رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵

فیلتر آموزش در مدارس

۱۴۰۵-۰۵-۲۷ ۰۲:۵۸ modir 0
اشتراک‌گذاری:
مدرسه تبدیل به محیطی می‌شود که در آن فقط کلیات درس گفته می‌شود، در حالی که «جوهره آموزش» و نکات طلایی، به فضای کلاس های خصوصی و آموزشگاهی و حتی مجازی منتقل شده است

حمید رضا خالدی: در دنیای امروز، آموزش دیگر تنها در چهاردیواری مدارس اتفاق نمی‌افتاد. حالا بعد از آموزگاه ها و کلاس های خصوصی ما در پلتفرم‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام، شاهد شکل‌گیری یک «دنیای موازی آموزشی» هستیم. در این دنیای جدید، معلمانی حضور دارند که اگرچه در مدارس رسمی مشغول به کارند و حقوق دریافت می‌کنند، اما درآمد اصلی و تمرکز واقعی آن‌ها در گروه‌های خصوصی حضوری و یا دوره‌های مجازی متمرکز شده است. جابجایی تمرکزی که می تواند پیامدهای منفی بسیاری را برای کیفیت آموزش رسمی کشوربه همراه داشته است.

تغییر اولویت از «رسالت» به «سودآوری»

مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که توازن بین درآمد رسمی و درآمد تدریس خصوصی به نفع دومی تغییر می‌کند. وقتی یک معلم می‌بیند که با برگزاری یک دوره خصوصی در فضای مجازی یا کلاس های آموزشگاهی، می‌تواند چندین برابر حقوق ماهیانه خود در مدرسه درآمد به دست آورد، ناخودآگاه اولویت‌های او تغییر می‌کند. در این حالت، کلاس‌های رسمی مدرسه دیگر به عنوان «جایگاه اصلی یادگیری» دیده نمی‌شوند، بلکه تنها به یک «تعهد اداری» تبدیل می‌شوند که باید برای دریافت حقوق، صرفاً حضور فیزیکی در آن حفظ شود.

پدیده «تخلیه محتوایی» در مدارس

یکی از آثار مخرب این وضعیت، اتفاقی است که به آن «تخلیه محتوایی» می‌گوییم. در بسیاری از موارد، معلمان به جای اینکه تمام نکات کلیدی، روش‌های تدریس پیشرفته و انرژی خود را در کلاس‌های حضوری به کار بگیرند، این مطالب را برای کلاس ها و گروه‌های «خصوصی» خود ذخیره می‌کنند. در واقع معلم به جای اینکه در کلاس رسمی دانش‌آموز را به چالش بکشد و به او یاد بدهد، محتوای آموزشی را به گونه‌ای ارائه می‌دهد که دانش‌آموز احساس کند برای یادگیری واقعی و جامع، «باید» عضو گروه‌های خصوصی یا دوره‌های مجازی او شود.  

در این شرایط، مدرسه تبدیل به محیطی می‌شود که در آن فقط کلیات درس گفته می‌شود، در حالی که «جوهره آموزش» و نکات طلایی، به فضای کلاس های خصوصی و آموزشگاهی و حتی مجازی منتقل شده است؛ جایی که فقط کسانی که توان مالی پرداخت هزینه را دارند، به آن دسترسی دارند.

سودآوری مجازی و فرسایش انرژی معلم

از نظر روان‌شناختی و آموزشی، هر فرد در روز توانایی و پتانسیل محدودی انرژی و خلاقیت دارد. معلمی که شب‌ها و عصرها ساعت‌های طولانی را صرف مدیریت گروه‌های تلگرامی یا حضور در کلاس های خصوصی برای پاسخ به سوالات خصوصی و تولید محتوا برای فضای مجازی می‌کند، در صبح روز بعد با یک «جسم خسته» و «ذهنی خالی» وارد کلاس رسمی می‌شود.  

