چشم‌انداز صعودی صنعت برق

چشم‌انداز صعودی صنعت برق

حسن‌پور معتقد است: «طی سه سال آینده، صنعت نیروگاه بازدهی فراتر از کل بازار خواهد داشت.» این ادعا بر پایه تداوم افزایش معقول نرخ برق (نه جهش یکباره و سپس توقف) بنا شده است.»

به گزارش سرمایه فردا، صنعت نیروگاه ایران، که سال‌ها در محاق نرخ‌های دستوری و زیان انباشته گرفتار بود، این روزها داستان دیگری روایت می‌کند. افزایش نرخ‌های فروش برق در ماه‌های اخیر به بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به زمستان گذشته رسیده و اوج مصرف تابستان می‌تواند این رقم را تا ۱۵۰ درصد بالاتر ببرد. نتیجه، سودآوری حیرت‌انگیزی است که تحلیلگران بازار سرمایه را وادار کرده تا سه نیروگاه برتر (شمس، بجهرم و بمولد) را با نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده (P/E forward) زیر ۴ و حتی ۳ رصد کنند. اگر این روند ادامه یابد، صنعت نیروگاه در سه سال آینده می‌تواند بازدهی فراتر از کل بازار داشته باشد.

طلوع دوباره قیمت برق؛ از ۳۰ درصد به بالای ۱۰۰ درصد

سال‌ها بود که نیروگاه‌های ایران با نرخ‌های دستوری و پایین برق، عملاً با زیان یا حاشیه سود ناچیز کار می‌کردند. اوج این ماجرا به سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ برمی‌گردد که نرخ فروش برق نیروگاه‌ها حداکثر ۳۰ درصد رشد سالانه داشت و تورم عمومی کشور در همان سال‌ها بالای ۴۰ درصد بود. نتیجه، فرسایش سرمایه و عدم تمایل به سرمایه‌گذاری در احداث نیروگاه‌های جدید بود.

اما بهار و تابستان ۱۴۰۵ نقطه عطفی در این صنعت است. بر اساس گزارش‌های اردیبهشت ماه، افزایش نرخ فروش برق در سه بخش اصلی (شبکه سراسری برق، بورس انرژی، و قراردادهای دوجانبه) به بیش از ۱۰۰ درصد نسبت به زمستان سال گذشته رسیده است.

جالب‌تر اینکه از خرداد ماه و همزمان با آغاز فصل گرم، مصرف برق کشور به اوج خود می‌رسد و شبکه سراسری در تیر و مرداد و شهریور با «پرباری» مواجه می‌شود. در این شرایط، نرخ فروش برق نیروگاه‌ها به دلیل پیک‌سایی و مدیریت مصرف، مجدداً افزایش می‌یابد. مجید حسن‌پور، تحلیلگر بازار سرمایه، پیش‌بینی می‌کند که متوسط نرخ فروش شرکت‌های نیروگاهی در سال ۱۴۰۵ می‌تواند بین ۱۳۰ تا ۱۵۰ درصد نسبت به یک سال گذشته افزایش یابد. این یعنی جهشی که تاریخ صنعت برق ایران به خود ندیده است.

برندگان مسلم: شمس، بجهرم و بمولد

در میان انبوه شرکت‌های نیروگاهی، حسن‌پور سه نام را به عنوان جذاب‌ترین گزینه‌ها معرفی می‌کند: نیروگاه شمس (سهامی خاص)، نیروگاه بجهرم (بجهرم)، و نیروگاه بمولد (بمولد). دلیل اول، «نسبت قیمت به سود پیش‌بینی‌شده» (P/E forward) بسیار پایین این شرکتهاست. با رشد شدید سودآوری در سال ۱۴۰۵، نسبت P/E این سه شرکت به محدوده ۴ و حتی ۳ واحد سقوط خواهد کرد. در دنیای سرمایه‌گذاری، P/E زیر ۵ یعنی سهم به شدت ارزان و مغفول‌مانده است.

دلیل دوم، تقسیم سود بالا ناشی از فروش نقدی و درآمدهای غیرعملیاتی قابل توجه است. هر سه شرکت مذکور، علاوه بر فروش برق، از محل سپرده‌های بانکی (سود بانکی بالا) نیز درآمد قابل توجهی کسب می‌کنند. این درآمدها معمولاً به صورت نقدی واریز می‌شود و به شرکت اجازه می‌دهد تقسیم سود بالایی (بالای ۵۰ تا ۷۰ درصد سود خالص) داشته باشد. در بازاری که نقدینگی کمیاب است، سهام شرکتی که هر سال بخش بزرگی از سود خود را نقداً بین سهامداران تقسیم می‌کند، ارزش ذاتی بالایی دارد.

