راهکار بهبود کیفیت فضای سبز

پارکها و فضای سبز تهران که ریههای حیاتی پایتخت به شمار میروند از جنگی که پشت سر گذاشتیم؛ بینصیب نماندند. در جریان جنگ رمضان، نام پارکهای بزرگی از تهران منتشر شد که هدف حمله دشمن قرار گرفته بودند. اگرچه مسئولان برآورد دقیقی از میزان خسارات وارد شده به پارکها در اختیار ندارند اما بر این باورند که باید هرچه سریعتر قسمتهای تخریب شده این پارکها بازسازی شوند و برنامههای فنی که از قبل در دست تهیه بود، در مناطق آسیب دیده اجرایی شود. مسئولان میگویند که باید در جریان بازسازی پارکها، گونههای بومی مقاوم و سازگار با اقلیم تهران بهکار گرفته شوند.
جنگی که هنوز به پایان نرسیده و آتش بس شکننده، اندکی وقفه در آن ایجاد کرده است، خسارتهای متعددی بر پیکر محیط زیست ایران وارد کرد. باور اینکه در جریان جنگ رمضان، فضای سبز شهری پایتخت هم از گزند موشکهای دشمن در امان نبوده، کمی سخت است اما جستجو در لابهلای اخباری که از نقاط مورد اصابت موشک منتشر شده نشان میدهد که بوستانهای صدف، یاس فاطمی، چیتگر، سرخه حصار و حتی پارک محلهای پلیس هم مورد اصابت بمبها و موشکهای آمریکا و اسرائیل واقع شدهاند.
برخی گمانهها درباره اینکه کمک گرفتن از هوش مصنوعی چنین خطایی ایجاد کرده و پارک پلیس را به لیست اهداف دشمن افزوده، وجود دارد اما دقیقا نمیدانیم که چرا متجاوزان تصمیم گرفتهاند پارکهای تهران را مورد حمله قرار دهند. پارکهایی که ریههای حیاتی کلانشهر تهران محسوب میشوند و آسیب دیدن آنها میتواند بر کیفیت زیست پایتختنشینان تاثیرگذار باشد.
آسیب دیدن قطعی سه پارک جنگلی تهران
رضا بیانی مسئول پدافند غیر عامل و مدیریت بحران منابع طبیعی کشور در گفتوگو با هفت صبح درباره پارکهای آسیب دیده پایتخت در جریان جنگ رمضان توضیح میدهد که از هشت پارک جنگلی احاله مدیریت شده منابع طبیعی به شهرداری، مشخصا سه پارک جنگلی چیتگر، سرخه حصار و یاس فاطمی تحت اصابت موشکهای آمریکایی-صهیونی واقع شدهاند و احتمال میرود که دارآباد هم از این حملات آسیب دیده باشد.
او میگوید که این حملات باعث شده برخی درختانی که در محدوده پارکهای جنگلی مورد حمله قرار داشتند از بین رفته باشند. به همین خاطر، اکنون بهترین فرصت برای جایگزینی این درختان با گونههای بومی با نیاز آبی کم، حداقل در این سه پارک جنگلی است.
به گفته مسئول پدافند غیرعامل و مدیریت بحران منابع طبیعی کشور در جریان تفاهمی که پس از بروز خشکیدگی در پارکهای جنگلی تهران با شهرداری به امضا رسید، باید نهالهایی با عمر بالای پنج سال در پارکهای جنگلی تهران کشت شوند تا این نهالها زودتر در محیط مستقر شوند.
ایجاد فرصت با بارشهای مناسب در کشور
بیانی درباره دلایل مناسب بودن فرصت برای بازسازی پارکها بر اساسی سیاستهای از پیش تعیین شده، توضیح میدهد که امسال میزان بارندگی کشور بالاتر از نرمال است و نزدیک به 202 میلیمتر بارش در کشور به ثبت رسیده است؛ در حالی که میزان بارش در بلند مدت 50 ساله، 190 میلیمتر است. در نتیجه اکنون میزان بارندگی از بلند مدت بیشتر است و در تهران هم که بارندگی کمتری به ثبت رسیده، تاکنون 65 درصد بارشهایی که میتوانست به وقوع بپیوندد، دریافت شده است.
