#داغ های خبری
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

قتل در خیابان با اسلحه

شدت آسیب به بافت‌ها و شریان‌های برزو درحالی‌که گلوله به شکمش برخورد کرده بود؛ به حدی زیاد بود که بلافاصله بعد از انتقال به بیمارستان به کام مرگ فرورفت

فاطمه شیخ علیزاده: آذرماه سال قبل درگیری مسلحانه مقابل یک جگرکی در شهرستان بهارستان رنگ خون گرفت. در جریان این درگیری صاحب جگرکی به نام برزو به دست راننده یک خودروی عبوری، هدف اصابت گلوله قرار گرفت و به‌سرعت به بیمارستان منتقل شد.

شدت آسیب به بافت‌ها و شریان‌های برزو درحالی‌که گلوله به شکمش برخورد کرده بود؛ به حدی زیاد بود که بلافاصله بعد از انتقال به بیمارستان به کام مرگ فرورفت.
به‌این‌ترتیب رسیدگی به پرونده در فاز جنایی قرار گرفت و بازپرس ویژه قتل به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی برای رسیدگی به موضوع وارد عمل شدند.

‌تحقیقات ابتدایی

درحالی‌که در همان گام نخست از بررسی‌ها مشخص شد برادر برزو در زمان وقوع جنایت در محل حضور داشته، او هدف تحقیقات جنایی قرار گرفت و به مأموران گفت: «شب حادثه به همراه برادرم مقابل مغازه جگرکی او ایستاده بودیم که یکی از بچه محل‌هایمان به نام سلمان با خودروی خود به‌سرعت داخل کوچه پیچید و از ماشین پیاده شد و یک اسلحه شکاری بیرون کشید. او اسلحه را به سمت برادرم نشانه رفت و گفت دارودسته افرادی که یک ساعت پیش اینجا با من درگیر شدند و کتکم زدند کجا هستند؟ اما برادرم می‌گفت که از آنها خبر ندارد.»

برادر مقتول ادامه داد: «سلمان یک ساعت قبل از حادثه مقابل جگرکی با عده‌ای درگیر شده بود و برای همدیگر چاقو کشیده بودند. حالا از برادرم می‌خواست که نشانی آنها را بگوید؛ اما برزو چیزی نمی‌دانست. سلمان با اسلحه‌ای که در دست داشت قدم‌به‌قدم سمت برادرم نزدیک شد. او فریاد می‌زد و آدرس را می‌خواست. در همان حین ناگهان او شلیک کرد و از مهلکه گریخت.»

دستگیری متهم

با اطلاعاتی که مأموران از اظهارات برادر مقتول کسب کردند، سلمان به‌عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام در اقدام ضربتی پلیس به دام افتاد.
متهم در اولین مواجهه با مأموران به اتهام خود اقرار کرد و گفت: «در جریان درگیری با برزو او لوله اسلحه من را کشید و من تعادلم بر هم خورد و دستم روی ماشه رفت. ناگهان گلوله از اسلحه شلیک شد؛ اما قصد کشتن برزو را نداشتم.»

او همچنین در مورد علت حمل سلاح گفت: «من چوپان هستم و اسلحه شکاری من مجوز داشت. الان چند ماهی می‌شود که مجوز سلاحم تمام شده است و فرصت نکردم برای تمدید سلاحم مراجعه کنم.» با اعتراف متهم به قتل و تکمیل تحقیقات، درحالی‌که اولیای دم تقاضای قصاص کردند، پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

در دادگاه

در جلسه محاکمه، سلمان پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خودش ادعاهای تازه‌ای مطرح کرد و گفت: «من با برزو و برادرش دوست بودم. آنها از کاسبان محله ما بودند و با همدیگر سلام و احوالپرسی داشتیم. شب حادثه من در حال عبور از مقابل مغازه جگرکی بودم که دیدم چند نفر ناشناس در حال دعوا با برزو هستند. من نمی‌دانستم ماجرا چیست؛ اما به هواخواهی از برزو وارد دعوا شدم. یکی از آن افراد ناشناس با چاقو به دستم ضربه‌ای زد که زخمی شدم. برای همین داخل ماشینم نشستم که محل را ترک کنم؛ اما آنها دنبالم آمدند و با مشت بر سرم می‌کوبیدند و می‌گفتند از ماشین پیاده شو. من هم گفتم اهل دعوا نیستم و آن محل را ترک کردم.»

متهم ادامه داد: «وقتی به خانه‌مان رسیدم، زخم دستم را بستم و شام خوردم. بعد اسلحه شکاری‌ام را برداشتم و برای انتقام از آنها از خانه بیرون زدم. همسرم گریه می‌کرد و می‌گفت با سلاح سراغ کسی نرو؛ اما آنها با نامردی، چند نفری سر من ریختند که تنها بودم.»

سلمان درباره لحظه درگیری گفت: «وقتی به آنجا رسیدم دیگر خبری از افراد ناشناس نبود. به برزو گفتم آنها که بودند و از او خواستم نشانی‌شان را به من بدهد. اما او نزدیک آمد و لوله تفنگم را گرفت. نمی‌دانم چه شد که ناگهان گلوله به او شلیک شد. من اصلاً نمی‌خواستم او را بکشم. همین یک ساعت قبل بود که داشتم به هواخواهی از او دعوا می‌کردم؛ اما حالا دستم به خونش آلوده شده بود.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.

 

دیدگاهتان را بنویسید