دعوای رانت در پتروشیمی خلیجفارس

آزاد کلهر: در میان انبوه خبرهای اقتصادی، کمتر پروندهای به اندازه «هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس» در روزهای اخیر جنجالبرانگیز بوده است. آنچه در ظاهر یک کشمکش معمولی بر سر صندلی مدیرعاملی به نظر میرسد، در واقع پردهای است بر یک نبرد چندلایه برای تصاحب یکی از بزرگترین گنجینههای اقتصادی کشور. هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس بهعنوان یکی از غولهای صنعت پتروشیمی ایران، نهتنها سهامدار شرکتهای بزرگی است، بلکه بهدلیل دسترسی به منابع عظیم ارزی و شبکه وسیع بانکی، تبدیل به یک «جایگاه استراتژیک» برای جناحهای سیاسی و اقتصادی شده است.
چرا صندلی مدیریت هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس حیاتی است؟ دعوا بر سر مدیریت این هلدینگ غولپیکر را میتوان در پنج لایه پنهان تحلیل کرد:
۱. منافع مستقیم فردی؛ از حقوق نجومی تا جایگاه سیاسی
مدیرعاملی یک هلدینگ به بزرگی پتروشیمی خلیجفارس، پیشاز هر چیز با منافع شخصی و اعتبار اجتماعی گره خورده است. حقوق، پاداشها و مزایای قابلتوجه (که فراتر از متوسط اقتصاد است)، دسترسی مستقیم به مدیران دولتی، بانکی و سیاسی، و پرستیژ اجتماعی ناشی از این عنوان، همگی انگیزههای قدرتمندی برای تصاحب این صندلی هستند. علاوه بر این، دسترسی زودهنگام به اطلاعات اقتصادی و تجاری مهم (پیش از انتشار عمومی) و ایجاد یک شبکه ارتباطی قدرتمند، به فرد امکان میدهد تا جایگاه مدیریتی را به سرمایهای دائمی برای آینده شغلی و سیاسی خود تبدیل کند.
۲. منافع جناحی؛ کنترل یک شبکه اقتصادی
هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس تنها یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بلکه یک پایگاه قدرتمند برای توسعه شبکههای سیاسی و جناحی محسوب میشود. کنترل این هلدینگ به معنای کنترل بخش بزرگی از منابع اقتصادی یک جریان سیاسی است. از قرار دادن افراد نزدیک در هیئتمدیره و معاونتها گرفته تا ایجاد شبکه وفاداری در داخل شرکت، استفاده از قدرت برای انتخاب پیمانکاران و تأمینکنندگان و همچنین جلوگیری از انتقال منابع به شبکه رقیب، همگی از اهداف پنهان این نبرد مدیریتی هستند.
۳. رانت ناشی از تخصیص منابع؛ کلید طلایی اقتصاد رانتی
در اقتصاد ایران که وابستگی شدیدی به درآمدهای نفتی دارد، «تخصیص منابع» بزرگترین منبع رانت است. هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس با در اختیار داشتن قراردادهای بزرگ خرید و فروش، پروژههای سرمایهگذاری کلان، دسترسی به تسهیلات بانکی و ظرفیتهای صادراتی، یک امپراتوری از رانت را در اختیار مدیرعامل خود قرار میدهد. تصمیمگیری درباره تأمینکنندگان مواد اولیه، انتخاب شرکتهای خدماتی، تخصیص ارز، مجوزها و سهمیهها، یا حتی فروش داراییها و املاک شرکت، همگی در اختیار مدیرعامل است که این موضوع، ارزش این صندلی را غیرقابل محاسبه میکند.
۴. رانت اطلاعاتی؛ برتری نامرئی در بازار
دسترسی به اطلاعات محرمانه و پیشاختصاصی، یکی دیگر از لایههای ارزشمند این دعوا است. مدیرعامل هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس به اطلاعات عملکرد شرکت، قراردادهای بزرگ، پروژههای جدید و تغییرات مدیریتی پیش از انتشار عمومی دسترسی دارد. همچنین، آگاهی از مشکلات مالی یا عملیاتی شرکت، و اطلاعات مربوط به مشتریان و رقبا، یک برتری استراتژیک به فرد میدهد که میتواند در معاملات اقتصادی و سیاسی بهشدت تعیینکننده باشد.
۵. قدرت بر منابع انسانی؛ نبرد بر سر ۵۰ صندلی
در نهایت، دعوای مدیریتی در هلدینگ پتروشیمی خلیجفارس، معمولاً یک نبرد سلسلهمراتبی است. مدیرعامل این هلدینگ نهتنها قدرت تعیین مدیران میانی و استخدام افراد نزدیک را دارد، بلکه میتواند با تغییر ساختار سازمانی و ارتقاء یا کنار گذاشتن افراد، یک شبکه وفاداری سازمانی قدرتمند ایجاد کند. به همین دلیل، این دعوا در واقع یک کشمکش بر سر ۲۰ تا ۵۰ صندلی مدیریتی در زیرمجموعههای این هلدینگ است؛ صندلیهایی که هر کدام بهنوبه خود، اختیار انبوهی از منابع را در اختیار دارند.