این موضوع باعث می‌شود که تمرکز معلم بر روی دانش‌آموزان کلاس رسمی به شدت کاهش پیدا کند. او دیگر برای تغییر وضعیت یک دانش‌آموز ضعیف در کلاس تلاش نمی‌کند، چون انگیزه‌ او در جای دیگری است. در واقع، سودآوری بالای آموزش‌های مجازی و کلاس های خصوصی، باعث شده تا انگیزه معلمان برای ارتقای کیفیت آموزش رسمی از بین برود و مدرسه به محیطی تبدیل شود که در آن فقط «زمان می‌گذرانند» تا سال تحصیلی به پایان برسد.

سوالات بی پاسخ والدین و دانش آموزان

اکبر که فرزندش در سال دهم تحصیل می کند با ناراحتی از وضعیت فرزندش به «هفت صبح» می‌گوید: «فرزندم می‌گوید معلم‌هایش در کلاس حال و حوصله ندارند». اوایل فکر می‌کردیم شاید این یک خستگی عادی یا فشار کاری زیاد باشد، اما وقتی هر روز تکرار شد، متوجه شدیم مشکل جدی تر از این حرف ها است. پسرم می‌گوید معلم‌ها فقط می‌خواهند ساعت‌ها بگذرد و کلاس تمام شود. آن‌ها دیگر هیچ دغدغه‌ای برای اینکه ما واقعاً یاد بگیریم ندارند.»

این پدر تهرانی ادامه می‌دهد: «اما وقتی برای جویا شدن در مورد چند و چون ماجرا به مدرسه فرزندم رفتم معلم هایش تلویحا به ما می‌گویند اگر می‌خواهید فرزندتان واقعاً یاد بگیرد و در امتحانات موفق شود، ما دیگر در کلاس رسمی وقت نداریم که بیشتر توضیح دهیم. آن‌ها خیلی راحت و بدون هیچ خجالتی به ما می‌گویند اگر مایل هستید، ما می‌توانیم به صورت خصوصی در منزل یا در آموزشگاه‌هایی که ما تدریس می‌کنیم، به فرزند شما درس بدهیم. در واقع آن‌ها راه نجات را در پرداخت پول و کلاس خصوصی می‌بینند».

وی با ناراحتی سوالی را مطرح می کند که شاید سوال والدین بسیاری باشد؛ «سوال من این است که چطور یک معلم در مدرسه دولتی، وقت و انرژی ندارد که درس را درست توضیح دهد، اما وقتی نوبت به کلاس خصوصی می‌رسد، ناگهان وقت و توانایی پیدا می‌کند؟ چطور می‌شود که همان کسی که در کلاس رسمی خسته است و حال و حوصله ندارد، در کلاس خصوصی با انرژی کامل درس می‌دهد؟ می دانید معنای آن چیست؟ یعنی یادگیری فرزند ما در مدرسه، به گروگان گرفتن وضعیت مالی ما تبدیل شده است. ما مجبوریم برای اینکه بچه‌مان عقب نیفتد، هزینه‌های گزافی را بپردازیم که در واقع حق ما بوده و باید در همان مدرسه دولتی ارائه می‌شد.»

کلاس‌هایی برای گذراندن زمان

روایت منصورکه در مقطع هشتم درس می خواند نیز در نوع خودش شنیدنی است؛ «معلم‌های ما وقتی وارد کلاس می‌شوند، اصلاً انگار در دنیای دیگری هستند. بسیاری از آن‌ها یا مدام با گوشی‌هایشان بازی می‌کنند یا اینکه خسته به نظر می‌رسند و فقط می‌خواهند زمان بگذرد. درس‌ها را خیلی سرسری و گذرا می‌دهند و می روند. مثلاً یکی از معلم هایمان فقط می‌گوید شما این چند صفحه را بخوانید و هر کسی نظری دارد بگوید تا درس زودتر تمام شود. هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که ما واقعاً متوجه شدیم یا نه!. برای آن‌ها مهم نیست که ما در آینده چه اتفاقی برایمان می‌افتاد».

