طلا امروز در قیمتهای کنونی، در حال قیمتگذاری یک «سناریوی میانه» است: نه آنقدر خوشبینانه که رکود تورمی را قطعی بداند، و نه آنقدر بدبینانه که انتظار معجزه فدرال رزرو را داشته باشد. اما بازار طلا همیشه به دنبال محرکهای غیرمنتظره است.
به گزارش سرمایه فردا، بازار طلا در هفتههای اخیر نفسگیر شده است. هر اونس طلا پس از یک جهش تاریخی، حالا در حوالی ۴۳۰۰ دلار در نوسان است. اما سوالی که ذهن سرمایهگذاران بزرگ را به خود مشغول کرده، این است: طلا برای جهش بعدی به چه محرکی نیاز دارد؟ پاسخ بسیاری از تحلیلگران به یک کلمه ختم میشود: رکود تورمی. وضعیتی که در آن اقتصاد ضعیف میشود، اما تورم همچنان بالاست. بنبستی که بانکهای مرکزی را فلج میکند، اما برای طلا یک بمب ساعتی تمامعیار است. در گزارش پیش رو، سناریوهای جهش طلا را در دل این بحران بالقوه بررسی میکنیم.
رکود تورمی (Stagflation) کابوسی است که اقتصاددانان از آن وحشت دارند. در این وضعیت، رشد اقتصادی متوقف میشود یا منفی میشود، نرخ بیکاری بالا میرود، اما قیمتها همچنان سیر صعودی خود را ادامه میدهند. مشکل بزرگ اینجاست که ابزارهای سنتی سیاست پولی، دیگر کارایی ندارند. بانک مرکزی در یک دوگانگی سخت گیر میکند: اگر برای مهار تورم، نرخ بهره را بالا نگه دارد، رکود را عمیقتر میکند و بیکاری را تشدید مینماید. اگر برای نجات اقتصاد، نرخ بهره را کاهش دهد، تورم دوباره جان میگیرد و از کنترل خارج میشود.
در چنین بنبستی، سرمایهگذاران به طور طبیعی به سمت پناهگاههای امن فرار میکنند. طلا، که در برابر تورم و بیثباتیهای اقتصادی همیشه سپر بوده است، تبدیل به مقصد اصلی نقدینگی میشود. تجربه دهه ۱۹۷۰ در آمریکا به خوبی این پدیده را نشان میدهد: در آن سالها که رکود تورمی گریبانگیر اقتصاد بود، قیمت طلا از ۳۵ دلار به ۸۵۰ دلار در هر اونس جهش کرد. یعنی بیش از ۲۳ برابر شدن در کمتر از یک دهه. حالا، نیم قرن بعد، نشانههای مشابهی در اقتصاد جهانی دیده میشود.
سؤال اصلی اینجاست: آیا اقتصاد آمریکا واقعاً در حال ورود به رکود تورمی است؟ پاسخ روشن نیست، اما نشانههای هشداردهنده ای وجود دارد. اولین و مهمترین کلید، بازار کار است. گزارش اشتغال ماه مه آمریکا نشان داد که ۱۷۲ هزار شغل جدید ایجاد شده است. این رقم فراتر از انتظار تحلیلگران بود. اما نرخ بیکاری همچنان در سطح ۴.۳ درصد باقی مانده و نرخ مشارکت نیروی کار نیز تغییر نکرده است. دادهای که هنوز منتشر نشده، اما میتواند تعیینکننده باشد، روند آینده اشتغال است.
اگر در ماههای آینده شاهد کاهش تدریجی اشتغالزایی باشیم، اما تورم (و مهمتر از آن، انتظارات تورمی) در سطوح بالا باقی بماند، آن وقت است که زنگ خطر رکود تورمی به صدا درمیآید. به عبارت دیگر، «ضعیف شدن بازار کار در کنار تورم بالا» همان معادله طلایی (یا بهتر بگوییم، طلاییزایی) برای فلز زرد است.
در حال حاضر، تورم نقطه به نقطه آمریکا در محدوده ۳.۵ تا ۴ درصد (بسته به شاخص) در نوسان است که بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو است. همزمان، نرخ رشد اقتصادی نیز در حال کاهش است. برخی شاخصهای پیشرو، از جمله شاخص اعتماد مصرفکننده و شاخص مدیران خرید (PMI)، نشانههایی از سرد شدن اقتصاد را نشان میدهند. اگر این روند ادامه پیدا کند و تورم سرسختانه باقی بماند، آنگاه رکود تورمی از یک سناریوی نظری به یک تهدید واقعی تبدیل خواهد شد.
