جنگنده کشتی ایران که بود؟

به گزارش سرمایه فردا، ورزش و کشتی ایران قهرمانان بیبدیلی داشته که هرگز به حق واقعی خود در مسابقات جهانی و المپیک نرسیدند. اسم محمود کدخدایی که میآید خیلیها به یاد ژاپن، یاکوزا یا سلطان وحشت میافتند که تیتر رسانهها در دهه ۷۰ شد اما او یک قهرمان و سردار بیمدال از نسل سوخته ورزش ایران بود.
نسلی که جلال شاهسون را در والیبال داشت (مردی که به آلمان کوچ کرد) و نسلی که ناصر محمدخانی را به خود دید. نسلی قدر ندیده و بدشانس که جنگ و تحریم المپیکهای ۱۹۸۰ مسکو و ۱۹۸۴ لسآنجلس را از آنها گرفت و استعداد دهها قهرمان و ورزشکار را بلعید!

یکی از قهرمانان به یاد ماندنی نسل سوخته محمود کدخدایی بود که تمامی کشتیدوستان و همدورههایش، شجاعت و جسارت و تکنیک و سبک زیبای کشتی گرفتن او را به خاطر میآورند. مردی که بهحق و به واقع شایسته مدالهای جهانی و المپیک بود که اگر امروز کشتی میگرفت، چند مدال جهانی و حتی المپیک در خورجین افتخارات خود داشت. این شاگرد استاد حبیب فتاحی در باشگاه راهآهن به قدری زیبا و کشتی رو به جلو داشت که مسابقات او در جام معتبر تختی با تماشاگر انبوه و پخش مستقیم نشان داده میشد آن هم در زمانی که کشتی و به طور کل ورزش به خاطر شرایط آن دهه خیلی اولویت نداشت!
اف ۱۴ کشتی ایران در دهه ۶۰ (لقبی که روسها به محمود کدخدایی داده بودند) در داخل رقبای قدرتمندی نیز داشت؛ مردانی چون اللهمراد زرینی، حسن حمیدی، محمد ذوالفقاری، خسرو پیشرو و …
محمود کدخدایی متولد ۱۳۴۳ در جوادیه تهران است که خیلی سریع در کشتی نوجوانان پایتخت چهره شد و با طلای نوجوانان جهان در سال ۱۹۸۰ نامش را برسر زبانها انداخت. کشتی گرفتن او همزمان با روزهای انقلاب بود که با تعطیلی کشتی مصادف شد.
اما او دوباره از باشگاه فردوسی شروع کرد. محمود کدخدایی همانطور که اشاره شد از بدشانسهای کشتی ما هم بود؛غیبتهای مکرر و اعزام نشدنها به جهانی و المپیک او را از مدالهای رنگارنگ دور کرد. در مسابقات جهانی ۱۹۸۳ کییف عضو تیم ملی بود که با آن اتفاقات پیش آمده کشتی فرنگی، تیم کشتی آزاد بدون مسابقه به ایران برگردانده شد.
در ادامه حق کشیهای آشکار به علاوه دشمنی با محمود به خاطر موهای بور و چهره اروپاییاش در ورزش آن روزگارهم مزیت بر علت شد تا این دلاور کشتی پایتخت از نظر روحی آسیب ببیند و آن اتفاقاتی بیفتد که نباید میافتاد. هرچند شایعات و حرفهای نادرست بعضا در مورد کدخدایی گفته شد اما این از ارزشهای این کشتیگیر بسیار فنی، متفکر، تکنیکی، موقعیتشناس و شایسته کم نمیکند؛ عنواندار جام دانکولف و یاشاردوغو و دارنده سه مدال طلا و نقره از جام معتبر تختی که سهم او دو طلا و یک نقره بود. لازم به یادآوری است؛ کشتیهای محمود کدخدایی در دهه ۶۰ با هیجان زیادی در مقابل رقیبان برگزار میشد اما سهم او از کشتی، آه و افسوس شد.
بدون اغراق دنیای کشتی مدالهای رنگارنگ زیادی به این اف ۱۴ کشتی و تکرار نشدنی کشتی ما در اوزان ۶۸ و ۷۴ کیلوگرم بدهکار است. قهرمانی که زود ترک دنیای قهرمانی کرد در حالی که کشتی ایران هم یکی از استعدادهای تکرارنشدنی خودش را از دست داد.
قهرمانی مظلوم که به گواه کارشناسان و کشتیدوستان قدیمی اگر در روسیه به دنیا میآمد شک نداشته باشید آرسن فادزایف یا بوایسار ساتیاف میشد!
آنچه نوشته شد قصه پر غصه قهرمان خوشتیپ و با استعدادی بود که به دلیل ناملایمت و کملطفیهای ورزش ایران و فضای آن روزهای کشور، زندگیاش به یک تراژدی بزرگ تبدیل شد.
