#داغ های خبری
سه‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

جزئیات طرح شناسنامه دیجیتال سالمندان

جزئیات طرح شناسنامه دیجیتال سالمندان

طرح شناسنامه دیجیتال سالمندان قرار است اطلاعات درمانی، معیشتی و اجتماعی سالمندان را در یک سامانه واحد تجمیع کند اما داستان این طرح چیست؟

مرتضی مهدی‌زاده: فرض کنید سالمندی 73ساله در یکی از محله‌های شهر زندگی می‌کند. دیابت دارد، تنهاست، مستمری ناچیزی دریافت می‌کند و برای رفت‌وآمد به مراکز درمانی با مشکل مواجه است. حالا تصور کنید همه این اطلاعات از وضعیت سلامت و بیمه گرفته تا شرایط معیشتی و نیازهای مراقبتی او، در یک پرونده دیجیتال ثبت شده باشد. پرونده‌ای که نهادهای مختلف بتوانند با سطح دسترسی مشخص به آن مراجعه کنند و بر اساس آن خدمات ارائه دهند.

این همان ایده‌ای است که پشت شناسنامه دیجیتال سالمندی قرار دارد. طرحی که قرار است برای افراد بالای 60 سال در کشور طراحی شود.چندی پیش مسئولان حوزه سالمندی از طراحی شناسنامه دیجیتال سالمندان خبر دادند. طرحی که هنوز جزئیات اجرایی آن اعلام نشده اما بر اساس توضیحات کارشناسان، قرار است اطلاعات هویتی، سلامت، معیشتی، وضعیت خانوادگی و نیازهای خدماتی سالمندان را در قالب یک سامانه یکپارچه گردآوری کند.

‌طراحی یک پرونده جامع برای سالمندان

طرح شناسنامه دیجیتال سالمندان در نگاه اولیه یک پروژه اطلاعاتی به نظر می‌رسد اما در لایه‌های عمیق‌تر به ساختاری برای بازتعریف شیوه ارائه خدمات به جمعیت رو به رشد سالمندان تبدیل می‌شود. ساختاری که قرار است داده‌های هویتی، درمانی، اجتماعی و معیشتی را در یک نظام واحد تجمیع کند و تصویر دقیق‌تری از وضعیت این گروه سنی در اختیار نهادهای مسئول قرار دهد.

شکوفه کشوری، پژوهشگر اجتماعی که مطالعاتی در مورد این سامانه دارد، شناسنامه دیجیتال سالمندان را سامانه‌ای یکپارچه برای ثبت و مدیریت اطلاعات این گروه سنی می‌داند و به «هفت‌صبح» می‌گوید: هدف از این طرح تنها ثبت مشخصات افراد نیست بلکه ایجاد بستری است که بتواند خدمات مورد نیاز سالمندان را بر مبنای شرایط واقعی آنها ساماندهی کند. در گام نخست باید اهداف طرح مشخص شود و اینکه این سامانه قرار است در چه حوزه‌هایی مورد استفاده قرار گیرد و چه دستگاه‌هایی در اجرای آن مشارکت داشته باشند. در کنار این موضوع، تدوین ضوابط مربوط به امنیت اطلاعات و محرمانگی داده‌ها نیز از ضروریات اولیه خواهد بود.

او توضیح می‌دهد که بر اساس الگوی پیشنهادی، اطلاعات ثبت‌شده می‌تواند طیف متنوعی از داده‌ها را دربرگیرد. از مشخصات هویتی و سوابق پزشکی گرفته تا وضعیت بیمه، شرایط اقتصادی، ترکیب خانوار، نیازهای توانبخشی و میزان دسترسی افراد به خدمات دیجیتال. در واقع مرحله جمع‌آوری اطلاعات باید از مسیرهای مختلف انجام شود. بخشی از داده‌ها از طریق خوداظهاری سالمند یا خانواده او ثبت می‌شود و بخشی دیگر توسط مراکز خدمات اجتماعی و درمانی تکمیل خواهد شد.

زیرساختی که چند دستگاه را به هم متصل می‌کند

اجرای شناسنامه دیجیتال سالمندان تنها به تعریف یک چارچوب اطلاعاتی محدود نمی‌شود و نیازمند ایجاد زیرساختی است که بتواند میان دستگاه‌های مختلف ارتباط برقرار کند. زیرساختی که در آن داده‌های هویتی، درمانی و اجتماعی در یک مسیر واحد جریان پیدا می‌کند و امکان دسترسی هدفمند برای نهادهای مسئول فراهم می‌شود. به گفته کشوری، اجرای این طرح نیازمند ایجاد یک زیرساخت الکترونیکی گسترده است.

