برداشت شن و ماسه از رودخانهها، محل زادآوری طبیعی ماهیان را تخریب و تلفات گستردهای ایجاد کرده است
لیلا مرگن: شیلات، طبق برنامه هر ساله در حال رهاسازی بچه ماهیها در رودخانههای منتهی به دریای کاسپین است. اقدامی که کارشناسان، آن را مسکنی برای حفظ نسل آبزیان، در این اکوسیستم میدانند و بر این باورند که اگر با همین رویه ادامه دهیم، نه تنها ترکیب گونههای ماهی در دریای خزر با اختلال مواجه میشود، بلکه در درازمدت با نوعی فرسایش ژنتیکی و انقراض نسل ماهیهای این پهنه آبی مواجه خواهیم شد. کارشناسان معتقدند که تعطیلی واحدهای تحقیقاتی مستقر در شمال کشور، صدور مجوز برداشت شن و ماسه از رودخانههای منتهی به دریا در فصل زادآوری و عدم توجه به تقویت زادآوری طبیعی در این اکوسیستم به دلیل محدودیتهای موجود، مهمترین تهدیدهایی است که باید برای آن چارهای اندیشیده شود.

هر سال بهار که میآید، لیستی از تعداد بچه ماهیهای رها شده در رودخانههای منتهی به خزر از سوی سازمان شیلات ایران بهعنوان عملکرد ارائه میشود. اقدامی که بیشتر مبتنی بر حفظ معیشت جامعه محلی وابسته به دریا است و خیلی حساب و کتابهای محیط زیستی و حفاظت از تنوع ژنتیکی دریای شمال در آن جایی ندارد اما با این وجود، گویا همین اقدامات، تنها ضامن تداوم حیات در دریای خزر بوده است.
تکثیر گونه، کاری غیرعلمی نیست
صابر وطن دوست ماهی شناس، در گفتوگو با هفت صبح، تکثیر ماهی بهمنظور بازسازی ذخایر را اقدامی معرفی میکند که قبل از انقلاب در جریان بوده و آن را اقدامی غیر علمی نمیداند.به گفته او، اگرچه تکثیر در طبیعت بهترین شرایط را از نظر تنوع ژنتیکی ایجاد میکند اما از گذشته برای ماهیان خاویاری، سفید، سوف و سیم تکثیر با هدف بازسازی ذخایر انجام میشده است.

زیرا اغلب این گونهها، ماهیان رود کوچ هستند و برای تخمریزی به رودخانهها میآیند. اکنون هم این شرایط برای آنها وجود ندارد. تکثیر مصنوعی در دراز مدت فرسایش ژنتیکی ایجاد میکند اما وطن دوست این مخاطره را به دلیل آنکه رودخانه در اختیار محیط زیست و شیلات نیست و عوامل متعددی در مدیریت رودخانهها نقش دارد، بهعنوان یک مسکن میپذیرد.
بر هم خوردن ترکیب طبیعی گونهها
به گفته وطن دوست، اقدامات انجام شده برای بازسازی گونهها و نبود جمعیت مولد کافی برای ماهیان ازونبرون یا عدم موفقیت در تکثیر مصنوعی این گونه، سبب شده که امروز ماهی قرهبرون یا تاسماهی ایرانی به دلیل اقدامات شیلات جمعیت بیشتری در دریای کاسپین پیدا کند، یا ماهی سفید، به گونه غالب این اکوسیستم تبدیل شود؛ در حالی که در گذشته چنین شرایطی را نداشته است.

او، راه چاره را تدوین یک برنامه اقدام بینالمللی برای حفاظت از کاسپین معرفی میکند تا ارگانهای مختلف و کشورهای حاشیه این دریا، در اجرای آن مشارکت داشته باشند.
پیشنهاد وطن دوست آن است که با توجه به از دست رفتن رودخانههای منتهی به دریا در استان گلستان، دو استان مازندران و گیلان پس از انجام مطالعه، برآورد کنند که چه گونههایی همچنان به رودخانهها مهاجرت میکنند. سپس برای دو تا سه ماهی که رودخانهها پذیرای ماهیان مولد هستند، برنامههای حفاظتی تعریف شود تا تکثیر طبیعی هم در رودخانهها داشته باشیم. به این ترتیب مولدها به صورت طبیعی بهگزینی میشوند و انتخاب طبیعی در جمعیت ماهیان دریای کاسپین، نقش خواهد داشت. قطعا ماهیان حاصل از تکثیر طبیعی، بازماندگی بهتری نسبت به تکثیر مصنوعی در اکوسیستم دارند.
البته این ماهی شناس، شنیده است که سازمان شیلات ایران برای تکثیر طبیعی ماهی سفید چنین برنامهای را در رودخانه خیرود واقع در نوشهر اجرایی کرده و در فصل تولید مثل این گونه، از رودخانه محافظت میکند. بنابراین، او معتقد است که باید از این شیوه استفاده شود و برای سایر گونهها هم فرصت تکثیر طبیعی فراهم شود.
تاکید بر انجام اقدامات حفاظتی
اگرچه اقدامات شیلات چندان منطبق بر الگوهایی که باید در یک اکوسیستم طبیعی اجرایی شود، نیست اما محمدرضا فاطمی استاد دانشگاه نیز در گفتوگو با هفتصبح تاکید میکند که اگر شیلات همین کارها را انجام نمیداد، امروز خیلی از گونههای ماهی خزر مثل کولمه، خاویاری و ماهی سفید را اصلا نمیدیدیم.او تاکید میکند که شیلات در کنار رهاسازی بچه ماهیها، باید برای حفاظت از آنها برنامه داشته باشد. در مسیر رودخانه مانع صید آنها بشود تا این ماهیان به دریا بازگشته و چرخه زندگی خود را کامل کنند. آنها در نهایت بعد از رسیدن به سن باروری، به سمت رودخانهها مهاجرت میکنند.
تلفات به دلیل دستکاریهای طبیعت
در گذشته طی فصل بهار، نوار ساحلی مملو از بچه ماهیان خاویاری و دیگر گونههای رها شده در رودخانهها بود. جامعه محلی میگفتند که بچه ماهیهای تکثیری، شنا بلد نیستند و با کوچکترین موجی به ساحل آمده و میمیرند. شیلات هم دلیل مرگ و میر بالای بچه ماهیان خاویاری رها شده را عدم رعایت سایز در زمان رهاسازی اعلام میکرد. اما فاطمی میگوید که در سالهای اخیر این تلفات کاهش یافته و سازمان شیلات آموخته است که در کجا و چه زمانی بچه ماهیها را رهاسازی کند.
او البته به دلیل دیگری از تلفات بالای بچه ماهیها در سالهای اخیر اشاره میکند که حاصل مجوزهای وزارت نیرو برای دستکاری در بستر رودخانههاست. به گفته این استاد دانشگاه چند سالی است که شاهد تلفات زیادی از بچه گلآذین ماهیان و ماهیان خاویاری بودهایم که به دلیل صدور برداشت شن و ماسه توسط وزارت نیرو در بستر رودخانه تجن است. این بچه ماهیها، حاصل تکثیر طبیعی هستند و لابهلای شن و ماسه برداشت شده بستر رودخانه از دست میروند. این مرگ و میر ناشی از دستکاریهایی است که در طبیعت رخ میدهد.
به گفته فاطمی، برای مقابله با فرسایش ژنتیکی در دریای کاسپین، باید مولدین طبیعی سازمان شیلات از خود دریا صید شوند زیرا اگر از مولدین استخرهای پرورشی استفاده شود، نسل آن گونه رو به اضمحلال رفته و تنوع ژنتیکی کاهش مییابد. تقویت تکثیر طبیعی هم میتواند باعث شود ماهیت ژنتیکی گونهها حفظ شود.او تاکید میکند که تخم کشی از ماهیان خاویاری که در محیط محصور رشد یافتهاند، یک تهدید بزرگ برای آینده است اما به دلیل کاهش جمعیت مولدان ماهیان خاویاری، این اقدام انجام میشود.
فاطمی ضعیف شدن بخش تحقیقات شیلات را تهدیدی جدی برای تنوع ژنتیکی این اکوسیستم معرفی میکند زیرا ساختمان مرکز تحقیقات مازندران تصرف شده و به این ترتیب، بزرگترین مرکز اکولوژی خزر تعطیل شده است. بین بخش تولید و تحقیق فاصله افتاده و مرکزی که در قلم گوده انزلی وجود داشته و مهمترین مرکز تحقیقات آبزی پروری آبهای داخلی کشور بوده است، اکنون تعطیل و عملا متروکه شده است؛
بنابراین، آن پویایی لازم را ندارد. همه این مسائل به خاطر کم توجهی دولت رخ داده و مطمئنا تبعاتش در آینده دامنگیر تنوع ژنتیکی ماهیان و انقراض نسل آنها میشود. از دست رفتن کارشناسان این حوزه، ضربه جبران ناپذیری است که شاید روزی دیگر قابل جبران نباشد.
مشاهدات نشان میدهد که ماهیان مولد برخی گونههای دریای کاسپین، دیگر برای تخمریزی به رودخانهها سر نمیزنند. نبود اطلاعات کافی درباره وضعیت جمعیت گونهها و تعطیلی بخشهای تحقیقاتی، زنگ خطرهای جدی برای اکوسیستم رو به زوال دریای خزر را به صدا درآوردهاند که باید از سوی متولیان جدی گرفته شود.