امیدواریم در ادامه فصل بارش بتوانیم بارندگی مناسبی داشته باشیم و مشکل کم آبی تهران و تنشهای آبی پایتخت که درختان پارکها با آن درگیر بودند، حل شود. او بر این باور است که با توجه به وضعیت بارشها، میتوان تا انتهای بهار از این امکان خدادادی بهره برد و نسبت به جایگزینی درختان پارکها اقدامات لازم را انجام داد. مسئول پدافند غیرعامل و مدیریت بحران منابع طبیعی کشور تاکید میکند که در جریان این اقدامات باید گونههای قبلی با گونههای بومی با نیاز آبی کم جایگزین شوند و کمتر به سمت کشت سوزنیبرگان برویم.
بیاطلاعی از خسارات وارده در جنگ
نقی شعبانیان، معاون توسعه جنگل و کمربند سبز سازمان بوستانها و فضای سبز تهران نیز در گفتوگو با هفتصبح اطلاعات دقیقی از میزان خسارات وارده به پارکهای پایتخت در اختیار ندارد و بر این باور است که در جریان حملات هوایی دشمن، پارکهای جنگلی یاس جنوبی و چیتگر کمابیش آسیب دیدهاند. به گفته او، با توجه به خسارت وارده باید برای بازسازی پارکهای تهران برنامهریزی شود و برای مناطق تخریب شده، اگر از نظر پوشش گیاهی نیاز به ترمیم داشته باشند، اقدامات لازم انجام شود.
معاون توسعه جنگل و کمربند سبز سازمان بوستانها و فضای سبز تهران درباره امکان جایگزینی گونههای بومی در مناطق آسیب دیده توضیح میدهد که در تهران گونه بومی نداریم؛ ضمن اینکه در این کلانشهر، موضوع مقاومت در برابر آلودگی هوا هم مطرح است. به همین خاطر به دنبال گونههای بومی ایران خواهیم بود که سازگاری لازم با شرایط اقلیمی و آلودگی تهران را داشته باشند و این سیاست بهطور کامل قبل از وقوع جنگ، در برنامههای سازمان بوستانها جا گرفته است.
به گفته شعبانیان، اگر امروز بوستانهای تهران به شکل کنونی درآمدهاند، به این دلیل است که بعد از جنگلکاری اولیه، عملیات پرورشی و فنی در قالب یک طرح جنگلداری فنی در این پارکها اجرا نشده است. در یک طرح فنی همه چیز پیشبینی میشود؛ مثلا مشخص میشود که در سال اول کشت گونه انجام شود، در سال دوم آبیاری به چه میزان انجام شود، عملیات هرس کردن و تنک کردن در چه زمانی انجام شود و در چه سالی جایگزینی گونههای مناسب با گونههای اولیه که بهعنوان پیش آهنگ کاشته شدهاند، انجام شود و چه میزان از این گونههای اولیه با گونههای بومی جایگزین شوند.
معاون توسعه جنگل و کمربند سبز سازمان بوستانها و فضای سبز تهران توضیح میدهد که تاکنون این کارها در پارکهای جنگلی تهران کمتر اتفاق افتاده اما اکنون طرحی تحت عنوان طرح فنی و پرورشی در دست تهیه است تا برنامهریزی لازم در این رابطه انجام شود. مطابق این طرح در ارتباط با جایگزینی درختان آسیب دیده در پارکهای جنگلی که در جریان حمله هوایی دشمن آسیب دیدهاند نیز اقدامات لازم انجام میشود. به گفته شعبانیان در جریان بازسازی پارکهای جنگلی تهران از گونههایی استفاده میشود که سازگار با شرایط تهران بوده و بر اساس یافتههای علمی و تحقیقاتی، مقاوم به آلودگی هستند.
