#داغ های خبری
دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵

به وقت ایران جنجالی شد

درباره برنامه «به وقت ایران» پربیننده‌ترین برنامه تلویزیون در زمان جنگ و مجریان دوست‌داشتنی‌اش مورد توجه مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته است.

 پروفایل امروزمان را به برنامه این شب‌های شبکه خبر‌ «‌به وقت ایران» و خاصه مجریان آن اختصاص دادیم؛ سرباز روح‌الله رضوی و وحید خضاب‌ ‌و نیما اکبرخانی. ‌‌به وقت ایران‌،‌ یکی از محصولات سازمان‌‌ ‌اوج است که در واکنش به جنگ آمریکایی-صهیونی علیه کشورمان، ‌‌از 18 دی سال گذشته هر شب حوالی ساعت 19 و 35 دقیقه با اجرای سرباز روح‌الله رضوی و همراهی کارشناسان به شکل زنده روی آنتن شبکه خبر می‌رود و طرفداران خاص و چندده میلیونی خود را دارد.

برنامه‌ای تحلیلی که روایتی صحیح و واقع‌گرایانه بدون هیجانات مرسوم دیگر مجریان این روزهای تلویزیون، از جنگ تحمیلی علیه ایران دارد. مجری و کارشناسانی که هرگز در دام شعارزدگی نیفتادند. ‌‌این برنامه قرار است تا پایان جنگ روی آنتن باشد. بیایید ببینیم «به وقت ایران» با این سه نفر چطور توانست‌ به موفقیتی تا این حد برسد.

چرا مرجع شد؟

شهامت در بیان اخبار؛ همین نکته کلیدی را داشته باشید؛ ‌به وقت ایران این روزها در تلوبیون بازدیدی بیش از ۱۰‌میلیون پیدا کرده‌‌ که حتی برای یک بازه سه ماهه نسبت به برنامه گفت‌وگومحور خبری آمار مورد توجهی به حساب می‌آید. ‌‌خودم که قطعا هر شب این برنامه را می‌بینم. ویژگی‌های منحصربه‌فرد ‌این برنامه بود که باعث شد ‌‌تقریبا از روزهای ابتدایی جنگ مورد توجه قرار بگیرد.‌ از نیما و وحید کارشناسان برنامه می‌نویسم که خیلی راحت و به زبان عامیانه و به دور از ‌‌کلیشه‌های مرسوم‌، اخبار جنگ را به شکل قابل فهم برای مخاطب عام تلویزیون تحلیل می‌کنند. ‌

 

 

از اسکرین‌شات تا میدان و ‌به وقت ایران

سید سرباز عضو تیم اسکرین‌شات بود‌؛ برنامه‌ اینستاگرامی که رویکرد‌ ‌متفاوتی در پرداخت به سوژ‌ه‌ها داشت؛ برنامه‌ای که با ادبیات صریح و شسته و رفته و ‌رک و پوست کنده سراغ سوژه‌های خط قرمز می‌رفت. همین رویه به برنامه «به روایت ایران» هم سرایت پیدا کرد. می‌رسیم به «میدان»؛ کسانی که قبل از حمله جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل به ایران، اخبار جبهه مقاومت را به‌طور دقیق دنبال می‌کردند، احتمالا ‌‌اسم برنامه یوتیوبی «میدان» به گوش‌شان خورده.

جایی که وحید خضاب و سرباز روح‌الله رضوی مجریان اصلی این برنامه بودند و نیما اکبرخانی هم یکی از مهمانان پرتکرار آن. به نقل از رسانه رها؛ چند نفر آدم کتابخوان که دستی بر نگارش و تالیف هم داشتند و از ترجمه آثار تحلیلی و تاریخی تا حتی نگارش رمان، چیز‌هایی در سابقه‌شان به چشم می‌خورد، برنامه‌ای را ساختند که‌ وارد جزئیات فنی، نظامی، سیاسی یا حتی اقتصادی و فرهنگی نبرد می‌شد و به‌طور تخصصی درباره آنچه در جبهه‌های عراق و سوریه و لبنان و یمن و فلسطین‌‌ می‌گذشت حرف می‌زد. بعد از شروع جنگ رمضان، با این سه نفر‌ رسیدیم به برنامه «به وقت ایران» ‌که باز هم این چهره‌های آشنا گردانندگان اصلی آن هستند.‌

موفقیتی که باید توجه کرد تصادفی به‌وجود نیامده و چنین عقبه‌ای داشته است. اینجا از مجری و کارشناسانی می‌نویسم که یکطرفه حرف ‌نمی‌زنند و ‌در دام‌ ‌شعارزدگی نمی‌افتند. یعنی برخلاف رویکردهای کلاسیک که با «رجزخوانی» سعی در پوشاندن خلأهای اطلاعاتی دارند، این تیم با بیان جزئیات فنی و نقشه‌های دقیق روی ویدیووال ‌اعتماد مخاطب را جلب می‌کنند.‌ برخلاف دیگر برنامه‌ها که در لحظات حساس بحرانی، به دلیل ترس از تبعات سیاسی، سکوت را بر تحلیل ترجیح می‌دهند،‌ این تیم با درک این واقعیت که‌ «اگر ما روایت نکنیم، دشمن روایت خواهد کرد»، وارد مناطق ممنوعه تحلیلی می‌شوند؛ یعنی شهامت در گفتن اخبار ناخوشایند‌‌.