منصور با ناراحتی تعریف می‌کند که هر وقت کسی از ما دستش را بلند می‌کند تا بپرسد فلان نکته چه معنایی دارد یا چرا این‌طور شد، معلم خیلی سریع جواب می‌دهد که وقت ندارم اینجا این‌ها را توضیح دهم. بعد هم با لحنی که انگار دارد لطف می‌کند، می‌گوید اگر واقعاً می‌خواهید یاد بگیرید و توضیح کامل بخواهید، باید به کلاس‌های خصوصی من بیایید. در واقع مدرسه برای ما تبدیل شده به جایی که فقط باید در آن حضور فیزیکی داشته باشیم تا غیبت نخوریم، اما یادگیری واقعی در جای دیگری اتفاق می‌افتاد.»

آهی می کشد و ادامه می دهد: «آخر منی که پدرم کارمند است از کجا باید هزینه های نجومی کلاس های آنلاین خصوصی یا کلاس های حضوری خصوصی را بدهم!؟»

وی با لحنی ناامیدانه ادامه می دهد؛ «من کاملاً متوجه هستم که اکثرمعلم های ما دیگر هیچ علاقه‌ای به درس دادن در مدرسه ندارند. آنها حال و حوصله ندارد. ما بچه‌ها هم وقتی می بینیم که معلم ها دغدغه‌ای برای یادگیری ما ندارند، ما هم علاقه خودمان را از دست می دهیم. یعنی یک چرخه باطل ایجاد شده است؛ معلم درس نمی‌ دهد و از ما توقعی ندارد، ما هم دیگر انگیزه‌ای نداریم. برای معلم اصلاً مهم نیست که ما چه یاد می‌گیریم. او فقط می‌خواهد ساعت کاری‌اش تمام شود تا به کارهای دیگرش برسد.»

فرصت‌های پولی

حالا کار به جایی رسیده که حتی به گفته والدین و دانش آموزان برخی از معلم ها علنا در سرکلاس ها بچه ها را به حضور در کلاس های خصوصی اشان – چه در آموزشگاه ها و چه در فضای مجازی- تشویق می کنند. عطیه که دانش آموز مقطع هفتم است در این مورد روایت می کند که بعضی از معلم های ما در کلاس به صورت علنی به ما پیشنهاد می دهند که هر کسی می‌خواهد یادگیری کامل‌تری داشته باشد و دنبال نکات مهم است، می‌تواند در کلاس‌های آنلاین و فضای مجازی آنها شرکت کند. حتی می گویند که مبلغش هم خیلی کمتر از کلاس‌های خصوصی است و هر کسی شهریه اش را بپردازد می‌تواند عضو شود. یعنی معلم خودش در کلاس رسمی مدرسه، ما را به سمت آموزش‌های پولی و مجازی هدایت می‌کند. او در کلاس رسمی فقط کلیات را می‌گوید و تمام جزئیات و نکات طلایی را برای گروه‌های تلگرامی و آنلاینش نگه می‌دارد!».

این دانش‌آموز ادامه می‌دهد: «از طرف دیگر ما می‌بینیم که معلم های ما در فضای مجازی بسیار فعال هستند و محتواهای جذابی می‌سازند، اما همین انرژی و خلاقیت را هرگز در کلاس‌های حضوری مدرسه نمی‌بینیم. انگار مدرسه برای آن‌ها فقط یک جایگاه اداری است که باید در آن حضور داشته باشند تا حقوق بگیرند، اما بازار واقعی آن‌ها در تلگرام و اینستاگرام است. این یعنی ما به عنوان دانش‌آموزان مدرسه دولتی، فقط یک ابزار برای حضور و غیاب هستیم، نه هدف برای آموزش.»

