آمارهای رسمی نشان میدهد نرخ سزارین در ایران به حدود ۶۰ درصد رسیده و فاصله زیادی با استاندارد جهانی دارد
حمیدرضا خالدی: تولد یک نوزاد به عنوان یکی از طبیعیترین فرآیندهای فیزیولوژیک بشر، در ایران به یک چالش جدی مدیریتی و بهداشتی تبدیل شده است. آمارهای رسمی حکایت از یک تغییر پارادایم نگرانکننده دارند؛ جایی که جراحیهای سزارین، جایگزین زایمان طبیعی شده است. در جدیدترین اظهارنظری که در این زمینه صورت گرفته، دکتر رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، هشدار داده است که وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچوجه خوب نیست.
او با صراحت اعلام کرده که ایران اکنون جزو دو تا سه کشوری در جهان است که بیشترین میزان سزارین را دارد؛ واقعیتی که برای نظام سلامت یک امتیاز منفی بزرگ محسوب میشود. در حالی که سازمان جهانی بهداشت در این خصوص هشدار میدهد، در ایران سزارین از یک ضرورت پزشکی نجاتبخش، به یک انتخاب سلیقهای، فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده که آمارهای آن اکنون سه برابر استانداردهای جهانی است.
ایران در مقابل جهان
سعیدی در تحلیل وضعیت موجود میگوید؛ میزان سزارین در کل کشور به عدد ۵۸ درصد رسیده است و اگر جمعیت اتباع را از این محاسبات کنار بگذاریم، این نرخ به ۶۰ درصد میرسد. این در حالی است که در برخی شهرهای کشور، این آمار تا ۸۵ درصد نیز گزارش شده است. برای درک عمق فاجعه باید به استانداردهای سازمان جهانی بهداشت (WHO) نگاهی انداخت؛ این سازمان معتقد است تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد زایمانها باید به صورت سزارین انجام شود و ۸۰ تا ۸۵ درصد دیگر باید به صورت طبیعی باشد.
با این حساب، آمار ایران دقیقاً سه برابر استاندارد جهانی است. جالب اینجاست که در بسیاری از کشورهای پیشرفته، نرخ سزارین حدود ۳۰ درصد است و ایران با آنها اختلافی فاحش دارد. این روند در حالی طی چند دهه اخیر صعودی شده که دو دهه پیش، آمار کشور ما نیز حدود ۳۰ درصد بود، اما بهرغم برنامهریزی برای کاهش سالانه ۵ درصدی، ما با افزایش مداوم روبهرو بودهایم.
از ترس تا فقدان آموزش
دکتر لیلا نظری رباطی، متخصص زنان و زایمان، در گفتوگو با «هفت صبح» ضمن تایید افزایش چشمگیر مراجعات برای سزارین، به ریشههای این تمایل میپردازد. او معتقد است که یکی از اصلیترین عوامل، ترس از دردهای زایمان طبیعی است. نظری میگوید: «در تمام دنیا روشهای زایمان راحت و بیدرد ابداع شده و آموزش داده میشود که طی آن مادران میتوانند فرزندشان را با کمترین درد و آسیب به دنیا بیاورند، اما متاسفانه در ایران این آموزشها چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. نه پزشکان تمایل زیادی به استفاده از این روشها دارند و نه به مادران آموزشهای لازم داده میشود.» این فقدان آگاهی باعث شده است که زایمان طبیعی در ذهن مادر ایرانی با درد و شکنجه گره بخورد، در حالی که سزارین به عنوان یک راه گریز «شیک و بیدرد» معرفی میشود.
سزارین و توهم زیبایی؛ نگرانی از فرم بدن
یکی دیگر از ابعاد اجتماعی این پدیده، نگرانی زنان از تغییرات فیزیکی پس از زایمان طبیعی است. بسیاری از مادران تصور میکنند سزارین کمترین آسیب را به فرم بدن وارد کرده و آنها را سریعتر به ظاهر قبل از بارداری بازمیگرداند. این موضوع جنبه روانشناختی عمیقی دارد و سزارین را با مفهوم زیبایی پیوند داده است. در حالی که متخصصان معتقدند با ورزشهای پیش و پس از بارداری، فرم بدن در زایمان طبیعی هم به خوبی حفظ میشود، اما تبلیغات غیرمستقیم سزارین به عنوان یک روش «مدرن»، این باور غلط را در جامعه نهادینه کرده است.