این گونهها باید نسبت به کم آبی مقاوم بوده و مناسب برای کشت در پایتخت باشند. حمله به پارکهای تهران اگرچه ریههای تنفسی تهران را تحت تاثیر قرار داده و تهدیدی جدی برای سلامت مردم پایتخت به شمار میرود اما از فرصت پیش آمده باید استفاده شود و گونههای مناسب با شرایط اقلیمی تهران در جریان بازسازی این پارکها در محیط مستقر شوند تا این مکانها بهعنوان سرمایههای سبز پایتخت، برای نسلهای آتی کارکردهای اکولوژیکی خود را حفظ کرده و زمینه زندگی سالم برای ساکنان شهر شلوغ تهران را فراهم کنند.
خشکیدن خاموش جنگلهای تهران
مسعود امیرزاده، فعال محیط زیست: فضای سبز تهران، برای شهری که شهروندانش با شرایط بسیار سخت زیستمحیطی زندگی میکنند، اهمیتی مضاعف دارد. وجود درخت و فضای سبز میتواند تا حدی شرایط محیطی شهر را تعدیل کند و در کنار آن، در وضعیت روحی و آرامش روانی شهروندان نیز نقش داشته باشد. اما متاسفانه امروز جنگلهای شهری تهران در معرض از دست رفتن قرار گرفتهاند. یکی از مسائل مهمی که در وضعیت امروز فضای سبز تهران باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد، این است که چگونه در فاصلهای نسبتاً کوتاه، بخشهای مختلفی از جنگلهای شهری تهران، از چیتگر گرفته تا لویزان، سرخهحصار و سوهانک، با پدیده گسترده خشکیدگی درختان مواجه شدهاند.
طبیعی است که نمیتوان برای چنین پدیدهای تنها یک علت در نظر گرفت. بسیاری از همان عواملی که در وضعیت کلی فضای سبز تهران مؤثرند، در اینجا نیز میتوانند نقش داشته باشند؛ از تغییرات اقلیمی و افزایش دما و کاهش بارش گرفته تا وضعیت آب، پایین رفتن سطح ایستابی، آلودگی و تغییرات محیطی ناشی از توسعه شهری. در کنار این عوامل، برخی کارشناسان این احتمال را نیز مطرح کردهاند که کاشت گسترده گونههای سوزنیبرگ، بهویژه کاشت یک گونه در سطح وسیع و در کنار یکدیگر، ممکن است خود نوعی آسیبپذیری ایجاد کرده باشد.
این درختان امروز بخشی از گنجینه شهری تهران هستند و نمیتوان به صرف اینکه ممکن است در گذشته تصمیم بهتری امکانپذیر بوده باشد، بهسادگی از کنار نابودی آنها گذشت. مسئله اصلی اکنون باید حفظ آنها و در کنار آن، فهمیدن علت واقعی این خشکیدگی باشد. به نظر میرسد ریشهیابی این پدیده تاکنون به اندازه اهمیت آن جدی گرفته نشده است.
مسئله آبیاری و مسئولیت مدیریت شهری
بخش دیگری از این مسئله، به وضعیت آبیاری این فضاهای سبز مربوط میشود. آنطور که شواهد و گزارشهای مختلف نشان میدهد، در دورههای مختلف کوتاهیهای قابل توجهی در تأمین و استمرار آبیاری این درختان انجام شده است. مواردی وجود داشته که بخشهایی از این فضاهای سبز برای ماهها با کمبود یا قطع آب مواجه بودهاند.
در توضیح این وضعیت نیز معمولا به دلایلی مانند قطع سهمیه آب از سوی وزارت نیرو یا آب منطقهای، قطع سهم آب خام، خشک شدن چاهها یا بروز مشکلات فنی در تأسیسات آبرسانی اشاره شده است. طبیعی است که بخشی از این مسائل ممکن است خارج از اختیار مستقیم مدیریت فضای سبز باشد؛ اما مسئله اصلی اینجاست که آیا در چنین شرایطی، برای حفظ این گنجینههای شهری، تمهیدات جایگزین و اقدامات ضروری بهموقع انجام شده است یا خیر.
مجموعه این عوامل، در کنار بیاهمیتی، تسامح و سهلانگاریهایی که در برخی دورهها در مدیریت فضای سبز شهری وجود داشته، میتواند موجب شده باشد که بسیاری از درختان وارد دورههای ضعف و تنش شوند و در نتیجه، آسیبپذیری آنها در برابر بیماریها و آفات افزایش پیدا کند. درختی که برای مدت طولانی با کمبود آب مواجه شده، دیگر همان درخت سالم و مقاوم گذشته نیست و ممکن است یک عامل ثانویه، آن را بهسرعت از پا درآورد.
کاشت درخت به جای حفظ درختان موجود
نکته دیگری که در این میان وجود دارد، نوع مواجهه مدیریت شهری با این وضعیت است. شهرداری یا مدیریت فضای سبز شهر تهران، هرگاه با مسئله از دست رفتن درختان و ناتوانی یا نقصان خود در نگهداری از این گنجینه سبز مواجه میشود، معمولا از کاشت درختان جدید بهعنوان راهحل و جبران خسارت سخن میگوید. در حالی که این دو موضوع را نمیتوان به سادگی جایگزین یکدیگر کرد.
آنچه در درجه اول اهمیت دارد، حفظ درختانی است که امروز وجود دارند. درختی که دهها سال رشد کرده و به بخشی از سیمای شهر و حتی هویت و میراث طبیعی آن تبدیل شده است، با کاشت یک نهال جدید جایگزین نمیشود. کاشت درخت، امری مربوط به آینده است و رسیدن یک نهال به جایگاه و کارکرد یک درخت کهنسال، سالها زمان میبرد و در تمام این مدت نیز به مراقبت و آبیاری مستمر نیاز دارد. اگر شهرداری امکان و توان لازم برای کاشت درختان جدید و تأمین آب و نگهداری آنها را دارد، چرا همین توان و هزینه را برای حفظ درختانی که اکنون وجود دارند و به یک سرمایه طبیعی، هویتی و میراثی برای شهر تبدیل شدهاند، به کار نمیگیرد؟
به همین دلیل، به نظر میرسد تأکید مداوم بر کاشت درخت در چنین شرایطی، گاهی میتواند به نوعی فرار از مسئولیت و پاک کردن صورت مسئله تبدیل شود؛ یعنی به جای اینکه مسئله اصلی، یعنی علت خشک شدن و از بین رفتن درختان موجود و مسئولیت مدیریت شهری در قبال آنها، مورد بررسی قرار گیرد، با یک اقدام سادهتر و قابل نمایش، مانند کاشت نهال، تلاش شود صورت مسئله تغییر کند.
البته در چنین اقداماتی، مانند هر پروژه دیگری، منافع پیمانکاران و سازوکارهای اقتصادی نیز میتواند مطرح باشد و در صورت نبود شفافیت، حتی زمینههایی برای شکلگیری منافع ناسالم و فساد ایجاد کند. اما حتی فارغ از این مسائل، اصل موضوع همچنان پابرجاست: کاشت درخت جدید، جایگزین حفظ درخت موجود نیست.
مسئولیت در برابر گنجینه سبز تهران
آنچه از پارکهای جنگلی و فضاهای سبز تهران برای ما باقی مانده است، از لویزان و شیان گرفته تا سرخهحصار، چیتگر، پردیسان، تپههای عباسآباد و ادامه فضای سبز کمربند تهران، همه به نوعی ثروت عمومی و گنجینه شهر تهران هستند.
نابود شدن تدریجی این گنجینهها در پیش چشم شهروندان، آن هم در شرایطی که مردم تهران گرفتار مشکلات عمیق و متعدد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی هستند، ممکن است باعث شود سطح حساسیت افکار عمومی نسبت به این مسئله آنچنان که باید بالا نباشد. اما به نظر میرسد همینجا است که نقش کنشگران مدنی و فعالان اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
رسانهها، فعالان مدنی و اجتماعی، فعالان سیاسی و حتی مدیران میانی شهرداری تهران، که ممکن است در برخی موارد سطح وابستگیشان به موقعیت اداری کمتر و حساسیت و وجدان عمومیشان بیشتر باشد، میتوانند نسبت به این روند واکنش نشان دهند و اجازه ندهند از کنار این مسئله به سادگی عبور شود.
