در منطقه پردیس تهران، یک اختلاف مالی ساده، به فاجعهای خونین تبدیل شد: پدر روی زمین افتاد، برادر کوچکتر با گلوی بریده به در خانه همسایه رفت و برادر بزرگتر با دستانی لرزان و چاقویی خونین، منتظر پلیس ماند.
به گزارش سرمایه فردا، یک سال قبل مرد جوانی به نام فرهاد درحالیکه از ناحیه گردن زخمی شده و خونریزی شدیدی داشت از خانهشان واقع در منطقه پردیس، خودش را کشانکشان به خانه همسایه رساند و کمک خواست. مرد همسایه که از دیدن وضعیت وخیم جسمانی فرهاد بهشدت شوکه شد هم زمان که برای کمک به او تلاش میکرد و اقدام به تماس با اورژانس کرده بود؛ متوجه سروصدای درگیری شد که از خانه پدری فرهاد شنیده میشد.
او بهسرعت از بقیه ساکنین ساختمان نیز برای کمک به فرهاد و فیصلهدادن به درگیری کمک خواست و به همراه چند همسایه دیگر به خانه پدری فرهاد رفتند.همسایهها مشاهده کردند که پدر فرهاد نیز غرق در خون کف هال خانهشان افتاده بود. برادر بزرگتر فرهاد به نام فرشید نیز درحالیکه یک چاقوی خونی در دست داشت بالای سر پدرش ایستاده بود و نفسنفس میزد و پلکهایش میلرزید.
با تماس همسایهها خیلی سریع نیروهای پلیس سر رسیدند و فرشید را دستگیر کردند. همچنین امدادگران اورژانس نیز بلافاصله از راه رسیدند و فرهاد و پدرش به بیمارستان منتقل شدند. اقدامات درمانی برای نجات جان هر دو نفر آغاز شد؛ اما بهرغم تلاشهای کادر درمان برای معالجه پدر و پسر، تنها فرهاد نجات پیدا کرد و پدر سالخوردهاش به دلیل شدت جراحت وارد شده جان خودش را از دست داد و به کام مرگ فرورفت.
بهاینترتیب تحقیقات برای روشنشدن ابعاد پنهان ماجرا آغاز شد و مأموران جنایی بالای سر جسد پدر فرهاد در سردخانه بیمارستان حاضر شدند. در اولین بررسیها مشخص شد که پیرمرد بر اثر اصابت ضربات چاقو جان سپرده است.
مأموران جنایی در گام بعدی از تحقیقات سراغ فرهاد رفتند و او در توضیح آنچه روز حادثه رخداده بود گفت: «من و فرشید به همراه پدرمان در خانه پدری زندگی میکردیم. مادرمان سالها قبل فوت کرد. بقیه برادرانمان هم ازدواج کرده و سرخانه و زندگی خودشان بودند. فرشید اعتیاد داشت و در سالهای اخیر پدرم بارها او را در کمپ ترک اعتیاد بستری کرده بود؛ اما هر بار که فرشید از کمپ بیرون میآمد، دوباره سراغ مواد مخدر میرفت تا جایی که اعتیادش خیلی شدید شده بود.»
او ادامه داد: «مواد مخدر با مغز برادرم کاری کرده بود که دیگر حالت طبیعی نداشت و به انواع و اقسام بیماریهای اعصاب و روان هم مبتلا شده بود. او مرتب در خانه درگیری راه میانداخت و بهخاطر تأمین هزینه مواد مخدرش به پدرم فشار مالــی وارد میکرد. حتی گاهی بیشتر از پول موادش هم از پدرمان پول طلب میکرد.»
تا اینکه روز حادثه بار دیگر بین فرشید و پدرش درگیری رخ داد: «روز حادثه فرشید گوشه خانه نشسته بود و منتظر بود که پدرمان از خرید به خانه برگردد. همین که بابا وارد خانه شد فرشید مثل ترقه از جایش پرید و بابت گرفتن پول به پدرمان پرخاش کرد. بابا جوابش را نمیداد. نان خریده بود و به سمت آشپزخانه رفت.
او فرشید را نادیده گرفته بود تا آرام شود. پدرم نانها را تکهتکه کرده و بستهبندی کرد و داشت داخل فریزر میگذاشت که فرشید او را گوشه آشپزخانه گیر انداخت. من از این وضعیت عصبانی شدم و فرشید را عقب کشیدم و گفتم از جان پدر پیرمان چه میخواهی که با صورت در صورتش رفتهای؟ اما فرشید دستبردار نبود و هر لحظه خشمگینتر میشد.
تا جایی که ناگهان چاقوی آشپزخانه را برداشت و به گردن من ضربهای زد. یکدفعه چشمانم سیاهی رفت و فقط صدای فریادهای پدرم را میشنیدم. خودم را بیرون خانه رساندم تا از همسایهها کمک بخواهم؛ اما دیگر بیهوش شدم و چیزی نفهمیدم. بعد که در بیمارستان به هوش آمدم متوجه شدم که پدرم به قتل رسیده است.»
درحالیکه متهم پرونده در مواجهه با مأموران پلیس صحبتهای برادرش را تأیید کرده و به قتل پدرش اعتراف کرد؛ با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در ابتدای جلسه رسیدگی برادران فرشید بهعنوان اولیای دم از او اعلام گذشت کردند. این در حالی بود که اولیای دم در مراحل تحقیقات مقدماتی تقاضای قصاص کرده بودند.یکی از برادران فرشید علت گذشت بیقیدوشرط را اینطور توضیح داد: «برادرم نزدیک به بیست سال است که اعتیاد دارد و سابقه بیماری روانی دارد. ما در جریان بودیم که بارها با پدرمان درگیر شده بود؛
ولی پدرم هر کاری از دستش برمیآمد برای بهبود او انجام داده بود که موثر نبود. ما در ابتدا تقاضای قصاص کردیم؛ اما بعد فکر کردیم که شاید این تصمیم مورد رضایت پدرمان نباشد. از طرفی برادرمان هیچ دارایی و اموالی ندارد که بخواهیم بابت دیه از او مطالبه کنیم. برای همین تصمیم گرفتیم از او گذشت کنیم.»
سپس نوبت به متهم رسید که از خود دفاع کند و او گفت: «من هیچچیزی از روز حادثه بهخاطر ندارم. نمیدانم چرا دست به چاقو برده و این بلا را سر برادرم و پدرم آوردم. از این اتفاق خیلی ناراحت و پشیمانم و تقاضای بخشش دارم.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا