ایران در سایه جنگ
ایران پیش از جنگ هم روی لبه بحران حرکت میکرد: تورم مزمن، کسری بودجه، فرسایش اعتماد عمومی و رانتهای انرژی که اقتصاد را به سالادی قمارگونه تبدیل کرده بود. اعتراضات اجتماعی زنگ خطر را به صدا درآورد و حالا، پس از چهل روز جنگ، کارخانهها خاموش و محاصره دریایی ایجاد شدهاست.
اقتصاد جهان در آتش نفت؛ روایتی از تورم و رکود در روزهای بسته شدن تنگه هرمز
تصویری از بحران فعلی اقتصاد جهانی پیچیده است. آنچه امروز میتوان گفت این است که جهان در آتش نفت میسوزد و هیچ کس، نه ایران، نه اروپا و نه آمریکا، از این آتش در امان نمانده است. تنها سوالی که باقی میماند این است: این آتش تا کجا پیش خواهد رفت و پس از خاکستر شدن، چه چیزی از اقتصاد جهان باقی خواهد ماند؟
پیشبینی اقتصاد ایران ؛ بدون آزادی اقتصادی ثروتمند نمی شویم !
یک اقتصاددان با نقد سیاستهای اقتصاد ایران گفت: شما در عصر هوش مصنوعی نمیتوانید با روشهای ۳۰ یا ۴۰ سال قبل اقتصاد را اداره کنید. مردم امروز همان لحظه میتوانند درباره توسعه، صادرات، آبهای زیرزمینی، رفاه، آموزش و بهداشت استعلام بگیرند
روایت اقتصاد مقاومتی؛ از تولید داخلی تا مشاغل خانگی
در روزگاری که تحریمها دوباره سایه سنگین خود را بر اقتصاد ایران انداختهاند، روایت توسعه دیگر از مسیر نفت و واردات نمیگذرد. اینبار، نقطه آغاز از خانههای کوچک، کارگاههای محلی و صنایع ملی است؛ جایی که تولید داخلی، نهتنها راهی برای بقا، بلکه نقشهای برای استقلال اقتصادی ترسیم میکند.
روایت یک اقتصاد گیج، سرمایهگذاری محتاط و نبرد نهادهای مالی با بیاعتمادی
در حالیکه اقتصاد ایران پس از یک دورهی تنشزا هنوز در شوک پساجنگ بهسر میبرد، بازارهای مالی با رکود، بیاعتمادی و نوسانات شدید دستوپنجه نرم میکنند. از جهش تورم نقطهبهنقطه تا رشد افسارگسیختهی قیمت کالاهای اساسی، از سردرگمی در سیاستگذاری ارزی تا تلاش نهادهای مالی برای حفظ منابع مردم، همه و همه نشان میدهند که اقتصاد کشور در مرحلهای بحرانی از بازتعریف خود قرار دارد. این گزارش، با نگاهی چندلایه به رفتار بازارها، ترکیبهای سرمایهگذاری، سیاستهای پولی و روانشناسی فعالان مالی، تصویری دقیق از چالشها و تصمیمگیریهای حیاتی پیشروی سرمایهگذاران ترسیم میکند.
اقتصاد در بنبست تورم و دولت بزرگ
در حالی که اقتصاد ایران طی یک دهه گذشته با تورم مزمن و رشد اقتصادی نزدیک به صفر دستوپنجه نرم کرده، بررسیها نشان میدهد یکی از ریشههای اصلی این بحران، ساختار متورم و ناکارآمد دولت است. از کسری بودجه سنگین تا بیاعتمادی عمومی به بازار سرمایه، مجموعهای از چالشها در حال انباشت است که تنها با اصلاحات ساختاری، کوچکسازی دولت و تقویت بخش خصوصی میتوان به سمت شکوفایی اقتصادی حرکت کرد. این یادداشت، نگاهی دارد به ضرورت بازنگری در سیاستهای استخدامی، بودجهای و مالی کشور.
راه نجات اقتصاد ایران از دل تاریخ
در شرایطی که اقتصاد ایران با بحرانهای عمیق و ناکارآمدیهای ساختاری مواجه است، بازگشت به مدل موفق دهه ۱۳۴۰ و احیای تیم چهار نفره توسعهگرا میتواند نقطه عطفی در مسیر نجات باشد. تجربه تاریخی نشان میدهد که تنها با توافقی بلندمدت میان حاکمیت و کارآفرینان بزرگ، میتوان ریسکهای بزرگ را پذیرفت و مسیر توسعه صنعتی و زیستمحیطی کشور را هموار کرد.
زنگ خطری برای اقتصاد مولد
در دو دهه اخیر، سهم اشتغال کشاورزی و صنعت در ایران بهطرز نگرانکنندهای کاهش یافته و بخش خدمات، بهرغم رشد ظاهری، به پناهگاه نیروی کار مازاد بدل شده است. این تحول نامتوازن، پیامد بحران آب، ناکارآمدی صنعتی، و نبود سیاستگذاری راهبردی است؛ و تنها راه نجات، گذار به سیاست صنعتی فعال برای احیای تولید ملی و تحقق رشد پایدار است
اقتصاد در خط مقدم؛ روایتی از پایداری در دل بحران
در روزهایی که صدای انفجارها خواب شهر را ربود و نگرانیها در جان مردم ریشه دواند، نبردی خاموش در میدان اقتصاد شکل گرفت. نه با توپ و تانک، بلکه با توزیع منظم کالا، پرداخت زودهنگام حقوق، و حفظ اعتماد عمومی؛ جنگ دوازدهروزه نشان داد که اقتصاد، سنگری حیاتی در حفظ انسجام ملی و آرامش روانی جامعه است.


























