افزایش قیمت سمعک و حذف حمایتها، دسترسی سالمندان و کودکان کمشنوا به درمان را دشوار و نابرابر کرده است.
به گزارش سرمایه فردا، حذف یارانه سمعک از محل عوارض واردات لوازم آرایشی، هزینه درمان کمشنوایی را برای میلیونها ایرانی به مرز بحران رسانده است. کمشنوایی در ایران آرامآرام از یک مسئله درمانی به یک بحران اقتصادی تبدیل شده است. خانوادههایی که تا چند سال پیش میتوانستند با کمک بیمه، یارانه و حمایتهای محدود دولتی برای سالمندان یا کودکان کمشنوا سمعک تهیه کنند، اکنون با قیمتهایی مواجهاند که خرید این وسیله درمانی را به تصمیمی سنگین و فرساینده بدل کرده است. امروز در بازار ایران، قیمت برخی مدلهای سمعک از مرز ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان عبور کرده و حتی مدلهای سادهتر نیز به چند میلیون تومان رسیدهاند. ارقامی که برای بسیاری از بازنشستگان، کارگران و خانوادههای دارای کودک کمشنوا عملاً دستنیافتنی است.
بررسی قیمتهای فعلی بازار نشان میدهد سمعک بیورر مدل HA85 دو عددی حدود ۴۹ میلیون تومان قیمت دارد و مدل HA55 همین برند به حدود ۳۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان رسیده است. برخی مدلهای دیگر مانند VHP-1710 دو عددی نیز نزدیک ۳۰ میلیون تومان فروخته میشوند. حتی سمعکهای سادهتر و جیبی که زمانی در رده کالاهای نسبتاً ارزان قرار میگرفتند، اکنون بین سه تا ۱۰ میلیون تومان قیمت دارند. این در حالی است که بسیاری از بیماران برای هر دو گوش به سمعک نیاز دارند و هزینه نهایی خرید، تنظیم، قالبگیری، باتری، تعمیر و خدمات پس از فروش رقم بسیار سنگینتری خواهد شد.
حذف یک منبع مالی حمایتی مهم از سال ۱۳۹۸
فعالان حوزه شنواییسنجی معتقدند نقطه عطف جهش قیمت سمعک به سال ۱۳۹۸ بازمیگردد. زمانی که یارانه سمعک از محل ۱۰ درصد عوارض واردات لوازم آرایشی حذف شد. این منبع سالها بهعنوان یکی از مسیرهای تأمین حمایت از افراد کمشنوا عمل میکرد و بخشی از هزینه تهیه سمعک را پوشش میداد. با حذف آن، فشار مستقیم هزینهها بر دوش بیماران قرار گرفت. بیمارانی که اغلب در گروههای درآمدی آسیبپذیر قرار دارند. در سالهای بعد، همزمان با جهش نرخ ارز و افزایش هزینه واردات تجهیزات پزشکی، بازار سمعک نیز با موجهای پیاپی گرانی روبهرو شد. از آنجا که بخش عمده سمعکهای موجود وارداتی هستند، نوسانات ارزی بهسرعت خود را در قیمت نهایی نشان داد. در نتیجه، کالایی که باید بخشی از خدمات توانبخشی پایه تلقی شود، به محصولی گرانقیمت تبدیل شد.
سالمندانی که شنیدن را کنار میگذارند
بیشترین گروه مصرفکننده سمعک را سالمندان تشکیل میدهند؛ قشری که درآمد بسیاری از آنها محدود به حقوق بازنشستگی است. برای یک بازنشسته با حقوق ماهانه ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان، خرید سمعکی ۳۰ یا ۴۰ میلیون تومانی تقریباً معادل چند ماه درآمد کامل است. همین مسئله باعث شده شمار زیادی از سالمندان، درمان کمشنوایی را به تعویق بیندازند یا به سراغ مدلهای بسیار ضعیف و کمکیفیت بروند.
پزشکان هشدار میدهند ادامه این روند کیفیت زندگی سالمندان را کاهش میدهد و همچنین پیامدهای روانی و شناختی نیز ایجاد میکند. انزوای اجتماعی، افسردگی، کاهش ارتباطات خانوادگی و حتی تشدید زوال شناختی از جمله تبعات کمشنوایی درماننشده است. بسیاری از سالمندان به دلیل ناتوانی در شنیدن مکالمات، آرامآرام از جمعهای خانوادگی فاصله میگیرند و ارتباط اجتماعی آنها محدود میشود.
فشار مضاعف بر خانوادههای دارای کودک کمشنوا
در حوزه کودکان، ماجرا حساستر است. کودک کمشنوا برای رشد گفتار، یادگیری زبان و حضور طبیعی در مدرسه به سمعک استاندارد نیاز دارد. هر ماه تأخیر در دریافت سمعک میتواند روند رشد زبانی کودک را مختل کند. خانوادههایی که فرزند کمشنوا دارند، اکنون با هزینههایی روبهرو هستند که گاه از توان مالی آنها فراتر میرود.در بازار فعلی، بسیاری از مدلهای مناسب کودکان در رده قیمتی ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان قرار دارند. این رقم هزینه اولیه خرید است و خانواده باید هزینه تعمیر، تعویض قطعات، قالب گوش، باتری و تنظیم دورهای را نیز بپردازد. در نتیجه برخی خانوادهها به استفاده طولانیمدت از سمعکهای فرسوده روی آوردهاند؛ وضعیتی که کیفیت شنوایی کودک را کاهش میدهد.
بازار آشفته تجهیزات جانبی
گرانی محدود به خود سمعک نیست. تجهیزات جانبی نیز رشد قیمت شدیدی را تجربه کردهاند. محافظ جرم سمعک که کالایی مصرفی محسوب میشود، اکنون حدود ۳۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان قیمت دارد. شلنگ سمعک بسته به مدل بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان فروخته میشود. حتی قطعات کوچکی مانند میکروفون سمعک نیز به بیش از ۵۰۰ هزار تومان رسیدهاند. دستمزدهای تعمیرات نیز، ارقام جدی دارد. این افزایش قیمت باعث شده بسیاری از مصرفکنندگان تعمیر و نگهداری اصولی سمعک را کنار بگذارند. متخصصان شنوایی میگویند استفاده طولانی از قطعات فرسوده، کیفیت انتقال صدا را کاهش میدهد و حتی موجب آسیب بیشتر به شنوایی فرد میشود.
هجوم مدلهای بیکیفیت و ناشناخته
یکی دیگر از پیامدهای گرانی، افزایش حضور مدلهای ناشناخته و کمکیفیت در بازار است. هنگامی که قیمت برندهای معتبر به دهها میلیون تومان میرسد، بخشی از خریداران به سمت محصولات ارزانتر بدون استاندارد مشخص حرکت میکنند. این سمعکها گاهی فقط نقش تقویتکننده صدا را دارند و فاقد فناوریهای تنظیم فرکانس یا حذف نویز هستند.متخصصان هشدار میدهند استفاده از سمعک غیراستاندارد میتواند به شنوایی آسیب بیشتری وارد کند. برخی از این محصولات بدون تنظیم تخصصی فروخته میشوند و کاربران نیز صرفاً براساس تبلیغات اینترنتی یا فروش آنلاین آنها را تهیه میکنند.
بیمهها و حمایت ناکافی
هرچند برخی بیمهها کمکهزینه محدودی برای خرید سمعک پرداخت میکنند، میزان این حمایت با واقعیت قیمتهای بازار فاصله زیادی دارد. در بسیاری از موارد، سهم پرداختی بیمه فقط بخش کوچکی از هزینه نهایی را پوشش میدهد. به همین دلیل، خانوادهها ناچارند بخش اعظم مبلغ را شخصاً تأمین کنند.فعالان حوزه توانبخشی معتقدند سمعک باید در ردیف کالاهای درمانی ضروری قرار گیرد و حمایت بیمهای گستردهتری دریافت کند. آنها میگویند هزینه نکردن برای درمان کمشنوایی، در آینده بار اقتصادی و اجتماعی سنگینتری ایجاد خواهد کرد؛ از افت عملکرد تحصیلی کودکان گرفته تا کاهش مشارکت اجتماعی سالمندان.
شکاف طبقاتی در «حق شنیدن»
بازار امروز سمعک تصویری روشن از شکاف اقتصادی در حوزه سلامت ارائه میدهد. خانوادهای که توان پرداخت ۵۰ میلیون تومان برای یک جفت سمعک را دارد، به فناوریهای پیشرفته دسترسی پیدا میکند؛ در حالی که اقشار کمدرآمد یا باید از خرید منصرف شوند یا سراغ مدلهای بسیار ابتدایی بروند. در عمل، کیفیت شنیدن نیز به سطح درآمد گره خورده است.
کارشناسان میگویند حذف یارانه سمعک در سال ۱۳۹۸ فقط حذف یک ردیف حمایتی ساده نبود، بلکه آغاز دورهای بود که در آن درمان کمشنوایی به کالایی گرانقیمت تبدیل شد. اکنون پس از چند سال تورم و جهش ارزی، اثر آن تصمیم با وضوح بیشتری دیده میشود؛ میلیونها ایرانی کمشنوا در شرایطی قرار گرفتهاند که برای شنیدن صدای اطراف خود باید هزینهای معادل چند ماه یا حتی چند سال پسانداز بپردازند.
شنیدن، فراتر از یک کالای مصرفی
سمعک یک وسیله لوکس یا تزئینی نیست. این وسیله برای بسیاری از افراد، پلی میان آنها و جهان پیرامون است؛ پلی برای شنیدن صدای خانواده، معلم، پزشک و جامعه. هنگامی که قیمت چنین کالایی تا این اندازه افزایش مییابد، مسئله فقط گرانی یک محصول پزشکی نیست، بلکه بخشی از حق دسترسی برابر به سلامت و ارتباط انسانی تحت تأثیر قرار میگیرد. در شرایط فعلی، بسیاری از کارشناسان خواستار بازگشت سازوکارهای حمایتی، افزایش تعهد بیمهها و کاهش هزینه واردات تجهیزات شنوایی هستند. زیرا ادامه روند کنونی میتواند نسل تازهای از کمشنوایان محروم از درمان را ایجاد کند؛ افرادی که مشکل اصلیشان، ناتوانی در شنیدن نیست، بلکه ناتوانی در پرداخت هزینه شنیدن است.