افزایش تبعات قطعی اینترنت

افزایش تبعات قطعی اینترنت

تاب‌آوری بخشی از کسب‌وکارهای آنلاین در قطعی اینترنت حدود ۲۰ روز است، بعد از آن، تعدیل نیرو و تعطیلی آغاز می‌شود در حال حاضر با جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران تاکنون ۱۸ روز اینترنت قطع شده‌است.

حامد شایگان: در موقعیت کنونی که اینترنت دوباره قطع شده، دیگر نمی‌توان آن را یک اختلال مقطعی دانست؛ باید آن را شوک مستقیم به ستون فقرات اقتصاد ایران تعریف کرد. تجربه ژانویه ۲۰۲۶ نشان داد خاموشی ۱۹۰ ساعته چگونه می‌تواند در عرض چند روز صدها میلیون دلار از گردش مالی کشور را تبخیر کند. برآوردها از خسارت روزانه ۳۳ تا ۶۰ میلیون دلار حکایت داشت و مجموع زیان مستقیم از مرز ۷۸۰ میلیون دلار گذشت. این فقط عددِ ثبت‌شده است؛ عددی که اثرات ثانویه آن  از دست رفتن قراردادها، بی‌اعتمادی شرکای خارجی و توقف سرمایه‌گذاری  در آن محاسبه نشده است.

اقتصاد دیجیتال ایران که ارزشی بین ۲۷ تا ۲۹ میلیارد دلار در سال دارد، در شرایط تحریم و رکود به یکی از معدود حوزه‌های رشدکننده تبدیل شده است. اما همین بخش، بیش از هر حوزه دیگری به اتصال پایدار وابسته است. وقتی ۸۳ درصد کسب‌وکارهای آنلاین به شبکه‌های اجتماعی متکی‌اند، قطع دسترسی یعنی توقف جریان فروش. در تجربه قبلی، فروش آنلاین تا ۸۰ درصد سقوط کرد و درآمد برخی کسب‌وکارها بین ۵۰ تا ۹۰ درصد کاهش یافت.  این سناریو دوباره تکرار شده، بسیاری از واحدهای کوچک که حاشیه سود محدودی دارند، تاب‌آوری اعلام‌شده برای بخشی از این کسب‌وکارها حدود ۲۰ روز است؛ بعد از آن، تعدیل نیرو و تعطیلی آغاز می‌شود.

خاموشی اینترنت، تنها به معنای از دست رفتن روزانه ده‌ها میلیون دلار درآمد نیست؛ بلکه به معنای مختل شدن میلیون‌ها تراکنش مالی، توقف زنجیره‌های تأمین و برهم خوردن اعتماد بازار است. در دی ماه ۱۴۰۴، ۱۸۵ میلیون تراکنش کمتر ثبت شد. این عدد یعنی کاهش گردش پول در اقتصادی که همین حالا نیز با بحران نقدینگی و بی‌ثباتی ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کند. حالا  دوباره چنین وقفه‌ای رخ داده، طبق تجربه قبلی دو هفته قطعی  بیش از ۷۰۰ میلیون دلار زیان مستقیم ایجاد کرد؛ رقمی که در شرایط فعلی، جبران آن برای بسیاری از بنگاه‌ها ممکن نیست.

 

افزایش ریسک در قطعی اینترنت

خطر اصلی  در ذهن سرمایه‌گذار شکل می‌گیرد. بی‌ثباتی ارتباطات، اینترنت را از یک زیرساخت اقتصادی به یک ریسک دائمی تبدیل می‌کند. شریک خارجی که تجربه قطع کامل ارتباط را داشته، قرارداد بلندمدت نمی‌بندد. سرمایه‌گذار داخلی پروژه دیجیتال را پرریسک‌تر از همیشه ارزیابی می‌کند. نیروی متخصص که درآمدش به بازار جهانی وصل است، به خروج فکر می‌کند. خاموشی اینترنت، فقط فروش را متوقف نمی‌کند؛ آینده‌نگری را نیز متوقف می‌کند.

این چرخه تکرار شده، اقتصاد دیجیتال ایران وارد فاز انقباض  شد؛ نه به دلیل نبود ایده یا بازار، بلکه به دلیل نبود اطمینان. در چنین شرایطی، هر استارتاپ پیش از توسعه محصول، باید سناریوی بقا طراحی کند. هر فروشگاه آنلاین باید ذخیره اضطراری برای روزهای خاموشی داشته باشد. هر کارآفرین باید این پرسش را جدی بگیرد که آیا می‌تواند بر زیرساختی سرمایه‌گذاری کند که ممکن است هر لحظه از دسترس خارج شود.