جراحی لایهها؛ خطراتی که دیده نمیشوند
نظری برخلاف تصور عامه که سزارین را بیخطر میدانند، هشدار میدهد که این عمل در واقع یک جراحی مهم است. او میگوید: «شما در سزارین لایهها و بخشهای مختلفی از بدن را جراحی میکنید. این عمل تبعات خاص خود را دارد؛ از احتمال آسیب به رگهای اصلی گرفته تا ایجاد چسبندگیهای شدید شکم و رحم که میتواند بارداریهای بعدی را با خطر جدی مواجه کند.» از سوی دیگر، به گفته او نوزادانی که با سزارین متولد میشوند، از مزیت فشار کانال زایمان محروم میمانند. این فشار باعث خروج مایعات از ریههای نوزاد میشود و نوزادان طبیعی معمولاً مشکلات تنفسی کمتری دارند. همچنین به گفته این متخصص زنان و زایمان باور غلطی که میگوید سزارین فشار به سر نوزاد را کم میکند، از نظر پزشکی در اکثر موارد بیاساس است، چرا که جمجمه نوزاد دقیقاً برای تحمل این فشار طراحی شده است.
تبعات روحی و روانی یک زایمان غیرطبیعی
یکی از جنبههای کمتر دیده شده سزارین، آسیبهای روانی آن است. نظری معتقد است بسیاری از زنان بعد از عمل دچار مشکلات روحی میشوند، چون حس میکنند بخشی از تجربه مادرانه خود یعنی زایمان طبیعی را از دست دادهاند. همچنین در برخی موارد، مادران سزارینی در برقراری ارتباط اولیه و تماس پوستی با نوزاد دچار مشکل میشوند. او تاکید میکند که اگر عوارض روحی پس از سزارین پیش بیاید، حمایت نزدیکان و مراجعه به مشاور ضروری است. همچنین جراحیهایی که به دلیل عوارض سزارین مانع بارداریهای بعدی میشوند، میتوانند منجر به افسردگیهای مزمن در زنان شوند.
چشم و همچشمی؛ سزارین در بیمارستانهای لاکچری
ولی شاید جالب باشد که بدانید در این میان عوامل فرهنگی و پدیدههایی مانند رقابتهای خانوادگی نیز در این آمار نقش مهمی دارند. نظری در این زمینه به واقعیتی تلخ اما غیرقابل انکار اشاره میکند: «زنان بسیاری هستند که به خاطر چشم و همچشمی با اقوام و دوستان، اصرار دارند سزارین آنها در بیمارستانهای گرانقیمت و لاکچری انجام شود. این کار هزینههای سنگین و گاه نجومی چند صد میلیون تومانی روی دست خانواده میگذارد. اگر این افراد میدانستند این عمل چقدر میتواند برایشان خطرناک باشد، شاید کمتر تمایل و اصرار نشان میدادند.» این تغییر نگاه به زایمان به عنوان یک «کالای لوکس»، یکی از بزرگترین موانع ترویج زایمان طبیعی در ایران است.
چرا پزشکان از زایمان طبیعی میترسند؟
بخشی از تمایل پزشکان به انجام عملهای سزارین نیز به ابعاد حقوقی زایمانهای طبیعی بر میگردد. سعیدی در این خصوص مدعی است که ریسک زایمان طبیعی برای پزشک بسیار بالا است و میتواند وی را با عواقب حقوقی پیچیدهای مواجه کند ولی در عین حال پزشکان دریافتی کمی دارند. وی به پروندهای اشاره میکند که در آن یک فرد ۱۸ ساله از پزشک زمان تولد خود شکایت کرده بود. در چنین ساختار حقوقی که پزشک بابت هر اتفاق غیرقابل پیشبینی در زایمان طبیعی باید سالها پاسخگو باشد، بسیاری از متخصصان ترجیح میدهند با انجام یک سزارین برنامهریزی شده، خود را از دردسرهای قانونی و نظارتی دور کنند و البته پول خوبی هم بگیرند! این موضوع باعث شده است که حتی پزشکان معتقد به زایمان طبیعی نیز در مقابل اصرار بیمار برای سزارین، مقاومت چندانی نشان ندهند.
