آقایان متفکر این پویش، مگر الان کسی مجبور به استفاده از اینترنت بینالملل است؟
افشین امیرشاهی: به تازگی یک خبرگزاری پویشی با عنوان «قطع داوطلبانه اینترنت بینالملل» راه انداخته و از وزارت ارتباطات خواسته امکانی فراهم کند تا کاربران بتوانند خودشان بهصورت داوطلبانه اینترنت جهانی را قطع کنند.دروهله نخست که این خبر را میخوانید، ممکن است تصور کنید با یک شوخی یا متن طنز روبهرو شدهاید. چه جور مثالهایی میتوانیم برای این پویش بزنیم؟ ماجرا شبیه این است که بعد از ماهها قطعی آب در یک محله، وقتی بالاخره آب برمیگردد، عدهای کمپینی راه بیندازند که لطفاً شیر دیگری هم کنار لوله اصلی نصب کنید تا هرکس خواست بتواند آب خانه خودش را قطع کند.
خب آقایان متفکر این پویش، مگر الان کسی مجبور به استفاده از اینترنت بینالملل است؟ اگر کسی ترجیح میدهد فقط از پیامرسانها، سایتها و خدمات داخلی استفاده کند، همین حالا هم چنین امکانی دارد.کسی در خانه مردم را نمیزند که حتماً عضو یک شبکه اجتماعی خارجی شوند یا از یک سرویس بینالمللی استفاده کنند. انتخاب وجود دارد و سالهاست وجود داشته است. به همین دلیل این پویش برای بسیاری از مردم عجیب و حتی خندهدار به نظر میرسد. چون مطالبهای را مطرح میکند که عملاً از قبل در اختیار افراد بوده است. انگار برای چیزی کمپین راه افتاده که نیاز به کمپین ندارد.
البته طراحان پویش، استدلالهای امنیتی مطرح کردهاند. حرفشان این است که اینترنت جهانی میتواند مسیر نفوذ، جاسوسی و سوءاستفاده باشد. این نگرانی که اصلا و ابدا چیز تازهای نیست. سالهاست در سراسر دنیا درباره امنیت سایبری بحث میشود. بانکها هک میشوند، شرکتهای بزرگ مورد حمله قرار میگیرند و دولتها بودجههای سنگین برای حفاظت از زیرساختهای خود اختصاص میدهند. اما فرق است میان افزایش امنیت و کنار کشیدن از ارتباط با جهان.
اگر قرار باشد هر ابزاری که امکان سوءاستفاده از آن هست کنار گذاشته شود، فهرست بلندبالایی شکل میگیرد. تلفن همراه موقعیت افراد را مشخص میکند. خودروها قابل ردیابی هستند. کارتهای بانکی اطلاعات مالی تولید میکنند. دوربینهای شهری تصاویر ثبت میکنند. با این نگاه، زندگی مدرن اساساً بدون داده معنا ندارد. هیچکس برای حل این مسائل پیشنهاد نمیدهد که موبایلها را خاموش کنیم، کارت بانکی را کنار بگذاریم یا خودروها را در پارکینگ حبس کنیم.
اما این پویش شگفتانههای دیگری هم دارد. طراحان پویش میگویند خانوادهها میتوانند با این روش فرزندان خود را از محتوای نامناسب دور نگه دارند. این استدلال هم نخنما است. چون سالهاست خانوادهها ابزارهای متنوعی برای مدیریت دسترسی فرزندان دارند. نرمافزارهای کنترل والدین وجود دارد. محدودیت سنی وجود دارد. آموزش وجود دارد. نظارت خانوادگی وجود دارد. در واقع راهحل پیشنهادی شبیه این است که برای جلوگیری از تصادف دوچرخهسواری کودکان، خیابان را به طور کامل تعطیل کنیم.
پویشی برای نادیده گرفتن زندگی روزمره مردم
اما مهمترین بخش ماجرا میتواند فاصلهای باشد که میان این پویش و زندگی روزمره مردم دیده میشود. طراحان پویش اگر به درستی مردم را نگاه کنند خودشان نتیجه کار دستشان میآید. چون مشاهده خواهند کرد مثلا یک دانشجوی دوره کارشناسی یا دکترا برای نوشتن پایاننامهاش دنبال مقاله میگردد. برنامهنویس که با مشتری خارجی کار میکند، مترجمی که پروژه آنلاین میگیرد، فروشندهای که محصولاتش را در شبکههای اجتماعی معرفی میکند و مادری که با فرزندش در خارج از کشور تماس تصویری میگیرد، تنها نمونههایی کوچک از زندگی روزمره مردم ایران است که به اینترنت بینالملل نیاز دارند.
برای بسیاری از مردم، اینترنت بینالملل یک موضوع انتزاعی به شمار نمیرود. اینترنت بخشی از زندگی روزانه مردم است. چیزی شبیه برق، تلفن یا حملونقل عمومی.
بازاریهای قدیم یک اصطلاح یا قاعدهای داشتند که میگفتند مردم با حرف رأی نمیدهند، با انتخابهایشان رأی میدهند.گاهی هزار نظرسنجی و دهها بیانیه ارزش کمتری از یک انتخاب یا رفتار ساده دارد. کاربرانی که در اولین فرصت ممکن به سراغ سرویسهای بینالملل میروند در واقع سلیقه و نگاه خودشان را اعلام میکنند.
لذا طراحان این پویش این مسئله مهم را باید مورد توجه قرار بدهند که درباره اینترنت بینالملل و پلتفرمهای داخلی، موضوع امنیت یا فناوری نیست. چرا که مسئله مهم در این خصوص میزان اعتماد مردم است. صد البته که بالا رفتن کیفیت خدمات داخلی قطعا به رضایت بیشتری منجر میشود و نیاز به دعوت مردم برای استفاده از این خدمات ندارد. مردم خودشان مسیر را پیدا میکنند. هیچکس برای خرید نان خوب نیاز به کمپین ندارد.
هیچکس برای استفاده از یک تاکسی راحتتر نیاز به تبلیغ ایدئولوژیک ندارد. محصول خوب راه خود را باز میکند. ماجرای اینترنت هم تفاوتی ندارد. کیفیت و اعتماد دو اصل مهم است که باید مورد توجه قرار بگیرد. لابد به همین دلیل است که بخشی از افکار عمومی با تردید به چنین پیشنهادهایی نگاه میکند. باور کنید که وقتی فارس چنین کمپینی راه میاندازد این تصور به وجود میآید که این حرفها بیشتر از آنکه درباره «حق انتخاب» باشد، درباره آماده کردن فضا برای محدودیتهای آینده است. درست یا غلط، چنین برداشتی وجود دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
رویکرد متفاوت پلتفرمهای بینالمللی
یک مسئله مهم دیگر هم وجود دارد که طراحان این پویش معمولاً پاسخ مناسبی برای آن ندارند. آن هم به رفتار مسئولان و نهادهای رسمی کشور در استفاده از اینترنت بینالملل برمیگردد. خب اگر اینترنت بینالملل پرخطر، غیرضروری و زیانبار است، چرا تقریباً همه دستگاههای دولتی، وزارتخانهها، دانشگاهها، رسانههای رسمی و حتی بسیاری از مسئولان ارشد کشور در پلتفرمهای بینالمللی حضور فعال دارند؟
همه ما فعالیت مقامات و مسئولان را در اینستاگرام، یوتیوب، ایکس، لینکدین یا پیامرسانهای جهانی دیدهایم و خیلیهایشان را دنبال میکنیم. واقعیت این است که خود ایشان هم میدانند ارتباط با جهان، بخشی از الزامات حکمرانی، اطلاعرسانی، تجارت، آموزش و دیپلماسی است. ماجرا یک جنبه طنزآمیز دیگر هم دارد. سالهاست کاربران ایرانی برای دسترسی به اینترنت آزادتر هزینه میدهند، نرمافزار نصب میکنند، تنظیمات پیچیده انجام میدهند و راههای مختلف را امتحان میکنند. بعد ناگهان پویشی شکل میگیرد که میگوید بیایید راهی پیدا کنیم تا دسترسی به اینترنت جهانی را آسانتر قطع کنیم.
این شبیه آن است که مسافران ساعتها در صف خرید بلیت یک قطار ایستاده باشند و ناگهان کسی پیشنهاد دهد سامانهای طراحی شود که مردم بتوانند داوطلبانه از سوار شدن منصرف شوند. نمیدانم که این پویش چقدر با استقبال مواجه شده و آیا کسی یا کسانی بودهاند که از چنین قابلیتی برای حضور نداشتن در اینترنت بینالملل استفاده کنند یا خیر؟ اما هر چه هست، بعید به نظر میرسد که این مطالبه را بتوان خواست عمومی جامعه دانست. قاعدتا نظر مردم برای طراحان این پویش مشخص است. چون مردم در رفتار روزمرهشان همیشه نظرشان را گفتهاند. هر زمان که امکان انتخاب داشتهاند، ارتباط بیشتر را به ارتباط کمتر ترجیح دادهاند و جهان بزرگتر را به جهان کوچکتر. همین مسئله روشنترین پاسخی است که میتوان به کل این ماجرا داد.