تجربه گذشته یک هشدار جدی دارد؛ ادامه قطعی اینترنت فقط یک تصمیم امنیتی یا سیاسی نیست؛ یک تصمیم اقتصادی با پیامدهای چندلایه است. اگر ادامه‌دار شود، هزینه آن صرفاً چند صد میلیون دلار نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند موتور یکی از معدود بخش‌های زنده اقتصاد ایران را از حرکت بازدارد و میلیون‌ها شغل وابسته به آن را در معرض خطر قرار دهد. در اقتصادی که به سختی مسیر رشد پیدا کرده، تکرار خاموشی دیجیتال می‌تواند به معنای خاموش شدن همان کورسوی رشد باشد.

 

وضعیت اینترنت ایران از نظر شاخص‌های بین‌المللی

یک مطالعه جدید در پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات که با عنوان «اتصال جهانی و معنادار (UMC)» منتشر شده، نشان می‌دهد که زمین‌بازی سنجش توسعه دیجیتال در دنیا تغییر کرده است. ارزیابی وضعیت دیجیتال کشورها وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ مرحله‌ای که در آن صرف دسترسی به اینترنت دیگر معیار کافی برای سنجش توسعه دیجیتال محسوب نمی‌شود.

 

ناکارآمدی شاخص ارزیابی دسترسی به اینترنت

بر اساس چارچوب مفهومی جدید اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) اتصال جهانی و معنادار باید در خدمات دهی متمرکز شود، مفهومی که از سال ۲۰۲۳ مبنای نسخه جدید شاخص توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (IDI) قرار گرفته است. اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) پس از وقفه‌ای پنج‌ساله، از سال ۲۰۲۳ با کنار گذاشتن معیارهای قدیمی، مفهوم جدید «اتصال جهانی و معنادار» را جایگزین شاخص ارزیابی دسترسی به اینترنت کرده است؛ این رویکرد حکایت از آن دارد که صرفِ داشتن «دسترسی» کافی نیست، بلکه اتصال باید «امن، پرسرعت، مقرون‌به‌صرفه و کاربردی» باشد.

در حال حاضر فاصله ایران با کشورهای پیشرحامد: و، بیش از آنکه ناشی از کمبود فناوری یا نبود زیرساخت پایه باشد، به کیفیت اتصال، الگوی استفاده و کارکرد اقتصادی اینترنت بازمی‌گردد. از جمله چالش‌های کلیدی شناسایی‌شده می‌توان به پوشش نامتوازن شبکه‌های پهن‌باند موبایل و ثابت، مصرف پایین ترافیک اینترنت به ازای هر اشتراک، کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری در شبکه‌های ارتباطی و فشار هزینه‌ای خدمات ارتباطی نسبت به سطح درآمد کاربران اشاره کرد.

واقعیت این است که وقتی مصرف واقعی اینترنت پایین است، یعنی اتصال هنوز به‌طور جدی وارد زندگی، تولید و اقتصاد مردم نشده است. این دقیقاً همان جایی است که ضعف حکمرانی اتصال خود را نشان می‌دهد، نه کمبود فناوری.

برای مثال، نسبت بالای تعداد اشتراک‌های پهن‌باند موبایل به تعداد تلفن همراه در ایران نشان می‌دهد بسیاری از کاربران برای جبران ضعف پوشش یا کیفیت، ناچار به استفاده هم‌زمان از چند اپراتور هستند؛ پدیده‌ای که در کشورهای با پوشش کامل و باکیفیت، به‌مراتب کمتر مشاهده می‌شود.

کارنامه ایران در سالهای گذشته بدون توجه به شرایط خاص مانند موقعیت جنگ تنها جهش در «دسترسی» داشته، اما کیفیت شرایط به مراتب بدتری داشته‌است.

بر اساس داده‌ها  عملکرد ایران را در بازه ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ هرچند نمره کلی کشور روندی صعودی داشته است، اما بهترین عملکرد ایران در رکن «اتصال جهانی» با ۵.۷ واحد رشد ثبت شده است. در میان نماگرها، شاخص «اشتراک‌های پهن‌باند تلفن همراه» شرایط بهتری داشته و رشدی  ۲۲.۹ واحد افزایش را ثبت کرده است.

در مقابل،  نماگری که در آخرین ارزیابی با رشد منفی ۱.۵ واحد مواجه شده، «ترافیک اینترنت پهن‌باند موبایل به ازای هر اشتراک» است. این آمار نشان می‌دهد با وجود افزایش تعداد کاربران، میزان مصرف و عمق استفاده از اینترنت کاهش یافته که هشداری جدی برای اقتصاد دیجیتال محسوب می‌شود.

 

چرا با وجود رشد امتیاز، جایگاه منطقه‌ای مطلوب نیست؟

رشد امتیاز به تنهایی برای بهبود جایگاه بین‌المللی اینترنت کافی نیست. مقایسه ایران با کشورهای منتخب منطقه نشان می‌دهد که رقبای منطقه‌ای با سرعتی بیشتر در حال ارتقای کیفیت و زیرساخت هستند.

گلوگاه‌های اصلی شناسایی شده در کیفیت اینترنت عبارتند از:

۱. پوشش نامتوازن شبکه‌های پهن‌باند ثابت و سیار.

۲. کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری برای اپراتورها.

۳. تعرفه‌هایی که تعادل بین «مقرون‌به‌صرفه بودن برای کاربر» و «سوددهی برای توسعه شبکه» را برهم زده است.

۴. محدودیت‌های اینترنتی که منجر به کاهش مصرف پهنای باند و افت شاخص‌های ترافیکی شده است.

نسخه عبور از چالش مشخص است، برای تبدیل «اتصال برای داشتن دسترسی» به «اتصال معنادار» و ارتقای رتبه ایران، بسته سیاستی مشخصی باید در سه محور اجرا شود؛ نخست تحریک سرمایه‌گذاری و توسعه شبکه است یعنی «منطقی‌سازی تعرفه‌ها» در دستور کار قرار گیرد؛ به‌گونه‌ای که ضمن رعایت قدرت خرید مردم، حاشیه سود لازم برای اپراتورها جهت سرمایه‌گذاری مجدد در زیرساخت‌های نوین (مانند فیبر نوری و 5G) فراهم شود. بدون بازنگری در مدل اقتصادی، توسعه کیفی شبکه متوقف خواهد ماند. دوم افزایش مصرف و ترافیک شبکه است، به طور قطع  شاخص جذابیت سرمایه‌گذاری وابستگی مستقیمی به میزان مصرف دیتا دارد. لذا باید از طریق «کاهش محدودیت‌ها در اینترنت بین‌الملل» و تولید محتوای جذاب، مصرف پهنای باند کاربران افزایش یابد. این اقدام مستقیماً بر بهبود نمره ایران در نماگر «ترافیک به ازای اشتراک» مؤثر خواهد بود. در نهایت باید عدالت در دسترسی اجرا شود، تکمیل پوشش صددرصدی شبکه تلفن همراه در تمام مناطق (شهری و روستایی) و ارائه تسهیلات برای خرید گوشی هوشمند به اقشار فاقد دستگاه، از دیگر راهکارهای کلیدی برای پر کردن شکاف دیجیتال  است. همچنین در بخش ثابت، توسعه فیبر نوری در مناطق پرتراکم و استفاده از فناوری‌های جایگزین در مناطق کم‌تراکم توصیه شده است.

 

پارادوکس رشد کمی و افت مصرف

در حال حاضر باید بپذیریم که متر و معیار دنیا در زمینه اینترنت عوض شده. ITU دیگر نمی‌پرسد آیا اینترنت دارید؟، می‌پرسد آیا این اتصال کیفیت دارد و به کار زندگی مردم می‌آید؟ گزارش ها نشان می‌دهد ایران در کمیت (تعداد سیم‌کارت و پوشش) خوب عمل کرده‌است، اما در کیفیت و معنای اتصال (میزان مصرف و سرعت) جا مانده‌است.

درواقع در شاخص اشتراک موبایل ایران رشد  ۲۲.۹ واحدی داشته. اما خبر نگران‌کننده اینجاست که سرانه مصرف دیتای هر کاربر (ترافیک) ۱.۵ واحد منفی شده است. یعنی مردم به شبکه وصل هستند، اما به دلایلی (کندی، محدودیت یا قیمت) کمتر مصرف می‌کنند. این زنگ خطر است. از طرفی جذابیت سرمایه‌گذاری در شبکه ثابت و سیار  کم شده است. وقتی سرمایه‌گذاری نباشد، کیفیت افت می‌کند. راهکار اصلاح سیاستهای حکمرانی در اینترنت است،  برای بالا بردن شاخص‌های جهانی و جذب سرمایه، باید مصرف پهنای باند بالا برود. پیشنهاد شفاف این است که با کاهش محدودیت‌های اینترنت بین‌الملل و بهبود دسترسی، انگیزه کاربران برای مصرف دیتا افزایش یاید. این هم به نفع اقتصاد کشور است، و هم رتبه جهانی کشور بالا می‌رود. همچنین توسعه فیبر نوری برای جبران عقب‌ماندگی ثابت، باید در دستور کار قرار گیرد،  پوشش صددرصدی موبایل  تکمیل شود اگر این کارها را نکنیم، حتی با وجود رشد آمارها، اقتصاد ایران آسیب می بیند و فاصله با کشورهای منطقه بیشتر خواهد شد.

منبع: هفت صبح

دیدگاهتان را بنویسید