با فرض شکلگیری رکود تورمی، قیمت طلا میتواند چه مسیری را طی کند؟ تحلیلگران بازار کالا دو سناریو را پیش روی طلا تصور میکنند. سناریوی اول، تکرار الگوی تاریخی دهه ۱۹۷۰ با قدری تعدیل است. در آن الگو، قیمت طلا به طور متوسط سالانه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد رشد میکرد. اگر چنین رشدی از قیمت پایه ۴۳۰۰ دلاری تکرار شود، رسیدن به ۵۵۰۰ تا ۶۰۰۰ دلار در افق ۱۲ تا ۱۸ ماهه، دور از دسترس نیست.
سناریوی دوم اما جسورانهتر است. برخی تحلیلگران از جمله بانکهای سرمایهگذاری مانند گلدمن ساکس و بانک آمریکا، پیشبینی کردهاند که در صورت تشدید بحران ژئوپلیتیک همزمان با رکود تورمی، قیمت طلا میتواند از ۶۰۰۰ دلار نیز عبور کند. این سناریو با در نظر گرفتن تشدید درگیری در خاورمیانه (بسته شدن تنگه هرمز)، افزایش قیمت نفت به بالای ۱۵۰ دلار، و فروپاشی نسبی اعتماد به دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، قابل تصور است. در چنین جهنمی، طلا دیگر فقط یک کالای سرمایهگذاری نیست، بلکه آخرین سنگر ارزشپولی است.
با این حال، رسیدن به اهداف ۵۵۰۰ تا ۶۰۰۰ دلار، نیازمند تحقق پیششرطهای مشخصی است. اول، تثبیت رکود تورمی با دادههای رسمی (دست کم دو فصل متوالی رشد منفی همراه با تورم بالای ۴ درصد). دوم، ناتوانی فدرال رزرو در مدیریت این بحران و ایجاد اعتماد به بازارها. سوم، افزایش تنشهای ژئوپلیتیک که امنیت سایر داراییهای امن (مانند دلار و اوراق خزانه) را نیز زیر سؤال ببرد.
اما همه چیز به نفع طلا نیست. فدرال رزرو ابزارهایی برای خنثی کردن سناریوی رکود تورمی دارد، هرچند هزینهبر. اولین و سادهترین راه، پذیرش یک رکود عمیق و کوتاهمدت برای کشتن تورم است. یعنی افزایش شدید و سریع نرخ بهره تا جایی که تقاضای کل فرو بریزد و تورم به اهداف ۲ درصدی بازگردد. این راه، اگرچه از نظر سیاسی و اجتماعی پرهزینه است، از نظر اقتصادی میتواند طلا را متوقف کند.
راه دوم، هماهنگی با سایر بانکهای مرکزی بزرگ (اروپا، انگلیس، ژاپن) برای مداخله هماهنگ در بازار ارز و کالا است. اما در شرایط کنونی که هر بانک مرکزی درگیر مشکلات داخلی خود است، هماهنگی معنادار بعید به نظر میرسد. راه سوم، پذیرش تورم بالاتر برای مدتی طولانی تر و تلاش برای رشد اقتصادی از طریق سیاستهای مالی (نه پولی) است. این راه اما پُرریسک است و ممکن است اطمینان سرمایهگذاران به توانایی فدرال رزرو در کنترل تورم را برای همیشه از بین ببرد.
تله طلا دقیقاً همینجاست. سرمایهگذاران هوشمند نه بر اساس قیمت فعلی، که بر اساس انتظارات از آینده تصمیم میگیرند. اگر بازار باور کند که فدرال رزرو توان خروج از بنبست رکود تورمی را ندارد، طلا جهش خواهد کرد. و اگر باور کند که فدرال رزرو میتواند معجزه کند، طلا در همین محدودهها نوسان میکند و شاید حتی اصلاح بخورد. بنابراین پیشبینی قیمت طلا، در وهله اول پیشبینی سیاستهای فدرال رزرو و سپس پیشبینی دادههای اقتصاد کلان آمریکا (به ویژه اشتغال و تورم) است.
طلا امروز در قیمتهای کنونی، در حال قیمتگذاری یک «سناریوی میانه» است: نه آنقدر خوشبینانه که رکود تورمی را قطعی بداند، و نه آنقدر بدبینانه که انتظار معجزه فدرال رزرو را داشته باشد. اما بازار طلا همیشه به دنبال محرکهای غیرمنتظره است. سناریوی رکود تورمی، در صورتی که با نشانههای ملموسی از ضعیف شدن بازار کار در کنار تورم بالا همراه شود، میتواند همان جرقه جهش بعدی باشد.
بنابراین تا وقتی ترس از رکود بیشتر از ترس از تورم باشد، طلا میماند و نوسان میکند. اما وقتی ترس از تورم دوباره بر ترس از رکود پیشی بگیرد (یعنی مردم بیشتر نگران گرانی باشند تا بیکاری)، آن وقت طلا آماده پرواز خواهد شد. و آن پرواز، شاید مقصدش ۵۵۰۰ یا حتی ۶۰۰۰ دلار باشد. نه به خاطر خوشبینی به طلا، که به خاطر بدبینی به توانایی سیاستگذاران در مدیریت بحران.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا