بازخوانی ذهنیت ایرانی درباره مذاکره با آمریکا
تمایل به رابطه با آمریکا، نه از دل تحلیلهای راهبردی، بلکه از تصویرسازیهای رسانهای، کلیشههای تاریخی و رفتار سیاستمداران داخلی شکل گرفته است؛ در حالیکه آنچه مردم واقعاً میخواهند، رفاه و حل مسائل اقتصادی است، نه وابستگی به یک مسیر خاص.
سیاست آمریکا در برابر ایران
با وجود حسننیت ایران در مذاکرات و پذیرش تعهدات فنی، آمریکا و اروپا مسیر توافق را به مطالبهگری یکجانبه و فشار حداکثری بدل کردهاند؛ نتیجه، نه توافق، بلکه بنبستی است که گزینه نظامی را نیز بیاثر کرده است
نیویورک آخرین ایستگاه دیپلماسی
در آستانه فعالسازی مکانیسم ماشه، ایران با حضور دیپلماتهای ارشد خود در نیویورک، آخرین تلاشها برای حفظ مسیر مذاکره را انجام میدهد. با وجود توافق قاهره و نشان دادن حسن نیت از سوی تهران، طرف غربی با بدعهدی و فشارهای سیاسی، اعتبار خود را زیر سؤال برده است. اکنون مسئله اصلی، نه صرف مذاکره با آمریکا، بلکه تضمین پایبندی طرف مقابل به توافقات احتمالی است.
سفر نیویورک؛ میدان دیپلماسی یا بازی رسانهای
در آستانه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، سفر رئیسجمهور ایران به نیویورک با موجی از محدودیتهای سیاسی، روایتسازیهای رسانهای و شرطیسازیهای داخلی مواجه شده است. از اخلال در صدور ویزا تا شایعهسازی درباره دیدار با ترامپ، این سفر نهتنها تحت فشار خارجی، بلکه در معرض بازیهای داخلی قرار گرفته، در حالی که متن سخنرانیها و دیدارهای دیپلماتیک از اتقان و پختگی برخوردارند، روایتسازی ضعیف رسانهای دولت، افکار عمومی را در برابر هجمههای بیامان فضای مجازی بیپناه گذاشته است.
بدهی و قدرت: اقتصاد آمریکا میان نجات و سقوط
رفتار اقتصادی دونالد ترامپ، چه در دوران تجارت و چه در ریاستجمهوری، بر پایه یک الگوی ثابت بنا شده است: انتقال ریسک و بدهی به دیگران برای کسب منافع کوتاهمدت. از ورشکستگیهای تجاری تا سیاستهای مالیاتی و خروج از توافقهای بینالمللی، ترامپ نشان داده که بدهی را نه شکست، بلکه ابزاری برای مذاکره و قدرت میداند. این رویکرد، اگرچه در کوتاهمدت رشد اقتصادی را تحریک کرده، اما در بلندمدت میتواند اقتصاد آمریکا را با بحرانهای ساختاری و بیاعتمادی جهانی روبهرو کند.
ریاض در بزنگاه بازتعریف امنیت منطقهای
سفر علی لاریجانی به عربستان در بحبوحه تحولات امنیتی غرب آسیا، نقطه عطفی در مناسبات تهران و ریاض محسوب میشود. در شرایطی که حمله رژیم صهیونیستی به قطر، راهبرد سلطهطلبی تلآویو را آشکار کرده و اعتماد حکام عربی به تضمینهای امنیتی آمریکا فرو ریخته، عربستان سعودی ناگزیر از بازنگری در سیاستهای منطقهای خود است. از خلع سلاح حزبالله تا رهگیری موشکهای یمن، اکنون هر تصمیم سعودی میتواند به نفع یا علیه امنیت ملی خودش تمام شود. ایران، بهعنوان محور مقاومت، در حال تبدیل شدن به شریک اجتنابناپذیر ریاض در مهار تهدیدات مشترک است.
فروپاشی اعتماد جهانی به آمریکا
گزارش جنجالی آکسیوس نشان داد که دونالد ترامپ پیش از حمله اسرائیل به دوحه از عملیات مطلع بوده و نهتنها مخالفتی نکرده، بلکه با سکوت خود راه را برای حمله هموار کرده است. این حمله، که در میانه مذاکرات صلح تحت حمایت واشنگتن رخ داد، روابط آمریکا با قطر را بهشدت متزلزل کرد و نشانهای آشکار از ترجیح اسرائیل بر متحدان عربی در سیاست خارجی آمریکا بود.
آمریکا زیر سایه تناقض
همزمان با آغاز عملیات زمینی اسرائیل در غزه، وزیر خارجه آمریکا مارکو روبیو وارد قطر شد؛ سفری که پس از دیدار جنجالیاش با نتانیاهو در تونلهای زیر مسجدالاقصی انجام شد. در حالی که واشنگتن مدعی بیاطلاعی از حمله اسرائیل به دوحه است، گزارشهای متعدد نشان میدهند ترامپ از قبل در جریان بوده و حتی هواپیماهای سوخترسان آمریکایی در عملیات مشارکت داشتهاند. این تناقضها، ادعای همکاری دفاعی آمریکا با قطر را زیر سؤال برده و بیانیه وزارت خارجه قطر نیز نشان میدهد دوحه دیگر حاضر به ایفای نقش میانجی نیست.
پایان قرن آمریکایی؛ جهان در آستانه نظم چندقطبی با محوریت چین
در حالی که چین با نمایش قدرت نظامی و دیپلماتیک، هشتادمین سالگرد پیروزی بر ژاپن را جشن گرفت، نشانههای شکلگیری نظمی جهانی با محوریت پکن بیش از پیش آشکار شدهاند. جان رنی شورت، استاد سیاست عمومی، معتقد است که جهان از نظم تکقطبی تحت رهبری آمریکا عبور کرده و اکنون در مرحله گذار به یک نظم چندقطبی قرار دارد؛ نظمی که چین، آمریکا و اروپا هر یک با چالشهای داخلی و رقابتهای ژئوپولیتیکی، برای تثبیت جایگاه خود در آن تلاش میکنند. این گذار، نهتنها پایان «قرن آمریکایی» را رقم زده، بلکه پرسشهایی بنیادین درباره آینده اتحادها، منافع مشترک جهانی و احتمال درگیریهای نوظهور را پیش روی قدرتهای بزرگ قرار داده است.