این سامانه به شکل تحت وب و در قالب اپلیکیشن نیز طراحی می‌شود و قابلیت ارتباط با پایگاه‌های اطلاعاتی مرتبط را خواهد داشت. براین مبنا برای هر سالمند یک شناسه یکتای دیجیتال تعریف می‌شود تا تمامی اطلاعات در قالب یک پرونده واحد نگهداری شود. همچنین پنل‌های مشخصی برای سالمندان، خانواده‌ها و نهادهای خدمت‌رسان در نظر گرفته شود تا هر بخش بتواند متناسب با مسئولیت خود از داده‌ها استفاده کند. در این ساختار اطلاعات سالمند پس از اعتبارسنجی در سامانه قرار می‌گیرد. به این ترتیب، شناسنامه دیجیتال سالمندان می‌تواند به یک نقطه اتصال میان نظام‌های مختلف اطلاعاتی کشور تبدیل شود.

  بانک اطلاعاتی جامعه سالمندان کشور

کشوری تأکید می‌کند که شناسنامه دیجیتال سالمندان نباید به یک سامانه مستقل محدود شود. این طرح زمانی کارآمد خواهد بود که به بخشی از بانک اطلاعاتی جامعه سالمندان کشور تبدیل شود و امکان بهره‌برداری دستگاه‌های مختلف از آن وجود داشته باشد.او بر این باور است که اتصال این سامانه به پایگاه‌های هویتی، بیمه‌ای، درمانی و رفاهی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت سالمندان ارائه کند. چنین ظرفیتی علاوه بر تسهیل خدمات درمانی و حمایتی، امکان تهیه آمارهای کاربردی برای برنامه‌ریزی در حوزه سالمندی را نیز فراهم می‌کند.

این پژوهشگر اجتماعی، آموزش کاربران، طراحی ساده سامانه، پشتیبانی مستمر و تعیین سطح دسترسی دستگاه‌ها را از مهم‌ترین الزامات موفقیت این طرح عنوان می‌کند.در ادامه کشوری بر این نکته تأکید می‌کند که ارزش این سامانه نه در حجم اطلاعات بلکه در نحوه سازمان‌دهی و استفاده از آن‌هاست. اگر داده‌ها در یک ساختار منسجم قرار نگیرند، حتی گسترده‌ترین مجموعه اطلاعات نیز به ابزار تصمیم‌سازی تبدیل نخواهد شد.

نجواهای لرزان سالمندان

در کنار تمام تحلیل‌های کارشناسی، وقتی پای صحبت‌های خود سالمندان می‌نشینیم، با دنیایی از بیم و امید مواجه می‌شویم. بسیاری از آن‌ها اصلاً نمی‌دانند «شناسنامه دیجیتال» چیست، اما با شنیدن نام آن، چشم‌هایشان به دنبال راهی برای خروج از بن‌بست تنهایی می‌گردد. حاج علی، پیرمردی 67 ساله که سال‌هاست تنها در محله‌ای قدیمی زندگی می‌کند، می‌گوید: «ما که از این چیزهای جدید سر در نمی‌آوریم، اما اگر قرار است کسی بفهمد که من برای تهیه داروهای قلبم چقدر سختی می‌کشم یا اینکه تمام روز کسی را ندارم که یک استکان چای با او بخورم، خوشحال می‌شوم. ما فقط می‌خواهیم درک شویم؛ نه معیشت درستی داریم و نه کسی هست که در کارهای خانه یا خرید دارو کمکمان کند. انگار همه ما را فراموش کرده‌اند.»

در سوی دیگر، دیواری از بی‌اعتمادی هم وجود دارد که ناشی از سال‌ها وعده‌های بی‌سرانجام است. برخی دیگر از سالمندان با نگاهی تردیدآمیز به این طرح‌های هوشمند می‌نگرند. آن‌ها نگرانند که مبادا این شناسنامه‌ها بهانه‌ای برای رصد کردن زندگی خصوصی یا ایجاد محدودیت‌های تازه باشد. رضوان که 64 سال دارد و با حقوق بازنشستگی ناچیز همسرش روزگار می‌گذراند، با شک و تردید می‌گوید: «همیشه وقتی می‌خواهند اسمی بنویسند یا اطلاعاتی بگیرند، ما می‌ترسیم. نکند این هم کلکی باشد تا بفهمند چه کسی چقدر سرمایه دارد یا بخواهند داستانی برایمان درست کنند و همین مستمری را هم قطع کنند؟ ما فقط آرامش می‌خواهیم و اینکه کسی باری از روی دوشمان بردارد، نه اینکه باری اضافه کند.» این تضاد میان نیاز مبرم به دیده شدن و ترس از تجسس، نشان می‌دهد که موفقیت شناسنامه دیجیتال، پیش از هر زیرساخت فنی، به جلب اعتماد و شفاف‌سازی برای خود سالمندان نیاز دارد.

مدیریت محله‌ای سالمندان

شناسنامه دیجیتال سالمندان تنها یک پروژه اطلاعاتی در سطح ملی نیست و می‌تواند برای خدمات رسانی به سالمندان در سطح شهرها نیز کارکرد پیدا کند. جایی که داده‌های مربوط به جمعیت سالمند به مبنایی برای برنامه‌ریزی در حوزه خدمات شهری، مناسب‌سازی فضاها و توزیع امکانات در محله‌های مختلف تبدیل می‌شود. ذبیح‌اله زارع، معاون امور مجلس شورای عالی استان‌ها در این خصوص به«هفت صبح» می‌گوید:

یکی از اهداف تدوین این شناسنامه دیجیتال سالمندان آن است که بتواند به ابزاری برای تصمیم‌گیری در مدیریت شهری تبدیل شود. شوراها و شهرداری‌ها برای برنامه‌ریزی دقیق در حوزه سالمندی به اطلاعات به‌روز و قابل اتکا نیاز دارند. دسترسی به داده‌های تجمیع‌شده، بدون ورود به جزئیات شخصی افراد، می‌تواند به مدیران شهری کمک کند تا نیازهای هر منطقه را بهتر شناسایی کنند. از مناسب‌سازی فضاهای عمومی و توسعه خدمات محله‌ای گرفته تا برنامه‌ریزی برای حمل‌ونقل و مراکز فرهنگی، همگی به شناخت دقیق جمعیت سالمند وابسته هستند.

زارع بر اهمیت تفکیک سطح دسترسی شهری تأکید می‌کند و می‌گوید: شهرداری‌ها بیش از هر چیز به داده‌های کاربردی در سطح محله و منطقه نیاز دارند. داده‌هایی که بتواند به برنامه‌ریزی برای خدمات روزمره و زیرساخت‌های شهری کمک کند. یکی از کارکردهای مهم چنین سامانه‌ای می‌تواند کمک به شناسایی نقاط تمرکز سالمندان در شهر باشد. موضوعی که به مدیریت بهتر خدمات اجتماعی و توسعه متوازن امکانات در مناطق مختلف شهری منجر می‌شود.وی در بخش دیگری از توضیحات خود به نقش شوراهای شهر در تبدیل داده‌ها به تصمیم اجرایی اشاره می‌کند و می‌گوید: اگر اطلاعات در قالب گزارش‌های قابل استفاده برای مدیریت شهری ارائه شود، شوراها می‌توانند آن را به سیاست‌های عملی در سطح شهر تبدیل کنند.

گامی فراتر از یک شناسنامه

آنچه امروز با عنوان شناسنامه دیجیتال سالمندان مطرح شده، در صورت اجرا می‌تواند از یک ابزار صرفاً هویتی فاصله بگیرد و به سازوکاری برای فهم دقیق‌تر وضعیت یک گروه جمعیتی تبدیل شود. سازوکاری که داده‌های پراکنده را در کنار هم قرار می‌دهد و امکان تحلیل چندبعدی از شرایط زندگی سالمندان را فراهم می‌کند.در عین حال، کارآمدی این طرح وابسته به مجموعه‌ای از پیش‌شرط‌های اجرایی است. از تهیه زیر ساخت‌های الکترونیکی تا تعریف دقیق حدود دسترسی و رعایت الزامات امنیتی گرفته و البته ایجاد هماهنگی میان نهادهایی که هرکدام بخشی از اطلاعات را در اختیار دارند.