سقوط عدالت آموزشی در مدارس دولتی

به گفته کارشناسان این وضعیت منجر به یک نتیجه بسیار تلخ شده است: نابودی عدالت آموزشی. در حالی که مدرسه دولتی قرار است محیطی باشد که در آن همه دانش‌آموزان، فارغ از وضعیت مالی، به آموزش یکسان دسترسی داشته باشند، اکنون شاهدیم که کیفیت تدریس بر اساس توان مالی دانش‌آموز تغییر می‌کند.  

دانشی‌آموزی که توان مالی دارد و عضو گروه‌های خصوصی یا مجازی معلم می‌شود، می تواند از تمام پتانسیل معلم ها بهره مند شود اما دانش‌آموزی که با همان معلم مواجه است ولی توان مالی ندارد، باید با نسخه‌ای از او که خسته است، با گوشی بازی می‌کند و سرسری درس می‌دهد، بسازد!. این یعنی دراکثر مواقع در یک کلاس، دو نوع آموزش وجود دارد: یکی آموزش رایگان و بی‌کیفیت برای همه، و یکی آموزش باکیفیت و گران‌قیمت برای عده‌ای خاص.

وقتی نیاز به بقا عدالت آموزشی را به مخاطره می‌اندازد

محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزشی، ریشه اصلی این پدیده را در وضعیت معیشتی معلمان می‌بینند. وی در گفت و گو با «هفت صبح» می گوید:واقعیت این است که طی سالهای گذشته، سطح زندگی این گروه، همسو با بسیاری از لایه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، دچار پس‌رفت شده است. همین مساله باعث شده تا بسیاری از معلمان برای تأمین نیازهای زندگی خود به سراغ کسب‌وکارهای غیرمرتبط با آموزش بروند مثل رانندگی اسنپ و یا فروشندگی و حتی کارگری در فروشگاه ها و مغازه ها، اما بخشی از آن‌ها که تنها مهارتشان در حوزه آموزش است و راه دیگری برای امرار معاش نمی‌شناسند، ناچار شده‌اند تمام توان خود را روی آموزش‌های غیررسمی و تدریس های خصوصی و نیمه خصوصی متمرکز کنند. در واقع، وقتی حقوق دریافتی معلمان کفاف یک زندگی معمولی را نمی‌دهد، این افراد برای جبران این نقص معیشتی، به دنبال کسب درآمد از طریق مهارت‌های تخصصی خود در خارج از مدرسه می‌روند.

اما از دیدگاه این کارشناس آموزشی، این وضعیت با چارچوب‌های عرفی یک جامعه سالم در تضاد است. در حالت ایده‌آل، معلم باید حداکثر استعداد و توان خود را در کلاس درس به کار ببندد تا تمام دانش‌آموزان، فارغ از جایگاه اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی، از خدمات آموزشی یکسان بهره‌مند شوند. این یعنی همان اصل عدالت آموزشی. با این حال، فشار اقتصادی شدید، باعث شده تا از دو زاویه، کیفیت آموزش از سوی معلم ها در مدارس آسیب ببیند:

اول اینکه معلمان یا به دلیل داشتن شغل دوم یا به دلیل برگزاری کلاس‌های خصوصی تا دیر وقت و پاسی از شب، دیگر توان و انرژی لازم برای ادامه کارو تدریس در محیط رسمی مدرسه را ندارند. در واقع، آن‌ها بخشی از انرژی و پتانسیل خود را برای کلاس‌های عصر و شب ذخیره می‌کنند و در نتیجه، کیفیت تدریس در کلاس‌های رسمی کاهش می‌یابد. به اعتقاد وی این رویه بعد از دوران کرونا و دو جنگ اخیر که آموزش ها مجازی شده اند شدت بیشتری گرفته و کلاس های خصوصی هم بیشتر به سمت آموزش های خصوصی در فضای مجازی رفته اند.

وی همچنین به جنبه دوم این پدیده نیز اینچنین اشاره می کند؛ برخلاف بسیاری از حرفه‌ها که ممکن است بتوانند زمان بیشتری از وقت خود را به کار اختصاص دهند، معلم در محیط مدرسه با محدودیت‌های خاصی روبروست و برای جبران درآمد، چاره‌ای جز گسترش فعالیت‌های غیررسمی ندارد. مثلا یک مکانیک وقتی نیاز به درآمد بیشتر داشته باشد می تواند ساعت های بیشتری را کار کند تا پول بیشتری به دست بیاورد ولی ساختار آموزش در مدارس اصلا به گونه ای نیست که معلم بتواند بیشتر در مدرسه اضافه کاری کند تا درآمد بیشتری داشته باشد.

به گفته وی، متأسفانه، این فشار اقتصادی در برخی موارد منجر به رفتارهای غیرحرفه‌ای در محیط مدرسه شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی معلمان برای جذب دانش‌آموز به سمت کلاس‌های خصوصی یا آموزشگاه‌ها، عمداً بخش هایی از آموزش دروس را در کلاس‌های عمومی را «فیلتر» می‌کنند یا کیفیت تدریس و آموزش دورس خود را پایین می‌آورند تا دانش‌آموزان احساس کنند برای یادگیری کامل، باید به سراغ کلاس‌های خصوصی بروند.

نیک‌نژاد، این وضعیت را نتیجه ناکارآمدی دولت در سیاست‌های اقتصادی و تورم افسارگسیخته می‌دانند که تمام لایه‌های جامعه را تحت فشار قرار داده است. بارها اتفاق افتاده که وقتی از معلم ها می پرسیم که را همه انرژی خود را برای کلاس های درس مدرسه نمی گذارند؟، خیلی راحت می گویند؛ اگر برای کلاس های خصوصی و مجازی انرژی نداشته باشم چطور باید هزینه های زندگی ام را دربیاورم!؟ این کارشناس آموزشی راهکار این بحران را در بازگشت دولت به تعهدات قانون اساسی، به‌ویژه اصل سوم، (تلاش برای برقراری عدالت اجتماعی برهمه مردم) می‌بینند. از نظر وی، دولت باید وضعیت معیشتی معلمان را به حدی برساند که آن‌ها زندگی متوسط و آبرومندانه‌ای داشته باشند تا دیگر نیازی به «دراز کردن دست به سوی دیگران» یا کسب درآمدهای غیررسمی نداشته باشند.

به بیانی تنها در صورتی که معلمان جذب شغل خود شده و دغدغه‌ معیشتی نداشته باشند، حداکثر انرژی و استعدادشان را در کلاس‌های عمومی به کار می‌گیرند و عدالت آموزشی برقرار می‌شود. در چنین شرایطی است که دولت نیز می‌تواند با نظارتی مؤثر، اطمینان حاصل کند که معلمان از چارچوب‌های تعیین شده تخطی نمی‌کنند و تمام توان خود را در مسیر رشد دانش‌آموزان قرار می‌دهند.

لزوم تغییر رویکرد دولت برای تامین معلم ها

در نهایت، این روایت‌ها و تحلیل ها نشان می‌دهد که مدارس دولتی در حال تبدیل شدن به محیط‌هایی برای گذراندن زمان هستند. جایی که یادگیری واقعی به حاشیه رانده شده و به گروه‌های پولی تلگرامی و کلاس‌های خصوصی منتقل شده است. تا زمانی که این وضعیت تغییر نکند، دانش‌آموزان مدارس دولتی هر سال با حسرت و ناامیدی از مدرسه خارج می‌شوند و خانواده‌ها مجبورند برای جبران کم-کارهای مدرسه، به دنبال گزینه‌های گران‌قیمت بگردند، در حالی که معلم همان کسی است که در هر دو محیط حضور دارد، اما انرژی‌اش را فقط برای جایی می‌گذارد که سود مالی بیشتری داشته باشد.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *