حتی با وجود خط سوآپ، اقتصاد امارات دیگر مثل سابق نخواهد بود. سرمایهگذارانی که فرار کردهاند، به این زودی برنمیگردند. اعتمادی که سالها طول کشید تا ساخته شود، در عرض چند هفته از بین رفت. شاید بزرگترین درس این بحران برای امارات و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
هفت هفته از جنگی میگذرد که قرار بود فقط بین ایران و آمریکا باشد، اما حالا دامن همه همسایهها را گرفته است. امارات، همان کشوری که سالها خودش را «قطب مالی جهان» و «بهشت امن سرمایهها» مینامید، این روزها پشت درهای بسته واشنگتن ایستاده و التماس دلار میکند. حملات به زیرساختهای انرژی و بسته شدن تنگه هرمز، شیر اصلی درآمد دلاری این کشور ثروتمند نفتی را بسته است. ابوظبی از ترس فروپاشی اقتصادی، حالا خواهان خط سوآپ مالی با آمریکا شده است. گزارشی از نگرانی عمیق امارات، چرایی این درخواست و تبعات آن برای سلطه دلار.
فصل اول: وقتی بهشت امن میلرزد
امارات سالها خودش را به عنوان «بهشت امن سرمایهها» معرفی میکرد. دبی با برجهای سربهفلک کشیده، ابوظبی با صندوقهای ثروت ملی و بازارهای مالی آزاد، دههها سرمایهگذاران خارجی را مجذوب خود کرده بود. اما جنگ ایران و آمریکا که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، این تصویر امن را برای همیشه شکست.
والاستریتژورنال به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده که امارات هفته گذشته وارد مذاکره با واشنگتن شده است تا در صورت طولانی شدن جنگ، از یک خط سوآپ مالی برخوردار شود. این رایزنیها نشان میدهد ابوظبی چقدر نگران است. امارات میترسد جنگ جایگاهش را به عنوان قطب مالی جهان تخریب کند، ذخایر ارزیاش را یکباره تمام کند و سرمایهگذارانی را که روزی امارات را بهشت امن پولهای خود میدانستند، فراری بدهد.
وزارت دفاع امارات اعلام کرده که از شروع جنگ، ایران بیش از ۲,۸۰۰ پهپاد و موشک به سمت این کشور شلیک کرده است. البته بیشتر آنها رهگیری شدهاند، اما همین حملات کافی بود تا تصویر امنیت مطلق امارات برای همیشه از بین برود. ریم الهاشمی، وزیر امور همکاریهای بینالملل امارات، در مصاحبهای تلویزیونی مقیاس این حملات را تأیید کرده و گفته است کشورش از روز اول جنگ تحت فشار مستمر قرار داشته است.
واقعیت این است که امارات قربانی استراتژی منطقهای خودش شده است. سالها بود ابوظبی با عادیسازی روابط با اسرائیل و میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، خود را در خط مقدم مقابله با ایران قرار داده بود. اما حالا که آتش جنگ شعلهور شده، اولین قربانیها همین کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. سرمایهگذارانی که برای امنیت به امارات آمده بودند، حالا دارند فرار میکنند. بازار سهام دبی در هفتههای اخیر بیش از ۱۵ درصد ریزش کرده و شاخصهای نوسان به بالاترین سطح خود در پنج سال اخیر رسیده است. اعتماد، ارزانترین و در عین حال گرانبهاترین سرمایه، از ابوظبی دارد فرار میکند.
فصل دوم: خط سوآپ یعنی چه و چرا امارات به آن نیاز دارد؟
خط سوآپ مالی یعنی چه؟ به زبان ساده، یعنی امارات میخواهد بانک مرکزی آمریکا اجازه بدهد که درهم بدهد و در مقابل دلار دریافت کند. این مکانیسم که معمولاً بین بانکهای مرکزی کشورها در زمان بحران اجرا میشود، به امارات اجازه میدهد بدون اینکه مجبور باشد ذخایر ارزی خود را به قیمت گزاف تمام کند، به دلار دسترسی پیدا کند.