نیما اکبرخانی؛ از او چه می‌دانیم؟

40ساله است؛ متولد 1365 و متاهل است… کارشناس مسائل نظامی است؛ نگاه نکنید که تسلط ویژه‌ای به مسائل نظامی دارد؛ او اصلا یک داستان‌نویسان ‌در حوزه ادبیات داستانی است. نیما که این چند وقت اخیر تقریبا همیشه لباس مشکی برتن دارد و شروع صحبت‌هایش با دعای پیروزی و سلامتی برای نیروهای مسلح است‌؛ نیما که حدود 57هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد؛ 212 پست او را که مرور می‌کردم، همه آنها بازتابی از تحلیل‌هایش در برنامه‌هایی است که اجرا می‌کند.

از عملیات دلتا فورس می‌گوید، از موشک‌هایی که به قلب صهیونیست‌های کودک‌کش زدیم، از پدافندهای ایران، یا کمی عقب‌تر که برویم از کتاب‌هایش مثل داستان عزرائیل (روزهای تاریک) که در ایران و سوریه می‌گذرد، می‌گوید. اصلا همین رمان «عزرائیل: کهنه سرباز» ‌‌شایسته تقدیر جایزه ادبی جلال آل‌احمد و کتاب سال جمهوری اسلامی ‌شد یا کتاب « اَثریا» که داستانی درباره مدافعان حرم و مربوط به جنگ سوریه با گروهک داعش دارد. نیما این روزها از کتاب و ادبیات فاصله گرفته و بیشتر به تحلیل جنگ تحمیلی علیه کشورمان می‌پردازد.

وحید خضاب؛ از او چه می‌دانیم؟

وحید خضاب متولد سال ۱۳۶۶ است؛ این مترجم و پژوهشگر، 39 ساله است و یک سال از نیما کوچک‌تر است و انصافا رابطه خوبی هم با او دارد و هرازگاهی یک کل‌کل ریز هم با هم دارند. او که با ریش‌های شکیل و یکدست مشکی و با پیراهن‌های رسمی رنگی و با تسلطی که در گفتار و بیان و تحلیل‌هایش دارد، بیننده را به خود جذب می‌کند. او هم اصلا یک نویسنده و مترجم و تاریخ‌پژوه است که به چندین زبان خارجی تسلط ویژه دارد.

او که روی نقشه وقتی نام شهرها‌ و محله‌های لبنان و فلسطین و… ‌را با تلفظ صحیح عربی ادا می‌کند، بیننده لذت می‌برد. ‌وحید از نوجوانی به شعر و شاعری علاقه داشته و قبل از ورود به دانشگاه چند جایزه ‌هم در حوزه شعر گرفته. وحید چندین کتاب هم ترجمه کرده. مهمترین کتابش ‌‌زیر پوست جنگ است. کتاب ‌‌فرمانده در سایه مروری بر زندگی و شهادت حاج عماد مغنیه یا زندگی زیر پرچم داعش یا ماجرای علامه و انقلاب یا مجموعه تو زودتر بکش ۱، ۲، ۳ و ۴ و قاتل مودب و کتاب ده غلط مشهور درباره اسرائیل و…

سرباز روح‌الله رضوی 

اسمش «سرباز روح‌الله» است. 46ساله است؛ متولد 31 شهریور 1359 در کشمیر ‌ هندوستان. دلیل نامگذاری اسمش هم این است که ‌پدرش به دلیل عشق به ایران و انقلاب و آیت‌الله خمینی،‌ نام تنها پسرش را ‌سرباز روح‌الله می‌گذارد. فارغ‌التحصیل فوق‌لیسانس مهندسی راه‌آهن برقی از دانشگاه علم و صنعت تهران است. همچنین سرباز روح‌الله‌ در جامعه المصطفی العالمیه قم هم درس طلبگی خوانده.

او که جدش‌ به سادات رضوی برقعه‌ای در کشمیر کشور هندوستان می‌رسد.برای آشنایی بیشتر با این مجری می‌توانید کتاب «از کشمیر تا کاراکاس» او را بخوانید؛ کتابی ‌به قلم خودش ‌که خاطرات سفرهای فراوان و گوناگونش را یکجا جمع‌آوری کرده‌. این شب‌ها او اجرای برنامه به وقت ایران را برعهده دارد؛ برخلاف نیما و وحید، او همیشه با کت‌وشلوار برنامه را اجرا می‌کند‌ و با تسلطی که بر اجرا دارد، سعی می‌کند ‌‌موضوع بحث را به درستی هدایت و کارشناسان و مهمان‌ ‌به سه اصل و رویکرد‌‌ ‌برنامه یعنی مسائل نظامی و سیاسی و اقتصادی‌ بپردازند.

دیدگاهتان را بنویسید