ناکامی احیای درایوین سینمای تهرانپارس
پخش آنلاین نمایشهای مطرح تئاتر، ضمن فراهم کردن دسترسی عمومی، نیازمند تغییر نگاه در فرمت ارائه و تبلیغات جدی برای آشتی دادن مخاطب عام با هنر نمایش است.
بنیانگذار نقد تحلیلی سینمای ایران
هوشنگ کاووسی به فیلمسازها میگفت سینما را بیشتر از همه شما دوست دارم؛ این جمله، وصیتنامه اخلاقی مردی بود که استقلال قلمش را به هیچ دوستی و هیچ مصلحتی نفروخت.
رویکرد جدید در سینما : کمدی مدرن گرفتار سنت
قصه زوجی که میان تصمیمات خانواده و برنامههای زندگی گرفتار شدهاند؛ فیلمی که پیام اجتماعی دارد اما کامل روایت نمیشود.
گرانی دوباره بلیت سینما
بلیت اکران آنلاین با احتساب مالیات به عددی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها قابل چشمپوشی نیست.
سینماهای ایران خالی شدند
در هفتههای اخیر بیش از گذشته شاهد کاهش تعداد تماشاگران، در سینما هستیم واقعیتی فراتر از نوسانات فصلی و نشانهای از رکود ساختاری بازار اکران است.
اسفند گیشهها سبک میشوند
اسفند گیشهها سبک میشوند، سالنها خلوتتر از همیشه نفس میکشند و پرده، بیش از هر زمان دیگری شبیه آینهای میشود که خستگی یک سال را بیواسطه نشان میدهد.
هویت گمشده در سینما
سینمای ایران با فرمولهای تکراری و گیشههای بیرمق دستوپنجه نرم میکند، فیلمی مثل «بچهمردم» با قصهای انسانی، ساختاری جسورانه و نگاهی تازه به نوجوانی، تلاش میکند راهی متفاوت را باز کند. محمود کریمی، در نخستین تجربه بلند خود، نهتنها از مسیر امن فاصله گرفته، بلکه با وسواس در اجرا و صداقت در روایت، نشان داده که سینما هنوز میتواند قلبی تپنده داشته باشد—اگر مخاطب بخواهد آن را بشنود.
مسیر دشوار سینمای رشد
فیلم «غریزه» به کارگردانی سیاوش اسعدی، با وجود لحظات چشمنواز و تلاش برای بازنمایی تجربهی نخستین عشق، در ساختار روایی با کاستیهایی مواجه است که مانع از تحقق کامل ظرفیتهای آن میشود. با این حال، این اثر در امتداد سنتی از سینمای ایران قرار میگیرد که بلوغ را نه بهعنوان یک نقطهی پایان، بلکه بهمثابه یک مسیر پرتنش، چندلایه و گاه دردناک تصویر کردهاند. این گزارش، نگاهی دارد به فیلمهایی که در ژانر بلوغ جای میگیرند و تجربهی زیستهی نوجوانی را در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران بازتاب میدهند.
مستندساز یا کارگردان بازارمحور
کسی که با «ایستاده در غبار» بهعنوان چهرهای متفکر و آرمانخواه وارد سینمای ایران شد، اما در کمتر از یک دهه، از روایتهای ایدئولوژیک به ملودرامهای عامهپسند، از مستندگرایی تا سریالهای پرفروش نمایش خانگی، چرخید و بخشی از هویت سینماییاش را از دست داد. اکنون با پروژههایی چون «کلاغ» و «ماجرای نیمهشب»، پرسش اصلی این است: آیا مهدویان میتواند به ریشههای فکری خود بازگردد یا در چرخهی مصرفگرایی تصویری گم خواهد شد؟