بدون چنین سازوکاری، داده‌ها در سطح جمع‌آوری باقی می‌مانند و به ابزار تصمیم‌سازی تبدیل نمی‌شوند.به همین دلیل، ارزیابی شناسنامه دیجیتال سالمندان تنها بر اساس اهداف اعلام‌شده آن امکان‌پذیر نیست. تجربه طرح‌های پیشین نشان داده است که موفقیت چنین برنامه‌هایی بیش از هر چیز به تأمین بودجه، هماهنگی بین دستگاه‌ها، تعریف مسئولیت‌های اجرایی و تداوم پیگیری در سال‌های بعد وابسته است؛ عواملی که در گذشته بارها روند اجرای سیاست‌های مرتبط با سالمندان را کند کرده‌اند. بنابراین ارزش این طرح در کیفیت مدیریت آن است. اینکه آیا می‌تواند میان نیاز واقعی سالمندان و نحوه ارائه خدمات پیوند برقرار کند یا خیر، موضوعی است که مسیر آینده این پروژه را تعیین خواهد کرد.

وعده‌هایی که روی کاغذ ماندند

شناسنامه دیجیتال سالمندان در شرایطی مطرح می‌شود که طی سال‌های گذشته نیز طرح‌ها و اسناد متعددی برای پاسخ به نیازهای این گروه جمعیتی معرفی شده‌اند. برنامه‌هایی که برخی از آنها به مرحله اجرا نرسیدند و برخی دیگر نیز با وجود تصویب، هنوز به اهداف اعلام‌شده خود نرسیده‌اند.یکی از مهم‌ترین این موارد، سند ملی سالمندان است که نخستین بار در سال 1396 به تصویب رسید و قرار بود نقشه راه دستگاه‌های مختلف در حوزه سالمندی باشد. این سند با مشارکت وزارتخانه‌ها و نهادهای متعدد تدوین شد و هدف آن ایجاد هماهنگی میان بخش‌های مختلف برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان عنوان شد.

با این حال در سال‌های بعد، مسئولان حوزه سالمندی بارها از کندی اجرای آن و ضرورت عملیاتی شدن مفاد سند سخن گفتند. چالش‌های اجرایی این سند تنها به مرحله اجرا محدود نماند. در مقاطعی مسئولان دبیرخانه شورای ملی سالمندان از نبود توافق کامل میان دستگاه‌های مسئول و مشکلات مربوط به تأمین اعتبارات و آیین‌نامه‌های اجرایی خبر دادند. موضوعی که باعث شد بخشی از برنامه‌های پیش‌بینی‌شده در سند با تأخیر مواجه شود. در کنار سند ملی سالمندان، ایده ایجاد نظام مراقبت بلندمدت برای سالمندان نیز سال‌هاست در ادبیات سیاست‌گذاری کشور مطرح می‌شود. یکی از تازه‌ترین نمونه‌ها، پیشنهاد تشکیل صندوق مراقبت طولانی‌مدت برای سالمندان فاقد پشتوانه خانوادگی است.

طرحی که هدف آن تأمین خدمات مراقبتی برای سالمندان نیازمند عنوان شده اما هنوز در مرحله برنامه‌ریزی و هماهنگی میان دستگاه‌های مرتبط قرار دارد.  نمونه دیگر به توسعه مراکز خدماتی ویژه سالمندان بازمی‌گردد. بیش از یک دهه پیش مسئولان از گسترش مراکز روزانه نگهداری سالمندان و تقویت خدمات حمایتی در سطح کشور خبر داده بودند. با وجود اجرای بخشی از این برنامه‌ها، بسیاری از کارشناسان معتقدند زیرساخت‌های خدماتی متناسب با سرعت افزایش جمعیت سالمند توسعه پیدا نکرده و همچنان شکاف میان نیازها و امکانات موجود پابرجاست.

حتی برخی پروژه‌های عمرانی و اجتماعی مرتبط با سالمندان نیز سال‌ها در مرحله اجرا متوقف مانده‌اند. برای مثال طرح خانه امید بازنشستگان در برخی استان‌ها با وجود تصویب در سطوح دولتی، به دلیل مشکلات اجرایی و تأمین زیرساخت‌ها سال‌ها به سرانجام نرسیده است. تجربه چنین پروژه‌هایی نشان می‌دهد که فاصله میان تصویب یک طرح و تحقق آن در عمل، یکی از چالش‌های قدیمی حوزه سالمندی در ایران بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید