رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

قیصر سینمای ایران کیست؟

۱۴۰۵-۰۵-۲۵ ۱۲:۱۲ modir 0
اشتراک‌گذاری:
بهمن مفید پنج‌سالگی روی صحنه رفت، با «قیصر» وارد حافظه عمومی شد، کاکا رستم را جان داد و سرانجام سال‌ها دور از حرفه‌ای ماند که تمام زندگی‌اش بود.

الهه کاکایی: در تاریخ سینمای ایران بازیگرانی هستند که با یک عمر حضور به یاد می‌آیند و چهره‌هایی هم هستند که چند دقیقه برای جاودانه‌شدنشان کافی است. بهمن مفید از دسته دوم بود. کافی است «قیصر» دوباره روی پرده بیفتد و میتی گوشه‌ای بنشیند و شروع کند به حرف‌زدن. ناگهان فیلم برای چند دقیقه صاحب ریتم دیگری می‌شود. صدایی که بالا و پایین می‌رود، کلمات را می‌جود، مکث می‌کند، دوباره راه می‌افتد و قصه‌ای معمولی را به نمایشی کوچک بدل می‌کند. آن چند دقیقه چنان در حافظه سینمای ایران ماند که انگار مفید آمده بود، امضایش را پای فیلم گذاشته بود و رفته بود.

امروز ۲۶ مرداد، سالروز خاموشی همان صداست. بهمن مفید در سال ۱۳۹۹، پس از یک دوره درگیری با سرطان ریه، در ۷۸سالگی در تهران درگذشت. زندگی‌اش اما سال‌ها پیش از مرگ، طعم فقدان را چشیده بود. برای بازیگری که صحنه خانه‌اش بود، دورماندن از بازی شاید شکل دیگری از خاموشی بود.

کودکی میان شاهنامه و صحنه

بهمن مفید بازیگرشدن را در جوانی تصمیم نگرفت. نمایش خیلی زودتر سراغش آمده بود. پنج‌ساله بود که در «یوسف و زلیخا» قنداقش کردند تا نقش کودکی را بازی کند که باید زبان باز می‌کرد. خانه مفیدها اساساً جایی بود که هنر در آن مثل یکی از اعضای خانواده زندگی می‌کرد. غلامحسین مفید، پدر خانواده، با نقالی، شاهنامه و تئاتر پیوند داشت و بیژن مفید بعدها یکی از چهره‌های مهم نمایش ایران شد.

بهمن در چنین خانه‌ای یاد گرفت بازیگری مجموعه‌ای از اداها و دیالوگ‌ها نیست. بدن، صدا، موسیقی کلام و حتی سکوت بخشی از بازی‌اند. بعدها در دانشکده هنرهای دراماتیک درس خواند، با گروه‌های جدی تئاتری کار کرد، کنار چهره‌هایی چون بهزاد فراهانی و رضا میرلوحی روی صحنه رفت، در «شهر قصه» حضور پیدا کرد و در «میراث و ضیافت» بهرام بیضایی بازی کرد. دامنه تجربه‌اش به رادیو، باله و اپرا هم رسید. در افتتاح تالار رودکی، زالِ «زال و رودابه» شد.

بعدها سینما چهره دیگری از او ساخت، اما زیر پوست همان مردی که در فیلم‌ها نقش جاهل، رفیق، دشمن یا مرد کوچه و بازار را بازی می‌کرد، بازیگری ایستاده بود که تربیتش با صحنه آغاز شده بود.

مردی که چند دقیقه را می‌دزدید

«قیصر» دروازه ورود جدی مفید به سینما شد. نقش کوچک بود، اما او بلد بود نقش کوچک را کوچک بازی نکند. دیالوگ مشهور میتی نیز حاصل همان شم بازیگری بود. جمله‌هایی که روی کاغذ وجود نداشتند، با اجرای او وارد فیلم شدند و بعدتر بخشی از شناسنامه آن شدند.

ویژگی مهم مفید همین بود: صحنه را تصاحب می‌کرد بی‌آنکه برای تصاحبش تقلا کند. صورتش، دست‌هایش، نشستن و برخاستنش و بیش از همه صدایش ابزار بازی بودند. برای همین کنار ستاره‌ای مثل بهروز وثوقی هم محو نمی‌شد.

در «داش آکل» این توانایی شکل جدی‌تری پیدا کرد. کاکا رستم باید مقابل قهرمانی می‌ایستاد که تماشاگر از ابتدا دلش با او بود. مفید این ضدقهرمان را با خشونت، غرور و نوعی قدرت بدنی ساخت و جایزه نقش دوم جشنواره سپاس را گرفت.

اما کارنامه‌اش به اندازه استعدادش یکدست نبود. میان فیلم‌های مهم، آثار کم‌مایه فراوانی هم دیده می‌شود. خودش پنهان نمی‌کرد که بازیگری راه معاشش بوده و ردکردن مداوم پیشنهادها می‌توانست او را از چرخه سینما بیرون بیندازد. تراژدی حرفه‌ای مفید شاید همین‌جا شکل گرفت: بازیگری که بیشتر از نقش‌هایی که دریافت می‌کرد، توانایی داشت.

پرده‌ای که برایش کنار نرفت

انقلاب درست در دوره‌ای رسید که مفید داشت موقعیت تازه‌ای در سینما پیدا می‌کرد. چند تجربه پس از انقلاب هم نتوانست مسیر را ادامه دهد. در تئاتر ماند، کوشید بازی کند و سرانجام در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد. آمریکا هم نتوانست رشته میان او و نمایش را قطع کند. تئاتر اجرا کرد، میان‌پرده خواند و برای ایرانیان مهاجر روی صحنه رفت.

سال‌ها بعد برای دیدن مادر بیمارش برگشت. ماندن در ایران دوباره امید حضور در سینما و تئاتر را زنده کرد، اما درها چندان گشوده نشدند. «سرود تولد» یکی از معدود فرصت‌ها بود و آن هم نتوانست بازگشت واقعی او را رقم بزند. سال‌هایی رسید که بازیگر هنوز بود، تماشاگر هنوز او را می‌شناخت، دوستانش هنوز توانایی‌اش را به یاد داشتند، اما صحنه‌ای در کار نبود.

اینجاست که زندگی بهمن مفید از زندگی‌نامه یک بازیگر فراتر می‌رود و تبدیل به پرسشی درباره فرهنگ می‌شود: با استعدادهایی که امکان ادامه پیدا نمی‌کنند چه می‌کنیم؟ چند نقش، چند اجرا و چند لحظه هنری هرگز متولد نشده‌اند، چون صاحبشان سال‌ها پشت در مانده است؟

بهرام بیضایی پس از مرگ مفید حسرتی تکان‌دهنده را به زبان آورد. نوشته بود بهترین بازی‌های او اصلاً در فیلم‌ها ثبت نشده و دوستانش در جمع‌های خصوصی شاهد توانایی حیرت‌انگیزش در ساختن شخصیت‌های گوناگون بوده‌اند.

شاید همین تلخ‌ترین تعریف بهمن مفید باشد: بازیگری که بخشی از بهترین بازی‌هایش هرگز دیده نشد.

امروز که سالروز رفتنش رسیده، آن چند دقیقه «قیصر» هنوز زنده است. میتی هنوز حرف می‌زند، مکث می‌کند و با همان لحن مخصوص قصه‌اش را تعریف می‌کند. تصویر جوان مفید روی پرده مانده، اما پشت آن تصویر، حسرت مردی ایستاده که می‌توانست بسیار بیشتر بازی کند.

بهمن مفید مردی نبود که بازیگری را کنار گذاشته باشد. این بازیگری بود که سال‌ها جایی برای اتفاق افتادن پیدا نکرد.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *