تغییر جهت بازار فلزات

تغییر جهت بازار فلزات

در حال حاضر، ارزش دلاری بازار سرمایه ایران حدود ۸۵ میلیارد دلار است که «بسیار بسیار ارزان» ارزیابی می‌شود. تا پنج سال دیگر، دیگر ارزان نخواهد بود. سهام ارزنده است، طلا و نقره هم جذاب هستند، مسکن هم قیمت‌های نرمالی دارد.

به گزارش سرمایه فردا،  تفاوت قیمت دلاری کالاها در بورس کالای ایران با نرخ آزاد ارز است. گواهی سپرده مس (کاتد) با احتساب دلار ۱۶۶ هزار تومانی قیمت‌گذاری شده، در حالی که دلار در بازار آزاد ۱۷۴ هزار تومان است. یعنی خریدار کاتد مس از بورس کالا، حدود ۵ درصد ارزان‌تر از ارزش دلاری واقعی آن معامله می‌کند. طلای ۱۸ عیار نیز با حباب منفی ۳ درصدی معامله می‌شود و سکه امامی هم حبابش تقریباً صفر شده است. در سوی دیگر، بازار بورس تهران شاخص کل را به ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار واحد رسانده و ۴,۱۵۰ میلیارد تومان ورود پول حقیقی ثبت شده است. اما نکته مهم این است: بازار سهام دیگر هر چیزی را نمی‌خرد. فقط سهم‌هایی با P/E پایین (زیر ۴.۵)، بازده فروش بالای ۱۰۰ درصد، و تقسیم سود نقدی بالا را می‌پسندد. صنایعی مثل زراعت، کشاورزی، دامداری، لبنیات، روغن خوراکی، مس، روانکار، پخش دارو، سیمان، و حتی برخی زیرمجموعه‌های شوینده و فلزات اساسی، جزو صنایع برتر بازار هستند. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای معتقدند پتانسیل رشد کوتاه‌مدت بازار ۳۰ درصد دیگر است، اما رشد اصلی زمانی رقم می‌خورد که سرمایه‌گذار خارجی وارد شود. آن روز، شاخص کل ۵ برابر خواهد شد. تا آن روز، بهترین استراتژی ترکیب طلا، نقره و مس در سبد ریزر (امن دارایی) به همراه سهام بنیادی و آموزش دیدن است.

بازارهای جهانی

مس ۱۴ هزار دلار و آلومینیوم ۳,۷۷۰ دلار معامله می‌شوند. مس در شش ماه اخیر رشد بسیار خوبی داشته و از طلا و نقره پیشی گرفته است. نقره در سه سال اخیر رشد خیلی خوبی داشته، بعد از آن طلا و سپس مس قرار دارد. اما در شش ماه اخیر، مس از همه بهتر عمل کرده است.

سال ۲۰۲۶ میلادی در محافل اقتصادی به عنوان سال «رشد مس» و «رشد نقره» شناخته می‌شود. تحلیلگران توصیه می‌کنند که درصد عمده سبد ریزر (امن دارایی) به طلا و نقره اختصاص یابد و مس نیز در کنار آنها قرار گیرد. مس به عنوان کالایی با تقاضای صنعتی بالا، از پتانسیل رشد قابل توجهی برخوردار است.

بورس کالا؛ گواهی سپرده مس ۵ درصد ارزان‌تر از دلار آزاد

یکی از جذاب‌ترین فرصت‌های سرمایه‌گذاری در حال حاضر، خرید گواهی سپرده مس (کاتد) از بورس کالا است. هر کیلو کاتد مس با قیمت ۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومان معامله می‌شود. اگر این قیمت را بر دلار ۱۴ هزار تومانی (قیمت جهانی مس) تقسیم کنیم، نرخ دلار محاسباتی به ۱۶۶ هزار تومان می‌رسد. اما دلار در بازار آزاد ۱۷۴ هزار تومان است. یعنی خریدار کاتد مس از بورس کالا، حدود ۵ درصد ارزان‌تر از ارزش دلاری واقعی آن معامله می‌کند. چنین تخفیفی در هیچ جای دیگر وجود ندارد.

دو سهم بزرگ صنعت مس در بورس تهران نیز وجود دارند: یکی شرکت بزرگ مس با ارزش بازار حدود ۲,۵۰۰ هزار میلیارد تومان و دیگری شرکت کوچک مس که ارزش آن حدود ۵,۰۰۰ میلیارد تومان است. از زمانی که بازار بورس باز شده (حدود دو هفته پیش)، این دو سهم تقریباً ۳۵ درصد رشد کرده‌اند. کاتد مس نیز هر کیلو ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان رشد داشته است.

همین وضعیت در گواهی سپرده شمش طلای بورس کالا نیز دیده می‌شود. سکه امامی نیز تقریباً بدون حباب (و حتی ۲ درصد زیر ارزش ذاتی) معامله می‌شود.

نقره اما کمی متفاوت است. قیمت منطقی نقره در بازار داخلی باید حدود ۴۷۰ هزار تومان باشد (بر اساس نرخ ۷۶ دلاری انس و دلار ۱۷۴ هزار تومانی). اما گواهی سپرده نقره در بورس کالا حدود ۵۰۰ هزار تومان معامله می‌شود. صندوق‌های نقره نیز با همین حباب (حدود ۳۰ میلیون تومان) معامله می‌شوند. با این حال، تحلیلگران معتقدند ریسک به ریوارد (نسبت ریسک به بازده) طلا، نقره و مس در حال حاضر بسیار جذاب است. این سه فلز در سبد سرمایه‌گذاری ریزر (امن دارایی)، امنیت سرمایه‌گذاری می‌دهند و انتظار بازدهی حدود ۶۰ درصدی برای آنها وجود دارد.

بورس تهران؛ ورود ۴,۱۵۰ میلیارد تومانی در یک روز

بازار بورس تهران در هفته جاری وضعیت بسیار خوبی داشته است. شاخص کل به رقم ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار واحد رسیده است. امروز (۱۲ خرداد) حدود ۲۴۰ هزار نفر خریدار و ۲۱۸ هزار نفر فروشنده بودند. ۴,۱۵۰ میلیارد تومان ورود پول حقیقی به بازار ثبت شده و ارزش معاملات به ۲۹ هزار میلیارد تومان رسیده است.

بازار بورس، بازار آدم‌های باهوش، نابغه و باسواد است. تعداد افرادی که در بورس فعال هستند (۲۴۰ هزار نفر) نسبت به جمعیت کشور رقم خاصی نیست، اما سرمایه‌ و دانش و تخصص آنها بالاست. این افراد در حال حاضر دارند چه کاری انجام می‌دهند؟ آنها در حال «تبدیل کردن» سبد خود هستند. شرکت‌هایی که عملکرد ضعیفی داشته‌اند (فروش ضعیف، تقسیم سود پایین، نقدشوندگی کم، افزایش بهای تمام شده و از بین رفتن حاشیه سود) و یا شرکت‌هایی که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم تحت تأثیر ریسک سیستماتیک (جنگ، محدودیت گاز، قطعی برق) آسیب دیده‌اند، در حال عرضه شدن هستند.

مثال: شرکتی که مستقیماً آسیب نظامی دیده و با ۴۰ درصد ظرفیت کار می‌کند، در سه ماه اخیر ۴۰ درصد سود کرده است. در مقابل، کسی که روی دلار و طلا ایستاده بوده، در همین سه ماه ۱۵ درصد ضرر کرده است. یعنی اختلاف ۵۵ درصدی بین بازدهی سهامدار شرکت آسیب دیده و بازدهی دلار و طلا. بازار در حال حاضر این تفاوت را با جایگزینی شرکت‌های قوی‌تر به نفع سرمایه‌گذاران هوشمند جبران می‌کند.

بازار دیگر هر سهمی را نمی‌خرد؛ فقط سهم‌های با P/E پایین و بازده بالا

در شرکت‌های بزرگ بازار که عملکرد ضعیفی نداشته‌اند و ریسکی متوجه آنها نیست، از دیروز (۱۱ خرداد) و امروز و فردا شاهد عرضه هستیم. چرا؟ چون این سهم‌ها کمی گران شده‌اند. بازار دیگر سهم با P/E بالای ۷ یا ۸ واحد را به راحتی نمی‌خرد.

نکته جالب این است که بازار سهم با P/E حدود ۴.۵ واحد در صنعت زراعت، کشاورزی و دامداری را می‌فروشد و می‌خرد. یعنی بازار اینقدر سخت‌گیر و کمال‌گرا شده است. دنبال «بهترین» می‌گردد. دنبال سهمی که بازده فروش بالای ۱۰۰ درصد در سال جاری داشته باشد.

این سهم‌ها در صنایع زیر یافت می‌شوند: پالایش (روانکار)، کشاورزی و دامداری، لبنیات، روغن خوراکی (۱۰۰ درصد رشد فروش)، مس، شوینده (چند سهم خاص)، فلزات اساسی (چند سهم خاص)، اوره (نیمی از شرکت‌ها)، دارو (به راحتی)، پخش دارو، آشامیدنی‌ها و سیمان. اینها صنایع برتر بازار سرمایه هستند. خارج از این صنایع، هر شرکتی که باشد (حتی تک شرکت تاپ بازار) بازار آن را عرضه می‌کند.

نگاه بازار به آینده؛ صنعت حمل و نقل دریایی جنوب فعلاً ضعیف، آینده نامشخص

در صنعت حمل و نقل دریایی، شرکت‌های شمال کشور (مثل نماد خزر) گزارشات خوبی داشته‌اند. اما شرکت‌های جنوب کشور (مستقر در منطقه تنگه هرمز) گزارشات ضعیفی داشته‌اند. اگر تنگه هرمز باز شود و محاصره دریایی برداشته شود، این شرکت‌های جنوبی دوباره جان می‌گیرند. اما بازار به آینده نگاه نمی‌کند. می‌گوید: «همین الان عالی باش». تا زمانی که گزارشات خوب نیاید، این سهم‌ها را نمی‌خرد.

اختیار خرید؛ سهم خوب را روی قیمت تابلو نمی‌توانی بخری، گران نخر

نکته مهم: سهم‌های بنیادی خوب را در حال حاضر روی قیمت تابلو نمی‌توانی بخری. چون عرضه‌ای در کار نیست. هر که دارد، نگه داشته است. بنابراین اختیار خرید این سهم‌ها گران است. ولی احتیاط کنید: ریسک‌ها هنوز وجود دارد. افرادی که بدون آموزش، بدون تسلط، بدون مشاور و بدون راهنما وارد بازار می‌شوند، کار خطرناکی انجام می‌دهند.

پتانسیل رشد ۳۰ درصدی کوتاه‌مدت و ۵ برابری بلندمدت

بازار بورس در کوتاه‌مدت (دو هفته اخیر) رشد خوبی کرده، اما تحلیلگران معتقدند هنوز ۳۰ درصد دیگر جای رشد دارد. رشد اصلی بازار بورس زمانی اتفاق می‌افتد که سرمایه‌گذار خارجی وارد شود. آن روز، شاخص کل از ۴ میلیون واحد فعلی، پتانسیل ۵ برابر شدن (رشد ۴۰۰ درصدی) را دارد. چون تمام پیش‌شرط‌های قبل از این داستان (افزایش تولید، رونق اقتصادی، کاهش انتظارات تورمی) همه تیک خورده است.

روزی که سرمایه‌گذار خارجی بیاید، تولید رونق می‌گیرد، انتظارات تورمی کاهش می‌یابد و بازار بورس به بازار بسیار جذابی برای سرمایه‌گذاری تبدیل می‌شود. پتانسیل آن بسیار بالا خواهد بود.

نتیجه‌گیری؛ ترکیب طلا، نقره و سهام بنیادی، بهترین استراتژی

در سه تا پنج سال آینده، روند سرمایه‌گذاری برعکس چند سال اخیر خواهد شد. کسانی که کسب‌وکار داشتند و سرمایه‌گذاری تولیدی کردند، در چند سال اخیر آسیب بیشتری دیدند نسبت به کسانی که در ریزرو (طلا و نقره) بودند. اما در سه تا پنج سال آینده، این روند برعکس می‌شود. این به معنای کاهش محبوبیت طلا و نقره نیست. آنها همچنان گزینه‌های سرمایه‌گذاری جذابی هستند، اما رشدشان بر اساس بازار جهانی خواهد بود، نه بر اساس دلار داخلی و انتظارات تورمی.

در حال حاضر، ارزش دلاری بازار سرمایه ایران حدود ۸۵ میلیارد دلار است که «بسیار بسیار ارزان» ارزیابی می‌شود. تا پنج سال دیگر، دیگر ارزان نخواهد بود. سهام ارزنده است، طلا و نقره هم جذاب هستند، مسکن هم قیمت‌های نرمالی دارد (نه ارزان). اما سهام، نفس‌های آخرش را می‌زند. کسانی که سرمایه دارند و زحمت یادگیری را می‌کشند (حدود ۱۵۰ ساعت آموزش) می‌توانند نتیجه آن را ببینند و لذت ببرند. کسانی که آموزش نمی‌بینند، هیچ استفاده‌ای از هیچ چیزی نخواهند کرد. راه میانبری وجود ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید