رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

پرونده قتل گدای ثروتمند

۱۴۰۵-۰۵-۱۴ ۰۸:۵۶ modir 0
اشتراک‌گذاری:
متهم گفت: «برادرزاده‌ام معتاد بود و او درباره سرقت از پیرمرد صحبت کرد. من هیچ نقشی در قتل نداشتم.»

به گزارش سرمایه فردا، همسایه‌ها مرد را فقیر می‌شناختند که هر روز برای گدایی از خانه خارج می‌شد و شب به خانه بازمی‌گشت. اما کشف جسد مرد سالخورده در زیرزمین خانه‌اش، پرده از زندگی پنهان او برداشت. بررسی‌ها نشان داد دوره‌گرد سالخورده نه‌تنها پول‌های زیادی پس‌انداز کرده بود، بلکه همین دارایی‌ها انگیزه جنایتی شد که چهار سال بعد همچنان در دادگاه محل اختلاف دو متهم پرونده است.

ظهر سی‌ام فروردین سال ۱۴۰۰، تماس یکی از ساکنان محله‌ای قدیمی با پلیس، آغازگر رسیدگی به پرونده‌ای شد که بعدها به «پرونده قتل گدای ثروتمند» معروف شد. مرد تماس‌گیرنده به مأموران گفت چند روزی است از خانه همسایه سالخورده‌شان بوی تعفن شدیدی به مشام می‌رسد و کسی هم در خانه را باز نمی‌کند.

دقایقی بعد مأموران پلیس همراه تیم بررسی صحنه جرم وارد خانه ویلایی قدیمی شدند. خانه ساکت بود و اثری از صاحب آن دیده نمی‌شد. جست‌وجوها سرانجام به زیرزمین رسید؛ جایی که جسد متعفن مرد ۷۰ ساله روی زمین افتاده بود.

بررسی‌های اولیه نشان داد دست‌ها و پاهای مقتول با نخ شیرینی بسته شده و تکه ای از همان نخ شیرینی پلاستیکی نیز دور گردنش پیچیده شده و باعث خفگی او شده است. کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند حدود ۱۰ روز از زمان مرگ گذشته است.

در همان بررسی‌های اولیه، مأموران با خانه‌ای به‌هم‌ریخته روبه‌رو شدند. کشوها بیرون کشیده شده بود و وسایل خانه به هم ریخته بود. همین موضوع نخستین فرضیه پرونده را شکل داد؛ اینکه قاتل یا قاتلان پس از قتل، خانه را برای پیدا کردن پول و اشیای باارزش زیر و رو کرده‌اند.

مردی که همه او را فقیر می‌دانستند

همسایه‌ها سال‌ها این مرد را می‌شناختند. هر روز صبح از خانه خارج می‌شد، در خیابان‌ها و چهارراه‌ها دوره‌گردی و دستفروشی می‌کرد و شب دوباره به خانه بازمی‌گشت. به گفته ساکنان محل، او نزدیک به دو دهه در همان خانه زندگی می‌کرد و رفت‌وآمد چندانی نداشت.

یکی از همسایه‌ها به مأموران گفت: «ما هیچ‌وقت کسی را ندیدیم که به خانه او رفت‌وآمد داشته باشد. فقط می‌دانستیم یک خواهر دارد که در شهرستان زندگی می‌کند.»

اما تحقیقات خیلی زود نشان داد ظاهر ساده زندگی مقتول، با واقعیت فاصله زیادی داشته است.

کشف ثروت پنهان

کارآگاهان هنگام بازرسی خانه، دفترچه‌های بانکی و اسناد مالی مقتول را پیدا کردند. بررسی حساب‌ها نشان داد سال‌ها قبل مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان به یکی از حساب‌های او واریز شده و این پول تقریباً دست‌نخورده باقی مانده است.

تحقیقات بیشتر حکایت از آن داشت که مرد سالخورده در حساب‌های دیگر خود نیز مبالغ قابل توجهی نگهداری می‌کرد. علاوه بر این، مأموران به این نتیجه رسیدند که او بخشی از دارایی‌اش را نیز در خانه نگه می‌داشته است.

با وجود این، هنگام بازرسی از خانه هیچ اثری از پول نقد پیدا نشد. تلفن همراه مقتول نیز ناپدید شده بود.

همین شواهد، فرضیه سرقت را تقویت کرد. کارآگاهان به این جمع‌بندی رسیدند که عامل یا عاملان جنایت پس از اطلاع از وضعیت مالی مرد دوره‌گرد، او را به قتل رسانده و پول‌ها و تلفن همراهش را با خود برده‌اند.

پرونده‌ای که ماه‌ها بی‌سرنخ ماند

با وجود بررسی دوربین‌های اطراف محل، تحقیق از همسایه‌ها و اقدامات اطلاعاتی، ماه‌ها هیچ سرنخ مؤثری به دست نیامد.

پرونده وارد مرحله‌ای شد که تنها امید کارآگاهان، پیدا شدن کوچک‌ترین رد از اموال سرقت‌شده بود.

این وضعیت بیش از یک سال ادامه داشت تا اینکه در شهریور سال ۱۴۰۱ اتفاقی رخ داد که روند پرونده را تغییر داد.

گوشی مقتول روشن شد

هفده ماه پس از قتل، تلفن همراه مقتول ناگهان روشن شد.

کارآگاهان بلافاصله موقعیت گوشی را ردیابی کردند و به مردی سابقه‌دار رسیدند که پیش‌تر چند بار به اتهام سرقت و جرایم مختلف زندان رفته بود.

او بازداشت شد اما هرگونه نقش در قتل را انکار کرد.

متهم گفت: «گوشی متعلق به من نیست. تلفن همراهم خراب شده بود و این گوشی را از برادرزاده‌ام امانت گرفته بودم. اصلاً نمی‌دانستم متعلق به مردی است که به قتل رسیده است.»

اظهارات او، مسیر تحقیقات را به سمت برادرزاده‌اش کشاند.

دستگیری برادرزاده، او نیز سابقه کیفری داشت و پس از بازداشت، توضیح متفاوتی ارائه داد.

او مدعی شد تلفن همراه را در خیابان پیدا کرده است و هیچ اطلاعی از قتل یا سرقت ندارد.

اما تناقض‌های موجود در اظهارات عمو و برادرزاده، همراه با سایر مدارکی که در اختیار تیم تحقیق قرار داشت، باعث شد بازپرس پرونده دستور بازداشت هر دو نفر را صادر کند.

در ادامه تحقیقات مشخص شد متهم ردیف اول سه بار ازدواج کرده است. بررسی‌ها همچنین نشان داد او مدتی پس از قتل از کشور خارج شده و بعد دوباره به ایران بازگشته است.

این موضوع، یکی دیگر از پرسش‌های مهم پرونده را شکل داد؛ اینکه آیا خروج او از کشور ارتباطی با قتل مرد دوره‌گرد داشته یا دلیل دیگری پشت این تصمیم بوده است.

در حالی که هر دو متهم همچنان هرگونه مشارکت در قتل را انکار می‌کردند، خانواده مقتول نیز شناسایی شدند. خواهر و برادر مرد سالخورده پس از حضور در دادسرای جنایی، برای عاملان قتل درخواست قصاص کردند.

همزمان دو کیفرخواست جداگانه علیه متهمان صادر شد. یکی درباره سرقت تلفن همراه مقتول و دیگری درباره اتهام مباشرت در قتل عمد.

رسیدگی به پرونده در دادگاه

با تکمیل تحقیقات و صدور دو کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در آغاز جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد و سپس خواهر و برادر مقتول به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای عاملان قتل برادرشان درخواست قصاص کردند.

پس از آن، متهم ردیف اول که عموی متهم دیگر پرونده بود، در جایگاه ایستاد و بار دیگر هرگونه دخالت در قتل را انکار کرد. او گفت تنها اتهامی که می‌تواند درباره آن توضیح بدهد، در اختیار داشتن تلفن همراه مقتول است و درباره قتل هیچ اطلاعی ندارد.

او درباره تلفن همراه گفت: «این گوشی را سرقت نکردم. برادرزاده‌ام یک دستگاه زانتیا سرقت کرده بود و از من خواست در فروش آن کمکش کنم. گوشی را داخل همان خودرو پیدا کردم و تصور نمی‌کردم متعلق به مقتولی باشد که درباره‌اش تحقیق می‌شود.»

یکی از پرسش‌های اصلی دادگاه درباره خروج متهم از کشور بود. بررسی‌ها نشان می‌داد او مدتی پس از قتل ایران را ترک کرده و بعد دوباره به کشور بازگشته است؛ موضوعی که از نگاه قضات می‌توانست اهمیت زیادی در بررسی پرونده داشته باشد.

متهم در پاسخ گفت: «من به صورت قانونی از کشور خارج شدم اما وقتی خواستم برگردم، غیرقانونی وارد ایران شدم.»

قاضی علت این تصمیم را جویا شد و پرسید: «آیا خروج تو از کشور برای فرار از مجازات قتل بود؟»

متهم این موضوع را رد کرد و گفت: «نه. هیچ ارتباطی به این پرونده نداشت. من با همسر سومم اختلاف داشتم و می‌دانستم مهریه‌اش را اجرا خواهد گذاشت. برای همین از کشور خارج شدم. بعد هم وقتی خواستم برگردم، چون نمی‌خواستم او متوجه بازگشتم شود، غیرقانونی وارد ایران شدم. من هیچ نقشی در قتل این پیرمرد ندارم.»

او در ادامه تلاش کرد نقش برادرزاده‌اش را پررنگ‌تر نشان دهد و گفت پیشنهاد سرقت از مرد سالخورده از سوی او مطرح شده بود.

متهم گفت: «برادرزاده‌ام معتاد بود و او درباره سرقت از پیرمرد صحبت کرد. من هیچ نقشی در قتل نداشتم.»

پس از پایان دفاعیات او، نوبت به متهم ردیف دوم رسید. برادرزاده نیز مانند عمویش قتل را انکار کرد و روایت متفاوتی از ماجرا ارائه داد.

او گفت: «من در قتل و سرقت هیچ نقشی نداشتم. همه این ماجرا زیر سر عمویم بوده است. او حالا می‌خواهد مسئولیت را گردن من بیندازد.»

متهم ردیف دوم همچنین اظهارات عمویش درباره تلفن همراه مقتول را رد کرد و گفت از سرنوشت گوشی نیز اطلاعی ندارد.

به این ترتیب، هر دو متهم ضمن رد اتهام قتل، مسئولیت را متوجه دیگری کردند و هیچ‌یک حاضر نشد نقش خود را در جنایت بپذیرد.

حکم قصاص و نقض در دیوان

پس از پایان رسیدگی، قضات دادگاه با بررسی محتویات پرونده، دفاعیات متهمان و ادله موجود، هر دو متهم را به قصاص محکوم کردند.

اما این پایان رسیدگی نبود.

دو محکوم پرونده نسبت به رأی صادرشده اعتراض کردند و پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد.

قضات دیوان پس از بررسی پرونده، با اعلام وجود نواقصی در روند رسیدگی، حکم قصاص را نقض کردند و پرونده را برای رسیدگی دوباره به شعبه هم‌عرض دادگاه کیفری یک استان تهران فرستادند.

جلسه دوباره برای رسیدگی به پرونده

پس از بازگشت پرونده از دیوان عالی کشور، دادگاه بار دیگر رسیدگی به پرونده را در دستور کار قرار داد.

در جریان این مرحله، قرار بود برای تکمیل ادله، مراسم قسامه برگزار شود اما اولیای دم موفق نشدند ۵۰ نفر را برای ادای سوگند معرفی کنند. به همین دلیل، قسامه برگزار نشد و دادگاه رسیدگی را بر اساس دیگر محتویات پرونده ادامه داد.

در این مرحله نیز دو متهم بر انکارهای قبلی خود پافشاری کردند. متهم ردیف اول بار دیگر گفت خروجش از کشور ارتباطی با قتل نداشته و تنها به دلیل اختلاف با همسر سومش و نگرانی از اجرای مهریه، ایران را ترک کرده است. متهم ردیف دوم نیز تأکید کرد هیچ نقشی در قتل یا سرقت نداشته و عمویش حقیقت را بیان نمی‌کند.

با پایان جلسه، قضات دادگاه بار دیگر وارد شور شدند تا درباره سرنوشت این پرونده تصمیم‌گیری کنند.

دیدگاه خود را بنویسید