه را پرداخت کنی. ابتدا صحبت از یک میلیون تومان بود اما در نهایت فکر کنم حدود ۵ میلیون تومان خواست که پرداخت نکردم! البته عذرخواهی هم کردم.

تیم دوم مورد علاقه تو پس از ایران در جام‌جهانی ۲۰۲۶ کدام تیم است؟

آرژانتین!

به خاطر لیونل مسی؟

نه، چون بازیکنان آرژانتین خوشگل و خوش تیپ هستند!

مسی یا رونالدو؟

من هم مسی را دوست دارم و هم رونالدو را!

مگر می‌شود؟! تو تنها انسان کره زمین هستی که هم لیونل مسی را دوست داری و هم کریستیانو رونالدو را!

مسی و کریستیانو رونالدو هر دو اعجوبه‌های دوران هستند و هر دو بازیکن در این جام‌جهانی احتمالاً آخرین حضور خود را تجربه می‌کنند. من هر دو را دوست دارم!

می‌خواهم در قالب یک چالش، از میان گزینه‌های پست «دفاع راست» تاریخ فوتبال ایران، انتخاب نهایی خودت را اعلام کن؟

 

مرحوم ابراهیم آشتیانی یا حسن نظری؟

مرحوم ابراهیم آشتیانی.

مرحوم ابراهیم آشتیانی یا شاهین بیانی؟

مرحوم ابراهیم آشتیانی.

ابراهیم آشتیانی یا جواد زرینچه؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا نعیم سعداوی؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا شیث رضایی؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا خسرو حیدری؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا وریا غفوری؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا دانیال اسماعیلی‌فر؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا آریا یوسفی؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا صالح حردانی؟ 

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا رامین رضاییان؟

جواد زرینچه.

جواد زرینچه یا حسین کعبی؟ 

حسین کعبی!

باریکلا! من از تواضع تصنعی خوشم نمی‌آید. روماریو یا زلاتان نیز همواره در مصاحبه‌های خود با اعتمادبه‌نفس بالا خود را انتخاب می‌کنند.
من با احترام به آقا جواد زرینچه و سایر پیشکسوتان، معتقدم انسان باید واقع‌بین باشد. من از اعتمادبه‌نفس بالایی در دوران بازی برخوردار بودم. برخی از هم‌نسلان ما در نسل ۹۸ روحیه مغرورانه‌ای دارند که البته غرور مثبت در فوتبال کارآمد است. من نظر واقعی و کارشناسی خودم را بیان کردم.

دیدگاهتان را بنویسید