سزارین به عنوان یک مداخله ناخواسته
با این حال همچنان یک سوال مهم باقی است. اینکه آیا در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته در علم زنان و زایمان نیز مانند ایران آمار سزارین تا این حد بالاست؟ سوالی که پاسخ نظری به آن منفی است. او با مقایسه ایران با کشورهایی مثل ایتالیا و آمریکا و… میگوید: «دوستان همکارمن در خارج از کشور وقتی میشنوند ما روزانه چندین عمل سزارین انتخابی داریم، شوکه میشوند. در آنجا سزارین به هیچ وجه توصیه نمیشود چون پزشکان و سیستم درمانی میدانند که این عمل چه هزینهها و خطراتی برای مادر دارد. به خصوص در کشوری مانند ایتالیا که سزارین امری تقبیح شده است و به همان نسبت آمار آن نیز بسیار پایین است و در عوض، زایمان طبیعی بیدرد به شدت رواج دارد و مادران از آن استقبال میکنند.» در واقع در فرهنگ جهانی، زایمان طبیعی یک موفقیت و سزارین یک «شکست در روند طبیعی» محسوب میشود، اما در ایران این معادله دقیقاً برعکس شده است.
سزارین اول؛ پایان زایمان طبیعی در آینده
سزارین اما جنبههای دیگری هم دارد. سعیدی هشدار میدهد که سزارین انتخابی در فرزند اول، یک بنبست مهم در باروری ایجاد میکند. او معتقد است که وقتی فرزند اول با سزارین متولد میشود، تولد فرزند دوم به صورت طبیعی خطرناک است و هر پزشکی زیر بار آن نمیرود. بنابراین، تصمیم اشتباه در اولین زایمان، سرنوشت بارداریهای بعدی مادر را نیز به اتاق عمل گره میزند.
از بودجه تشویقی تا کارانه ۱۰ برابری
با تمام این تفاصیل وزارت بهداشت برای مقابله با این بحران، سیاستهای جدیدی را در دستور کار قرار داده است. تشکیل «کمیته سلامت مادران» و اختصاص بودجههای تشویقی به دانشگاههای علوم پزشکی که موفق به کاهش آمار سزارین شوند، از جمله این اقدامات است. همچنین دکتر سعیدی از مصوبهای خبر داد که بر اساس آن کارانه زایمان طبیعی قرار است ۱۰ برابر افزایش یابد تا انگیزه مالی پزشکان و ماماها بهبود یابد. او تاکید میکند که اگرچه این مبالغ با نرخ تورم هنوز ناچیز است، اما گامی برای اصلاح ساختار پرداختیها محسوب میشود.
زمانی که سزارین فرشته نجات است
با وجود تمام انتقادها به سزارینهای اختیاری، باید مرز میان «انتخاب سلیقهای» و «ضرورت پزشکی» را حفظ کرد. حدود ۸ تا ۱۰ درصد زایمانها (و طبق گفته WHO تا ۲۰ درصد) به دلایلی مانند کاهش ضربان قلب جنین، خونریزی شدید، یا جدا شدن زودرس جفت باید حتماً به صورت سزارین انجام شوند. در این موارد، سزارین نه تنها بد نیست، بلکه تنها راه حفظ جان مادر و نوزاد است. بحران زمانی رخ میدهد که این جراحی نجاتبخش، به یک روش عمومی برای ۶۰ درصد جامعه تبدیل میشود.
بازگشت به آغوش طبیعت
گزارشها و نظرات کارشناسانی مانند دکتر سعیدی و دکتر نظری نشان میدهد که ایران در میانه یک بحران عمیق در حوزه باروری قرار دارد. شکاف سه برابری آمار سزارین در ایران با استانداردهای جهانی، محصول مشترک ترس، فقدان آموزش، منافع اقتصادی کادر درمان و فرهنگ مدرنیته کاذب است. برای برونرفت از این وضعیت، نظام سلامت باید بر روی سه محور متمرکز شود: اول، آموزش گسترده زایمانهای بیدرد به مادران؛ دوم، اصلاح تعرفهها و حمایت حقوقی از پزشکان در زایمان طبیعی؛ و سوم، فرهنگسازی برای زدودن این باور که سزارین یک کالای لاکچری است. زایمان طبیعی، نخستین حق نوزاد برای شروعی سالم و فیزیولوژیک در این جهان است و بازگرداندن این حق به نوزادان ایرانی، نیازمند یک عزم ملی و تغییر در باورهای تمام ارکان جامعه است.