مزیت راندمان؛ جوان‌ها در صف جلو

نکته دیگری که حسن‌پور به آن اشاره می‌کند، «راندمان تولید» نیروگاه‌هاست. نیروگاه‌های جدیدتر و سیکل ترکیبی، راندمان بالای ۵۵ تا ۶۰ درصد دارند، در حالی که نیروگاه‌های قدیمی (مثل نیروگاه منتظرقائم یا شهید منتظری اصفهان) با راندمان زیر ۳۵ درصد کار می‌کنند. یعنی به ازای هر واحد سوخت مصرفی، نیروگاه شمس تقریباً دو برابر برق بیشتری نسبت به نیروگاه منتظرقائم تولید می‌کند.

با افزایش نرخ سوخت (گاز طبیعی و مازوت) که طی سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم، مزیت راندمان به مزیت سودآوری مستقیم تبدیل می‌شود. نیروگاهی که با ۵۵ درصد راندمان کار می‌کند، هزینه سوخت کمتری به ازای هر کیلووات برق تولیدی دارد و در نتیجه، حاشیه سود خالص بالاتری ثبت می‌کند. به همین دلیل است که شمس، بجهرم و بمولد (جزو نیروگاه‌های مدرن و سیکل ترکیبی) از بسیاری رقبای قدیمی خود پیشی گرفته‌اند.

تفاوت الگوی قراردادها؛ به سادگی نمی‌توان مقایسه کرد

اما یک نکته حیاتی و اغلب نادیده گرفته شده: صنعت نیروگاه بر خلاف صنعت سیمان (که محصولش کاملاً همگن است و قیمت آن در بورس کالا کشف می‌شود)، ذاتاً محلی (Local) و مبتنی بر قراردادهای خاص هر شرکت است. برخی نیروگاه‌ها برق خود را عمدتاً به وزارت نیرو (با نرخ‌های تضمینی) می‌فروشند. برخی دیگر در بورس انرژی (با نرخ شناور) عرضه می‌کنند. و برخی هم از طریق قراردادهای دوجانبه با صنایع بزرگ (فولاد، پتروشیمی) که حاضرند نرخ بالاتری بپردازند، فروش دارند.

بنابراین، هر نیروگاهی جداگانه باید تحلیل شود. قرارداد فروش، میانگین نرخ فروش، و ترکیب مشتریان از شرکتی به شرکت دیگر کاملاً متفاوت است. حسن‌پور می‌گوید «نیروگاه مثل سیمان لوکال است». این بدان معناست که یک تحلیلگر نمی‌تواند از عملکرد کل صنعت، برای تک تک سهام نتیجه‌گیری کند. شمس ممکن است با یک قرارداد دوجانبه عالی، ۴۰ درصد سود بیشتری نسبت به بجهرم داشته باشد، آن هم با همین نرخ‌های عمومی بازار.

 

آیا صنعت نیروگاه در آستانه یک ابرچرخه است؟

حسن‌پور معتقد است: «طی سه سال آینده، صنعت نیروگاه بازدهی فراتر از کل بازار خواهد داشت.» این ادعا بر پایه تداوم افزایش معقول نرخ برق (نه جهش یکباره و سپس توقف) بنا شده است. اگر دولت و وزارت نیرو به این نتیجه رسیده باشند که باید نرخ برق را سالانه مثلاً ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش دهند تا نیروگاه‌ها به سمت نوسازی و افزایش راندمان بروند، آنگاه P/E پایین صنعت نیروگاه یک «دام ارزشی» نیست، بلکه یک فرصت سرمایه‌گذاری بلندمدت خواهد بود.

اما ریسک‌هایی نیز وجود دارد. اول، احتمال بازگشت به سیاست نرخ‌گذاری دستوری در صورت تغییر دولت یا تشدید کسری بودجه. دوم، ریسک نقدشوندگی پایین سهام برخی نیروگاه‌ها در بورس. سوم، ریسک سوخت: اگر گاز طبیعی محدود شود و نیروگاه‌ها مجبور شوند از مازوت گران‌قیمت و آلاینده استفاده کنند، سودآوری آنها تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. با این حال، برای سرمایه‌گذاری که افق سه تا پنج ساله دارد و به روند افزایش نرخ برق باور دارد، شمس، بجهرم و بمولد گزینه‌هایی هستند که نمی‌توان از کنارشان به سادگی عبور کرد.

دیدگاهتان را بنویسید