دلیل این نیاز ساده است. حملات به زیرساختهای انرژی و توقف صادرات نفت از تنگه هرمز، اصلیترین منبع درآمد دلاری امارات را قطع کرده است. امارات برای واردات کالاهای اساسی، اجرای پروژههای عظیم عمرانی و حفظ ارزش پول ملی خود که به دلار گره خورده، به دلار نیاز حیاتی دارد. وقتی نفت صادر نمیشود، ورودی دلار قطع میشود و بازار امارات با قحطی دلار مواجه میشود.
خالد محمد بالما، رئیس بانک مرکزی امارات، این درخواست را در جلسات هفته گذشته در واشنگتن با اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، و مقامات فدرال رزرو مطرح کرده است. مقامات اماراتی تأکید کردهاند که این درخواست هنوز رسمی نیست و بیشتر یک اقدام پیشگیرانه و احتیاطی محسوب میشود، اما واقعیت این است که نگرانی از عمیقتر شدن بحران، آنها را به فکر چارهاندازی انداخته است.
امارات در شرایطی درخواست خط سوآپ داده که ذخایر ارزی آن حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد میشود. این رقم در نگاه اول قابل توجه است، اما وقتی بدانیم هزینه بازسازی زیرساختهای نفتی و جبران کسری بودجه ناشی از قطع صادرات، به راحتی میتواند این ذخایر را در عرض چند ماه تخلیه کند، نگرانی ابوظبی قابل درک میشود. بر اساس گزارش استاندارد اند پورز، امارات از انعطافپذیری مالی بالایی برخوردار است، اما اختلال طولانیمدت در صادرات نفت و آسیب به زیرساختها، این انعطافپذیری را به شدت تهدید میکند. نکته جالب اینجاست که امارات در این مذاکرات به آمریکاییها گفته است تصمیم دونالد ترامپ برای حمله به ایران، کشور آنها را درگیر جنگی کرده که عواقب اقتصادی آن هنوز به طور کامل آشکار نشده است. یعنی ابوظبی دارد تلویحاً به واشنگتن میگوید: «شما ما را به این بحران کشاندید، پس باید هزینه آن را هم بپردازید.»
فصل سوم: تهدید به یورو و یوان؛ چالش جدید سلطه دلار
اما شاید مهمترین بخش این ماجرا، جایی است که امارات به آمریکا هشدار میدهد: اگر دلار نباشد، یوان چین و یورو خواهند بود. مقامات اماراتی در مذاکرات خود با آمریکاییها اعلام کردهاند که در صورت کمبود شدید دلار، ممکن است مجبور شوند برای فروش نفت و سایر معاملات خود از ارزهای جایگزین مانند یوان چین استفاده کنند.
این هشدار، یک تهدید ضمنی اما بسیار جدی برای سلطه دلار است. دلار آمریکا سالهاست به لطف استفاده انحصاری در معاملات نفت، جایگاه خود را به عنوان ارز ذخیره جهان حفظ کرده است. اگر امارات، یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، به سمت یوان حرکت کند، این میتواند زنگ خطری برای سایر کشورهای تولیدکننده نفت باشد. در اکتبر سال گذشته، بانک مرکزی چین دومین بانک تسویه یوان را در امارات افتتاح کرده بود و همکاریهای مالی بین دو کشور روزبهروز بیشتر میشود.
تهدید امارات به استفاده از یوان، یک برگ برنده استراتژیک در مذاکرات با آمریکاست. ابوظبی میداند که واشنگتن نمیتواند بیتفاوت از کنار تضعیف سلطه دلار بگذرد. در شرایطی که چین سالهاست تلاش میکند دلار را در معاملات بینالمللی به چالش بکشد، حرکت امارات به سمت یوان میتواند یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک و اقتصادی برای پکن باشد. از سوی دیگر، این تهدید نشان میدهد امارات تا چه حد در بنبست قرار گرفته است. آنها میدانند فدرال رزرو آمریکا به راحتی خط سوآپ را برای آنها تصویب نخواهد کرد، چون این خطوط معمولاً برای کشورهایی با روابط مالی عمیقتر با آمریکا مثل بریتانیا، کانادا و ژاپن در نظر گرفته شده است. پس چارهای جز فشار آوردن از طریق تضعیف دلار ندارند.
فصل چهارم: فدرال رزرو چه پاسخی میدهد؟
آیا فدرال رزرو آمریکا درخواست امارات را میپذیرد؟ به نظر نمیرسد. کمیته بازار آزاد فدرال رزرو که ۱۲ عضو دارد، بعید است با خط سوآپ برای امارات موافقت کند. دلیل اصلی، روابط مالی نسبتاً محدود امارات با بازارهای آمریکاست. فدرال رزرو معمولاً خطوط سوآپ را برای کشورهایی در نظر میگیرد که فشارهای شدید بازار مالی آنها میتواند به اقتصاد آمریکا سرایت کند. کشورهایی مثل بریتانیا، کانادا، ژاپن و منطقه یورو دارای خطوط سوآپ دائمی با فدرال رزرو هستند. در بحرانهای قبلی مثل همهگیری کرونا، فدرال رزرو خطوط موقتی را برای کشورهایی مثل مکزیک، کره جنوبی و برزیل نیز باز کرده بود، اما امارات در آن لیست نبود.
با این حال، یک راه جایگزین وجود دارد. وزارت خزانهداری آمریکا از طریق صندوق تثبیت ارز، میتواند خطوط سوآپ جایگزینی را بدون تأیید فدرال رزرو فراهم کند. سال گذشته، وزارت خزانهداری یک خط سوآپ ۲۰ میلیارد دلاری برای آرژانتین تصویب کرده بود. مقامات اماراتی امیدوارند چنین مکانیسمی برای آنها نیز در نظر گرفته شود.
حتی اگر وزارت خزانهداری یک خط سوآپ جایگزین برای امارات تصویب کند، این یک راهحل موقتی است، نه یک درمان ریشهای. واقعیت این است که اقتصاد امارات به شدت به دلار وابسته است. درهم امارات به دلار میخ شده و هرگونه انحراف از این سیاست میتواند به شوک شدیدی به اقتصاد این کشور منجر شود. در کوتاهمدت، خط سوآپ میتواند از سقوط آزاد امارات جلوگیری کند، اما در بلندمدت، ابوظبی باید به فکر تنوعبخشی به شرکای تجاری و ارزهای مورد استفاده خود باشد. شاید به همین دلیل است که امارات همزمان با مذاکره با آمریکا، روابط مالی خود با چین را نیز گسترش میدهد. این یک بازی دوگانه هوشمندانه است: از یک سو، برای حفظ وضع موجود با آمریکا مذاکره میکند، و از سوی دیگر، خود را برای سناریوی جایگزین آماده میکند.
نتیجهگیری؛ بهشتی که در آتش سوخت
امارات، کشوری که سالها خود را به عنوان بهشت امن سرمایهها معرفی میکرد، حالا در محاصره کامل اقتصادی گرفتار شده است. حملات به زیرساختهای انرژی و بسته شدن تنگه هرمز، اصلیترین منبع درآمد دلاری این کشور را قطع کرده و ذخایر ارزی ۲۷۰ میلیارد دلاری هم نمیتواند برای همیشه در برابر این طوفان مقاومت کند.
درخواست خط سوآپ مالی از آمریکا، اگرچه هنوز رسمی نشده، نشاندهنده عمق نگرانی ابوظبی است. امارات میداند فدرال رزرو بعید است با این درخواست موافقت کند، اما چارهای جز تلاش ندارد. تهدید به استفاده از یوان چین هم یک برگ برنده تاکتیکی است تا واشنگتن را پای میز مذاکره نگه دارد.
اما واقعیت تلخ این است که حتی با وجود خط سوآپ، اقتصاد امارات دیگر مثل سابق نخواهد بود. سرمایهگذارانی که فرار کردهاند، به این زودی برنمیگردند. اعتمادی که سالها طول کشید تا ساخته شود، در عرض چند هفته از بین رفت. شاید بزرگترین درس این بحران برای امارات و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس این باشد که وابستگی مطلق به دلار و نفت، یک شمشیر دو لبه است. در روزهای آرامش، ثروت میآورد، اما در روزهای طوفان، میتواند غرقکننده باشد. عربستان سعودی هم هشدار داده که حتی با فرض پایان خصومتها، بازگرداندن زنجیره تأمین نفت به وضعیت عادی تا پایان ژوئن طول میکشد. این یعنی خاورمیانه باید خود را برای ماههای سخت پیش رو آماده کند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا